راسکلنیکف یک یهودی چشم پزشک است

رابین کالین و تیم رابی، «جنایات و جنحه» را دومین فیلم برتر وودی آلن دانستند و مجله‌ی گاردین هم جایگاه سوم را به فیلم اختصاص داده است. نامزدی در سه رشته‌ی بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اوریجینال و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سوی آکادمی اسکار از دیگر افتخارات فیلم آلن است. اما متاسفانه با این تفاسیر «جنایات و جنحه» یکی از بزرگترین شکست‌های فیلم‌های وودی آلن است و همین قضیه را کمی جالب‌تر هم می‌کند. آلن با جسارت در طرح سؤالی انسانی مخاطبش را به چالش کشیده و شاید همین موضوع باعث شده تا فیلم با استقبال چندانی از سوی مخاطب روبه‌رو نشود. «جنایات و جنحه» اما توانست از سایت راتن تومیتوز امتیاز ۹۳ را از آن خود کند.

وقتی داستایفسکی جنایات و مکافات را می­نوشت شاید هنوز هم به اینکه احساس گناه می­تواند فردی را از پا در بیاورد اعتقاد داشت. وودی آلن اما - همانطور که از یک کمدین انتظار می­رود تا وضعیت را وارونه کند- در جنایات و جنحه این سوال را که آیا میتوان با احساس گناه زندگی کرد را دوباره به پرسش می­گذارد. آلن در یکی از بهترین فیلم­هایش هم زمان دو داستان را جلو می­برد. چشم پزشکی موفق با بازی مارتین لندو، که نمی­خواهد بخاطر رابطه­ی نامشروعش با یک مهمان­دار هواپیما زندگی­اش را از دست بدهد و مستند سازی کم اقبال با بازی خود وودی آلن، که به اصرار همسرش ساخت مستندی را در مورد برادر زنش که یک تهیه کننده­ی پولدار سیتکام­های تلویزیونی است قبول می­کند. داستان یک شخصیت دیگر هم دارد و آن روحانی­ای یهودی است که در جبه­ای متفاوت از این دو دیده می­شود. جودا روزنتال که نمی­داند چگونه باید از شر معشو­قه­اش خلاص شود به برادرش جک که با مافیا روابطی دارد رو میزند و از او می­خواهد تا این قضیه را برایش حل کند. جک که اعتقاد دارد بیشتر از برادرش واقعیت را می­شناسد می­گوید که قضیه خیلی ساده است. او به کسی زنگ می­زند و همه چیز درست می­شود. جودا با تردید می­گوید قتل؟ منظورت اینه که ؟ . . . !

در جنایت و جنحه گویی همه چیز برخلاف رمان داستایفسکی پیش می­رود، اگرچه در ابتدای امر بیننده ممکن است احساس کند که نویسنده همان مسیر را پیش گرفته اما در ادامه آلن همه را غافلگیر می­کند. او به این سوال که آیا آدمی می­تواند با قتل کسی که روزی دوستش داشته کنار بیاید و ادامه دهد پاسخ می­دهد. بلی، گاهی آدم­ها به راحتی قسر در می­روند و عدالت به راحتی زیرپا گذاشته می­شود و در عوض پاک دامنی و عشق محکوم شده و پول و شهرت به راحتی جایشان را پر می­کنند.

در فیلم یک روحانی یهودی که بیمار جودا هم هست به تدریج بینایی­اش را از دست می­دهد. در کل فیلم جودا با به یادآوردن حرف پدرش که می­گفت خداوند همیشه ناظر اعمال ماست، شکننده­ترین لحظات زندگی­اش را تجربه می­کند اما آلن با نابینا کردن روحانی یهودی اینگونه القا می­کند که خداوند بندگانش را رها کرده و آنان در دنیایی پر از شرارت و گناه، جایی که اخلاق دیگر هیچ معنایی ندارد زندگی می­کنند. چشم پزشک بودن جودا رابطه­ای کنایی هم با چشم ناظر خداوند دارد.

با همه­ی این تفاسیر جنایت جنحه­ کمدی­است که بواسطه­ی خود آلن و موقعیت­های مضحک و گروتسکی که برایش بوجود می­آید مخاطب را می­خنداند. نگاه کنایی و سیاه آلن در سرتاسر فیلم دیده می­شود اما لحظات کمدی از غلظت آن کم می­کند. به عنوان مثال کلیف استرن که در حین فیلمبرداری مستند برادر زنش عاشق تهیه کننده­ی کار می­شود، این موضوع را با خواهرزاده­ی ۱۰ ساله­اش در میان می­گذارد. کیفیت جدی بودن دیالوگ­های آلن در شرایطی ناهنجار مخاطب را به خنده وادار می­کند.

روایت همزمان فیلم میان دو داستان اصلی و چند خرده پیرنگ، یادآور هانا و خواهرانش محصول ۱۹۸۶ می­باشد. آلن با جسارت تمام پایان بندی دو گونه­ی ملودرام و کمدی موقعیت را در فیلمش تغییر می­دهد. کلیف مستندساز که به دنبال بدست آوردن مفهومی عمیق همچون عشق در زندگی­اش می­گردد در آخر بیش از پیش گمشده و نا امید به تصویر کشیده می­شود و جودا که نمی­توانست احساس گناهش را تحمل کند به یکباره و با توجیه خودش از اینکه چاره­ای وجود نداشته به زندگی­اش باز می­گردد. جنایت و جنحه مخاطب را با دنیایی پر از خشونت پنهان و بی­رحمی تمام ترک می­گوید و شاید برای همین بوده است که فیلم نتوانست در گیشه موفق ظاهر شود؛ چرا که برخلاف انتظار مخاطب از یک کمدی، به تلخ­ترین شکل ممکن به پایان می­رسد.

سرخط اخبار فرهنگ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =