۸ اسفند ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۰۸
کد خبرنگار: 865
کد خبر: 83693096
۰ نفر

برچسب‌ها

مصلحان امروز جامعه را دریابیم

تهران- ایرنا- مصلحان را گاهی سلاح به دست و پوتین در پا می توان دید، گاه در پوشش عبا و عمامه. شاید پشت دخل مغازه در حال عرضه کالای مورد نیاز مردمند یا لباس سپید به تن، در حال خدمتگزاری به بیماران. همه ما در هر جایگاه می توانیم یک مصلح باشیم.

 در طول تاریخ جوامع مختلف انسانی در سیر تکامل خود با افرادی همراه شده است که نقش اصلاحگری را بر عهده گرفته اند و در اصطلاح به آنان مصلح می گویند.

این پرسش پیش می آید که مصلحان جامعه چه کسانی اند؟ یا شاید بهتر باشد ابتدا بپرسیم چه امری سبب می شود مصلحان پدید آیند؟

می توان حس نیاز یا وجود انتظار فزاینده برای حل یک معضل را در این امر موثر دانست. گاهی شمار زیادی از مردم می دانند مشکلی وجود دارد و به گفته اندیشمندانی چون «گرونیک و هانت»، همگان آگاه را تشکیل می دهند یا برای رفع آن معضل آماده اقدامند و همگان فعال را تشکیل می دهند.

مسیر فردی که می خواهد در این جوامع اصلاح انجام دهد بسیار هموارتر از زمانی است که فهم وجود مشکل، امری همگانی نیست و با همگان پنهان روبروییم. در این مواقع، تشخیص فرد اصلاحگر و ایمان او به لزوم اعمال تغییراتی برای بهبود وضع جامعه، سبب پیدایش یک مصلح دانشی یا مصلح انگیزشی می شود که گام نخست وی، آگاه سازی و فراهم سازی بستر دگرگونی ها و سپس ایجاد میل و خواست در افراد برای تغییر است.

این افراد در هر مقطع زمانی به فراخور اوضاع جاری که نشان دهنده «ذات اقتضایی» آن است، در قامت و لباس های گوناگون ظاهر می شوند و میان قشرهای مختلف جامعه پراکنده اند. ممکن است هم عرض با مصلحان، واژگانی مانند رهبران افکار، نخبگان، گروه های مرجع یا نوآوران و پیشتازان نوآوری به ذهن ها متبادر شود اما مصلح، همه اینها هست و ممکن است هیچکدام نباشد.

مصلح مشکل یا رویه انحرافی یا فرایند ناقصی را در جامعه تشخیص می دهد و به جای فرافکنی، ناامیدی، مقصریابی و ... که زایل کننده انرژی است نه فزاینده، در قبال آن احساس مسئولیت می کند و از خود می پرسد «من با توان و دانش و دارایی خود چگونه می توانم اثربخش باشم».

وی از یک سو دنبال راه حل مسائل می گردد، از سوی دیگر نمی خواهد در دام پیروی از رویه های عرفی اما نادرست بیفتد و در منظر سوم، هدف خود را جلوگیری از ادامه وضع نامطلوب و در نتیجه، بهبود آن قرار داده است... چه اکثر جامعه از نقصان ها آگاه باشند و چه نه؛ چه دارای پیروانی باشد و چه نه؛ خواهان اعمال تغییر از راه پذیرش نوآوری باشد یا بازگشت به داشته ها و عبرت های گذشته را رهگشا بداند.

اصلاحگری در هر جایگاه

مصلح دارای سطحی از دانش و درک است و دور از شعارهای بی فرجام، رفتارها و اقدام های خود را به سویی رهنمایی می کند که نتیجه آن را بهتر ساختن وضع کنونی و آینده قاطبه مردم می داند.

بنابراین مصلحان را گاهی سلاح به دست و پوتین در پا می توان دید، گاه در پوشش عبا و عمامه. زمانی لباس آموزگاری بر تن دارند و زمان دیگر سلاح قلم را برگزیده اند. گاهی پوشش رزم آنان، لباس کارگری و زمانی پیشه آنان رانندگی است. شاید پشت دخل مغازه در حال عرضه کالای مورد نیاز مردمند یا کلاه مهندسی بر سر دارند و در پی عمران و سازندگی. ممکن است لباس سپید آزمایشگاهی به تن داشته و در پی توسعه مرزهای دانش باشند یا در حال خدمتگزاری به ارباب رجوع اداری یا بیماران در بیمارستان ها.

منظور این است که همه افراد یک جامعه در هر جایگاهی که قرار دارند می توانند یک مصلح باشند.

کارگری که در رطوبت صد درصدی هوای خوزستان برای تمیز کردن مقره ها و بازگرداندن روشنایی به خانه ها از تیرهای برق بالا می رود، راننده ای که با لودر در جاده های کوهستانی برفروبی می کند، مامور راهوری که زیر بارش باران در حال پایش نظم است، رفتگری که می کوشد با هر وسیله راه سیلاب را باز کند و هزاران نمونه دیگر، همه مصلحانی در خور احترامند که در راه بهبود زیست بشریت گام برمی دارند.

ممکن است این پرسش پیش بیاید که اینها به وظیفه خود عمل می کنند و دستمزد شغل خود را می گیرند، پس لزوما نمی توانند از زاویه اصلاحگری اقدام کنند. بله، در بسیاری مواقع، مصلح در حوزه دانش خود شاغل است و از راه آن درآمد کسب می کند اما آنچه تمایز ایجاد می کند، تعهد وی به «انجام کار درست» از «درست ترین راه» در «زمان مقتضی» است.

چه بسا افرادی که سودجویی شخصی را به نفع جمعی ترجیح می دهند و پیامد آن می شود گرانفروشی در زمان تورم، احتکار در بحبوحه کمبود کالا و اخذ کرایه چند برابر تاکسی هنگام ریزش های جوی و در سطحی بالاتر رانت خواری، باندبازی جناحی، فساد اقتصادی، صدور رای نادرست، کاغذبازی های بی دلیل، ارتشا و زیرمیزی و ...

اصلاحگری؛ شاخصه کمال انسانی

در موقعیت های نامطلوب که ذهن بخشی از جامعه را درگیر کرده و به آن آسیب زده است انسانیت افراد محک می خورد. اینجاست که آزمون واقعی وجدان برگزار می شود. در موضوع های مهم که شماری را گرفتار می کند این، مصلحانند که سربلند بیرون می آیند.

در این زمان است که اعتماد بشریت به بقای مهر و محبتی که خداوند در دل تک تک انسان ها به ودیعه گذاشته است، بازسازی می شود و جلوه و تاثیر اعتقاد یک مصلح به مسیر خویش، آشکار.

اینانند که «جهادگر» می شوند در راه خدا و حتی جان باختن آنان، شهادت گونه است... این را پروردگار دادگر برای آن شخص مقرر می کند نه یک نهاد یا سازمان که چه بسا ایراد، از تعاریف «انسان ساخت» است؛ وگرنه هم مسئولی که با وجدان بیدار، به نیت اصلاح امور خود و جامعه، همرنگ نیرنگ و دورنگی نشده، مجاهد در راه حق است هم کاسبی که بی توجه به موج های صوری گرانی، کالای خود را به قیمت خرید می فروشد و نان به نرخ روز نمی خورد.

فردی که برای کمک رسانی به زلزله زدگان یا سیلزدگان شتافته، با هدف کاهش درد آنان رفته است. پزشک و پرستار و بهیار یا هر کدام از اعضای کادر درمانی که در موقع اضطرار و بیماری، یک انسان ناامید و دل بریده از همه جا را رها نمی کند، اوج انسانیت را به نمایش گذاشته و به سنگربانی امنیت جامعه پرداخته است.

همین اقدام های عملی مصلحان است که سبب می شود وقتی وقایع روزمره را هر شب دوره می کنند هم پیش خدای خود شرمسار نباشند و هم وجدان آرام داشته باشند؛ چه دیگران متوجه شوند، چه نبینند؛ مصلحان، عزت را ورای کف زدن ها یا کم توجهی ها یافته اند؛ زیرا می دانند این ندیدن ها از ضعف بصیرت و آگاهی برخی اعضای جامعه ناشی می شود که در تار و پود توسعه یکجانبه (ثروت، تحصیلات، تخصص حرفه ای و...) گرفتار شده اند و البته وظیفه گروهی همه مصلحان است که این پیکره بی تناسب و بدقواره را به سامان کنند.

اگر هر کدام از اعضای جامعه بکوشند با هر سطح دانش در هر جایگاه که هستند، در قبال بهبود جامعه حس مسئولیت داشته، نگاه اصلاحگری را در خود بپرورانند، مصلحان دیگر را می یابند و انرژی صدچندان می گیرند؛ زیرا خدا به واسطه تلاش ها برای تغییر، دست یاری خود را با جماعت همراه می کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 3 =