۱۷ خرداد ۱۳۹۹،‏ ۱۱:۱۱
کد خبرنگار: 1483
کد خبر: 83811557
۱ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

طوفانی که ترامپ درو می‌کند

تهران- ایرنا- ایرانی‌ها ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید "اگر باد بکارید طوفان درو می‌کنید"، این ضرب‌المثل حالا مصداق عمل رئیس‌جمهوری است که از ۲۰۱۶ تاکنون در هر نقطه از جهان و در داخل آمریکا جنجال آفرینی کرده است و دستاوردهای زیادی که ضمانت اجرایی آن تجارب بین‌المللی بود را به باد داد و اوضاع امروز آمریکا هم ناشی از همین رویکرد است.

دونالد ترامپ در بهم ریختن اوضاع داخلی آمریکا تنها نیست، بلکه یک تیم تندرو و آتشین مزاج او را دوره کرده و عملا کنترل را از دست وی خارج کرده اند. مایک پمپئو ، مایک پنس و رابرت اوبرایان و تا چندی پیش جان بولتون و سایر تندروهای کینه توز گرد رئیس جمهور ترامپ مانند کاتن و جولیانی حلقه زده اند و هر روز که می گذرد، هزینه های او را افزایش می دهند و شانس بالایش را برای انتخابات ۲۰۲۰ کاهش داده اند.

طی چهار سال گذشته ، ترامپ با مشاوره همین کارشناسان و اطرافیان، آمریکا را از چندین قطعنامه، قرارداد و توافق بزرگ بین المللی خارج ساخت؛ از معاهده آب و هوایی پاریس که به آینده زمین مربوط می شود تا برجام که پشت آن اعضای شورای امنیت سازمان ملل قرار دارند و مهمترین آنها این روزها عملکرد شخصی و دولت وی در ارتباط با کرونا که آمریکایی ها را در معرض یک قتل عام بزرگ با بیش از ۱۰۰ هزار کشته قرار داده است.

ورود حساب نشده او به بحران منطقه، اوضاع را دو چندان وخیم کرده، بطوری که بحران سوریه در مراحل پایانی دچار گره شد و عراقی که از شر داعش خلاص شده بود، دوباره خود را در برابر این گروه مخوف تروریستی دید. اینها نتیجه مشاوره های غلط و کینه توزانه پمپئو و همفکران او در کاخ سفید و وزارت خارجه است که ترور دو تن از فرماندهان ارشد جنگ علیه تروریسم در منطقه یعنی قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس را برای بامداد یک روز زمستانی طراحی کردند و آنان را بطرز ناجوانمردانه ای به شهادت رساندند.

همچنین با ادامه سیاست ضد حقوق بشری خود در منطقه ، ملت یمن را طی این سال ها در بدترین شرایط زیستی و بهداشتی قرار دادند.

دملی که ترامپ ترکاند

اما در مجموعه رفتارها و عملکردهای ترامپ، کوبیدن بر طبل افراط گرایی و نژادپرستی، موضوعی بود که هم خطرناک تر است و هم طی این مدت چندان مورد توجه جامعه بین الملل و نخبگان جهانی قرار نگرفت و گویی کسی صدای آن را نشنید. البته میدان دادن به افراطی ها و راست گرایان تندرو و بعضا نژادپرست در آمریکا از همان سال ۲۰۱۶ آغاز شده بود؛ از همان روزهای تبلیغات انتخاباتی که آدم هایی مانند ریچارد اسپنسر نئونازی از ترامپ حمایت کردند.

بعدتر دامنه این جریان ضد صلح تا اروپا هم رسید، بطوری که نگرانی دولت های عضو اتحادیه را نیز به دنبال داشت و اوج آن حمله به قبرستان های یهودیان در برخی شهرهای اروپایی و از جمله در فرانسه بود.

حالا در بحبوحه اوضاع نابهنجار داخلی ناشی از گسترش شتابنده کرونا در آمریکا، آن خشونت ورزی ها و تشویق های به افراط گرایی، برای جامعه آمریکا به بار نشسته است، بطوری که قتل یک شهروند سیاه پوست به دست پلیس سفید، آتشی بپا کرد که اوج خشونت ورزی و افراط گرایی را در جامعه آمریکایی به نمایش گذاشت.

حالا کنترل سیلی که به راه افتاده برای ترامپ و تیم کینه ورزش چندان ساده نیست و به نظر نمی رسد نه ارتش و گارد ملی و نه تروریستی اعلام کردن جنبش موسوم به آنتی فا که خود را سازمانی ضد فاشیستی معرفی می کند و معمولا با افراط گرایان راست گرا درگیر هستند و البته آنها نیز در این مقابله هایشان از خشونت ابایی ندارند، بتواند به سادگی او را از گرداب حوادث نجات دهد.

چه کسانی ترامپ را بر لبه تیغ نشانده اند؟

اما فارغ از اینکه چه آینده ای در انتظار آمریکاست؟، باید پرسید که چه کسانی و  چه جریان هایی در آفرینش بحران های جاری که دست و پای ترامپ را بسته ، دخیل هستند؟

یکی از عوامل اصلی که ترامپ را به سمت آنارشیسم مدیریتی سوق داد، اندیشکده ها و موسسات پژوهشی هستند که عمدتا مورد حمایت سیاسی اسرائیل و حمایت مالی عربستان قرار دارند. پایگاه آمریکایی آنتی وار هفته گذشته و چند روز قبل از بحران نژادپرستی در گزارشی به این موضوع پرداخت و این سوال را مطرح کرد که چه کسانی ترامپ را به سمت جنگ و افراط گرایی هل می دهند؟ https://www.tabnak.ir/fa/news/۹۸۱۲۴۶/

یکی از چالش های مهم ترامپ در دوران ۴ ساله اولش ایران بوده است. او به محض ورود به کاخ سفید تحت مشورت تندروهای کینه توزی مانند بولتون و پمپئو و نزدیکانش کوشنر برای خروج از برجام که حاصل و دستاوردی بین المللی بود، شال و کلاه کرد. یکی از این سازمانها که در تحریک ترامپ نقش موثری داشت، سازمانی به نام «اتحاد علیه ایران هسته ای (UANI)» است که سال ۲۰۰۸ میلادی تأسیس و در سال ۲۰۱۴ تحت پوشش پروژه اتحاد برای مبارزه با افراط گرایی (CEPU) گسترش یافت و سازماندهی مجدد شد و جالب اینکه هدف خود را سازماندهی و تشدید فشار به ایران قرار داد.

این گروه طی سال های گذشته بیشترین حجم حملات خود را تحت عنوان "مقابله با افراط گرایی" معطوف به ایران کرده و جالب تر اینکه عربستان و امارات را قربانی افراط گرایی، آن هم در شرایطی که نقش عربستان در فاجعه تروریستی ۲۰۰۱ و کوبیدن هواپیماهای مسافری به برج های دوقلوی نیویورک ثابت شده و افکار عمومی جهان می داند که اصلی ترین حامی گروه های تروریستی در منطقه، بخصوص القاعده و داعش، عربستان و امارات بوده و هستند.

توماس فریدمن مجری آمریکایی و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی آمریکا هم در تازه ترین مقاله اش در نیویورک تایمز به نقش عربستان در دامن زدن به خشونت و ترور آن هم در داخل آمریکا اشاره دارد و آن اینکه آمریکا در دوره ترامپ نخستین حمله تروریستی مرگبار را به خاک خود تجربه کرده است؛ حمله ای که در خارج طراحی شده بود.

فریدمن می گوید "ویلیام بار" دادستان کل آمریکا و همچنین اف بی آی  تایید کرده اند اطلاعلات به دست آمده از تلفن های همراه یک کارآموز نیروی هوایی عربستان سعودی که در ۶ دسامبر ۲۰۱۹ ، ۳ ملوان آمریکایی را کشته و ۸ نفر دیگر را  در پایگاه هوایی "پنساکولا" زخمی کرده است، نشان می دهد این اقدامی تروریستی است و طراحی آن در خارج آمریکا انجام شده است.

دستگاه های اطلاعاتی آمریکا ،‌ از داده های تلفن همراه دریافته اند که "محمد سعید الشمرانی" نه تنها پیش از این حمله بلکه قبل از ورود به آمریکا در آگوست ۲۰۱۷، روابطی بسیار چشمگیر با القاعده در شبه جزیره عربستان داشته است و در حقیقت به ارتش عربستان پیوسته بود تا  «یک عملیات ویژه» را اجرا کند.

در هل دادن ترامپ به سمت افراط گرایی، البته اندیشکده ها و موسسات تحقیقاتی و پژوهشی دیگری هم هستند که وظیفه آنان تحریک دولت های آمریکا جهت هدایت به سمت سیاست های تهاجمی در روابط خارجی است و عمدتا وابستگی های مالی و سیاسی به تل آویو و ریاض دارند. از جمله مهمترین این موسسات "بنیاد دفاع از دمکراسی" و "آمریکن اینترپرایز" است که همواره در حال نسخه پیچیدن هستند و ارائه تحلیل هایی بر پایه اطلاعات دروغ یکی از مهمترین شگردهای آنان است.

فرافکنی

این جریان تندرو در عین حال همواره کوشیده است ، همه مشکلات ناشی از سیاست های غلط دولت مرکزی در آمریکا را به خارج از این کشور منتقل کند. به عنوان مثال "رابرت اوبراین" مشاور امنیت ملی کاخ سفید  یکشنبه گذشته‌ در گفت‌وگو با شبکه خبری «ای بی سی نیوز» در پاسخ به سئوال مجری برنامه در زمینه نحوه مقابله با مخالفان آمریکا همچون چین و روسیه  و تلاش ‌آن‌ها در ایجاد ناآرامی‌های بیشتر در این کشور، گفت که ممکن است فعالان روس چنین اقداماتی را در ایالات متحده انجام می‌دهند.

اوبراین درباره ایران نیز مدعی شد:«بله، به ایران نگاه کنید، این کشور به یقین در اینجا مشغول فعالیت است. شما این را می‌دانید. ما ابزارهایی در جعبه خود داریم. ما در حال همکاری نزدیک با متحدان خود هستیم. من با همکارانم، مشاوران امنیت ملی تلفنی گفت‌وگو می‌کنم و ما در روزهای آینده هم آنها را ملاقات خواهیم کرد.»

اما برخلاف عقل و منطق، رئیس جمهور آمریکا در توییت هایش از سرکوب معترضان به قتل یک شهروند سیاه پوست این کشور توسط نیروهای گارد ملی دفاع می کند و از تلاش برای «تروریست معرفی کردن» گروه‌هایی از متعرضان همچنان ابایی ندارد و همین مساله اعتراض های مسالمت آمیز را به سمت خشونت بیشتر می کشاند.

عاقبت کار؟

عاقبت کار آمریکا و ترامپ چه خواهد شد؟ آیا ترامپ که در تکاپوی بردن انتخابات ۲۰۲۰ در ماه نوامبر است ، می تواند بر بحران های داخلی که خود آفریننده آن است، فائق آید؟

در حال حاضر درباره آینده آمریکا نظرات و دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ برخی معتقدند که پیش بینی فروپاشی آمریکا و تکه تکه شدن آن در حال تحقق است و این پروسه که پیش بینی می شد طی چندین سال آینده به وقوع بپیوندد، سرعت گرفته و جلو افتاده است.

گروه دیگر می گویند، نظام سیاسی این کشور بزودی با ورود جریان سومی که قدرتمندتر از دو بلوک دمکرات و جمهوری خواه خواهد بود، فروخواهد پاشید و قانون اساسی این کشور شاهد تغییرات اساسی و بنیادین خواهد شد.

گروهی نیز هستند که این برداشت ها را قبول نداشته و معتقدند که با ورود جامعه آمریکا به فضای انتخاباتی و به محض تعیین تکلیف رئیس آینده کاخ سفید، سیستم آمریکا دوباره بر روی ریل سابق سوار خواهد شد و البته در این بین دو نگاه وجود دارد اولی حاکی از آن است که با انتخاب بایدن، عصر ترامپ به بایگانی تاریخ آمریکا می پیوندد و طرفداران ترامپ هم معتقدند که او در کاخ سفید ماندگار خواهد شد و این بحران ها را پشت سر خواهد گذاشت.

با همه اینها، حرکت های اعتراضی اخیر در آمریکا که در واکنش به قتل یک سیاه پوست به دست پلیس سفید صورت گرفت، رفته رفته در حال تبدیل شدن به یک جنبش اجتماعی بزرگ و دامنه دار است؛ هرچند ترامپ تلاش می کند این حرکت اجتماعی را با برچسب وابستگی به برخی جریان های چپ خنثی کند.

نتیجه : شرایط جدید حاصل افراط گری های پایان ناپذیر ترامپ و تیم تندرو او است که تداوم آن در یک دوره ۴ ساله دیگر می تواند تمامیت آمریکا را به خطر بیاندازد که در بدبینانه ترین حالت ، فروپاشی این کشور است و به نظر نمی رسد، حتی دست گرفتن انجیل و راه افتادن در خیابان ها و رفتن به کلیسا بتواند به ترامپ کمکی کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =