رضاقلی ‌هدایت و تذکره‌نویسی در دوران قاجاریه

تهران- ایرنا- رضاقلی خان هدایت طبرستانی ملقب به لَلِه باشی ادیب، شاعر و تذکره‌نویس دوران قاجار بود که با وجود منصب و جایگاه سیاسی، هرگز لحظه‌ای از تحصیل و تدریس و تالیف، غافل نماند و آثاری ماندگار و تاثیرگذار در علم و ادب، فرهنگ و تاریخ از خود به یادگار گذاشت.

خاندان هدایت نام‌های شناخته شده‌ای در حوزه‌های فرهنگ، سیاست و ادبیات این کشور هستند که از جمله آنها می توان از مهدی‌قلی خان هدایت و صادق هدایت نام برد. هدایت‌ها از اخلاف رضا قلی‌خان هدایت طبرستانی به شمار می روند.  

تولد و خانواده

رضاقلی خان هدایت در ۱۸ خرداد ۱۱۷۹ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. خودش تاریخ و ساعت ولادتش را در مجمع الفصحا در بخش سوم مجلد دوم چنین می نویسد: ولادت مولف فقیر، رضا قلی المتخلص به هدایت بن محمد هادی در پانزدهم محرم الحرام سنه  ۱۲۱۵ در شهر تهران، حدوث یافته والدم را مسقط الراس (زادگاه) چارده کلاته از ملک هزار جریب بوده است.

پدرش آقا هادی پسر اسماعیل کمال و نسبش به کمال خجندی می رسیده است. پدرش نزد جعفر قلی خان پسر محمد حسن خان قاجار خدمت می کرد و پس از مرگ وی به خدمت آقا محمد خان قاجار درآمد و هنگام کشته شدن آقا محمد خان به زیارت کربلا رفت و در آغاز به تخت نشستن فتحعلی شاه در زمره دولتیان شاه قرار گرفت. در سال تولد فرزند در سفر خراسان بود و چون خبر تولد فرزند را شنید، او را (رضا قلی) نام نهاد.

محمد هادی در ۱۲۱۷ قمری تحویل دار و صاحب جمع کل دیوان فارس شد و ملازمت شاهزاده حسینعلی میرزا، فرمانروای فارس را پذیرفت و در ۱۲۱۸ قمری درگذشت، رضاقلی خان با مادرش به بابُل نزد خویشاوندانش رفت. سپس همراه با مادرش به شیراز عزیمت کرد و دوران جوانی خود را در این شهر گذراند تا اینکه مادرش هم در تشرف به مکه درگذشت.

تحصیل و شعر

رضا قلی خان پس از مرگ مادرش، نزد محمد مهدی خان متخلص به (شحنه) به تحصیل پرداخت و از دوران کودکی به مدد ذوق و طبع خدادادی به سرودن شعر روی آورد. در جوانی به خدمت فرمانفرما و فرزندان وی درآمد و محبت و حمایت‌ها دید و از نوازش شجاع السلطنه، برخوردار بود.

دریافت عنوان ملک الشعرایی از فتحعلی شاه

هدایت در سفر فتحعلی شاه به فارس در شیراز به خدمت شاه رسید و مورد توجه وی واقع شد و چون فتحعلی خان صبا ملک الشعرای دربار درگذشته بود، فتحعلی شاه عنوان ملک الشعرایی را به او داد اما به هنگام بازگشت فتحعلی شاه به تهران به علت بیماری نتوانست به تهران سفر کند تا اینکه در ۱۲۵۴ قمری از طرف فرمانفرمای فارس، فریدون میرزا به تهران فرستاده شد و در خانه حاجی میرزا آقاسی صدراعظم اقامت گزید و به حضور محمد شاه رسید و در شمار مقربان و ملتزمان درگاه وی درآمد و تربیت فرزند او یعنی عباس میرزا به عهده وی سپرده شد. به این صورت اعتبار و شوکت خاصی به دست آورد و از محارم درگاه به شمار می رفت تا اینکه برای تربیت مظفرالدین میرزا ولیعهد به آذربایجان مهاجرت کرد.

کناره گیری از خدمت

رضا قلی خان که از آذربایجان به تهران آمده بود، بعد از درگذشت محمد شاه به همراه بزرگان و شاهزادگان به استقبال ناصرالدین شاه که به همراه امیرکبیر از تبریز جهت جلوس به تخت سلطنت به تهران می آمد، شتافت و در تهران به حضور شاه رسید و به خدمت مقرر مامور شد اما بعد از مدتی از خدمت کناره گرفت و گوشه نشینی اختیار کرد.

بازگشت به خدمات دولتی

هدایت که از خدمت کناره گیری کرده بود، بار دیگر او را به خدمت دربار فراخواندند و مامور شد تا به عنوان سفیر به خوارزم برود. مدتی در آنجا بود که معاونت وزیر علوم و معارف و نیز ریاست مدرسه دارالفنون را برعهده او گذاشتند. حدود ۱۵ سال این منصب را در اختیار داشت که در آنجا جمعی از دانشوران ایرانی و خارجی به تالیف و تدریس مشغول بودند. برتلس مستشرق شهیر روس درباره رضاقلی خان می نویسد: نه تنها دارالفنون بلکه هر موسسه آموزش اروپایی نیز می توانست به داشتن چنین مدیر و سرپرستی افتخار کند.

تالیفات

«مجمع الفصحا» یکی از کتاب های رضاقلی خان هدایت است که مظاهر مصفا آن را تصحیح کرده است. این تذکره شامل ترجمان احوال و آثار بیش از ۷۰۰ تن از شاعران ایران و در اصل آخرین و جامع ترین تذکره شاعران فارسی زبان است که در ۲ جلد و چهار باب به علاوه مقدمه ای در باب شعر و شاعری و سبب تالیف، مدح ناصرالدین شاه، ترجمه و شعر او و البته موخره ای در احوال خود مولف تقسیم شده است.

«ریاض العارفین» کتاب دیگر هدایت است که شامل ۶ گلبن، ۲ روضه، یک فردوس و یک جلد است و در ۴۵ سالگی مولف به پایان رسیده این کتاب در احوال عارفان، فاضلان، حکیمان، فقیران، عالمان و شاعران متاخر و معاصر به رشته تحریر درآمده است و شوق مولف را به سلوک، تصوف و عرفان را نشان می دهد و تمایلش را به عزلت و پرهیز از جاه، مال و ملازمت پادشاهان به تصویر می کشد.

هدایت «سفارت نامه خوارزم» را به خواهش امیرکبیر نوشت. این کتاب شرحی بر دوران سفارت هدایت بر خوارزم از طرف ناصرالدین شاه بود که ضمیمه جلد دوم (مرآت البلدان) ناصری چاپ شده است.

کتاب دیگر هدایت «فرهنگ انجمن آرای ناصری» است. متن کتاب مشتمل بر ۲۴ انجمن است و یک مقدمه و در پایان، برخی از کنایات و استعارات فارسی و عربی با شواهد آنها از اشعار فصحا و بلغا، ثبت شده است.

 سه جلد آخر «روضه الصفا» نیز از رضاقلی خان هدایت است. کتاب «روضه الصفا» که بخش عمده آن را میرخواند تألیف کرد و نوه دختری اش به نام غیاث الدین خواندمیر آن را به پایان رساند و رضاقلی خان هدایت نیز با افزودن تکمله ای به نام «روضه الصفای ناصری» آن را ادامه داده است. هدایت سه جلد بر آن افزود که از دوران صفویه تا دوران ناصرالدین شاه قاجار را شامل می شود. به عبارت دیگر وی تاریخ صفویه را تا انقراض افشاریه نوشته و احوال اعیان، علما و صنعتگران آن عصر را نیز به اختصار و بدون تتبع کافی گردآوری کرد و جلد هشتم نامیده و تاریخ قاجار را تا جلوس ظل‌السلطان جلد نهم و از محمدشاه تا ۱۲۷۴ قمری را که اوایل عهد ناصری است، جلد دهم قرار داده است. همچنین از وی تالیفات دیگری همچون لطایف المعارف، نژادنامه، مدارج البلاغه و ... نیز به رشته تحریر در آمده است.

سرانجام

سرانجام این دانشمند پرکار و بزرگ پس از بازگشت به تهران و مدتی زندگانی در عزلت و تحمل بیماری سخت در هشتم تیر ۱۲۵۰ خورشیدی در تهران چشم از جهان فروبست و در مسجد هدایت به خاک سپرده شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =