اگر در جیبتان به جای پول، حرفی برای گفتن دارید...!

اگر فیلم‌سازی هستید که حرفی برای گفتن دارید؛ اما، پولِ کافی ندارید و بازیگران حرفه‌ای را نمی‌شناسید؛ جنبش فیلمی که دنبالش هستید؛ مامبل‌کور است.

فیلم‌سازی، هنری است که همواره مردم را با منابع صوتی و تصویریِ مختلف و تکنیک‌های سینمایی، سرگرم کرده ‌است. از زمانی که فیلم‌های بی‌کلام و سیاه و سفید ساخته ‌می‌شد تا امروز که  فیلم‌های سه‌بعدی و پروژه‌های واقعیت مجازی (Virtual reality) ساخته‌ می‌شوند؛ صنعت سینما تحولی تکاملی داشته است. جدا از این سینمای رایج و تکنیک‌های مسلط، همواره فیلم‌سازانی بوده‌اند که شرایطِ حاکم بر بخش‌های  مختلفِ جامعه، یا انتخاب شخصی‌شان، آنان را ضد جریانِ سینمای رایج و تجاری پیش برده است. در جایی که هالیوود وضعیتی ایجاد کرده که فیلم‌سازان را به تجار تبدیل می‌کند، خلق اکثریت فیلم‌ها راهی برای انجام معاملاتِ چند میلیون دلاریِ تجاری است. بی‌شک در چنین جهانی، هر فیلمی که دیدگاه شخصی و منحصربه‌فردِ فیلم‌ساز باشد، فیلم مستقل نامیده می‌شود. فیلم‌سازان مستقل، سینمای رایج را که در سراسر جهان وجود دارد، از نظر اخلاقی فاسد، از نظر زیبایی‌شناسی منسوخ‌شده، به علاوه سطحی، دروغین و خسته‌کننده می‌دانند. آن‌ها احساس می‌کنند نمی‌توانند به هیچ اصولِ کلاسیکی اعتماد کنند؛ پس صنعت آزاد فیلم، به عبارتی سینمای مستقل را ایجاد می‎کنند. سینمای مستقل، موضعی مخالف جریان مسلطِ سینمای رایج دارد. فیلم‌های مستقل همه از یک جنس نیستند و از نظر سبک و نوع ساخت‌، گونه‌های متفاوتی دارند. مامبل‌کور یکی از این گونه‌ها است؛ که به‌تازگی به‌عنوان زیرژانر به فرهنگ‌های لغت اضافه شده است. عده‌ای که مامبل‌کور را یک موج و جنبش می‌دانند؛ با تعریف آن به عنوان گونه یا شاخه‌ای از فیلم‌سازی مخالف‌اند. فیلم‌های مستقل و مشخصاً مامبل‌کور به راحتی از طریق فرم، محتوا و روش‌های ساخت قابل تشخیص هستند.

ریشه‌های جنبش مامبل‌کور، علاوه بر فیلم‌ مستقل آمریکا (American Independent Film)، به فرهنگ دی‌آی‌وای (DIY Culture)، موج‌ نوی فرانسه (French New Wave) و نهضت دگما 95 (Dogma 95) باز می‌گردد. فرهنگ  DIYمخفف  “Do It Yourself”در فارسی به "خودت انجامش بده" ترجمه می‌شود؛ که از دهه 50 در کشورهای غربی بخصوص ایالات متحده‌ آمریکا رواج یافت و در پی ایجاد رویکردی بود که در آن، ساختن چیزی یا انجام دادن کاری بدون کمکِ متخصصان صورت می‌گیرد. موج نوی فرانسه، انقلابی در دهه 60 و در صنعت فیلم‌سازی فرانسه بود؛ که تمام قواعد استودیوییِ سینمای فرانسه را زیر پا گذاشت. دگما 95، مانیفستی تحت عنوان "پیمانِ پاکی" در دانمارکِ 1995 بود که اصولی دهگانه داشت. دگما 95 تحت تاثیر موج‌ نوی فرانسه، قوانین کلاسیک و آکادمیک سینما را مانعی برای ارائه‌ی داستان‌ها و نظریات شخصی‌ می‌دانست و با آن‌ها مخالفت می‌کرد. بی‌شک مامبل‌کور مدیون ریشه‌هایش است؛ چراکه، شکل‌گیری‌اش بدون تلاش پیشینیان و در صورت عدم وجودِ زمینه‌ای مناسب، ناممکن بود.

مامبل‌کور  (Mumblecore)یک ژانر فرعی یا زیرژانر  (Subgenre)عمدتاً آمریکایی، مربوط به سینمای مستقل (Independent Cinema)  است که از سال 2002 در ایالات‌ متحده آغاز شده و حالا به دومین دهه‌ی ظهورش نزدیک می‌شود؛ البته، فیلم‌های مامبل‌کورِ هندی و آلمانی هم تولید شده‌اند. این فیلم‌ها، استودیویی برای تولید نیاز ندارند؛ از فضای استودیویی فرار می‌کنند و در مکانی واقعی و روزمره، معمولاً با دوربین‌های دیجیتالی فیلم‌برداری می‌شوند. در بیشتر مواقع سیاه و سفید هستند. از نرم‌افزارهای ویرایش رومیزی استفاده می‌کنند. عدم وجود یا استفاده‌ی محدود از نورپردازی، موسیقیِ متن و جلوه‌های صوتی، همچنین شنیدن گاه‌به‌گاهِ صدای محیط، از خصوصیات صوتی فیلم و نشانگر صدای پرداخت‌نشده‌ و طبیعی این زیرژانر است. فیلم‌سازان مامبل‌کور بودجه‌های میلیونی نمی‌خواهند؛ به چند هزار دلار تا نهایتاً مقادیرِ پایین چند میلیون دلار راضی‌اند.

تنها یک‌چیز می‌خواهند؛ تعریف کردن داستان‌شان. داستان‌هایی که اکثراً در زمان حال و درباره‌ی زندگیِ روزمره و روابط شخصی هستند؛ اما، موضوعات اصلی را مستقیماً مطرح نمی‌کنند و اغلب حول مسائل بدیهی می‌گردند. داستان‌ها شخصی هستند و سیر نرمالِ فیلم‎های استودیویی را ندارند؛ آنقدر که گاهی تصور می‌شود تنها برشی از یک زندگی‌اند؛ اما، حکایت از دنیای بزرگ‌تری دارند که مخاطب به دنبال‌ آن است. اصطلاحاً فیلم‌ها با In Medias Res  آغاز می‌شوند و پایان می‌یابند) داستان‌ها یا اعمالی که آغاز و پایان‌شان از وسط است و قسمت آغازین را غیرمستقیم شرح می‎دهند). فیلم‌های مامبل‌کور، معمولاً بدون فیلمنامه‌ و غالباً فی‌البداهه هستند؛ برخی هم فیلمنامه‌ دارند؛ اما، بازهم شبه‌بداهه بنظر می‌رسند. بهرحال بجای پیرنگ، بر دیالوگ‌ها و شخصیت‌ها تأکید دارند. کاراکترهای‌شان اغلب، بالغ‌اند و در دهه 20، 30 یا 40 سالگی‌شان زندگی می‌کنند و از طبقه متوسط هستند. شخصیت‌ها در روابط‌شان دچار مشکل‌ شده‌اند یا نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. در بیان‌کردن خواسته‌های‌شان ناتوانند، اصلا نمی‌دانند چه موضوعی را می‌خواهند مطرح کنند یا از مسائل اصلی فرار می‌کنند. شخصیت‌هایی بی‌هدف یا با اهداف گمشده. فیلم‌های مامبل‌کور، صدای واضحِ فیلم‌سازند؛ تمیز و شفاف. همان جهانِ پاکی که آرزوست. ‌جایی که کسی برای حرف‌های قشنگِ دروغین، ترفیعِ مقام نمی‌گیرد. ‌جایی که دیدگاهِ شخصیِ فیلم‌ساز بیان می‌شود؛ نه طرحی که به منفعتِ مدیرانِ عالی‌رتبه آغشته شده باشد. دراینگونه فیلم‌ها از دیالوگ‌ها تا ژست‌ها طبیعت‌گرا (ناتورالیسم) می‌شود؛ و انتخاب فیلم‌ساز هم در ابتدای این جنبش، بازیگران غیرحرفه‌ای است؛ آدم‌هایی که اغلب بداهه (Improvisation) می‌گویند و بداهه عمل می‌کنند. بعدتر، این نوع فیلم‌ها بازیگران حرفه‌ای را هم تجربه کردند.

علی‌رغم شباهت‌هایی که اینگونه فیلم‌ها بایکدیگر دارند، سبک و دیدگاه و عملکرد کارگردانان مامبل‌کور، فیلم‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند. هر کارگردان سبک فیلم‌سازیِ خود را دارد. به‌وفور پیش می‌آید؛ فیلم‎سازان مامبل‌کور، بطور همزمان کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده و بازیگر یک فیلم باشند. فیلم‌سازان مامبل‌کور معمولاً در فیلم‌های یکدیگر بازی کرده‌اند. هر یک از فیلم‌سازان بخشی از تجربیات خود را از طریق همکاری با دیگر فیلم‌سازان مامبل‌کور به‌دست می‌آورد. با توجه به مطالب ذکرشده، مامبل‌کور به‌طور موجز، زیرشاخه‌ای از سینمای مستقل، مبتنی بر واقع‌گرایی، طبیعت‌گرایی و بداهه‌پردازی است. بازی‌های غیردراماتیک و دیالوگ‌های روزمره دارد. سریع و با بودجه‌های اندک ساخته‌می‌شود. از فناوری‌های ارزان بهره می‌برد. تلاشی برای جذب حداکثریِ مخاطب نمی‌کند و از ابتدا قرار نبوده واژه‌ای برای یک موج، یک جنبش و یا حتی یک زیرژانر باشد.

اندرو بوجالسکی (Andrew Bujalski)، به‌عنوان خالق و بنیان‌گذار مامبل‌کور شناخته‌ می‌شود؛ چراکه اولین فیلم مامبل‌کور را تحت عنوان “Funny Ha Ha” در سال 2002 ساخته است. بعدتر در سال 2005 فیلم‌ دومِ آندرو بوجالسکی،  “Mutual Appreciation”و فیلم‌های دیگر با موضوعات و تکنیک‌های شبیه با آن درجشنواره‌ی فیلم جنوب از جنوب غربی (South by southwest film festival)  مشهور به SXSW به نمایش درآمدند؛ مانند “The Puffy Chair” از مارک و جی دوپلاس (Jay and Mark Duplass) و “Kissing on the Mouth” از جو سوانبرگ .(Joe Swanberg) اصطلاح مامبل‌کور هم در همین جشنواره در راستای شباهت این گروه فیلم‌ها توسط اریک ماسونگا  (Eric Masunga)صداگذارِ فیلم ابداع شده است. از دیگر جشنواره‌های فیلمِ مستقل می‌توان به جشنواره فیلم ساندنس (Sundance Film Festival) اشاره کرد. نت‌فیلیکس (Netflix)، آمازون(Amazon)، هولو(Hulu)  هم، کمپانی‌هایی هستند؛ که از فیلم‌های مامبل‌کور حمایت می‌کنند.

بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم بسیاری از کارگردانان نسبت دادن اصطلاح مامبل‌کور را به فیلم‌های‌شان نمی‌پذیرند. برای مثال آندرو بوجالسکی، وجود هرگونه جنبشی را انکار می‌کند و مامبل‌کور را واژه‌ای می‌داند که خیلی‌ها را از دیدن فیلم‌هایش منصرف می‌کند. جو سوانبرگ هم، مامبل‌کور را کلمه‌ای توهین‌آمیز می‌داند که از سر شوخی روی اینگونه فیلم‌ها گذاشته شد و با جدی شدنش کارگردانان هرگز نتوانستند از شر آن خلاص شوند. کلمه مامبل‌کور از ترکیب لغت مامبل با پسوندِ کور ساخته می‌شود. مامبل (Mumble)، به معنی زیرلب سخن گفتن یا مِن‌مِن کردن است؛ به بیان نامشخص، ناواضح و گنگ شخصیت‌ها اشاره دارد؛ اشاره‌ای زیرکانه به بودجه کم فیلم که باعث بی‌کیفیتی صدا می‌شود. پسوند کور (Suffix_Core) به معنی مغز، درون یا هسته‌ است؛ معنایی که به نوعی سرسختی و تقلیل ناپذیری اشاره دارد. پسوند کور قبل‌تر برای توصیف زیرژانرهای دیگر هم استفاده ‌شده بود؛ برای مثال موسیقی هاردکورپانک، از زیرشاخه‌های پانک‌راک است که در دهه 70 بوجود آمد؛ هاردکورپانک سنگین‌تر و سریع‌تر از موج اول موسیقی‌های پانک‌راک است. مامبل‌کور هم زیرشاخه‌ی سینمای مستقل است که تلاش می‌کند؛ سرسخت‌تر، سنگین‌تر و سرکش‌تر از موج اول فیلم‌های مستقل باشد و بیش‌ از پیش از سینمای صنعتی و تجاری فاصله بگیرد.

مامبل‌کور با آندرو بوجالسکی شروع می‌شود، با کارگردانان برجسته‌ی دیگر ادامه می‌یابد؛ مانند جو سوانبرگ که نوع متفاوتی از فیلم‌های مامبل‌کور را ساخت، لین شلتون(Lynn Shelton) ، که مسیر فیلم‌سازی مستقل را با فیلم “We go way back” آغاز کرد، کنتاکر آدلی (Kentucker Audley) که وبسایت منحصربه‌فردی با آدرس ""Nobudge.com را برای فیلم‌های کم بودجه راه اندازی کرده است. به علاوه به دنبال این است که پلتفرم جدیدی برای تقویت و ارتقای صنعت فیلم مستقل ایجاد کند،  فرانک وی.راس (Frank V.Ross)، آرون کاتز (Aron Katz) و گرتا گرویک (Greta Gerwig) که از کارهای او می‌توان به همکاری با جو سوانبرگ در کارگردانی، تهیه‌کنندگی و نویسندگی فیلم “Nights and Weekends” اشاره کرد و همچنین همکاری موفقیت‌آمیزش در نویسندگی فیلمنامه‌ی “Frances Ha”، ساخته‌ی نوآ بامباک (Noah Bambach). درنهایت هم از برادران مارک و جی دوپلاس، نوابغ فیلم‌های مامبل‌کور، که فزون‌واقع‌گرایی (هایپررئالیسم) را ایجاد کردند؛ نام برد. دو برادری که همواره از نردبان ایده‌ها و خلاقیت‌های خودشان بالا می‌روند؛ و صنعت فیلم‌سازیِ مستقل را رونق می‌بخشند و به تکامل می‌رسانند. در این بین فیلم‌سازان و فیلم‌های زیادی بوده‌اند که نام بردن یک‌به‌یک آن‌ها از حوصله این مقاله خارج است.

در آخر باید تاکید نمود؛ بودجه‌ی پایین این نوع فیلم‌ها، صرفا یک ملاحظه‌ی تجاریِ دولتی یا شخصی نیست؛ بلکه در ارتباط با فرم و محتوای فیلم‌ها است. درنهایت همه‌ی این‌ها تلاشی است برای ساختن سینمای هنری جدید، به دور از فیلم‌های تجاری و صرفا سرگرم‌کننده. سینمایی که نه‌تنها هالیوود را در جهت بهترشدن تغییر می‌دهد؛ بلکه، در تلاش است، حال دنیا را بهتر کند. دنیایی که پر است از آدم‌هایی شبیه به ما؛ مخاطب‌هایی که بنظر می‌رسد چندان هم در جایی دور از هالیوود و تجارت‌هایش نایستاده‌ایم و رغبت چندانی به فیلم‌های فیلم‌سازان مامبل‌کور و حتی بطورکل به سینمای مستقل نشان نمی‌دهیم.

فهرستی از برخی فیلم‌های برجسته‌ی مامبل‌کور:

2002: Funny Ha Ha

2003: The Utopian Society

2005: Kissing on the Mouth

2006: Dance Party USA / LOL

2007: Hannah Takes the Stairs / Pop Skull

2008: Baghead / In Search of a Midnight Kiss / Nights and Weekends / My Effortless Brilliance

2009: Alexander the Last / Humpday / The Exploding Girl / Breaking Upwards

2010: Cyrus / You Wont Miss Me

2011: Cold Weather

2012: Memory Lane / The Do-Deca-Pentathlon / The Color Wheel / Jeff, Who Lives at Home/ Your Sister’s Sister

2013: Drinking Buddies / I Love You, Apple, I Love You, Orange / The Sacrament

2014: Happy Christmas / Laggies / (Writers) Sulemani Keeda

2015: The Overnight / Digging for Fire

2016: Midnight Delight

این مطلب با بهره‌گیری از وب‌سایت‌های زیر نوشته شده‌است:

Ferrari, Alex (December 3, 2019). How Mumblecore Films Are Changing the Hollywood. Landscape. https://indiefilmhustle.com/mumblecore/

Lewis, Amy (2012). Short guide to mumblecore. https://www.mcc.sllf.qmul.ac.uk/?p=823

Jaremko-Greenwold, Anya (May 29, 2015). ‘Results’ Director Andrew Bujalski Doesn’t Want You to Call His Movies ‘Mumblecore’. https://www.google.com/amp/s/www.indiewire.com/2015/05/results-director-andrew-bujalski-doesnt-want-you-to-call-his-movies-mumblecore-61432/amp/

Lim, Dennis (August 19, 2007). Mumblecore – The New Talkies: Generation DIY. https://www.nytimes.com/2007/08/19/movies/19lim.html?8dpc

Mumblecore noun (n.d.) .https://www.merriam-webster.com/dictionary/mumblecore

What’s All The Mumble About? An Exploration Of Hollywood’s New Favorite Word (n.d.). https://www.dictionary.com/e/mumblecore/

سرخط اخبار فرهنگ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =