۱۱ اسفند ۱۳۹۸،‏ ۱۹:۲۵
کد خبرنگار: 3055
کد خبر: 83696180
۵ نفر

برچسب‌ها

قدم زدن در خط مقدّم جنگ

تصور کنید در خط مقدم یک جنگ، زیر بمباران و گلوله‌هایی که از هر طرف می‌آید، دست در جیب کرده روی سنگر قدم بزنید، این 1917 است، ساخته‌ی کارگردان پرآوازه‌ی انگلیسی، سم مندس، که امسال توانست در جشنواره‌های مختلف، جوایز زیادی را از آن خود کند. این فیلم توانست تحسین بسیاری از منتقدان را به همراه داشته باشد و فروش351 میلیون دلاری آن نیز رغبت مخاطبان به آن را نشان می‌دهد که با توجه به بودجه‌ی حدود 90 میلیون دلاری‌اش، عملکردش در گیشه موفّقیت‌آمیز محسوب می‌شود.

در میان فیلم‌های گوناگونی که در ژانر جنگی ساخته شده، می‌توان اثر سم مندس را «متفاوت» نامید. پروژه‌ای سخت که بعد از درو کردن جوایز بفتای 2020 در نهایت توانست 3 اسکار برای مندس به ارمغان بیاورد که موفّقیت چشمگیری برای این فیلم به شمار می‌آید. 1917 امتیاز 8.5 را از کاربران سایت آی‌ام‌دی‌بی (IMDB) دریافت کرده و از منتقدان سایت راتن‌تومیتوز نیز امتیاز خوب 90 را به دست آورده است.

به دو سرباز به نام‌های اسکافیلد و بلیک مأموریتی خطرناک داده می‌شود تا با رساندن خود به یک گردان در حال نبرد، از یک فاجعه جلوگیری کنند. در میانه‌ی راه، بلیک کشته می‌شود و این اسکافیلد است که باید به تنهایی مأموریت خود را به پایان برساند. جنگ در سنگر، آب، جنگل و دشت همگی در این فیلم وجود دارد و وجود ندارد. جنگ در حال وقوع هست و نیست. تنها با دیدن فیلم است که می‌توان آرامشی را که کارگردان در بحبوحه‌ی جنگ آفریده، لمس کرد. به‌ویژه که ایده‌ی این فیلم از یک حادثه‌ی واقعی وام گرفته شده و خاطرات پدربزرگ سم مندس، الهام‌بخش فیلمنامه‌نویسان 1917 بوده و در پایان نیز فیلم به وی تقدیم شده است.   

در بیست‌وپنج دقیقه‌ی ابتدایی فیلم، علاوه بر شناخت شخصیت‌ها و محیط، مخاطب می‌تواند نکته‌ی ویژه‌ای را دریابد و آن این است که هیچ کاتی را ندیده است. برداشت بلند برای اوّلین بار نیست که استفاده شده؛ امّا موقعیت‌ها، فضاهای تنگ و پرپیچ‌وخم و پرالتهاب خط مقدم جنگ، اجرای فیلم به صورت برداشت بلند را حیرت‌انگیز کرده است. اینکه نمی‌توان تشخیص داد دوربین چگونه در لابه‌لای اشیاء و فیگورهای پرشمار میدان جنگ حرکت می‌کند، چگونه از روی آب می‌گذرد، چگونه در کنار بازیگران می‌دود و بالاوپایین می‌رود بدون اینکه فیلمساز از هیچ کاتی استفاده کند، یقیناً نشان از توانایی تکنیکی و فنّی کارگردانی و فیلمبرداری منحصربه‌فرد 1917 دارد که اسکار بهترین فیلمبرداری را هم نصیب فیلمبردار زبردستش راجر دیکینز کرده است. در اینکه این نوع از فیلمبرداری و کارگردانی، سخت و پیچیده است، شکّی نیست و با نگاهی به فرآیند تولید 1917 می توان این نکته را دریافت؛ امّا چیزی که کارگردان قصد داشته، نقطه‌ی قوت فیلمش باشد، در برخی لحظات به نقطه‌ی ضعف آن تبدیل شده است. دوربینی که یکسره به دنبال شخصیت در حرکت است در لحظاتی می‌تواند حس تنش و اضطراب بیافریند؛ امّا در بسیاری از لحظات فیلم، فاقد حس می‌شود و مخاطب را بیش از موقعیت و شخصیت، درگیر دوربین می‌کند. جنگ مختصات خود را دارد؛ انفجار، مرگ، دلهره. امّا حرکت دوربین و نبود کات بین نماها، فیلم را روی یک خط پیش می‌برد و به ندرت می‌تواند تنش بیافریند. صدا در ژانر جنگی برای ایجاد فضا، اهمّیتی فوق‌العاده دارد. مندس با کمک افکت‌های صوتی و موسیقی در پاره‌ای موارد توانسته، ضعف ناشی از نوع فیلمبرداری خود را جبران کند و اتّفاقا همان لحظات فیلم است که بیشتر در خاطر می‌ماند.

از این نکته نمی‌توان گذشت که قاب‌بندی‌های فیلم علی‌رغم پیچیدگی، زیبا است؛ امّا گاه فقط زیبا است و عاری از هر گونه کارکردی در خدمت فرم یا درون‌مایه‌ی فیلم. مثلاً تصویری از شکوفه‌های گیلاس در وسط یک خرابه، زیبا است؛ اما کارگردان با نشان دادن آن قصد دارد چه بگوید؟ هرچند سعی می‌کند با دیالوگ از این فضا بهره بجوید، اما در عمل ناکام است. درک بهتر حشو بودن این لحظات از فیلم، وقتی بهتر حاصل می‌شود که از خود بپرسیم اگر این بخش از فیلم حذف بشود، چه اتّفاقی می‌افتد؟ چه چیزی از دست می‌رود؟ جواب اغلب این است که اتّفاقی نمی‌افتد و چیز خاصّی از دست نمی‌رود و این نشانه‌ی ضعف فیلم است.

با این همه، اگر طرفدار فیلم‌های جنگی هستید، پیشنهاد می‌کنم این فیلم متفاوت را از دست ندهید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =