بحران‌های ناگزیر و راهکارهای پیشگیرانه

تهران - ایرنا - مخاطرات دوره‌ای، تهدیدات جدید، حجم گسترده خسارات وارده و افزایش درجه آسیب پذیری جامعه به اهل تفکر و دانش به ویژه مدیران دخیل در امر مدیریت بحران و سوانح تاکید می‌کنند که پیش گرفتن سیاست پیشگیری از سوانح فاجعه بار، امری ناگزیر و اجتناب‌ناپذیر است.

لرزش ناگهانی و وحشتناک زمین در بامداد ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۹ زحمات چندین نسل ساکن در شهرهای رودبار، منجیل، لوشان و روستاهای گیلان و زنجان و بخشی از قزوین را ویران کرد.

این زمین‌لرزه در ناحیه‌ای روی داد که در سده بیستم هیچ زلزله‌ای با بزرگی بیش از ۶ را تجربه نکرده بود، بزرگترین زمین‌لرزه قبلی در سده بیستم (زمین‌لرزه ۱۳۶۲ چورزق علیا با بزرگای ٥.٦ در این ناحیه رخ داده است). اطلاعات حاصل از بررسی‌های نقشه‌برداری در طول جاده قزوین - رشت نشان داد که این جاده - که دقیقاً از کانون زلزله عبور می‌کند - پس از زمین‌لرزه ۱۳۶۹ منجیل حدود ۶۰ سانتیمتر بالا آمد.

فلات ایران سابقه لرزه خیزی طولانی دارد و سرزمین ایران در بخش میانی کمربند کوه زایی و لرزه خیزی آلپ - هیمالیا یکی از مناطق زلزله خیز جهان قرار گرفته است، حدود ۹۰ درصد سرزمین ایران روی نوار زلزله واقع شده و از لحاظ نوع زمین لرزه هایی که به وقوع می پیوندد، مهد زمین لرزه ها نام گرفته است.

فلات ایران در محل تلاقی صفحه های عربستان (عربستان - آفریقا)، هند (هند - استرالیا) و اوراسیا (اروپا - آسیا) واقع شده به طوری که تلاقی این صفحات باعث شده تا پیوسته این فلات که در کل ضعیف تر از صفحات یاد شده است تغییر شکل داده و به وسیله چین خوردگی ها و رشته کوه هایی چون زاگرس در غرب، البرز و کپه داغ در شمال و شمال شرق و کوه های شرقی ایران در شرق و مکران در جنوب شرق احاطه شود.

بنا به تحقیقات صورت گرفته از سوی کارشناسان مدیریت حوادث و سوانح به طور کلی نواحی لرزه خیزی ایران عبارتند از دو ناحیه لرزه خیزی که ناحیه نخست شامل هلالی است که از آذربایجان شروع شده و در امتداد رشته کوه البرز به شمال خراسان می رسد و آنگاه به سوی جنوب از حاشیه کویر تا شمال سیستان امتداد می یابد و ناحیه دوم نیز کوه های زاگرس تا لارستان را در برمی گیرد.

براساس آمار ثبت شده در مراکز امدادی و مدیریت بحران، ایران در طول تاریخ، زمین لرزه های متعدد و گاه ویرانگری نواحی مختلف کشور را به لرزه در آورده است که این زلزله ها تلفات و خسارات سنگینی نیز به دنبال داشته و این امر باعث شده که زمین لرزه در شمار مهم ترین بلایای طبیعی کشور محسوب شود.
ایران با توپوگرافی عمدتا کوهستانی، فعالیت زمین ساختی و لرزه خیزی زیاد، شرایط متنوع زمین شناسی و اقلیمی، از تمامی شرایط طبیعی برای ایجاد طیف وسیعی از زمین لغزش ها و زلزله ها برخوردار است.

بحران ها بعنوان اتفاقاتی مرگ بار، مخرب و مختل کننده تعریف می شوند که به هنگام تلاقی یک یا چند مخاطره با محیط زندگی آسیب پذیر انسان روی می دهند. مخاطره عامل یا تهدیدی مانند زمین لرزه، انفجار صنعتی یا حمله ضد امنیتی و خرابکارانه تعریف می شود. اما آسیب پذیری همان درجه استعداد جامعه بشری برای پذیرش مخاطرات(با توجه به موقعیت جغرافیایی، میزان، درآمد افراد و حجم امکانات در معرض خطر) می باشد.

توانایی افراد، سازمان ها و در مجموع کل جامعه برای مقابله با یک بحران، ارتباط تنگاتنگی با درجه آسیب پذیری آن جامعه دارد. گرچه مخاطرات همواره قابل کنترل نمی باشند، اما مردم و سازمان ها می توانند بر درجه آسیب پذیری جامعه در برابر این مخاطرات تاثیر گذار باشند.

به همین دلیل، مقابله با بحران ها (ازجمله سوانح و بحران های بزرگ) نیاز به مدیرانی دارد که از دانش و خبرگی حرفه ای برخوردار باشند. مدیران بحران افرادی هستند که می توانند در کاهش درجه آسیب پذیری جامعه در برابر مخاطرات نقش مهمی بازی کنند.  

این افراد و سایر مسئولین مربوط تلاش می کنند تا توانایی جامعه در برابر بحران ها نیز ارتقا پیدا کند. این تلاش ها در هر چهار مرحله مدیریت بحران یعنی پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی نمود پیدا خواهند کرد که متاسفانه این چهار مرحله در زمین لرزه رودبار و منجیل و آن حادثه ای دهشتناک که زمین شکافته و هوا غبار آلود شد و ناگهان همه چیز در تلی از دود و خاک و آوار فرو رفت، وجود نداشت و دیده نشد.

زمین لرزه مخرب و ویرانگری که طی آن وقوع آن خفتگان کمتر از چند ثانیه در خاک شدند و همه چیز در تاریکی فرو رفت و زمین به قبرستانی بزرگ تبدیل شد، ساختمان های شهرهای رودبار، منجیل و لوشان فرو ریخت و نفس هزاران نفر خفه شد.

امروزه در علم مدیریت بحران، به دو مرحله پیشگیری و آمادگی اولویت بیشتری داده می شود. به همین دلیل مدیران بحران را نباید تنها به عنوان بازوی کمکی نخستین پاسخ گویان یعنی پلیس، پرسنل آتش نشانی، امدادگران هلال احمر و تکنسین های اورژانس در نظر گرفت.  

اهداف و وظایف مدیران بحران بسیار وسیع تر و همه جانبه تر است، با این حال گاهی اوقات اقدامات و اهداف این افراد با نخستین پاسخ گویان به شرایط اضطراری هم پوشانی پیدا می کند.

اما از آنجایی که حذف همه بحران ها امر غیر ممکنی است، مدیران بحران به اجبار باید در اقدامات مربوط به مقابله فوری با بحران ها و بازسازی نیز مشارکت کنند زیرا مقابله  با یک بحران شامل اقداماتی است که کمی قبل از بحران، در جریان آن و یا بلافاصله بعد از آن به منظور نجات جان انسان ها و مراقبت از امکانات جامعه به مرحله اجرا در می آیند که شامل اطلاع رسانی به مردم در مورد وضعیت جوی ناگوار، تخلیه افرادی که در معرض خطر دارند و اسکان مردم آسیب دیده است.

با نگاهی گذرا به روایت نجات یافتگان از ساعت های اولیه وقوع زمین لرزه رودبار و منجیل و روایت شاهدان عینی و میدانی آن زلزله ویرانگر به این نتیجه می رسیم که در آن زمان هیچ کدام از دستور العمل های مقابله فوری با بحران ها انجام نشده است، آنجایی که شاهدان عینی روایت می کنند که همه جا فریاد و ناله بر آسمان بلند بود ولی فریادرسی نبود، شمار نجات یافتگان از آن حادثه هولناک بسیار اندک بود و کسی در آن شب دهشتناک قدرت نجات کس دیگری را نداشت و بسیاری نیز نمی دانستند که آیا به دنبال کسان خود بگردند و یا به سوی فریادهای زیر آوارها بشتابند.

آنان از آن شب تاریک و ظلمانی اینگونه روایت می کنند که بیرون کشیدن عزیزان از زیر خروارها سنگ و چوب و خاک که نسل اندر نسل تلمبار شده بود با دست های خالی اندک بازماندگان امکان نداشت و به سبب لرزش ناگهانی و غافلگیرانه راه گریزی نیز برای کسی نمانده بود، خواب آن شب برای بسیاری خواب ابدی بود، خیلی ها نیز هنگام فرار زیر خروارها آوار مدفون شده بودند، در آن شب شگفت انگیز زمین و زمان دگرگون شده و ساختمان های همسایه ها و دیوار به دیوار در هم فرو رفته و اتاق ها در قعر زمین پنهان شده بودند، آوار بر سینه کسانی که زیر خروارها خاک زنده مانده بودند و دنبال روزنه امیدی برای نجات می گشتند بسیار سنگین بود زیرا برای فرونشاندن تشنگی مفرط به دلیل خوردن خاک، جرعه ای آب یافت نمی شد و کسی نیز برای نجات جان آنان وجود نداشت.

بعد از گذشت چند روز هنوز بسیاری زیر خروارها گل و لای ناپیدا بودند، راه های ارتباطی محور قزوین - رشت بسته شده و همه خودروها در جاده مانده بودند و شبکه های مخابراتی، برق و آب نیز قطع شده بود.  کسی از حادثه خبری نداشت تا ظهر روز بعد از زلزله همه در بی خبری به سر می بردند و هیچکس نمی دانست که چه اتفاقی افتاده است. بازماندگان زلزله نیز بر روی ویرانه منازل خود و در کنار جنازه عزیزان و مجروحان حادثه به انتظار دستانی امدادگران و نجاتگران اعزامی نشسته بودند. وقتی که خبر از صدا و سیمای کشور پخش شد آدرس کانون زلزله به دلیل اعلام رشت و دیلمان گمراه کننده بود کسی نمی دانست در رودبار چه خبر است. اما بعد از چند روز که عمق فاجعه مشخص شد دست های مهربان خیل عظیم مردم ایران به سوی مناطق زلزله زده شتافتند و مناطق زلزله زده رودبار، منجیل، لوشان و روستاهای گیلان و زنجان کانون توجه جهانیان قرار گرفت.

 این روزها سه دهه از  وقوع زمین لرزه رودبار و منجیل می گذرد آیا زمان آن فرا نرسیده که ما دوباره مروری بر ۳۰ سال مدیریت بحران در جامعه ایرانی از زلزله ۶۹ منجیل تا کرونایی ۹۹ داشته باشیم.

آیا زمان آن فرا نرسیده تا کارشناسان و مدیران دخیل در امر مدیریت بحران و سوانح به بررسی چالش ها مدیریت بازسازی و بازتوانی در ایران، بررسی تحولات آموزش عالی و تحقیقات مدیریت بحران در ایران طی ۳۰ ساله گذشته، تحول در رویکرد مدیریت بحران از پاسخ به حوادث تا تاب آوری بلایا و رابطه مدیریت بحران و توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران در سه دهه گذشته بپردازند.

بامداد روز پنجشنبه ۳۱ خرداد سال ۶۹ ساعت ۳۰ دقیقه و ۱۳ ثانیه بامداد در استان گیلان زلزله ‌ای دهشتناک رخ داد که کانون آن در عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۹ دقیقه و در طول جغرافیایی ۴۹ درجه و ۲۴ دقیقه و ۵۱ ثانیه برآورد شده است.

برابر ارقام اعلام شده اولیه بزرگی آن بین ۷.۳ تا ۷.۷ در مقیاس ریشتر تخمین زده شده که براثر آن نزدیک به ۳۵ هزار نفر کشته، ۶۰ هزار نفر مجروح و ۶۰ هزار نفر بی خانمان شدند.

در این رخداد طبیعی حدود ۲۰۰ هزار واحد مسکونی تخریب شد که تعداد ۶۰ هزار واحد آن به کلی ویران و خسارات اولیه ناشی از این زلزله بیش از ۸۰۰ میلیارد ریال تخمین زده شد.

در این حادثه غیرمترقبه چهار روستا در منطقه «اشکور»  رودسر براثر ریزش کوه ارتفاعات کلیشم عمارلو و شکاف عمیق در دل خاک دفن شدند.

همچنین در قسمت میانی شهر رودبار، مشرق رودخانه سفیدرود دره‌ای عمیق وجود داشت که آب کوههای «کولون»  و «لازباد» و چشمه‌ای مرتفع در آن جاری بود اما براثر وقوع این زلزله کوه‌های اطراف منتهی به این دره که پوشیده از درختان زیتون به بار نشسته بود به طول یک کیلومتر براثر رانش به سوی جاده و رودخانه سپیدرود پیشروی کرد و همراه این جابه‌جایی تقریبا تعداد ۲۵ هزار اصله درخت جابه‌جا و به کوهی از خاک و درخت تبدیل شد.

این زلزله خسارات اقتصادی معادل ۲/۵ درصد تولید ناخالص ملی به کشور وارد کرد.

سرخط اخبار جامعه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =