۵ فروردین ۱۳۹۹،‏ ۱۴:۰۵
کد خبرنگار: 2530
کد خبر: 83724810
۰ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

خودقرنطینه بمانیم

تهران- ایرنا- دلسردی، ناامیدی، کسالت و تصمیم به حصرشکنی از تبعات فرسایشی‌شدن ماندن در خانه برای شهروندان مسوولی است که در قرنطینه‌خودخواسته به‌سرمی‌برند. در این میان، جامعه و رسانه‌ها در پایداری مردم در این مسیر نقش مهمی دارند.

 ورود ویروس کرونا به کشور و شیوع سریع آن در همه شهرها و استان‌ها، چنان بر نوروز امسال سایه افکند و فضای غیرمعمولی ایجاد کرد که ایرانیان سال‌ها و شاید قرن‌ها باشد به خود ندیده‌اند.

دیگر نه از تکاپوهای شب عید چندان خبری بود و نه از شوق تعطیلی ۱۳روزه بهاری چرا که برای بسیاری از شهروندان، تعطیلی از هفته‌ها قبل -البته نه از سر اشتیاق، بلکه به‌خاطر اضطرار و هراس ابتلا به بیماری نوپدید- شروع شده بود.

شروع تعطیلات نوروزی هم نتوانست فضای غریب ناشی از جولان ویروس تاجدار ذره‌ای را تغییر دهد. اغلب مردم، امسال عیدی را متفاوت از آنچه تاکنون داشته‌اند، تجربه می‌کنند.

از آنجا که مردم، نقش بسیار کلیدی و مهمی در کنترل شیوع این ویروس دارند و مبنای بسیاری از برنامه‌های پیشگیری و کنترل این بیماری در جهان بر اساس بهره‌گیری از ظرفیت‌های همراهی مردم تنظیم شده‌، سمت و سوی رفتار عمومی اهمیتی سرنوشت‌ساز می‌یابد.

«کوثر شیخ نجدی» کارشناس مسائل آموزشی، در نوشتاری نکاتی را با هدف ارتقای کیفی زندگی شهروندانی که مسوولانه در قرنطینه خودخواسته مانده‌اند، مطرح کرده‌است که در ادامه می‌خوانیم؛

فروردین ۹۹ است و در دورانی به سر می‌بریم که همه آنهایی که قرار بوده بفهمند کرونا چیست و چطور عمل می‌کند فهمیده‌اند و همه آنهایی که آمدنش را منکر می‌شدند یا پذیرفته‌اند یا شاهد از میان رفتن کسانی از پیرامونشان شده‌اند.

بماند که همیشه عده‌ای هم هستند که اگر دنیا را آب ببرد آنها را جوجه و منتقل می‌برد و کرونا نه دیروز و نه امروز هیچ نگرانشان نکرده و فارغ‌ بال در بهار به پراکندن ویروس و قتال خویش و دیگران مشغولند.

در این میان اما برای ما در قرنطینه‌ماندگان چند نکته برای تامل باقی است.

نخست؛ ما به دانایی رسیده‌ایم اما این خطر در کمین است که اندک اندک کنجکاوی و حساسیت‌مان را از دست بدهیم. ممکن است شایعه تهیه واکسن و دارو اغفالمان کند. ممکن است خسته شویم. ممکن است از بالکن خانه دیگرانی را ببینیم که در حال گردش در پارک و خیابان هستند. ممکن است اخبار مسافرت اقوام به گوشمان برسد و با خودمان فکر کنیم زیاد از حد سخت گرفته‌ایم. ممکن است باورمان شود که  کرونا شتری‌ است که در خانه هر کسی می‌خوابد و بالاخره همه می‌گیریم و عمر هم که دست خدا است و از این قبیل حرف‌ها تا ذهن، فریبمان دهد و ما هم بپیوندیم به همان جماعتی که جامعه پزشکی را می‌فرسایند. فقط خدا می‌داند خون چه کسی گردن چه کسی خواهد افتاد. همه کسانی‌ که بین کشورها سفر کردند هم فکر می‌کردند سال هستند و مراقب. گمان نمی‌کنم کسی به این نیت چمدانش را بسته باشد که برود آدم های دیگر را مبتلا کند و بکُشد.

دوم؛ ما قرنطینه‌ هستیم و حالا فرصت زیادی داریم برای فکر کردن به خودمان، به اندوه‌های قدیمی، به ترس‌ها، شکست‌ها، به وحشت از بیماری و مرگ. شاید بعضی از ما عزیزی را در این ایام از دست داده‌ایم. شاید کسب و کاری داشته‌ایم و اکنون حتی در آستانه ورشکستگی قرار داریم. اختلافات خانوادگی ناشی از خانه ماندن را نیز باید جدی گرفت. به هر حال سالی که گذشت نیز از هر شش جهت ناخوشایند و پر استرس بود.

به نظر می‌رسد ما ایرانیان در این بهار بی‌عید، بیش از هر زمان دیگری نیازمند روان‌درمانگرها هستیم. از سویی تمامی مطب‌ها تعطیل شده است. شاید مسئولان باید چاره‌ای بیاندیشند و سیستم‌هایی را برای مشاوره‌های تلفنی یا حتی مشاوره‌های رایگان با روانپزشکان و روانشناسان مطمئن سراسر کشور فعال سازند.‌ البته طی روزهای گذشته برخی در شبکه‌های اجتماعی شماره تلفن‌هایی را به عنوان روان‌درمانگر انتشار داده‌اند و سهم خود در مبارزه با کرونا را به جا آورده‌اند اما نیاز به اقدامی جامع‌تر در این زمینه به شکلی برجسته به چشم می‌آید.

سوم؛ تنها چیزی که در شرایط فعلی به آن نیاز نداریم خشونت و تنش و التهاب است. کسی بیش از سی سال است که ساکن خوزستان است، اما به دلایلی ماشین پلاک تهران خریداری کرده است. این اتفاق برای هر کسی ممکن است بیافتد و هیچکس فکرش را نمی‌کند که یک روز باید وقتی برای خرید نان بیرون می‌رود، بابت پلاک ماشینش نگران شود. بیاموزیم که در چنین شرایطی، بیش از هر زمان مسئول رفتار خودمان هستیم تا کنترل دیگران.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =