۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹،‏ ۹:۱۳
کد خبرنگار: 1309
کد خبر: 83780488
۰ نفر

برچسب‌ها

"کمالی" از دیدگاه نویسنده بدویت معصوم

بوشهر- ایرنا- "رضا معتمد" نویسنده کتاب "بدویت معصوم" و شاعر معاصر و استاد ادبیات در دانشگاه‌های بوشهر در یادداشتی با عنوان "ما هر بار در شعرت به  حضورت خواهیم رسید" براین باور است با درگذشت فرج الله کمالی آخرین ستون از چهارگانه شعر محلی این استان فرو ریخت.

در این یادداشت آمده است: استاد فرج‌الله کمالی که در شمار کمال دهندگان شعر گویشی ما بود، پس از تحمل یک دوره بیماری، درگذشت.

در کتاب «بدویت معصوم» نوشته‌ام که چرا او در کنار زنده‌یادان، محمد بیابانی، حاج علی مرادی و ایرج شمسی زاده، از ارکان چهارگانه شعر گویشی ما به‌شمار می‌روند.
در این‌جا به‌طور مختصر تکرار می‌کنم که این چهار نفر هر کدام در پیدایش و کمال‌بخشی به شعر محلی در یکی از چهارگوشه استان سهمی بزرگ ایفا کردند؛ هر کدام سبک و زبان خود را داشتند؛ هر چهار تن شعرشان را بر شالوده‌ای محکم بنا نهاده بودند که ملاتش از مطالعه در دیوان‌های شعر اصیل فارسی و نیز خواندن و خواندن و خواندن حاصل شده بود. 
بیابانی بر بسیاری از اساطیر ایرانی و غیر ایرانی احاطه داشت؛ مرادی شعر کلاسیک گذشته و حتی معاصر را عمیقاً خوانده و بر بعضی از معروف‌ترین آنها استقبالیه نوشته بود؛ شمسی زاده معلم ادبیات بود و بخش بزرگی از شاهنامه و بوستان و گلستان و خمسه نظامی و حافظ را از بر بود. فرج‌الله کمالی شاهنامه را به روایتی شش‌بار خوانده بود و بیت بیت خمسه نظامی را از نظر گذرانده بود تا واژگان اصیل فارسی به‌جا مانده در گویش استان بوشهر و دشتستان را استخراج کند؛ هر چهار نفر (و به‌طور ویژه مرادی،شمسی‌زاده و کمالی) دلیل اصرارشان بر سرودن شعر محلی نه تفنن و تفریح بلکه بیان دغدغه‌های عمیق‌ انسانی، اجتماعی و سیاسی‌ بود.
در شعر این چهار تن حتی وجه نوستالوژیک نیز با ماهیتی هدف‌مند و مبتنی بر آمال و آرزوهای اجتماعی بیان شده است. وجه عاشقانه شعر این چهار تن نیز علاوه بر همه ظرافت‌ها و شوخ و شنگی‌های شاعرانه، به آمال و آرزوهای انسانی و نقد مناسبت‌های اجتماعی ختم می‌شود و در یک کلام، شعر محلی این چهار تن شعری هدفمند و دارای افقی بلند از شعور انسانی و آیینه تمام نمایی از فرهنگ و باورهای بومی مردم سراسر استان است و اگر مردم استان بوشهر در شعر این چهار تن سرگذشت خود و پژواک‌ دردها و دلمویه‌های خود را می‌بینند، ریشه در عواملی دارد که در بالا برشمردم.
با این‌حال شعر این چهارتن با همه پیوندها و اشتراکات مضمونی، هر کدام رنگ و بو و عطری دلنشین اما خاص خود را داشت و این همان راز تشخص زبانی یک شاعر صاحب سبک است‌.
شعر فرج‌الله کمالی عرصه جولان گویش دشتستانی با تمام قدمت و اصالتش بود و او چه اصرار عجیبی داشت که این گویش را با همان اصالت در شعرش از گزند تحولات زبانی مصون بدارد. عاشقانه‌های او، اخوانیات او، طنزهای او و شعرهای انتقادی و اجتماعی او، همه و همه با تمام وجود نگهبان اصالت گویش دشتستانی بودند. شعر کمالی مثل هر شاعر بزرگ و دغدغه مند دیگر خالی از سهو و لغزش نیست اما با اطمینان می‌توان گفت که شعر او نقطه اوج و کمال شعر گویشی دشتستان بود و نبودش شکافی را در بدنه شعر محلی استان ما وارد کرده است که به این زودی‌ها پر شدنی نخواهد بود.
آنچه گفتم، وجه شاعرانگی فرج‌الله کمالی بود. وجه انسانی او حدیث دیگر و داستان دیگری است که البته در شعر کمالی می‌توان بارقه‌های آن را دید. نگاه انسانی او، فروتنی‌اش، دردمندی‌اش و دل‌سوزی‌اش نسبت به همنوعان و آزادی و ایران‌خواهی‌اش وجوهی برجسته از شخصیت او بودند که هم در سلوک عملی او و نیز در شعرش نمود و جلوه‌ای تام داشتند.
او شعرش را وسیله‌ای برای بروز این خصلت‌ها قرار داده بود و این‌ خصلت‌ها وجوهی فطری و سازگار با روح و هویت انسانی‌اند. برای همین است که با رفتن کمالی، شعر او که به‌یقین میهمان ماندگارِ حافظه مردم ما است، نگاهبان همه آرزوها و آمالی است که کمالی به‌خاطرش رنج‌ها کشید، بی‌مهری‌ها دید و همه حرمان‌ها را به جان خرید. این آمال و آرزوها نقش فراموشی نخواهند پذیرفت.
پس شاعر راوی این آمال و آرزوها، شاعر بزرگ ما، کمال شعر محلی دشتستان، استاد فرج‌الله کمالی نیز فراموش نخواهد شد. استاد جان! تو خواهی ماند و ما هر بار در شعرت به حضورت خواهیم رسید.

فرج الله کمالی در سال ۱۳۲۸ خورشیدی در شهر برازجان به دنیا آمد و تا پنجم دبیرستان در رشته طبیعی در برازجان تحصیل کرد و ششم دبیرستان را در دبیرستان سعادت بوشهر ادامه داد و همان جا دیپلم طبیعی گرفت و در سال ۱۳۵۰ در رشته زیست شناسی از دانشگاه اصفهان دانش آموخته شد.
پس از طی دوران سربازی با عنوان کارشناس مواد غذایی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی در شیراز و بوشهر و برازجان در استخدام وزارت بهداری بود، وی از نام آورترین شاعران محلی سرای دشتستان است که از جمله شعرهای معروف وی می‌توان به «دشتسون (دشتستان)» و غزل زیبا و عاشقانه «قمرو» اشاره کرد.

سلوک دیرپای کمالی در شعر محلی و علاقمندی مفرط او به بازگویی واژه‌ها، اصطلاحات و تمثیلات بومی دشتستان به همراه تسلط کاملش بر زاوایای ادبی و عروض و قافیه، به او در عرصه ی شعر بومی تشخص ویژه‌ای بخشیده بود.

«فرج الله کمالی» را با اطیمنان می توان در شعر بومی، شاعری صاحب سبک و زبان ویژه دانست.

پختگی و استواری زبان او در سروده‌هایش از تجربه دیرپای شاعری حکایت دارد که علاوه بر شعر بومی در عرصه شعر رسمی نیز صاحب تجارب گران‌بهایی است.

هم چنین او از میان نام آوران عرصه شعر محلی استان بوشهر، نخستین شاعری است که مجموعه‌ای از برجسته‌ترین شعرهای محلی خود را در کتابی با عنوان «دشتسونی» به چاپ رسانده است و چاپ این کتاب به خوبی بیان کننده بضاعت این شاعر در عرصه شعر بومی است.

فرج الله کمالی شاعر محلی‌سرای دشتستانی روز جمعه ۱۹ اردیبهشت‌ماه پس از طی یک دوره طولانی بیماری در سن هفتاد سالگی جهان را بدرود گفت. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =