روز جهانی کتاب و حق مولف؛ فرصتی برای اعتلای بینش بشر

تهران- ایرنا- کتاب از مهمترین ابزارهای انتقال دانش و بینش و فرهنگ و هنر در میان جوامع محسوب می‌شود. به همین دلیل هم روزی برای تکریم آن نامگذاری شده‌است؛ روزی که فرصتی پدید می‌آورد تا قدرت کتاب برای اعتلای بینش بشر به منصه ظهور برسد و جوامعی عدالت‌محور، آزاد و مشارکت‌جو برای شهروندان شکل بگیرد.

بیست و سوم آوریل مصادف با درگذشت ۲ تن از نویسندگانی است که نقش مهمی در فرهنگ و ادبیات جهان برعهده داشته اند؛ یعنی ویلیام شکسپیر، سروانتس و اینکا گارسیلاسو دولاوگا. روزی که یک کتاب فروش کاتالونیایی تصمیم گرفت، روز تولد سروانتس نویسنده دون کیشوت را به روزی برای ترویج کتابخوانی تبدیل کند. از همان سال ۱۹۲۳ میلادی این تلاش آغاز شد و کم کم گسترش یافت تا ۱۹۹۵ میلادی که دولت و اتحادیه ناشران اسپانیا در بیست و هشتمین اجلاس یونسکو پیشنهاد روز جهانی کتاب را مطرح کردند و فدراسیون روسیه هم در همان اجلاس عنوان «حق مولف» (نشرانه) را نیز به آن افزود؛ پیشنهادی که در همان جلسه تصویب شد و اینک سال هاست که در روز مرگ و تولد سه تن از مشاهیر ادبیات جهان برای کتاب و حقوق مولف نویسنده اش ارج و قربی ویژه در نظر گرفته می شود.

جایگاه کتاب در زندگی انسان‌ها

با توجه به پیشرفت هایی که در حوزه علم و فناوری به وجود آمده شاید عده ای در این اندیشه باشند که کالایی همچون کتاب دیگر آنچنان جایگاهی در زندگی انسان ها ندارد و روز به روز اهمیت خود را از دست می دهد اما این اندیشه غلط است زیرا کتاب همواره در تمامی دوره‌ها و زمان‌ها کمک حال بشر بوده است تا آدمی با اندیشه‌های سالم در مسیر درست زندگی گام بر دارد. اگر خوب دقت کنیم، می‌توان اندیشه‌های درست را از درون یک کتاب بیرون کشید و آن را به عنوان یک الگوی درست در زندگی، قرار داد.

 بشر نیاز دارد، تفکر کند و از ژرفای خیال خود به باطن جان فرو رود و به حقایق خلقت و وجود خود، آگاهی یابد. کتاب انسان را به پرواز در می‌آورد تا کمی از پستی‌ و بلندی‌های روزگار فاصله بگیرد و در آسمان علم و اندیشه که منشأ آرامش است، سیر کند.

کتاب به ما می‌آموزد که اندیشه‌های انسان باید سرشار از آموزه‌های معنوی، منطقی، عرفانی و حقیقی باشد؛ مطالعه، ذهن را پر بار می‌کند و درخت اندیشه را رونق می‌بخشد. کتاب در زندگی ما می‌تواند یک معلم باشد تا اصول زندگی را به ما بیاموزد و اخلاق انسانی و معرفت را در وجود ما نهادینه کند.

در واقع وقتی جهل و بی خبری، جامعه ای را از پای درآورد یا شبهه ها ذهن جوانان را فلج کند، بدون شک یکی از مهم ترین راهکارهایی که می تواند آفت جهل را بزداید، مطالعه کتاب است و آنچه می تواند شبهه های ذهنی را دفع کند و ایمان و اطمینان را به قلب ها باز آورد، کتاب است. گرفتاران در چنبره پرسش ها و محاصره شدگان در میان انبوه شبهه ها، می توانند برای استمداد فکری به کتاب ها مراجعه کنند و از آن جا نیرو گیرند و به جنگ شبهه ها بروند و پاسخی در برابر القائات و شبهه افکنی های دیگران بیابند.

البته به لحاظ سلامتی هم باید اشاره کرد که طبق تحقیقاتی که در مجله‌ آنلاین نورولوژی (Neurology) منتشر شده است، خواندن کتاب در تمام طول عمر باعث می‌شود که مغز در سنین پیری، توانایی خود را حفظ کند. این تحقیق روی ۲۹۴ شرکت‌کننده‌ای صورت گرفته بود که همگی در میانگین سنی ۸۹ سال از دنیا رفتند. نتایج تحقیقات ثابت کرد، روند کاهش قدرت حافظه‌ افرادی که در طول عمر خود فعالیت‌های تحریک‌کننده‌ ذهن مثل کتاب خواندن را به‌طور مرتب انجام می‌دادند، بسیار کمتر از افرادی است که چنین فعالیت‌هایی را در برنامه‌ روزانه‌ خود نگنجانده بودند. همچنین این تحقیقات نشان داد، افرادی که در طول زندگی خود فعالیت ذهنی داشتند، ۳۲ درصد کمتر از دیگران با مشکلات ذهنی در دوران پیری مواجه می‌شوند. سرعت کاهش توانایی مغز و حافظه در افرادی که فعالیت ذهنی ندارند، ۴۸ درصد بیشتر است.

رابرت ویلسون از مرکز پزشکی دانشگاه راش به عنوان یکی از محققان این پروژه می گوید: تحقیقات ما نشان داده است که به‌کار گرفتن مغز از طریق فعالیت‌های ذهنی در تمام طول زندگی از کودکی تا دوران پیری، برای سلامت مغز در دوران پیری بسیار ضروری است. با توجه به این مطلب، ما نباید تأثیر کارهای روزمره مثل خواندن و نوشتن را بر خود، فرزندان و والدین‌مان، نادیده بگیریم.

بنابراین کتاب، حاصل عمر و عصاره سال‌ها تحقیق یا خلاقیت و هنر نویسنده‌ای است که از موهبت الهی تفکر و توان نویسندگی برخوردار است. ‌هنگامی که کتابی تدوین و ارایه می‌شود، جهان اندیشه، وسعت بیشتری می‌یابد و گامی در راه تعالی فرهنگی جوامع برداشته می‌شود. با توجه به این نکته، آیا نباید مولف ‌یک کتاب بتواند از طریق درآمد تالیف، مخارج درخور زندگی خود را تامین کند؟ این پرسشی است که سال‌هاست برای مولفان، نویسندگان و مترجمان مطرح بوده است.  

حق مولف

حق مولف در زبان انگلیسی به آن Copyright می گویند و در املای معمول فارسی بیشتر به صورت «کپی رایت» می نویسند. به این صورت که فردی که اثری را پدید می آورد، معمولاً قانون های کشورها، او را پدید آورنده (نویسنده، مؤلف، مصنف، مدون، شاعر، آهنگساز، نقاش، ترانه سرا و مانند آنها) می شناسند و حقوقی را به لحاظ پدید آمدن اثرش برای او در نظر می گیرند و به رسمیت می شناسند، مشروط بر آنکه اثر اصالت داشته باشد و از آثار گذشتگان و دیگران در پدید آوردن آن، استفاده غیر مجاز نشده باشد.

حق مولف، تنها به حق مالی یا حق اقتصادی محدود نیست. هر چند که پدید آورانی هستند که زندگی آنها فقط از راه درآمد حاصل از فروش آثارشان می گذرد. حق مولف، مالکیت فردی و معنوی آثار را به رسمیت می شناسد و جامعه را ملزم می کند که آن را محترم بدارد و حقوق قانونی پیش بینی شده و ناشی از آن را مراعات کند. حق مولف، حتی از این هم فراتر می رود و برای پدید آورنده نوعی «حق اخلاقی» قائل می شود و آن را مشمول حمایت خود قرار می دهد.

البته  با رشد وسایل ارتباط جمعی، رسانه ها و شبکه های اجتماعی مختلف، آثار ادبی و هنری و فکری بدون هیچ ضابطه و قانونی حتی در سطح بین المللی تکثیر و منتشر می شد. به همین دلیل هم نیاز به تصویب قانونی برای جلوگیری از سوءاستفاده از حقوق مولفان و آثارشان احساس شد. به همین دلیل هم کنوانسیون «برن» کامل ترین و کاربردی ترین قانونی بود که با همکاری و همفکری دولت ها  در این زمینه تصویب شد.

این کنوانسیون در ۱۸۸۶ میلادی در برن سوئیس برای حمایت از آثار ادبی و هنری، آغاز به کار کرد. این توافقنامه خاطرنشان می‌کند که آثار ادبی و هنری، «چگونه» مورد استفاده قرار گیرد، توسط «چه افرادی» استفاده گردد و «شرایط» این کار به چه صورت است. این کنوانسیون یکی از قدیمی‌ترین توافقنامه‌های بین‌المللی در زمینه کپی‌رایت محسوب می‌شود و نوعی ساختار نظام‌مند و یکپارچه، برای حفاظت از آثار ادبی و هنری را در اختیار اعضا قرار می‌دهد.

برپایه این معاهده همه آثار ادبی و هنری، به غیر از آثار عکاسی و کارهای سینمایی از مدت حمایت حداقل ۵۰ سال پس از مرگ پدیدآورنده اثر برخوردار است. البته کشورهای عضو، این امکان را دارند که این زمان را بنا به قوانین ملی خود، طولانی‌تر کنند (اصل استقلال). در خصوص آثار هنری کاربردی و عکاسی، مدت حمایت برابر با ۲۵ سال از زمان آفرینش اثر است. این زمان، برای آثار سینمایی برابر با ۵۰ سال است که از زمان به نمایش درآمدن اثر آغاز می شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 11 =