جنگ جهانی سوم بر صفحه شطرنج

بر اساس داستانی واقعی، فیلم «قربانی پیاده» (Pawn Sacrifice) به زندگی رابرت جیمز «بابی» فیشر، قهرمان شطرنج و نقشش در جنگ سرد می‌پردازد. این فیلم به کارگردانی ادوارد زوئیک، که فیلم‌هایی مانند «الماس خونی» و «آخرین سامورائی» را در کارنامه‌ی خود دارد، در سال 2014 اکران شد. فروش پنج میلیون دلاری این فیلم نسبت به بودجه نوزده میلیون دلاری‌اش، شکست بزرگی است. البته این به معنای آن نیست که با فیلم بدی روبه‌رو هستیم، اما «قربانی پیاده» به خاطر وجود فیلم‌هایی مانند «هتل بزرگ بوداپست»، «بردمن» و فیلم‌های برتر سال 2014، حرفی برای گفتن در گیشه سینماها نداشت. با امتیاز 65 از متاکریتیک، 72 از راتن تومیتوز و 7 از آی‌ام‌دی‌بی مشخص است که با فیلمی متوسط رو به رو هستیم.

بابی فیشر (با بازی توبی مگوآیر) به عنوان مهمترین شطرنج باز آمریکایی و اصلی‌ترین شانس برای شکست دادن قهرمان روسی جهان، بوریس اسپاسکی (لیو شرایبر) است. برای همین بعد از اینکه فیشر به بهانه‌ی نابرابری از مسابقات کنار می‌کشد، وکیلی میهن‌پرست به نام پال مارشال (مایکل استولبارگ) او را پیدا کرده و درخواست می‌کند تا به مسابقات شطرنج برگردد و بوریس اسپاسکی را شکست دهد.

با دانستن تمام جزئیات زندگی واقعی بابی فیشر، باز هم درک کردن بسیاری از رفتار و اعمال او دشوار است و بدتر آنکه در این فیلم بابی فیشر آنقدر که باید، درست طراحی نشده و دلایل شکل‌گیری بسیاری از مشکلات او، اعم از نژادپرستی (ترس او از روس‌ها و یهودی‌ها)، مشکلات روانی مانند پارانویا و تنگناهراسی (ترس از جمعیت) روشن و واضح بیان نمی‌شوند و بیشتر اوقات رفتارهای ناشی از این مشکلات مخاطب را گیج می‌کند.

از طرف دیگر تمرکز فیلم بر بخش سیاسی آن نیز به هیچ عنوان کافی نیست. ضعف در نشان دادن فشارهایی که از سمت دولت آمریکا بر بابی وارد می‌شود، فیلم را بیشتر به سمتی سوق می‌دهد که تمام مشکلات بابی فیشر به خاطر خود او و خانواده­‌اش بوده است. در حالی که کاملا واضح است، فیلم سعی دارد بابی فیشر را قربانی‌­ای در این جنگ سرد و درگیری دو کشور آمریکا و روسیه نشان دهد. اما اتفاقات چنان به شیوه­ای اشتباه چیده شده‌­اند، که در انتها فقط می‌توان برداشت کرد که بابی فیشر مردی دیوانه بوده است.

با این حال فیلم نکات مثبت زیادی نیز دارد. با وجود تمام ایرادها، شخصیت بابی فیشر جذّاب و نقش‌آفرینی توبی مگوآیر خیره‌کننده است. از طرف دیگر پرداخت به شخصیت بوریس اسپاسکی از نقاط بسیار خوب فیلم محسوب می‌شود. مانند همبازی خود، لیو شرایبر نیز بازی­ تحسین‌برانگیزی ارائه می‌دهد، که نه تنها از مگوآیر ضعیف‌تر نیست، بلکه گاهی از او جلو می‌زند. نوع فیلمبرداری و استفاده از موسیقی، هر چند کلیشه­‌ای است، اما تا حد رضایت‌بخشی فضای دهه 70 را تصویر کرده است. قربانی پیاده به عنوان اثری شخصیت‌محور در جذاب نشان دادن شخصیت‌های خود خوب عمل کرده، اما طبیعتاً نسبت به بسیاری از فیلم‌های زندگی‌­نامه‌­ای دیگر چندان خوش نمیدرخشد.

در سال 2011 مستند بابی فیشر در برابر دنیا به کارگردانی لیز گاربوس بسیار دقیق‌تر از قربانی پیاده به بابی فیشر پرداخته است، و شاید گزینه‌ی بهتری برای دریافتن وضعیت سال 1972 باشد. اما اگر با مستند رابطه‌ی خوبی ندارید و ترجیح می‌­دهید درامی در رابطه با نبرد بابی فیشر و بوریس اسپاسکی ببینید، گزینه‌ای بهتر ازقربانی پیاده پیدا نمی‌­کنید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =