۲۰ فروردین ۱۳۹۹،‏ ۱۷:۵۲
کد خبرنگار: 2309
کد خبر: 83741572
۰ نفر

برچسب‌ها

انتظار سازنده و موثر در عصر غیبت

طهورا نوروزی دکترای فقه و حقوق اسلامی
انتظار سازنده و موثر در عصر غیبت

تهران- ایرنا- در موضوع انتظار چند مسئله باید موشکافی شود، نکته اول آن که آیا انتظار و ظهور در وجود بشر یک گزاره دینی است یا یک حقیقت فطری که همواره انسان برای آینده طلایی خود در ذهن می‌پروانده است.

در ابتدا باید موضوع دوران انتظار را میان گزاره دینی و حقیقت فطری بررسی کرد؛ اینکه آیا انتظار به جز گزاره های دینی که در قرآن و دایره واژگان اهل بیت (ع) در قالب روایات آمده و یک موضوع فطری نیز هست، آیا می شود حتی ورای ادیان ابراهیمی که همه به نوع خود، بحث انتظار و ظهور را تایید کرده اند، نگاهی فطری هم به مقوله فرج وانتظار منجی داشته باشیم؟ چون انسان بماهو انسان نیز همواره به صورت فطری و طبیعی به دنبال مدینه فاضله ای ست که درآن همه چیز سر جای خودش قرارگیرد و همواره در فطرت بشر به دلیل تمایل انسان به عدالت این میل وجود دارد.

در پاسخ باید گفت از آنجا که موضوع انتظار بخشی از  دین نیست، بلکه تمامیت و هویت دین در انتظار و فرج خلاصه می شود، در نتیجه نگاه فطری به انتظار، محصول همین نگاه هویتی به دین و موضوع انتظار است.

همانگونه که بشر برای دین احساس نیاز دارد، برای انتظار نیز که هویت و ماهیت دین است، احساس نیاز می کند و شاید پرداختن فیلم های هالیوودی در سال های اخیر که همواره وجود یک سوپرمن یا یک ابرمرد را برای نجات بشر نشان می دهد، پرده برداری از این نیاز بشری باشد.

نکته بعدی آن است که وقتی ما از انتظار ظهور برای امام عصر (عج) صحبت می کنیم، باید بدانیم منتظر واقعی کسی نیست که برای این ظهور فقط انتظار بکشد بلکه منتظر واقعی کسی است که در هر لحظه آماده باشد و وقتی انتظار به پایان رسید، قدرت حرکت به همراه امام عصر (عج) را بعد از ظهور داشته باشد و سوال این است که آیا این آمادگی در انسان معاصر وجود دارد؟

گرچه همه ما به دلیل ناملایمات و اتفاقات اخر الزمان این انتظار را از ته دل داریم اما آیا برای حرکت با امام زمان پس از ظهور در دنیای جدید قدرت و توان داریم؟ به نظر می رسد مهمترین علت تاخیر در ظهور در همین قسمت است.

اگرچه تمایل همه ما مشترکا در ظهور امام زمان (عج) است اما آیا انسان معاصر خود را به گونه ای تربیت کرده است که پس از ظهور در دنیایی که همه چیز آن در سیطره یک انسان برتر قرار می گیرد، زندگی کند؟ پس علت تعلل در ظهور آن است که ما هنوز آماده حرکت درمسیر ظهور پس از ظهور منجی نشده ایم.

همه ما به گونه ای برای ظهور خودسازی می کنیم تا زمانی که امام عصر (عج) ظهور کند و فکر می کنیم پس از ظهور نیازی به ما نیست در صورتی که خودسازی باید برای دوران ظهور و پس از ظهور و برای دنیایی صورت گیرد که قرار است با حضور امام ‌عصر (عج) اداره شود و این سوال مطرح می شود که ما در جورچین بعد از ظهور در کدام نقطه قرار داریم؟

شاید بر این اساس بتوانیم عملگرایی را یکی  از عوامل موثر در ایجاد انتظار سازنده بدانیم. یعنی انتظار سازنده صورت نمی گیرد مگر با عملگرایی در عصر غیبت و این مهمترین چالش در مقوله انتظار است.

روایتی زیبا از امام جعفر صادق (ع) دیدم که «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع»؛ مردم را با غیر زبان و در عمل به اسلام فرا بخوانید. وقتی این روایت را می خوانیم گویی روزنه ای از جهان معاصر پیش چشم امام (ع) باز شده و ایشان عصر غیبت را دیده و با دیدن شرایط عصر غیبت این روایت را بیان کردند که مردم ‌را به غیر زبان و با عمل به اسلام فراخوانید.

در واقع عصر غیبت عصرعملگرایی است؛ عصر حرف و ادعا نیست. در عصر غیبت نمی توان با احساس و ادعا حرف بزنیم و زمینه سازی ظهور را فراهم کنیم. در واقع مخاطب بخشی از این روایت، حاکمان و بخش دیگر آن نیز مربوط به مردم با این مساله است که فراخواندن به اسلام در عصر غیبت کارکردی می باشد. یعنی ما باید به گونه ای رفتار کنیم که مردم ‌با رفتار ما و نه با توصیه ها و تذکره هایمان جذب دین شوند.

بنابراین عملگرایی فقط در حوزه موضوع های تعبدی خلاصه نمی شود بلکه در حوزه مباحث انسانی و اجتماعی نیز قابلیت تعریف دارند. گاهی فکر می کنیم وقتی حضرت ولی عصر (عج) طبق روایات با ۳۱۳ نفر از یاران خروج می کنند این یاران محصول کدام جامعه هستند. آیا محصول جامعه شعارزده اند یا عملگرا در حوزه مسائل دینی؟

همان جامعه ای که امام‌ صادق (ع) در روایت بالا مهمترین ویژگی را نبود عملگرایی می داند در مقوله انتظار سازنده در عصر غیبت این است این عملگرایی در تمام شئون جامعه باید جاری و ساری باشد. فرایند تربیتی یک خانواده عملگرا در عصر غیبت چگونه است؟ یک استاد و معلم یا مدیر یا دانشجو و دانش آموز همه و همه چگونه عملگرایی می کنند؟

عالمان و زاهدان در جورچین انتظار و فرج در عصر غیبت چگونه عملگرایی خود را اثبات می کنند؟ اینجاست که آیه دوم سوره صف در ذهن متبادر می شود که «لم تقولون مالا تفعلون» چرا آنچه را که می گویید، انجام نمی دهید؟ چرا ادعای انتظار را بر زبان جاری می کنیم اما عمل منتظرانه نداریم و بر این اساس باید عمل کرد تا منتظرحقیقی بود.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =