حکایت مسیر متفاوتی که سنگ آهن و نفت در بحران کرونا می‌پیمایند

تهران – ایرنا – استمرار افزایش بهای سنگ آهن با توجه به کاهش قیمت نفت در دوره گسترش کرونا که متقاضیان آن به‌تازگی مایل به پرداخت هزینه خریداران درصورت موافقت با تخلیه بار کامل تانکرها بوده‌اند، در مقابل کاهش قیمت جهانی نفت امروزه به امر شگفت‌آوری تبدیل شده است.

به گزارش سایت موسسه سیاست راهبردی استرالیا (ASPI)، نفت و سنگ آهن دو کالای بسیار اساسی اقتصادهای صنعتی هستند و درطول تاریخ پیدایش شان، بهای هر دو به موازات سلامت تولید صنعت جهانی، به طور هماهنگ با هم پیش رفته است.

اما بهای سنگ آهن در جریان بحران کرونا، بالای ۸۰ دلار آمریکا در هر تن باقی مانده و سودهای کلانی را عاید معدن‌کاران بزرگ استرالیایی کرده است.

بهای فعلی سنگ آهن ۳۵ درصد بالاتر از رقمی است که دولت فدرال استرالیا در زمان ارائه چشم انداز بودجه اواسط سال در دسامبر گذشته (آذر ۹۸)، انتظار آن را می کشید.

توضیح کوتاه برای افزایش قیمت سنگ آهن، چین است. چین تقریبا سه چهارم تمامی سنگ آهن ساحلی را خریداری می کند و تاثیر غالبی بر قیمت ها دارد.

چین از بحران کرونا خارج شده و انتظار می رود که دولت پکن ضعف اقتصاد این کشور را با تخصیص هزینه عمومی در زیرساخت ها که تقاضای فولاد را افزایش می دهد، پاسخ دهد.

در مقام مقایسه، چین تنها حدود ۱۴ درصد از بازار نفت جهانی را به خود اختصاص داده است.

آژآنس بین المللی انرژی تخمین زده است که تقاضای جهانی نفت در سال جاری ۶ درصد کاهش یابد.

با توجه به اینکه بحران کووید – ۱۹ همچنان در اقتصادهای غربی، مساله جدی و حادی است، آگاهی از آن سوی اقتصاد جهانی، هنوز زود است.

چه بسا به محض لغو محدودیت های فاصله گذاری اجتماعی، همه به غذا خوردن در رستوران ها رو آورند و به محض مجاز برشمردن مسافرت ها، تعطیلات به تاخیر افتاده و سفرهای تجاری از سرگرفته شود. این همانند یک رویای بد می گذرد.

اما نمی توان یک سناریوی بدبینانه تر از رکود طولانی مدت اقتصاد جهانی را نادیده گرفت. نرخ بیکاری، بالا خواهد ماند، بانک ها با هزینه بدهی های بزرگ روبه رو خواهند شد و تمایلی برای وام دهی نخواهند داشت و شرکت ها تصمیم سرمایه گذاری را به تعویق خواهند انداخت.

عکس العمل نسبت به جهانی سازی که از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ ایجاد شده، ممکن است با ازسرگیری خصومت بین آمریکا و چین و فشار بر شرکت ها برای برگرداندن خط تولید خود، شدت یابد.

سازمان تجارت جهانی برای سال جاری کاهش تجاری ۱۳ تا ۳۲ درصدی را پیش بینی کرده است.

دوره پساکرونا ممکن است بیشتر شبیه سال های ۱۹۳۰ باشد، زمانی که تجارت به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی جهانی به نصف کاهش یافت.

انعطاف پذیری اقتصاد چین و تقاضای آن برای کالاها، به شدت مورد آزمایش قرار خواهد گرفت.

نوسازی و توسعه اقتصاد جهانی در طول ۳۰ سال گذشته با جهانی سازی و رشد سریع تجارت جهانی ایجاد شده است.

چین در کاهش وابستگی به صادرات و تقویت مصرف داخلی، موفقیت هایی داشته است، اما تجارت همچنان صنایع تولیدی این کشور را حمایت می کند و به نظر می رسد مشکل آفرین باشد.

در سه ماهه نخست سال جاری، صادرات چین به آمریکا به میزان ۲۵ درصد کاهش یافت و میزان فروش اش به اتحادیه اروپا ۱۶ درصد کم شد. احتمال دارد کاهش های بیشتری در سه ماهه دوم رقم خورد.

تقویت قیمت سنگ آهن نسبت به نفت، تابعی از تسریع و تاخیر در زنجیره عرضه است. فضای ذخیره نفت محدود است و اگر کشورهای تولیدکننده به تولید نفت سریعتر از نیاز مصرف کنندگان ادامه دهند، فضایی برای ذخیره باقی نمی ماند. بازار نفت در آن مرحله است.

در مقابل، تولیدکنندگان، شرکت های ساخت و ساز و تجار چینی جملگی سهام فولاد را حفظ می کنند و قیمت ها با خریدارانی که با پیش بینی احیای تقاضای اقتصادی به فهرست موجودی می افزایند، حمایت شده است.

این گزارش در ادامه حاکی است: تحلیل بانک مرکزی استرالیا از شرایط رونق و رکود تجارت طی ۱۵۰ سال گذشته نشان می دهد که رکود با رشد ضعیف درآمد سرانه و نرخ بالای بیکاری همراه است و این وضعیت معمولا حدود 5 سال قبل از بهبود درآمد اتفاق می افتد.

درحالی که آینده در تغییر است، سیاست گذاران باید این مساله را به عنوان یکی از نتایج بالقوه بحران جاری مورد توجه قرار دهند.

نکته ای که باید مورد توجه قرار داد این است که کاهش پایدار قیمت سنگ آهن با کاهش تقاضای چین برای منابع استرالیایی که کمترین هزینه تولید را دارند، توام نیست.

اگر تقاضای چین سقوط کند، این معادن سنگ آهن چین است که مجبور به تعطیلی خواهد بود، در حالی که وابستگی این کشور به تجارت ساحلی افزایش خواهد یافت.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =