می‌بینی چی‌کار کردی؟ باعث شدی پدرت به گریه بیفته!

«داستان‌های بد» فیلمی به نویسندگی و کارگردانی برادران اینوچنزو و تولید مشترک ایتالیا و سوییس است که دو روز پیش برنده‌ی جایزه‌ی خرس نقره‌ای جشنواره‌ی برلین برای بهترین فیلمنامه شد. این فیلم برای نخستین بار در جشنواره برلین اکران شد و اکران آن در ایتالیا از اردیبهشت ماه آغاز می‌شود.

اشتباه نکنید داستان­‌های بد فیلمی با شخصیت‌­هایی سیاه، شرور یا بدطینت (همانند آنچه در افسانه‌­ها خوانده‌ایم) نیست، بلکه فیلمی راجع به پدرومادرهایی متعلق به قرن بیست و یکم است که از انسانیت خالی شده‌اند. این موضوع به مراتب از وحشتناک‌­ترین داستان‌­های خیالی هم ترسناک­تر است، چرا که این والدین راه می‌­روند، حرف می‌­زنند، غذا می‌­خورند، تولیدمثل می‌­کنند و گهگاهی بین همه­‌ی این کارها بچه‌­هایشان را به ظالمانه­‌ترین شکل ممکن تنبیه می‌­کنند.

دومین فیلم برادران اینوچنزو ما را به شهری بی­‌نام در حومه‌­ی شهر رم می‌­برد تا شاهد فروپاشی زندگی بیهوده­‌ی آدم‌­هایی باشیم که ظاهراً هیچ مشکلی ندارد. از آنجا که فیلم روایت سرراستی ندارد -شاید به دلیل پرهیز از روایت توسط شخصیت‌­ها و حفظ فاصله با آنها- در همان ابتدا توسط راوی نامعلومی (با بازی مکس تورتورا) آغاز می‌­شود. تراژدی زمانی اتّفاق می­‌افتد که مخاطب با غم فزاینده‌­ی قربانی هم‌ذاتپنداری می‌کند؛ زیرا فیلمسازان تنها به دنبال این هدف نیستند و با به‌تصویرکشیدن لحظات عادی زندگی شخصیت­‌ها، گاه آنها را تحقیر می‌کنند و به فضایی گروتسک نزدیک می‌شوند. به این ترتیب می‌توان انتظار داشت که ریتم فیلم کند است تا مخاطب به درستی و با دقّت شاهد همه­‌ی اتّفاقات رخ داده در فیلم باشد. این ریتم کند، آشکارا سنت دیگر کارگردان ایتالیایی متیو گارونه را به یاد می‌­آورد. (خوب است به یاد بیاوریم برادران اینوچنزو نویسنده‌­ی فیلمنامه‌­ی فیلم مرد سگی ساخته‌­ی متیو گارونه بوده‌اند).

 فیلم آشکارا به تأثیر مخرب رفتارهای والدین به‌عنوان الگوهایی نامناسب برای فرزندانشان می‌­پردازد. برای مثال در جایی از فیلم برونو (با بازی الیو جرمانو) پسرش دنیس (توماسو دی‌کولا) را وادار می­‌کند که سر میز شام نمرات کارنامه‌­اش را که همگی اِی شده، بلند بلند برای همه بخواند؛ اما همین پدر وقتی لقمه‌­ای استیک در دهان پسرش گیر می­‌کند از ارائه‌ی کمک‌های اوّلیه برای پیشگیری از خفه شدن فرزندش عاجز است. این وضعیت گروتسک،آنجا به سر حد خود می‌رسد که مادر ازخودراضیدنیس به او می‌­گوید: «می‌بینی چی‌کار کردی؟ باعث شدی پدرت به گریه بیفته!».

بازی بازیگران کودک فیلم به شکل حیرت‌آوری خوب و حتّی خیره‌کننده است و هر کدام با تفاوت‌­ها و جزئیات ظریفی که در بازی‌شان دیده می‌­شود، تحسین‌برانگیز هستند. دوربین فیلمبردار کهنه‌­کاری همچون پائولو کارنرا به همراه سه طراح صحنه‌­­ی شناخته‌شده‌ی فیلم، فضایی سنگین و فانتزی را در تابستان گرم ایتالیا دور تا دور خانه­‌ای که توسط چمن‌­ها احاطه شده، خلق کرده‌اند. جدای از تکّه تکّه بودن شکل روایت فیلمنامه، که به شکلی مبهم این چهار خانواده را به هم متصل می‌­کند، برادران اینوچنزو اجازه می‌­دهند که صحنه تمامی آنچه را که باید از جانب مخاطب احساس شود، منتقل کند. آنها ما را با این خانواده‌­ها تنها می‌­گذارند و به وسیله‌­ی بزرگنمایی در اعمالی مانند غذا خوردن، صفات حیوانی انسان‌­ها را بیش از پیش برجسته می‌­کنند.

داستان­‌های بد فیلمی است دربا­ره­‌ی ایتالیایی که دیگر هیچ علاقه‌­ای به آینده‌­ی خود نشان نمی‌­دهد. پدران و مادران داستان­‌های بد جدای از آنکه قادر به حل مشکلات شخصی خودشان نیستند، آن حس نظارتگر و مراقبی را که باید در قبال فرزندان‌شان دشته باشند، هم از دست داده­‌اند. فردای جامعه‌­ای که بچه‌­ای را به دلیل خفه شدن با یک تکه استیک سرزنش می‌کند، چه خواهد بود؟ این درست همان لحظه‌­ای است که مخاطب برای تک تک کودکان این فیلم تأسّف میخورد و به انتظارات والدین‌شان خواهد خندید. این فیلم بیش از هر چیز، داستان بزرگترهایی است که سراسر وجودشان را ابتذال و خرابی فرا گرفته اما اجازه‌­ی هیچ گونه اشتباهی را به فرزندانشان نمی‌­دهند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =