تصحیح باورهای نادرست پزشکی برعهده پزشکان است

تهران- ایرنا- دبیرکل انجمن دانش‌های اعصاب در شارانت فرانسه معتقد است: بخشی از وظیفه تصحیح باورهای نادرست پزشکی بر عهده پزشکان است؛ ما باید با صرف وقت کافی‌ و حوصله، با واژگانی غیرتخصصی، موضوع را به بیمار تفهیم و او را به فهم درست مطالب پزشکی‌ ترغیب کنیم.

دکتر کیوان مستوفی روز سه شنبه در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه و آموزش ایرنا درباره باورهای نادرست در پزشکی‌ افزود: ارتباط درست و منطقی‌ بین پزشک و شکستن سد ژرفی که گاهی‌ ناخواسته بین پزشک و بیمار ایجاد می‌شود، به برپا داشتن یک فرهنگ درست پزشکی‌ در کشور ما کمک خواهد کرد.

وی اظهار داشت: در حوزه پزشکی‌ همچون دیگر زمینه‌ها، باورهای نادرستی وجود دارد که در فرهنگ مردم ریشه گرفته و پافشاری بر آنها، باعث تشخیص و درمان نادرست و در برخی‌ موارد پیامدهای جبران ناپذیر می‌شود.

رییس بخش درون پژوهی (آندوسکوپی) بیمارستان سوایو فرانسه  همچنین گفت: باور نادرست در هر زمینه‌ای از منطق و ارتباط نادرست بین دو پیشامد زمانی‌ یا توالی دو پیشامد ایجاد می‌شود. این ارتباط موقت که شاید در یک مورد خاص درست بوده به نادرستی به موارد دیگری تعمیم داده می‌شود که ارتباطی با مورد نخست ندارند.

مستوفی اضافه کرد: این باور نادرست شکل می‌گیرد و به عنوان یک پیش فرض بدیهی‌ و روشن به دیگران منتقل می‌شود. این انتقال از فردی به فردی و حتی از نسلی به نسلی دیگر انجام می‌شود. برای روشن تر شدن به مثال زیر توجه می کنیم؛ در برخی جوامع اگر زنبور وارد خانه شود نشانه این است که در همان روز میهمانی به آن خانه خواهد آمد. شاید منشا پیدایش این خرافه از آن جا باشد که فردی پس از ورود زنبوری به خانه‌اش شاهد ورود میهمانی بوده و این دو موضوع بدون ارتباط را به هم مرتبط دانسته و آن را برای دیگران تکرار کرده تا سر انجام این خرافه به وجود آمده است.

مشاور بین المللی جراحی مغز و اعصاب در ژنو ادامه داد: نیندیشیدن در این باورها و پذیرش آن بدون فراکافت و تفکر، این باور نادرست را در روان فردی و اجتماعی به عنوان یک ایمان بدیهی‌ و تغییرناپذیر حک می‌کند که دور انداختن و تغییر آن بسیار دشوار است چرا که با مخالفت شدید افراد مواجه می‌شود. علت‌های این مخالفت گوناگون است و شناخت آن‌ها که ریشه در روان فردی و اجتماعی دارد نیاز فراکافت اجتماعی و روانی است که در زمینه ی جُستار ما نمی‌گنجد.

آیا کورتون داروی خطرناکیست و نباید از آن استفاده کرد!؟

دکتر مستوفی به چند نمونه از شایع‌ترین باورها را که گاهی‌ کار درمان و تشخیص را برای پزشک دشوار می‌کند، اشاره کرد و ادامه داد: کورتون ها یا کورتیکویید ها جز هورمون‌های مهم بدن هستند که بدون آن‌ها زندگی‌ ممکن نیست. این هورمون‌ها در تنظیم سوخت وساز بدن، سوخت وساز قند و عنصرهای بدن تنظیم آب و نیز تنظیم و گسترش اندام‌های جنسی‌ نقش مهمی‌ دارند.

این متخصص جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات با بیان این که در سال‌های نخستین دهه پنجاه سده پیشین میلادی، چندین کورتیکوید آزمایشگاهی‌ ساخته شد این ساخته های آزمایشگاهی بر اساس کورتیکوید های موجود در بدن درست شده اند، گفت: این کورتیکویدها ضد التهاب های قوی هستند که در بسیاری از بیماریها از جمله بیماری‌های مفصلی و روماتیسم کاربرد دارند.

به گفته وی، تاثیر مثبت این داروها در بسیاری از دیگر بیماری‌ها، این داروها را در گروه یکی‌ از مهمترین داروهای در دسترس انسان قرار داده است و می‌توان از نقش این گروه از داروها در درمان تب، درد، التهاب، آسم، برخی‌ سرطانها، در پیوند اندام‌ها، درمان برخی حساسیت ها (آلرژی) نام برد.

دکتر مستوفی ادامه داد: نگاهی‌ به همین فهرست، اهمیت این داروها را در پزشکی‌ ثابت می‌کند. بنابراین این گروه از داروها نه تنها خطرناک نیستند بله در جای درست خود بسیار موثر و بلکه نجات بخش هستند.

من «ام اس» گرفته ام؟

 این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات در ادامه توضیح داد: بیماری اسکلروز آن پلاک (multiple sclerosis) - (clerose en plaque) که در زبان عامه به تقلید پزشکان به اختصار ام اس از آن نام برده می‌شود، نوعی بیماری بافت‌های عصبی است که چگونگی ورود آن در فرهنگ مردم ما روشن نیست. آیا در سینما یا تلویزیون شخصیتی داستانی دچار این بیماری شده و رنج او به طرز هنرمندانه اما مرموزی در ناخودآگاه بینندگان این فیلم تراشیده شده است؟

دکتر مستوفی با یادآورری این که در بسیاری موارد، در زمان عیادت بیماران، تنها علت مراجعه به پزشک، ترس از این بیماری است، گفت: بیمار با یک نشانه مانند سردرد، گِز گِز، سرگیجه، درد و غیره به پزشک مراجعه می‌کند و سراسیمه از او می‌پرسد آیا ‌ام اس نگرفته است.

وی تاکید کرد: البته مراجعه به پزشک با داشتن نشانه نه تنها نکوهیده نیست بلکه کاملا درست است. اما اگر ترس یک بیماری خیالی بر روان بیمار سایه افکند، کار تشخیص بی گمان برای پزشک دشوارتر و اعتماد به پزشک به وسیله بیمار و ادامه درمان دچار وقفه می‌شود.

دبیر کل انجمن دانش‌های اعصاب تصریح کرد: در هر حال آن چه در مورد بیماری ام اس باید گفت این که هر کسی نشانه عصبی یا نشاندادی دیگر داشت دلیل ابتلا به این بیماری نیست. علاوه بر آن، ابتلای به این بیماری برابر محکومیت به مرگ یا ناتوانی‌ جسمی‌ حتمی نیست. گسترده بزرگی از بیماران به یک زندگی‌ نسبتا طبیعی ادامه می‌دهند.

برای تشخیص بیماری و مشکل من، حتما باید نگاره تشدید مغناطیسی (ام آر آی) انجام دهم؟

مستوفی در مورد ام آر آی هم گفت: تردیدی نیست که فناوری نگاره تشدید مغناطیسی ‌(ام ار آی) در پیشرفت پزشکی‌ و تشخیص بسیاری از بیماری‌ها، دریافت کالبدشناسی‌ بدن و اندام‌ها، یاری رساندن به جراح برای انتخاب بهترین راه عمل برای جلوگیری از عوارض پس از جراحی و برآورد بهبودی پس از درمان و جراحی نقشی‌ داشته است که در تاریخ چند هزار ساله پزشکی‌ هیچ اختراعی یارای برابری با آن را ندارد.

وی با یادآوری این که اما مانند هر وسیله و روش تشخیص، محدودیت خود را دارد، توضیح داد: برای نمونه در تشخیص بیماری‌های ستون مهره‌ها برای تخمین آسیب مهره‌ها یا شکستگی آنها، برش نگاری رایانه ای (سی‌ تی اسکن) بر آن برتری دارد.

مشاور بین المللی جراحی مغز و اعصاب در ژنو ادامه داد: در تشخیص مشکلات استخوانی لگن و ارزیابی تعادل دو طرف لگن ارزش تشخیصی یک پرتو نگاره ساده (عکس رادیو لوژی) بیشتر از تصویر تشدید مغناطیسی‌ است. اگر پزشک به جای درخواست تصویر تشدید مغناطیسی‌ برای بیمار آزمایش دیگری درخواست می‌کند بدون شک به ارزش تشخیصی این آزمایش‌ها آگاه است و از روی اندیشه این کار را انجام می‌دهد.

جراحی خطرناک است و تا جای ممکن باید از آن پرهیز کنم!؟

مستوفی با یادآوری این نکته که کمابیش مطمئن هستیم جراحی با پزشکی‌ زاده است و همانند آن قدمت دارد، تاکید کرد: پیش از تاریخ، انسان دریافت که برای نجات جان یک فرد، کاهش درد یا محدود کردن بیماری، نیاز به دخالت مستقیم در بدن و برداشت بافت خراب شده یا تغییر در بافتی هست تا بدن بهتر به کار خود ادامه دهد و بیمار از مرگ نجات یابد یا با درد کمتری زندگی کند.

وی گفت: جراحی قرن‌ها انسان رنجور را به گونه‌های متفاوت نجات داده است. جراحی از قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی و بویژه  نیمه دوم سده ۲۰ میلادی پیشرفت‌های شگفت انگیزی کرده و در درمان بیماری‌های درمان ناپذیر گام‌های بسیاری برداشته  است.

این جراح مغز و اعصاب با یادآوری این که میلیون‌ها انسان در سال جراحی می‌شوند تا عمرشان طولانی‌تر شود، تا از بیماری علاج ناپذیری برهند یا درد کمتری داشته باشند، اضافه کرد: جراحی به لحاظ  ویژگی‌ تهاجمی عارضه‌هایی‌ نیز می‌تواند داشته باشد اما میزان این عوارض در بیشتر موارد کمتر از ۱یک درصد است.

مستوفی تصریح کرد: این در حالی است که عامه مردم مانند رسانه‌ها بیش از ۱۰۰ برابر از عارضه‌ها می‌گویند تا فواید. این مثال موضوع را روشن‌تر خواهد کرد. در روز هزاران سفر هوایی انجام می‌شود که بدون مشکل و حادثه به ‌پایان می‌رسد. اما کافی است یک هواپیما سقوط کند یا دچار مشکل گردد تا همه رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی از آن سخن بگویند.

وی ادامه داد: این بزرگ نمایی، ایجاد یک هراس اجتماعی سترگ‌ می‌کند که تا سال‌ها در ناخود آگاه افراد می‌ماند و ترس‌های ناشی‌ از این هراس به نسل‌های پسین هم منتقل می‌شود.

وی تصریح کرد: کمابیش همین موضوع در مورد جراحی اتفاق افتاده است، البته مسائل فرهنگی‌ نیز بدان آمیخته است. در مقایسه با برخورد بیماران گوناگونی که در طول سال‌های پزشکی‌ با آن‌ها مواجه بوده‌ام، ایرانیان ترس و هراس ویژه‌ای از جراحی دارند که علت آن برای من روشن نیست. برای اکثر قریب به اتفاق آنان، جراحی یک واقعه فاجعه بار و غم انگیز است که به هر نحو باید از آن گریخت.

دبیرکل انجمن دانش‌های اعصاب یادآور شد: این یکی‌ از علت‌هایی که بیماران در ایران به چندین پزشک مراجعه می‌کنند همین مشکل است. آنقدر از مطب یک پزشک به مطب دیگری می‌روند تا پزشکی‌ را بیابند که به وی اطمینان دهد نیازی به جراحی ندارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =