همگرایی آسیای میانه به کدام سو می رود؟

تهران – ایرنا - مدتی است که بازیگران جهانی به آسیای میانه چشم دوخته و در چارچوب به اصطلاح "بازی بزرگ جدید" برای استیلای هرچه بیشتر بر این منطقه از جهان از هم سبقت می گیرند، سبقتی حسادت گونه که چنانچه نتیجه گیری از آن به یک هم اندیشی همدلانه میان کشورهای آسیای میانه برای حفظ استقلال شان نیانجامد می تواند بار دیگر به وابستگی آنها به این و یا آن قدرت جهانی ختم شود.

در مرحله فعلی، تقریباً همه بازیگران خارجی علاقه مند به ایجاد تعامل بین کشورهای آسیای میانه هستند. در واقع، در چارچوب به اصطلاح "بازی بزرگ جدید"، بازیگران خارجی در حال یک رقابت عمدتا همراه با حسادت بر موفقیت های یکدیگر در منطقه چشم دوخته اند.

باید اذعان داشت که در این میان تقویت مواضع کشورهای آسیای میانه، چه به صورت جداگانه و چه به عنوان "پنجگانه آسیای میانه" و یا "گروه پنج آسیای میانه" نه تنها به هیچ یک از قدرت های بزرگ آسیبی نمی رساند. بلکه می تواند قوام بخش همبستگی درونی این کشورها برای مقابله با چالش های جدید باشد که بررسی مقاله ای از "آیگول کاژیووا" تحلیلگر شورای سیاست خارجی روسیه رد سایت این شورا به شرخ ذیل خالی از فایده نخواهد بود:

"امروزه هیچ کشوری در جهان به بحران سازی در آسیای میانه نیاز ندارد (به ویژه با توجه به مشکلات رو به رشد در همسایگانی همچون افغانستان. چرا که این کشور (افغانستان) خود عاملی بی ثباتی ریشه داری است که ضرورت دستیابی به ثبات در منطقه بدون ایجاد همکاری بین کشورهای آن را غیرممکن کرده است.

برای روسیه حفظ ثبات و امنیت در این منطقه از جهان به ویژه در زمینه جریان های گسترده مهاجران کارگری و تهدید روزافزون گسترش افراط گرایی مذهبی و تروریسم، بسیار مهم است.

امروز، ایده ادغام آسیای میانه بار دیگر بر سر زبان ها افتاده است. در مارس ۲۰۱۸، در آستانه پایتخت قزاقستان (نورسلطان کنونی) برای اولین بار نشست روسای دولت های منطقه برگزار شد. در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۹ نیز دومین نشست رهبران کشورها در تاشکند پایتخت ازبکستان منعقد شد.

این در حالی است که پنج کشور آسیای میانه (قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ترکمنستان) برای مدت طولانی در قالب های اقتباس شده از خارج با هم همکاری می کنند، به عنوان مثال، امریکا، ژاپن، اتحادیه اروپا، کره جنوبی با کشورهای آسیای میانه مطابق فرمول " امریکا + ۵، "ژاپن + ۵"، "اتحادیه اروپا + ۵"، "کره جنوبی + ۵" دیدار و گفت وگو  کرده و می کنند.

به رغم اینکه برخی از کارشناسان روسی نسبت به این قالب (به دلیل رقابت بالقوه خود با اتحادیه اقتصادی اوراسیا) دست به عصا حرکت کردند، اما به تازگی روسیه (برای راحتی خود) از همین قالب همکاری جمعی نیز به نفع خود سود برد و حرکتی را مشابه قدرت های فرامنطقه ای آغاز کرد.

به عنوان مثال، در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹، جلسه وزرای  امور خارجه آسیای میانه و روسیه در حاشیه جلسه شورای وزیران امور خارجه کشورهای مشترک المنافع و در حقیقت برای حل مشکلات فرامرزی در منطقه (مسائل مربوط به آب و انرژی، تروریسم، افراط گرایی مذهبی، جرایم فرامرزی - در درجه اول قاچاق مواد مخدر در طول مسیر شمالی از طریق آسیای میانه به روسیه و اروپا) برگزار شد.

با توجه به اینکه تنها قزاقستان و قرقیزستان عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا هستند و در آن سو قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان در سازمان پیمان امنیت جمعی نیز عضویت دارند و ترکمنستان به طور کلی در وضعیت "بی طرفی مثبت" است، در این صورت روسیه تنها در قالب "روسیه + ۵" می تواند تمام این موضوعات را مورد بحث قرار دهد.

در تمام مواردی که گروه "پنجگانه آسیای میانه" توسط بازیگران غیرمنطقه ای تشکیل شد، کشورهای آسیای میانه بیشتر به عنوان یک فصلی از سیستم روابط بین الملل ظاهر می شدند و نه به عنوان مولف آن. بازگشت فعلی به ایده ادغام آسیای میانه بدین معنی است که کشورهای منطقه آماده هستند آگاهانه نقش خود را به عنوان موضوعات روابط بین الملل افزایش دهند و مسئولیت تشکیل ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منطقه خود را به عهده گیرند.

در این زمینه، مهم است که قبل از هر چیز یک سؤال را از مد نظر دور نداشت اینکه چرا پروژه قبلی ادغام آسیای میانه ناموفق بود و چگونه می توان نشست های فعلی گروه "پنج آسیای میانه" را از دوره قبل متمایز کرد؟

چرا و چگونه مرحله قبلی ادغام در آسیای میانه ناموفق ظاهر شد؟

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) در سال ۱۹۹۱، کشورهای آسیای میانه خود را در وضعیتی دشوار یافتند. در قالب اتحاد جماهیر شوروی، سطح بسیار بالایی از تعامل اقتصادی میان جمهوری های اتحادیه حاصل شد.

فروپاشی این سیستم ارتباطی یک مشکل بسیار جدی ایجاد کرد. با این حال، سطح توسعه کشورهای مستقل جدید در آسیای مرکزی پایین تر از جمهوری های بخش اروپایی قلمرو دوران پسا اتحاد جماهیر شوروی بود. از این رو، غلبه بر عواقب فروپاشی سیستم متمرکز برای آنها دشوارتر بود.

علاوه بر این، کشورهای آسیای میانه به دلیل موقعیت ویژه  قرارگرفتن در یک منطقه جغرافیایی خاص و دور از اقیانوس ها، از بازارهای جهانی جدا شدند. بنابراین، آنها برای غلبه بر این بحران مشترک، نیاز به همکاری با یکدیگر داشتند. سؤالات باز بسیاری وجود دارد که باید به صورت هماهنگ پاسخ داده شوند - که قبل از هرچیز باید به سوالات مربوط به موضوعات آب و انرژی در منطقه پاسخ داد.

به منظور حل و فصل این قبیل موضوعات، سازمان هایی برای تنظیم روابط بین کشورها در سطح منطقه ایجاد شدند. اما، با وجود مشکلات مشترک و عوامل همگرایی موجود، پروژه های ایجاد یک اتحادیه تمام عیار منطقه ای تحقق نیافت.

پس از آن، با افزایش نارضایتی از سرعت و ماهیت ادغام این کشورهای در مجموع کشورهای مستقل مشترک المنافع (همسود)، کشورهای منطقه آسیای میانه شروع به تلاش برای ادغام جمهوری های شوروی سابق که دیگر از یکدیگر جدا شده بودند، کردند. آغاز یک فرایند جداگانه در آسیای میانه با امضای موافقتنامه بین دولتی آلماتی در راستای اقدامات تحکیم ادغام اقتصادی بین قزاقستان و ازبکستان در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۹۳ رقم خورد که بعدها قرقیزستان نیز به آن پیوست. اهداف اصلی دولت حل مشکلات اقتصادی مشترک پس از شکستن زنجیره های تولید، توسعه ظرفیت های اقتصادی کشورهای منطقه، توزیع منابع انرژی، تضمین امنیت منطقه و مسایلی از این قبیل بود.

در ۳۰ آوریل ۱۹۹۴، توافق نامه ای بین قزاقستان، ازبکستان و جمهوری قرقیزستان در مورد ایجاد یک فضای اقتصادی واحد منعقد شد که به "جریان آزاد کالاها، خدمات، سرمایه، نیروی کار" منجر می شد و سیاست اعتباردهی و تسویه حساب، بودجه ای، گمرکی و ارزی را فراهم می آورد. هدف مشخصی برای توسعه برنامه های ادغام بین دولت ها تعیین شده بود. این قدم آغازی بر کار اتحادیه همکاری های آسیای میانه (OCAC) بود.

علاوه بر این، همکاری های سیاسی نیز شکل جدیدی به خود گرفت: در سال ۱۹۹۵، یک شورای بین المللی در سطح روسای کشورها تشکیل شد، همچنین شورای نخست وزیران، شورای وزیران امور خارجه، شورای وزیران دفاع - یعنی نهادهایی برای تنظیم روابط در حوزه های مربوطه - ایجاد شد. همچنین تصمیماتی گرفته شد تا یک بانک مرکزی همکاری و توسعه آسیای مرکزی تشکیل شود.

در چارچوب OCAC، تعدادی موافقتنامه نیز امضا شد، از جمله توافق نامه هایی در مورد استفاده از منابع آب و انرژی حوضه رودخانه سیردریا در زمینه حفاظت از محیط زیست. با این وجود این فرایند موفقیت آمیز نبود و OCAC تنها تا سال ۱۹۹۸ به فعالیت خود ادامه دا د.

دلیل این شکست آن بود که رهبران کشورها نظرهای متفاوتی در مورد ادغام در آسیای میانه داشتند، علاوه بر این، مباحث حاد اجتماعی و اقتصادی در داخل کشورها نیازمند توجه ویژه ای بودند. بنابراین، بعد سیاسی ادغام به نفع گسترش همکاری های اقتصادی در منطقه به تعویق افتاد.

پس از پیوستن تاجیکستان به این مجموعه در سال ۱۹۹۸، OCAC به جامعه اقتصادی آسیای میانه (OCAC) تبدیل شد. در حال حاضر در ترکیب جدید این مجموعه کشورها، زمینه هایی همچون همکاری به عنوان تعامل مشترک در بخش های آب و انرژی و کشاورزی، همکاری در زمینه حمل و نقل و هماهنگی در زمینه حفاظت از محیط زیست مطرح شده است.

توجه ویژه به ایجاد منطقه تجارت آزاد به عنوان اولین قدم در جهت ایجاد یک فضای اقتصادی واحد مورد توجه قرار گرفت. این حوزه ها با تصویب اسنادی همچون استراتژی توسعه ادغام OCAC تا سال ۲۰۰۵ و برنامه اقدامات اولویت دار برای ایجاد یک فضای اقتصادی واحد تا سال ۲۰۰۲ تقویت شدند.

فرض بر این بود که پس از اتمام تشکیل منطقه آزاد تجاری، ایجاد اتحادیه های گمرکی، پرداختی و ارزی دنبال خواهد شد که منجر به تشکیل بازار واحد برای کالاها، خدمات و سرمایه می شود. به طور کلی، بیش از ۵۰ پروژه اقتصادی تصویب و حدود ۱۶۰ سند چندجانبه در چارچوب OCAC تصویب شد، اما اکثر آنها هرگز عملی نشدند. یکی از دلایل اصلی این امر، سهم پایین در حجم تجارت متقابل در منطقه بود که به سرعت در حال کاهش بود، زیرا کشورهای منطقه به طور فزاینده ای روی شرکای تجاری غیرمنطقه ای متمرکز شده بودند.

مسئله امنیت در منطقه زمانی اهمیت فزاینده یافت که نفوذ اسلام گرایی افراطی و رویکرد نیروهای طالبان تا مرزهای آسیای میانه نیز کشیده شد، گروهی که این سازمان آن ها را تروریستی نامیده  و فعالیت های آن در روسیه نیز ممنوع شده بود.

از این رو، تقویت همکاری های نظامی و سیاسی، هم میان کشورهای منطقه و هم با بازیگران خارجی اهمیت فوق العاده یافت. به منظور تشدید همکاری های چندجانبه در زمینه تأمین امنیت در منطقه، تدوین سیاستی در مبارزه با تروریسم و افراط گرایی مذهبی در اجلاس بعدی این سازمان در تاشکند در سال ۲۰۰۱ در دستور کار قرار گرفت و مقرر شد OCAC به سازمان همکاری آسیای میانه (CACO) تبدیل شود.

بنابراین، تمرکز اقتصادی به سمت ثبات و حفظ صلح در منطقه تغییر کرد. در چارچوب تشکیلات جدید، همکاری ها در جهت نظامی - سیاسی شدت گرفت، علاوه بر این، تلاش هایی برای تقویت مؤلفه سیاسی، یعنی همکاری بین پارلمانی دولت ها و ایجاد شورای نمایندگان مجلس کشورهای عضو CACO نیز صورت گرفت. در سال ۲۰۰۲، جلسه نمایندگان پارلمان های این کشورها در چارچوب سازمانی جدید در تاشکند برگزار شد.

اما با وجود تلاش های فعال کشورهای منطقه برای ایجاد ساختارهای همگرایی و تقویت همکاری، پروژه ادغام به اهداف خود نرسید. بازار واحدی هم ایجاد نشد. دلیل آن این بود که اقتصاد کشورها بیشتر و بیشتر از هم فاصله گرفتند. در رابطه با تصویب تصمیم پیوستن روسیه به CACO، در سال ۲۰۰۵ این سازمان با مجمع اقتصادی اوراسیا (EurAsEC) ادغام و بدین شکل سازمان مورد نظر منحل شد.

گروه "پنج آسیای میانه" و مرحله جدیدی از ادغام

مرحله جدید از سرگیری همکاری های چند جانبه منطقه ای با روی کار آمدن شوکت میرضیایف در ازبکستان در سال ۲۰۱۶ و با اصلاحات گسترده انجام شده توسط وی در این کشور همراه است. همکاری با همسایگان به یک اولویت اصلی سیاست خارجی تاشکند تبدیل شد و در ارتباط با آن، گفت وگو با کشورهای منطقه از سر گرفته شد.

بنابراین، در ماه مارس ۲۰۱۸ در آستانه (نور سلطان کنونی) نخستین نشست مشورتی با حضور روسای همه کشورهای آسیای میانه برگزار شد (به استثنای ترکمنستان که تنها رئیس پارلمان (مجلس ملی) آقجا نوربردیوا در این اجلاس شرکت کرد). این رویداد اولین جلسه نمایندگان همه کشورهای آسیای میانه بود که پس از انحلال CACO توسط بازیگران خارجی راه اندازی نشده بود.

در همین اجلاس بود که مباحث مهم برای منطقه مورد بحث قرار گرفت: مشکل آب و انرژی، تضمین امنیت در منطقه، توسعه تجارت و همکاری اقتصادی و ظرفیت های ترانزیت و حمل و نقل منطقه ای و همچنین موضوعات فرهنگی و بشردوستانه. سران کشورها خاطرنشان کردند که همکاری بین کشورهای منطقه طی یک سال گذشته به میزان قابل توجهی تقویت شده است. ذکر این نکته حائز اهمیت است که این کشورها توافق کرده بودند که سالانه باز هم چنین جلسات مشاوره ای را برگزار کنند.

نشست بعدی در تاریخ ۲۹ نوامبر ۲۰۱۹ در تاشکند برگزار شد. در این اجلاس بر اهمیت توافق چشم انداز مشترک همکاری در منطقه تأکید شد. همچنین خاطرنشان شد که در سال های اخیر توافقاتی درباره موضوعات مهمی حاصل شده است که طی سال های متمادی به نتیجه نرسیده بود و این می توانست به معنای پیشرفتی چشمگیر در این زمینه باشد. توجه خاصی به مباحث مربوط به تجارت و روابط اقتصادی شده است، این نیز به این دلیل آن بود که با اجرای برنامه اصلاحات موفق میرضیایف، گردش کالا ازبکستان با کشورهای منطقه در سالهای اخیر بیش از دو برابر و تعداد سرمایه گذاری های مشترک نیز چهار برابر شده است.

در همین راستا، رهبر ازبک پیشنهاد ایجاد مجمع سرمایه گذاری کشورهای آسیای میانه در تاشکند و همچنین جلسات سالانه روسای اتاق های بازرگانی و صنعت را داد. همچنین بر اهمیت موضوعات امنیتی در منطقه، گسترش همکاری در بخش انرژی و همچنین پتانسیل فرهنگی، بشردوستانه و گردشگری آسیای میانه تأکید شد.

توجه زیادی به موضوع پتانسیل ترانزیت آسیای میانه و بهسازی سیستم حمل و نقل در منطقه صورت گرفت و در رابطه با آن شتاب گیری تشکیل شورای ارتباطات حمل و نقل لازم و ضروری شد. همچنین قزاقستان ایده انعقاد "پیمان حسن همجواری و همکاری برای توسعه آسیای میانه در قرن بیست و یکم" را مطرح کرد که منعکس کننده اصول اساسی تعامل بین کشورهای منطقه بود. علاوه بر این، مقرر شد جلسات منظم وزرای خارجه در قالب رایزنی های سیاسی و همچنین جلسات کارشناسی برگزار شود.

لازم به ذکر است که در مرحله فعلی تقریباً همه بازیگران خارجی علاقه مند به توسعه تعامل بین کشورهای آسیای میانه هستند.

در واقع، در چهارچوب به اصطلاح بازی بزرگ جدید، بازیگران خارجی موفقیت های یکدیگر را زیر ذره بین قرار داده اند. تقویت مواضع خود کشورهای آسیای میانه، چه به صورت جداگانه و چه به عنوان "پنجگانه آسیای میانه"، به هیچ یک از قدرت های بزرگ آسیب نمی رساند. هیچ کس در جهان نیازی به بحران در آسیای میانه ندارد (به ویژه با توجه به مشکلات رو به رشد در همسایگان افغانستان). دستیابی به ثبات منطقه بدون ایجاد همکاری بین کشورهای آن غیرممکن است.

برای روسیه حفظ ثبات و امنیت در این منطقه از جهان در مجاورت خاک خود و در حوزه استحفاظی اتحاد جماهیر شوریو (سابق)، به ویژه در زمینه جریان های گسترده مهاجران کارگری و تهدید روزافزون گسترش افراط گرایی مذهبی و تروریسم ، بسیار حائز اهمیت است".

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =