درباره محمد نوری

تهران- ایرنا- محمد نوری از جمله محبوب‌ترین خوانندگان و موسیقیدانان ایرانی به شمار می‌آید که طرفداران موسیقی او را با آهنگ «جان مریم» و «ایران ایران» به یاد می‌آورند. نوری علاوه بر مدارج مهم هنری و آکادمیک در ۱۳۸۵ خورشیدی به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

محمد سریر آهنگساز و یکی از اشخاصی که بیشترین سابقه همکاری با محمد نوری را داشته درباره بیوگرافی او چنین گفته است: محمد نوری متولد یکم دی ۱۳۰۸ خورشیدی بود. او زمانی که در جوانی یا نوجوانی شروع به خواندن کرده بود، با توجه به علاقه‌اش به زبان انگلیسی با فرهنگ غرب آشنایی داشت و گاهی حتی قطعات خارجی را با ترجمه اجرا می‌کرد. زمانی که به هنرستان موسیقی رفت در حوزه آواز باتوجه به قوانین موسیقی غرب خواند. او باید آن قواعد را به نوعی با قواعد موسیقی ایرانی همگام می‌کرد و این کار را هم کرد. به نظرم فردی بود که تکنیک‌های آوازی را در حوزه فولکلور یاد گرفته بود و اگر خارجی هم می‌خواند به این امر توجه می‌کرد اما الان کم‌تر پیش می‌آید، شخصی به این قواعد توجه کند. به یاد دارم چهارشنبه‌ها در رادیو حتما اثری از او پخش می‌شد. خیلی‌ها به کار او علاقه داشتند و کارهایش کیفی بود. اواخر دهه ۳۰ خواننده‌هایی آمدند که مردمی‌تر می‌خواندند و او تا چند سال پای خود را عقب کشید.

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب موسیقی کلاسیک، آوازخوانی را نزد اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی و محمد سریر می‌داند. محمد نوری در گفت وگویی درباره‌ راز ماندگاریش گفته بود: «من هرگز خود را در اوج ندیده‌ام. با زیربنایی سست هم می توان به اوج رفت، اما ماندن در قله، کار هر کس نیست، کار ما هم نیست، آن که بسرعت اوج می گیرد، با همان سرعت سقوط می‌کند. رمز ماندگاری در همین است که طوری باید به اوج رفت که بی‌برگشت باشد.»
نوری از معدود خوانندگان موسیقی در دهه ۴۰ بود که تسلط کامل به زبان انگلیسی داشت. او در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی سیروس شهردار، فریدون فرزانه و مصطفی پورتراب رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت.  آواز کلاسیک را نزد اولین باغچه بان و فاخره صبا آموخت و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی و ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت.  شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.   

محمد نوری فارغ‌التحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود. او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در ۱۳۶۸ خورشیدی از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت. در ۱۳۸۵ خورشیدی او از طرف سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد. (۱)

او سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ خورشیدی در گذشت.

سبک محمد نوری در خوانندگی و آهنگسازی

فریبرز لاچینی موسیقی دان و آهنگساز از آشنایی با صدای محمد نوری در رادیو و از دهه ۴۰ خورشیدی می گوید و درباره سبک وی در خواندن و آوازخوانی چنین گفته است: از همان زمان نوری سبک ویژه و زیبای خودش را داشت و بسیاری از جوانان و نوجوانان از جمله من را جذب صدایش کرده بود. در آن سال ها موسیقی پاپ تازه جایش را در ایران باز کرده بود و خوانندگان انگشت شماری فعالیت می کردند. در این میان نوری چون به سراغ سبک های جاز، بلوز یا مشابه آنها نرفته بود با دیگران تفاوت داشت. نوری به زبان انگلیسی تسلط داشت و برخلاف خیلی ها آثار غربی را گوش می کرد و بخوبی می شناخت. می توان گفت، بیشتر تحت تاثیر کارهای اروپایی بود تا آمریکایی. البته این تنها یک وجه کارش بود. آنچه به ترانه های او شخصیت می داد، ریشه های ایرانی اش بود.

نوری موسیقی ردیف دستگاهی را می شناخت، روی موسیقی نواحی و فولکلوریک ایران کار کرده بود و با ادبیات کلاسیک و معاصر ایران بویژه شعر آشنایی عمیق و گسترده داشت که همه اینها دست به دست هم داده و از او چهره ای خاص ساخته بود. جدای از همه اینها، نوری همیشه تشنه دانستن بود و پیش استادان گوناگون عرصه موسیقی و ادبیات تحصیل کرده و چیزهای بسیاری یاد گرفته بود. از طرف دیگر مطالعات بسیاری در زمینه های مختلف هنری و فرهنگی داشت که به کارش عمق می داد.

محمد نوری با صدای خود به اشعار نیما طنین دیگری بخشید و گویی آنها را از وادی خاموش واژه ها به قلمرو باشکوه و پرفراز و نشیب اصوات رهنمون شد. به خاطر دارم که نوری دقت و حساسیت خاصی در کار خود داشت و گاهی ماه ها کار می کرد تا لهجه ترانه را به بهترین وجهی ارایه کند. (۲)

محمد نوری از منظر همکاران و دیگر هنرمندان

میلاد کیایی موسیقی‌دان، نوازنده سنتور و آهنگساز: محمد نوری معلم انگلیسی من بود و بر این زبان مسلط بود. برای ما مدل و اسطوره‌ای از زبان، ادب، اخلاق و... بود. همیشه شیک و مرتب و اتو کشیده بود. نمره قبولی من در این درس حداکثر ۱۰ بود. آنقدر به هنر و موسیقی علاقه داشتیم که مدرسه را می‌رفتیم که پدر و مادرمان خیلی هم ناراضی نباشند. همیشه تجدیدی داشتم و فقط یک بار تجدید نشدم که آن هم کلا رفوزه شدم. در اردوهای هنری رامسر با استاد سریر آشنا شدم و به این دوستی افتخار می‌کنم. در نیمه سال ۶۵ در منزل دوست مشترکی به نام فرهنگ جولایی بودیم که آقای نوری نیز بود. او گفت زندگی من ۲ بخش هنری داشت؛ قبل و بعد از استاد سریر. استاد نوری زمانی که با استاد سریر آشنا شد، جاودانگی تازه‌تری پیدا کرد. یکی از ویژگی‌های او این بود که کلامش مفهوم بود. بعضی از خوانندگان صدای خوبی دارند ولی کلامشان مفهوم نیست. او سواد موسیقی داشت نه اینکه تنها صدای خوشی داشته باشد. باید از زندگی او یک فیلم ساخته شود. (۳)

محمدسریر آهنگساز، موسیقی‌دان و رییس وقت هیات مدیرهٔ خانهٔ موسیقی ایران: محمد نوری دوست و برادر خیلی خوب و نزدیک من بود. همه چیزهایی که در حوزه آوازی و کلاسیک که می‌دانست به من می‌گفت. دوره‌ای به وین رفتم و تحصیلات جدیدی کردم و با چشم‌انداز جدیدی شروع به کار کردم. من‌همیشه معتقد بودم که باید از همه ظرفیت‌های یک کار مطمئن باشم و بعد آن را انجام دهم. ممکن بود ۲ یا سه سال تمرین کار طول می‌کشید. در ۱۳۷۵ خورشیدی رییس موسسه سروش گفت که می‌خواهند با نوری همکاری کنند و برنامه‌ای در سالن بزرگی اجرا شد و او نیز خواند. آن برنامه مقدمه‌ای شد که صدای او پس از انقلاب نیز دوباره از رادیو پخش شود. او وجه متفاوتی از حوزه موسیقی ایران بود و ضمن آشنایی با تکنیک‌های موسیقی غرب، موسیقی ایرانی را نیز خوب می‌شناخت و اینگونه می‌توانست کیفیت خوبی را در ساخت موسیقی خود ایجاد کند. آثاری که با صدای او ضبط و اجرا شد، مخاطب خارجی زیاد دارد. نوری بعدا توانست مجددا محبوبیت خود را در میان نسل جوان دوره بعد از انقلاب نیز به دست آورد.

به نظرم همه اساتید موسیقی و خوانندگان موافق هستند که او یک استثنا در موسیقی ایران بود. او در حوزه موسیقی فولکلور ایران نیز فعالیت می‌کرد و با آن آشنا بود و حتی قطعاتی را نیز به آذری خوانده بود با اینکه آن زبان را نمی‌دانست. او به ادبیات ایران اشراف و با شاعران بزرگ ارتباط داشت. او ۱۰ سال پیش در یک دوره کوتاه بیماری در حالی که نمی‌خواست به کسی بگوید که بیمار است از دنیا رفت. در همان روز یک روز بدون اینکه به او اطلاع دهم به منزلش رفتم و متوجه شدم که به سرطان مبتلا بود اما در نهایت پزشکان نتوانستند برای او کاری کنند. امیدوارم صدای او در میان نسل‌های آینده نیز ماندگار باشد. (۴)

محمد نوری در کنار محمد سریر

منابع:

۱. گزارش ششمین همایش «چهره‌های ماندگار» در ۱۳۹۱ خورشیدی.

۲. گفت و گوی روزنامه جام جم با فریبرز لاچینی در ۱۳۸۹ خورشیدی.

۳.یادمان نودمین زادروز زنده یاد محمد نوری با حضور اهالی موسیقی در فرهنگسرای ارسباران  در ۱۳۹۸ خورشیدی 

۴. همان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =