وقتی کرونا یقه پوپولیست ها را می گیرد

تهران- ایرنا- شیوع کرونا شیوه های مختلف مدیریت دولتها را در معرض آزمون قرار داده است. در این بین سیاستمدارانی که در سالهای اخیر با شعارهای عوامگرایانه قدرت را در اختیار گرفتند نتوانستند در مقابله با این پدیده نوظهور موفقیتی کسب کنند.

به گزارش خبرنگار ایرنا، بحران شیوع کرونا نزدیک به ۶ ماه است که جهان را درگیر خود کرده است. سرعت انتشار و غافلگیری این ویروس از سویی و  همچنین اطلاعات اندک درباره آن باعث شده مقابله با آن  بسیار دشوار باشد. گذشته از اینکه کرونا تاکنون جان هزاران نفر را گرفته و هنوز هم چشم اندازی برای پایان آن حداقل در کوتاه مدت متصور نیست، شیوع آن پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و البته سیاسی داشته است.

کرونا مرز نمی شناسد

زمانی که ویروس کرونا زمستان گذشته در ووهان چین شیوع یافت کمتر کسی فکر می کرد که در فاصله کوتاهی این ویروس کل جهان را درنوردد. با این وجود و علیرغم سختگیری های شدید مسافرتی بین کشورها و اعمال قرنطینه، کرونا در نهایت راهش را  یافت و تقریبا بخش اعظم کشورهای جهان را درگیر کرد. با این حال مواجهه همه کشورها با این پدیده ناشناخته یکسان نبود. کرونا نه تنها کارآمدی مدیریت بحران دولت‌ها را به چالش کشید، بلکه لزوم بازنگری در جهان‌بینی‌های سیاسی را پررنگ کرده است.

وقتی کرونا یقه پوپولیستها را می گیرد

طی سالهای اخیر فرایندی در دنیا و مشخصا در غرب آغاز سده بود که چهره های راستگرای افراطی با طرح شعارهای عوامگرایانه قدرت را اختیار گرفته و علیه نظم حاکم بر کشورهای خود و حتی نظم بین المللی شورش می کردند. ظهور و قدرت یابی چهره هایی چون بوریس جانسون و ترامپ در انگلیس و آمریکا دو نمونه از این چهره ها هستند که هر کدام نماد چالش با نظم مستقر هم در عرصه های داخلی و هم عرصه بین المللی هستند. با این حال شیوع کرونا در این دو کشور عملا بی پشتوانه بودن شعارها و ناکارامدی اینها را آشکار کرد.

عملکرد دولت‌های آمریکا و بریتانیا در رویارویی با کرونا نشان دهنده شکست سخت پوپولیسم از این ویروس است حتی برخی از تحلیلگران کرونا را پاشنه آشیل ترامپ در فاصله کمتر از سه ماه تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می دانند و نظرسنجی ها هم حاکی از سقوط ترامپ در مقایسه با نامزد دموکراتها بوده و روز به روز فاصله آرای وی با جو بایدن بیشتر می شود. حتی بسیاری از کارشناسان بر لزوم رهایی از اندیشه‌های پوپولیستی در دوران پساکرونایی سخن گفته اند.

به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا و پیروزی پوپولیست‌ها در بریتانیا در جریان رفرنداوم برگزیت را نمی‌توان تنها ناشی از رای اعتراضی مردم به سیاست‌های جاری این کشورها دانست. ترامپ هنگامی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شد که اقتصاد آمریکا در طول هشت سال حکومت باراک اوباما در موقعیت بسیار خوبی قرار داشت و شاهد رشد بود. پیروزی نایجل فاراژ و پوپولیست‌هایی همچون بوریس جانسون در ماجرای رفرنداوم خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نیز در لحظه‌ای کسب شد که اقتصاد بریتانیا با پدیده رشد روبه‌رو بود.

دونالد ترامپ تا مدت ها خطر بیماری کرونا را جدی نمی گرفت و معتقد بود رسانه ها به خطرناک بودن این بیماری دامن می زنند. او با تشدید محدودیت‌ها در آمریکا مخالفت می کرد. در بریتانیا پتریک ولانس، مشاور امور پزشکی دولت جانسون تنها راه مقابله با بیماری کرونا را ابتلای ۴۰ میلیون از شهروندان بریتانیا به این بیماری دانسته بود. آنچه که درباره آن سخنی گفته نمی شد تعداد قربانیان اجرای چنین سیاستی بود. بر اساس ارزیابی‌ها، چنین سیاستی می‌توانست به بهای جان ۲۵۰ هزار نفر تنها در بریتانیا تمام شود. نهایتا تعداد بالای قربانیان در آمریکا و بریتانیا با انتقادهای بسیاری علیه سیاست دولت‌های این دو کشور روبرو شد.

ناکارآمدی دولت ترامپ و جانسون در مقابله با بیماری کرونا به حدی بوده است که بسیاری در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نتایج حاصله از اجرای چنین سیاستی را بن‌بست پوپولیسم دانستند.

این البته تنها یک بخش از ماجراست؛ واقع امر این است که ترامپ در عرصه بین المللی هم با اعمال تحریمهای غیر انسانی علیه کشورها بویژه ایران تلاش کرد نقشی هم افزا با کرونا ایفا کند. در حالی که  ایران با شیوع کرونا دست و پنجه نرم می کرد دولت آمریکا نه تنها حاضر نشد از فشار تحریمها علیه ایران کم کند حتی برخی مقامات این کشور از شیوع آن در ایران ابراز خوشحالی کردند. این نگاه کوتاه بینانه البته از آن رو اتخاذ شد که مقامات دولت آمریکا اساسا درکی از کرونا و ضرورتهای مقابله با آن و قطع زنجیره شیوع کرونا نداشتند.

لزوم همبستگی جهانی

 توانایی انتشار سریع کرونا از فردی به فرد دیگر و در نتیجه آلوده شدن تمام کشورهای جهان در مدت کوتاه بار دیگر لزوم اتحاد و پیوستگی جهانی را یادآوری می کند.  روابط نزدیک و درهم تنیده کشورها شرایط شیوع گسترده کووید-۱۹ را فراهم کرده است. در این بین گرایشات پوپولیستی و ملی گرایانه و کشیدن دیوار دور کشورها و ملتها گامی رو به عقب برای از میان بردن این ویروس به شمار می رود.

جهانی شدن کرونا نشان می دهد که دولت ها تا حدی می توانند به تنهایی این ویروس را کنترل کنند و برای کنترل نهایی این بیماری همکاری های بین المللی گریزناپذیر است.

اکنون رقابت سختی میان شرکتهای داروسازی جهان برای ساخت واکسن این بیماری وجود دارد چگونگی متوقف کردن این بیماری‌ همه گیر که اقتصاد جهانی را تخریب کرده، تولید کنندگان را به صرف هزینه های چند میلیارد دلاری واداشته است. سازمان بهداشت جهانی در جدیدترین ارزیابی خود در ‌ماه ژوئیه، ۲۱ کاندیدای واکسن را شناسایی کرد که در مرحله آزمایش‌های بالینی قرار دارند که تقریبا نیمی از آنها شرکت‌ها یا موسسات چینی هستند.

دولت دونالد ترامپ از طریق دو برنامه مختلف، میلیاردها دلار برای ساخت واکسن ضد کرونا هزینه می‌کند. اگر این واکسن تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ساخته شود می تواند امتیازات مثبت بسیاری در انتخابات در اختیار ترامپ بگذارد بنابر این مساله تنها موضوعی پزشکی و در حوزه سلامت نیست. البته این امتیاز به نام هر کشوری ثبت شود می تواند سود مالی سرشاری را نصیب آن کشور کند. موضوع بر سر میلیاردها دلار است.

در جریان همه گیری کرونا دونالد ترامپ به دلیل تحریم های ظالمانه مانع از پرداخت وام بانک جهانی به ایران شد طبیعی است که چنین شخصیتی با روحیات تاجرمابانه در صورت در اختیار داشتن واکسن کرونا چه برخوردی با جهانیان خواهد کرد.

کمیسیون اروپا متعهد شده است که به فراهم کردن این واکسن برای هر فردی در هر نقطه جهان کمک کند چراکه این نهاد معتقد است تا زمانیکه همه ایمن نباشند هیچ کس ایمن نخواهد بود. به همین منظور از تاریخ چهار مه ۲۰۲۰ در یک اقدام بین‌المللی برای دسترسی همگانی به واکسن‌های علیه ویروس کرونا حدود ۱۶ میلیارد یورو جمع‌آوری کرده است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =