۹ فروردین ۱۳۹۹،‏ ۱۰:۰۱
کد خبرنگار: 1120
کد خبر: 83722069
۰ نفر

برچسب‌ها

حسین ایمانی جاجرمی

ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های جامعه برای مقابله با بحران کرونا

بررسی ابعاد بحران کرونا در گفت و گو با اصحاب علوم اجتماعی
ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های جامعه برای مقابله با بحران کرونا

تهران-ایرنا-حسین ایمانی جاجرمی، دانشیار گروه مطالعات توسعه اجتماعی دانشگاه تهران گفت: سیاست ایجاد فاصله یا محدودیت در تعاملات در بعد اجتماعی و در بعد فردی برای کنترل و محدودیت گسترش ویروس کرونا هر چند در شرایط حاضر، موثرترین راه شناخته می‌شود، اما اعمال چنین سیاستی پیامدهای اجتماعی خاصی را به دنبال خواهد داشت که تاثیر آن بر گروه‌های اجتماعی-اقتصادی متفاوت خواهد بود.

هرچند شروع کرونا از چین بوده، اما اکنون کشورهای بسیاری با این ویروس و پیامدهای آن درگیر هستند. هر یک از کشورها نیز بنا به سطح توسعه‌یافتگی و تجارب خود اقدمات مختلفی برای مبارزه با این ویروس انجام داده‌اند که در پاره‌ای موارد می‌توان گفت این اقدامات اثربخش بوده و در مواردی دیگر نتیجه مطلوب را نداشته‌است.

اما آنچه اهمیت دارد، تاثیر این ویروس بر ابعاد مختلف زندگی است. بطوریکه اغلب اقتصاددانان از تاثیر آن  بر میزان بیکاری، درآمد و اشتغال، روانشناسان از تاثیرات آن بر میزان استرس و تنش‌های روانی افراد و سیاستمدارن از تاثیرآن بر میزان مناسبات و روابط کشورها در سطح بین المللی پرداخته‌اند. در این میان بررسی تاثیرات اجتماعی این ویروس خالی از فایده نیست؛ زیرا بخش مهمی از مقابله با این ویروس به ادارک مردم از شرایط و رفتار اجتماعی آنها برمی‌گردد. چه بسا نحوه رفتار مردم در این شرایط  می‌تواند به بحرانی‌تر شدن  و یا حتی به بهبود اوضاع  منجر شود.

بر این اساس به منظور پرداختن بیشتر به ابعاد اجتماعی مساله کرونا، پژوهشگر ایرنا با «حسین ایمانی جاجرمی»، دانشیار گروه مطالعات توسعه اجتماعی دانشگاه تهران، گفت‌وگویی ترتیب داده که مشروح آن در ذیل آورده شده است.

ابعاد اجتماعی شیوع کرونا چه هستند؟

شیوع سریع ویروس‌ها و بیماری‌های مرگباری چون کووید ۱۹، سارس، ابولا و مانند این‌ها در تقریبا تمامی کشورهای دنیا برخاسته از یک تحول بزرگ سال‌های اخیر یعنی «جهانی شدن» است. گسترش شبکه‌های حمل و نقل، مهاجرت‌های گسترده و یکپارچه شدن حوزه‌های تولید، توزیع و مصرف در سراسر جهان سبب شده تا بیماری های بیولوژیکی با سرعتی خیره‌کننده و متفاوت از گذشته مرزهای نه چندان محسوس کشورها را پشت سر گذاشته و به دور ترین نقاط کره زمین دست درازی کنند.

شروع یک بیماری ویروسی در شهر ووهان چین و گسترش آن در جهان در مدتی کمتر از دو ماه همه کشورها را نگران و موجب خسارات بی شمار جانی و مالی شده‌است. از زمان شیوع ویروس جدید کرونا تا کنون بیش از صدهزار نفر در سراسر جهان به آن مبتلا و بیش از چهار هزار نفر جان خود را به سبب آن از دست داده‌اند. در ایران هم تاکنون طبق اعلام وزارت بهداشت  افراد بسیاری جانشان را از دست داده‌اند. بیماری ناشی از کووید ۱۹ دارو و واکسن ندارد و شیوع آن سریع است و همین موجب ترس و نگرانی عمومی مردم شده‌است.

اما کرونا فقط محدود به حوزه بهداشت و درمان نمی‌شود و ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد که باید برای فهم دقیق این موضوع، همه این ابعاد را مدنظر قرار داده و پیوندها و تاثیرات آن‌ها بر یکدیگر را بررسی کرد. برای مثال واکنش رفتاری مردم به سیاست‌های دولت‌ها برای قرنطینه کردن شهرها و اعمال محدودیت بر تعاملات اجتماعی در چین، ایران، ایتالیا، آلمان و آمریکا متفاوت بوده‌است. مردم آسیای جنوب شرقی منظبط‌تر و در شکل دادن به عمل جمعی موفق‌تر بوده‌اند، اما در کشور ما همچنان شاهد تخطی افراد و گروه‌هایی از ضوابط جمعی و مقررات بهداشتی و دولتی یا سودجویی از نیاز مردم هستیم که این مساله به متفاوت بودن نهادها و فرهنگ سیاسی و اجتماعی جوامع باز می‌گردد.

سیاست ایجاد فاصله یا محدودیت در تعاملات در بعد اجتماعی (Social Distancing) و در بعد فردی (Self Distancing) برای کنترل و محدودیت گسترش ویروس کرونا دقیقا موضعی است که یک مساله درمانی با مساله اجتماعی برخورد پیدا می‌کند. به عبارت دیگر در حال حاضر موثرین راه کار برای مقابله با گسترش ویروس، کند کردن چرخ‌های زندگی اجتماعی است تا از بار بیماری کاسته و نظام بهداشت و درمان با خطر فروپاشی مواجه نشود.

اما اعمال چنین سیاستی پیامدهای اجتماعی خاصی را به دنبال خواهد داشت که تاثیر آن بر گروه‌های اجتماعی-اقتصادی متفاوت خواهد بود. برای مثال بسیاری از کسب و کارهای وابسته به رونق زندگی اجتماعی مانند غذا فروشی‌ها، فعالیت‌های ورزشی، آرایشگاه‌ها و کافی شاپ‌ها کساد شده و چه بسا ورشکست شوند. یا حضور طولانی مدت در منزل در جامعه‌ای با الگوی زندگی مرد سالار فشار انجام وظایف خانگی را برای زنان بیشتر خواهد کرد.

همچنین تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها موجب جدا شدن میلیون‌ها کودک، نوجوان و جوان از فعالیت‌های آموزشی و اجتماعی برای مدتی طولانی خواهد بود که بعدا ممکن است جبران آن به آسانی ممکن نباشد. از سوی دیگر تداوم وضعیت بحران و محدودیت و خود انزوایی تحمیلی یا خودخواسته تاثیرات مخربی بر گروه‌هایی از پیش آسیب‌پذیری چون افراد مبتلا به افسردگی و اضطراب خواهد داشت. از همین رو لازم است تا پیامدهای اجتماعی و روانی بحران کرونا از هم اکنون مورد مطالعه قرار گرفته و مدل‌های تسکین، تعدیل، جبران و ترمیم در آن دسته از حوزه‌های اجتماعی مورد صدمه تهیه و اجرا شود.

رفتار مردم را در ارتباط با کرونا چگونه ارزیابی می‌کنید و دلایل این رفتارها چیست؟

در ایران بواسطه شرایط خاص سیاسی- اجتماعی، هر مساله عمومی پیچیده‌گی‌های خاصی پیدا می‌کند که همین موضوع مدیریت و سامان‌دهی آن را مواجه با اخلال می‌سازد. برای مثال شیوع ویروس هم اکنون بدل به موضوعی سیاسی شده در فضای عمومی به جای طرح مباحث آموزشی برای حفاظت بهتر از شهروندان، بازار شایعاتی چون پنهان‌کاری و عدم اعلام مساله برای ممانعت از کاهش مشارکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتخابات مجلس داغ است. همچنین شاهد شبهه افکنی نسبت به آمار رسمی و اقدامات دولت از سوی مخالفان و رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور هستیم که در این شرایط بدنبال ماهی‌گرفتن از آب گل آلود هستند و متاسفانه در طول سال‌های گذشته مخاطبان خاصی را هم یافته‌اند.

در ایران هم مانند بسیاری از کشورها شاهد ناآمادگی و ابهام در برنامه های دولت برای مقابله با کووید۱۹ در روزهای نخست بودیم که خوشبختانه این مساله تا حدود زیادی برطرف و به شکل جدی سیاست‌ها و برنامه‌های مقابله با شیوع ویروس به گزارش سازمان بهداشت جهانی در حال دنبال‌شدن است. با این حال بی‌توجهی بخش قابل توجهی از مردم به توصیه‌های در خانه‌ماندن طبق نظرسنجی شهرداری تهران و جدی نگرفتن مساله از سوی ۵۰ درصد پاسخگویان مساله مهمی است که باید به آن توجه جدی کرد. از سوی دیگر تقابل نگرش‌های سنتی و مدرن برای حل مساله هم در جامعه ایران بخش دیگری از پیچیدگی وقوع یک رویداد بیولوژیکی است.

راهکارهای اجتماعی مواجهه و غلبه بر کرونا چه هستند؟

اگر چه اکنون در وسط این بحران هستیم و به احتمال زیاد تمامی ابعاد و سطوح رویداد برای ما شناخته نیست اما می توان با بهره‌گیری از تجربه‌های داخلی و جهانی راهکارهایی را برای کاهش آسیب‌ها دنبال کرد. برای مثال باید راهبرد انسجام اجتماعی  Social solidarityدر کنار فاصله گیری اجتماعی Social distancing همزمان اجرا شود.

آن چه جان آدمیان را در برابر بلایا حفظ می کند پیوستگی اجتماعی آن هاست نه فاصله آن‌ها از یکدیگر. از این رو در عین توصیه به فاصله‌گیری باید با استفاده از زیرساخت و ابزارهای مدرن مانند شبکه‌های اجتماعی، اجازه قطع تعاملات اجتماعی را نداد و افراد جامعه را تشویق به مراقبت از یکدیگر کرد. از همین رو توسعه ظرفیت شبکه های اجتماعی مجازی برای جایگزینی شبکه‌های اجتماعی واقعی در هنگام بحران‌های بیولوژیکی یک مساله ضروری است.

باید به فکر حمایت از گروه‌های آسیب‌دیده در جریان بحران با ابتکاراتی مانند تشکیل صندوق حمایت از آسیب‌دیدگان و بانک مواد غذایی محلی بود که در این زمینه دولت، شهرداری‌ها و تشکل‌های غیر دولتی می‌توانند نقش مهمی داشته باشند. همچنین تشکیل گروه‌های داوطلب محلی برای رسیدگی و مراقبت از افراد پیر، ناتوان، از کار افتاده و تنها، یک مساله حیاتی است. باید ظرفیت‌های توسعه محلی تقویت شود و اجتماعات محلی به عنوان یک سطح مهم میانجی میان زندگی خصوصی و عمومی به رسمیت شناخته شوند.

برای مثال باید هرچه زودتر از ظرفیت‌هایی چون شوراهای محلی بهره گرفت و نسبت به تقویت جایگاه و نقش آن‌ها اقدام کرد. بخش مهمی از سیاست قرنطینه در مقابل بلایا و رسیدگی به وضعیت را تشکل‌های محله مبنا می‌توانند انجام دهند. جامعه سرشار از امکانات و دارایی است که می‌توان از آن‌ها برای کمک و حمایت استفاده کرد. برای مثال دانشگاه ها و مدارس بخشی از زیرساخت اجتماعی جامعه ما هستند که در این شرایط می‌توانند نقش مهمی بر عهده گیرند. برای مثال می‌توان به شرکت‌های دانش بینان ماموریت داد تا برای طراحی مدل‌های رفتاری ویژه شرایط بحران و یا ساخت ابزارهای و داروهای جدید تلاش کنند یا می‌توان با تشکیل گروه‌های دانش آموزشی و دانشجویی برای آموزش مهارت‌های ارتباطی دیجیتال به سالمندان کوشید.

پیامدهای پیش‌آمده به واسطه کرونا در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برای جامعه ایران چه خواهد بود؟

در هر حال زندگی این نسل را باید به دو مقطع قبل و بعد از بحران کرونا تقسیم کرد. هیچکدام از ما پس از این بحران انسان‌های گذشته نخواهیم بود و تغییراتی عظیم در ما اتفاق افتاده‌است. اما می‌توان تهدیدهای کرونا را بدل به فرصت ها ساخت. این درسی است که تاریخ زندگی اجتماعی به ما می‌آموزد. باید نسبت به بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌ها بازنگری کرد و برای تقویت اتصال اجتماعی کوشید. بحران کرونا این درس را به می‌دهد که نمی‌توان همه چیز را به سازوکارهای بازاری یا قضا و قدر سپرد و جامعه نیازمند نهادهای جمع‌گرایی است که در دل بحران‌ها برای مراقبت از دیگران تلاش کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =