خاک را حقیر نشمارید، گنجینه‌های بسیاری در خود دارد!

نوری بیلگه جیلان، نویسنده و فیلمساز متولد استانبول، که به‌حق او را کیارستمی سینمای ترکیه نامیده‌اند، پس از چهار سال با فیلم «درخت گلابی وحشی» که فیلمنامه‌ی آن را با همکاری همسرش اِبرو جیلان نوشته است، به سینما بازگشت. این فیلم در تاریخ ۱۸ می ۲۰۱۸ در بخش رقابت نخل طلای هفتادویکمین جشنواره‌ی فیلم کن حضور پیدا کرد، به عنوان نماینده‌ی سینمای ترکیه به نودویکمین دوره‌ی اسکار معرفی و در کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان، بلغارستان و ... اکران شد و در نهایت به درآمدی بالغ بر ۱.۷ میلیون دلار دست پیدا کرد. «درخت گلابی وحشی» درامی ۱۸۸ دقیقه‌ای با روایتی خطی است که توانسته امتیاز ۹۴ را در راتن تومیتوز و ۸.۱ را از کاربران آی‌ام‌دی‌بی دریافت کند. مخاطب این فیلم بزرگسالان و علاقه‌مندان به فیلم‌های هنری هستند.

اگر با بیلگه جیلان آشنایی ندارید، بدانید به ضیافتی از رنگ و زیبای دعوت ­شده­اید. جیلان با جدید­ترین اثرش به میان انسان‌­های عادی آمده است. شخصیت اصلی فیلم او جوان روستایی تحصیل‌­کرده‌­ای به نام سینان است، با آرزو­های بزرگ که ما­به‌­ازای بیرونی آن در اطراف ما به وفور دیده­ می‌­شود. سینان پس از اتمام تحصیلات در رشته‌­ی معلّمی ابتدایی به پیش خانواده­‌ی خود در شهر کوچکشان بر­می‌­گردد و به محض ورود با طلبکار پدرش مواجه و متوجه می‌­شود که پدرش دوباره به قمار بر روی اسب‌­ها روی آورده است. سینان در پی آرزوی بزرگش یعنی چاپ کتاب خاطرات شخصی‌اش، در شهر به دنبال سرمایه‌گذار می‌­گردد. او در مسیری که سعی می‌­کند خلاف مسیر زندگی پدر و پدربزرگش باشد، پیش می‌رود و با نمایندگان سیاست، مذهب، عشق و ادبیات دیدار می‌­کند. در یکی از نماهای فیلم با سه نسل پدربزرگ، پدر و نوه مواجه می­‌شویم که سعی می­‌کنند با کشیدن طناب، سنگی را از ته چاه بیرون بکشند، آن سنگ، سرنوشت آنهاست.

روایت آرام و شمرده‌­ی جیلان به ما فرصت لازم برای آشنا شدن با شخصیت­‌ها و درک عمق اتّفاقات داستان را می‌­دهد. دوربین جیلان همراه با شخصیت اصلی پیش می‌­رود و نماهای زیبایی به مخاطب عرضه می‌کند. او با پیشینه­‌ی عکاسی خود و با وسواسی که برای انتخاب لوکیشن به خرج می‌دهد و درک درستی که از فضای سینمایی دارد، قاب­‌هایی استثنایی­ و زیبا به معرض نمایش می‌گذارد. این قاب‌­ها که مخاطب را یاد تابلو­های نقاشی می­‌اندازد، در ریتم آرام فیلم برای لحظه­‌ای اجازه‌­ی خستگی به مخاطب نمی‌­دهد. این بار جیلان در درخت گلابی وحشی رؤیا و خیال را جزء عناصر تشکیل دهنده­‌ی داستانش قرار می‌­دهد و از این طریق برای­مان غافل‌گیری­‌هایی به وجود می‌­آورد. دیدن این فیلم برای مخاطبان علاقه‌مند به سینمایی متفاوت با فیلم‌های پرتحرّک و تجاری آمریکایی، که حوصله‌ی شنیدن و لذّت بردن از گفتگو­های پرمغز و رمان‌­گونه‌ی فیلم را دارند، غنیمت است؛ دیالوگ‌هایی با محوریت انگیزه‌­های ذاتی انسان، علّت پیدایش هستی، نقش مذهب در زندگی و ... .

مرآت جمجیر، هازار ارگچلو و بنوییل دیریملار بازیگران درخت گلابی وحشی هستند که بازی آنها در فیلم تحسین‌برانگیز است. در یکی از زیبا­ترین صحنه‌­های فیلم، ما سینان (بنوییل دیریملار) را می‌­بینیم که با خدیجه (هازار ارگچلو)، زیر درخت ایستا­ده­‌اند، باد موهای عشق دوران گذشته‌ی سینان را آشفته کرده و سینان به این منظره چشم دوخته است؛ به گونه‌ای که در چشم‌هایش تمنّای تمام نشدن این لحظه موج می‌زند.

درخت گلابی وحشی سردرگمی و بغض چندین ساله‌­ی نسل جوان را در پی دست نیافتن به آرزوهایش به نمایش می­‌گذارد؛ بغضی که برای مخاطب ایرانی نیز کاملاً محسوس است. بیلگه جیلان در یکی از مصاحبه‌­هایش، از چند سفر به ایران یاد کرده و از نزدیکی زیادی که بین فرهنگ ایران و ترکیه احساس کرده، سخن به میان آورده است و همین عامل باعث نزدیکی بیشتر مخاطب ایرانی به فیلم می‌شود. سینان جوان که به زمین و زمان ایراد می‌­گیرد، قماری بر روی کتابش انجام داده و ما را در این قمار با خود همراه می­‌کند. برگ­‌های سبز و زرد تیره‌­ی درخت گلابی وحشی از جاه­‌طلبی، طمع، بی‌­ثباتی و پوسیدگی می‌­گوید؛ از رنگ‌­هایی که ممکن است برای همه‌ی ما آشنا باشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =