۲۲ اسفند ۱۳۹۸،‏ ۹:۴۵
کد خبرنگار: 3055
کد خبر: 83711116
۱ نفر

برچسب‌ها

این دروغ‌های مصلحتی!

«چینی‌ها یک عقیده‌ی معروف دارند، آدم‌ها وقتی سرطان بگیرند می‌میرند؛ امّا نه به خاطر سرطان... از ترس». فیلم «وداع» ساخته‌ی کارگردان جوان چینی- آمریکایی لولو وانگ، که در سال 2019 نامزد بهترین فیلم خارجی زبان در جشنواره‌ی گلدن گلوب بود، یک فیلم درام و کمدی خانوادگی است که بدون شک، اشک بسیاری از مخاطبان خود را در می‌آورد. وداع با کسب امتیاز 89 از متاکریتیک، 98 از راتن تومیتوز و 7.7 از کاربران سایت آی‌اِم‌دی‌بی، خود را بین فیلم‌های خوب امسال جا داده و با توجه به بودجه‌ی اندک سه‌میلیون دلاری و فروش 22 میلیون دلاری‌اش می‌توان گفت که به موفّقیت نسبتاً خوبی دست پیدا کرده است.

بیلی (با بازی آکافینا، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر زن کمدی و موزیکال گلدن گلوب) یک نویسنده‌ی چینی- آمریکایی است که وقتی می‌فهمد مادربزرگش، نای نای (با بازی ژائو شوژن) سرطان ریه دارد و به‌زودی می‌میرد، به چین می‌رود تا برای آخرین بار در کنار خانواده‌اش او را ببیند. امّا مانعی که در این روند سر راه او قرار می‌گیرد، مخفی کاری خانواده است. آنها به مادربزرگ نگفته‌اند که او سرطان دارد، برای جمع شدن ناگهانی‌شان عروسی ترتیب داده‌اند تا مادربزرگ متوجه چیزی نشود و برخلاف عقیده‌ی بیلی، می‌خواهند تا آخرین لحظه، نگذارند مادربزرگ چیزی بفهمد. به همین دلیل، فیلم با جمله‌ی «براساس یک دروغ واقعی» شروع می‌شود.

وداع که از زندگی خود لولو وانگ الهام گرفته شده، در کنار کمدی‌های بی‌نظیر، شخصیت‌های زیادی که نسبت به زمان کوتاه فیلم به خوبی از کار در آمده‌اند و مهم‌تر از همه، فضای بسیار گرم و دوست‌داشتنی خانواده‌ای که به تصویر می‌کشد، برخی تفاوت‌های فرهنگی بین فرهنگ آمریکایی و چینی را برجسته می‌کند. بیلی که به همراه خانواده‌اش در آمریکا زندگی می‌کند و بیشتر یک آمریکایی محسوب می‌شود تا یک چینی، به شدّت با دیدگاه بقیه‌ی اعضای خانواده‌ی خود مخالف است. او عقیده دارد که مادربزرگ باید از مریضی خود خبر داشته باشد، تا آن طور که دلش می‌خواهد روزهای آخر زندگی‌اش را سپری کند. امّا تمام اعضای خانواده عقیده دارند، این وظیفه‌ی آنها است که مطمئن شوند مادربزرگ از مریضی خود خبردار نشود و تا لحظه‌ی مرگش در آرامش باشد.

نقش‌آفرینی تحسین‌برانگیز آکافینا به عنوان بیلی و بازی زیبا و بامزه‌ی شوژن در نقش مادربزرگ، از برگ‌برنده‌های وداع و از دلایل اصلی موفّقیت آن است. البته نباید از بازی دیگر شخصیت‌ها غافل شد که همگی بازی‌هایی پذیرفتنی و یکدست ارائه داده‌اند و هرچند بازی آنها به اندازه‌ی آکافینا و شوژن به چشم نمی‌آید، امّا نقش مهمی در ساخت اتمسفر گرم خانواده دارد.

جدا از بازی‌ها و فیلمنامه‌ی جذّاب وداع، ایرادهایی نیز در آن وجود دارد که از تأثیرگذاری برخی از صحنه‌های آن کاسته است. استفاده از لانگ‌شات‌هایی که کارکرد روشنی ندارند، نماهایی که در آنها مخاطب حتّی در تشخیص کسی که دیالوگ می‌گوید، سردرگم می‌شود، استفاده‌ی سمبولیک از پرنده‌ای که شاید وجودش آن‌قدر که باید حائز اهمّیت نیست و موارد دیگری از این دست از کیفیت فیلم می‌کاهد. با این وجود، موسیقی این فیلم بسیار جذّاب است و با هر بار پخش شدن موسیقی عالی این فیلم، گویی بسیاری از این کاستی‌ها جبران می‌شود.

در میان فیلم‌های سال 2019 جهان، شاید بتوان وداع را، به عنوان نزدیک‌ترین فیلم با سنّت‌ها و فرهنگ ایرانی دانست و بدون شک هر کدام از ما با بخش‌هایی از آن و به‌ویژه شخصیت فوق‌العاده نای نای احساس نزدیکی خواهیم کرد. پس اگر یک فیلم خانوادگی لذّت‌بخش می‌خواهید، در میان فیلم‌های سال 2019 بهترین انتخاب وداع است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 7 =