دگردیسی فضای خانگی

تهران- ایرنا- «دگردیسی فضای خانگی؛ نمونه‌هایی از دوسده اخیر» نوشته جری اسمیت و همکارانش است که در آن فضای خانه‌هایی را روایت می‌کنند که در گذر زمان رنگ به رنگ شده‌اند و به اصطلاح دگردیسی های تدریجی و مدرنیسم را در جهان طی کرده‌اند.  

«دگردیسی فضای خانگی؛ نمونه‌هایی از دوسده اخیر» نوشته جری اسمیت و دیگران، ترجمه‌ای مشترک از زهرا غزنویان و دیگر همکارانش است که به وسیله پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ۱۳۹۸ خورشیدی منتشر شد.

در پیش گفتار این کتاب آمده است: بازدید از یک موزه و تصاویر بازسازی شده آن از گذشته های دور یا قدم زدن در بقایای از زیر خاک بیرون کشیده شهرها و اقامتگاه های دنیای باستان و تماشای طول و عرض و شکل متفاوت خانه ها و یا حتی ورق زدن ساده آلبوم عکس های خانوادگی یکی دو نسل قبل کافی است تا ببینیم آن چه امروز با عنوان فضای خانگی می شناسیم تا چه حد جدید بوده و در گذر زمان، رنگ به رنگ شده است.

گذشته از معماری کالبد خانه، وسایلی که آن را تجهیز و تکمیل می کرده اند، شیوه قرارگیری آن ها در فضا، قواعد تقسیم فضا بین افراد،‌ شیوه های استفاده از هر فضا و نیز معنی هر کدام، در هر دوره تاریخی و هر نقطه جغرافیایی، متفاوت بوده و حال و هوای خاص خود را داشته است. بنابراین فضای خانگی در گذر زمان، تغییر می کند، هم از نظر شکل، هم کاربرد، هم دسترسی  و هم مهم تر از همه معنی.

دگردیسی فضای خانگی؛ نمونه‌هایی از دوسده اخیر، از ۱۱ فصل تشکیل شده است که هر فصل آن به طور مجزا داستان تغییرهای فضای خانگی است که به عنوان تنها تلاش برای حساس سازی مخاطب نسبت به آن به عنوان موضوع پژوهشی جالب توجه است.

فصل نخست این کتاب، مقاله جری اسمیت و جو کرافت است. اسمیت متولد ایرلند و متخصص مطالعات فرهنگی است و در زمینه ادبیات و موسیقی مردم پسند ایرلند فعالیت کرده و در دانشگاه جان مورز انگلیس، بازنمایی فضای خانگی را تدریس می کند. کرافت نیز استاد گروه علوم انسانی و اجتماعی همین دانشگاه است که دوران کودکی و نوجوانی، فضای داخلی و ادبیات و فرهنگ دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۵۰ را تدریس می کند. مقاله مشترک این دو با عنوان «مقدمه ای بر فرهنگ و فضای خانگی»  در اصل مقدمه ای است که بر کتاب «کالبد خانه ما؛ بازنمایی فضای خانگی در جهان مدرن» نوشته اند؛ مجموعه مقاله ای از افراد مختلف که خود آنها ویراستاری علمی اش را بر عهده داشته اند. آنها در این مقاله نشان می دهند که خانه اهمیتی انکار ناپذیر در فرهنگ بریتانیای معاصر دارد که منشا آن را بیش از هر چیز باید در تغییرهای پس از جنگ جهانی در این کشور دانست.

فصل دوم با عنوان «کالبد خانه، عادت و حافظه» را جو موران نوشته است. او مورخ فرهنگی و اجتاعی است که درباره زندگی روزمره انگلیسی ها از میانه قرن بیستم تا امروز می نویسد. او در این مقاله نقدهایی جدی به رویکرد باشلار دارد. از نظر باشلار، خاطره که برای انسان و هویت او، بسیار مهم است در تعامل بین زندگی روزمره و ماده و فضا ایجاد می شود و حافظه نیز ظرف یا محل انباشت این خاطرات نیست؛ بلکه فعالیت علمی پویا و حاصل تعامل ذهن فرد با جهان مادی بیرون از خود است.

فصل سوم کتاب، مقاله ای با عنوان «زندگی کلبه ای روستایی» از کارن سایر استاد تاریخ فرهنگی و اجتماعی در انگلستان است. این مقاله قصد دارد با ترکیب اشیا باقی مانده و روایت های شفاهی تاریخ عامیانه بیش از صد سال اخیر کلبه ای را بازسازی کند. او می خواهد از خلال هر شی بخشی از فضای معمارانه و چیدمان کلبه قدیمی را توصیف کند. بها این شبوه گویی از خانه ای کوچک تر(کلبه) که درون خانه ای بزرگ تر پنهان شده است، پرده بر می دارد.

عنوان فصل چهارم این کتاب«معماری انزوای زنان در آفریقای غربی» است که دبوراپلو استاد انسان شناسی دانشگاه سیراکیوز آمریکا آن را نوشته است. او به حوزه های جنسیت، شهرنشین، قومیت، انسان شناسی فضا و مکان و نیز مطالعات آفریقا علاقه مند است.

فصل پنجم این کتاب، مقاله ای با عنوان «شیرینی خانه؛ طبقه، فرهنگ و زندگی خانوادگی در سوئد» است که اوروار لوفگرن،‌استاد سابق مردم شناسی دانشگاه لوند سوئد نوشته است. او در این مقاله تغییر شکل و معنای خانه را از اواخر قرن نوزدهم به بعد ردیابی می کند و با استفاده از اسنادی شامل خودزندگی نامه نوشت ها، تاریخ های شفاهی، کتاب های راهنمای اداره خانه و آموزش فرزندان و نظیر آنها توضیح می دهد که چگونه درک جدیدی از خانه، در حد فاصل چرخش این قرن به قرن بیستم شکل گرفت.

فصل ششم «خانه یک بیوه مرد؛ کاوشی در معانی تخریب شده فضای خانگی» به قلم ژوزف بوی است. او در این مقاله با ارجاع به باشلار خانه را بایگانی برای حافظه ای خود  شرح حال نگارانه معرفی می کند و توضیح می دهد که فوت همسر خودش، چه تاثیری بر رابطه او و خانه مشترکشان گذاشت است؛ اویی که پیش تر در کسوت نقشه بردار و قیمت گذار بر روی خانه ها فعالیت داشت و از منظر کاملا متفاوت سنجش ارزش مبادله ای این فضاها را ارزیابی می کرد.

«کار در اوقات فراغت؛ نمودهایی از سبک زندگی و ظهور جریان بهسازی خانه» عنوان فصل هفتم کتاب به قلم روث مکل روی است. این مقاله قرن بیستم را قرن بهسازی های گسترده انگلستان معرفی می کند که هم بهسازی های بزرگ مقیاس خانه های ملی یا همان کشورهای را شامل می شود و هم تلاش های شخصی افراد برای تزیین و بازسازی خانه هایشان را که در هر دو مورد با احساساتی چون امید به آینده، هیجان، تغییر اجتماعی و کار واقعی همراه بوده است.

«ترویج ارزش های خانواده کاتولیک و زندگی خانگی مدرن در بلژیک پس از جنگ» عنوان فصل هشتم کتاب و به قلم فردی فلور است. در این مقاله جنبش کارگران مسیحی و اثراتش را بر بهبود فضاهای خانگی در بلژیک پس از جنگ مورد بررسی قرار می دهد.

فصل نهم این کتاب با عنوان «یک شهروند و نیز زندی خانه دار؛ فضاهای نوین زندگی خانگی در لندن دههه ۱۹۳۰» را الیزابت دارلینگ نگاشته است. این فصل با اشاره به شخصیت و فعالیت های این زن بر مجتمع محل زندگی او تمرکز می کند؛ مجتمع کنسال که مسکن اجتماعی ویژه زاغه نشین ها بود و سازندگان آن ادعا می کردند که این فضا با ایجاد زمان فراغت برای زنان می تواند از آنها مادران بهتر و همزمان شهروندان فعال تری بسازد که وجود السی وینبورن نیز خود شاهد مثال خوبی برای این ادعاست.

فصل دهم این کتاب با عنوان«فصل دهم: زن خانه دار و فرد سازنده؛ آرزوی آپارتمان پلی کاتوایکیا در آتن پس از جنگ» را یوآنا تئوکاروپولو نوشته است. او در این مقاله اوضاع آتن را پس از جنگ جهانی دوم و جنگ های داخلی توضیح می دهد که به دلیل مهاجرت شدید روستا- شهری، چگونه جمعیت این شهر به یکباره افزایش یافت و رشد اقتصادی چشم گیری را تجربه کرد.

فصل یازدهم و آخرین مقاله این کتاب«مدرنیته و زندگی خانگی؛ تنش ها و تضادها» است که در اصل فصل نخست کتاب مدرنیته و زندگی خانگی بوده است. این مقاله را هیلدا هینن استاد نظریه معماری در دانشگا کاتولیک لون بلژیک نگاشته است. او در این مقاله رابطه میان مدرنیته، زندگی خانگی و زنانگی را مورد بررسی قرار می دهد و به این طرح مستدل شروع می کند که از نظر بسیاری از نظریه پردازان، مدرنیته،‌ ذاتی مردانه دارد، هم به جهت تاکیدش بر عقل انتقادی که بیشتر ویژگی ای مردانه است و هم به جهت جنسیت قهرمانانی که به روایت هایش شکل می دهند.

جری اسمیت و جوکرافت در مقدمه این کتاب با عنوان مقدمه ای بر فرهنگ و فضای خانگی نوشته است: ما ویراستاران این کتاب در یکی از آن تقارن هایی که برای همه آشناست اما هیچ کدام و به ویژه هیچ فرد دانشگاهی حرفه ای دوست ندارد زیاد درباره اش صحبت کند در اواخر آوریل ۲۰۰۴ میلادی ناگهان و به فاصله دو هفته از هم مجبور به اثاث کشی شدیم. یکی از پیامدهای این اتفاق چنین بود: مسایلی که ما در گام های آغازین فرایند ویراستاری کتاب در سطح نظری انتزاعی به کار گرفته بودیم، شروع به تاثیرگذاری بر زندگی های واقعی ما کردند. برای پژوهشگرانی که در حوزه های عمومی علوم انسانی فعالیت می کنند نوشتن درباره معنای فضای خانگی، مانند نوشتن درباره توسعه رمان، دگرگونی روایت سینمای کلاسیک یا ظهور رویکرد مدرنیستی پیشرو در هنرهای زیبا نیست. این موضوع ها مربوط به خانه بر زندگی های ما و خوانندگان مورد نظرمان از قبیل دانشجویان، پژوهشگران و هر شخصی دیگری در مقاطع مختلف اثر می گذارند. آنها در ادامه می گویند: ما به عنوان بخشی از دغدغه مان درباره تضمین انسجام موضوعی این کتاب توجه خود را به همه کسانی معطوف کردیم که درباره کار کلاسیک باشلار نوشته اند و در نتیجه مقاله های دریافتی، کاملا برایمان آشکار شد که این فراخوان «مشارکت» به شدت الزام آور بوده است؛ به طوری که می توان گفت خود باشلار، از این مواجهه های متنوع،‌ کاری به این خوبی نساخته است.

کتاب «کالبد خانه ما؛ بازنمایی فضای خانگی در جهان مدرن» به عنوان بازتابی از آرمان مردم سالار(آرمانی که مبنای تاریخی این ژانر انتقادی خاص را شکل می دهد) شامل مجموعه ای از مقالات درباره موضوعی معین در این مورد، فضای خانگی است.

گفتنی است که مقالات این کتاب، گلچینی از مقالات سه کتاب مجزا هستند که تا امروز هیچ کدام به فارسی ترجمه نشده اند. «خانه ما؛ بازنمایی فضای خانگی در فرهنگ مدرن»،‌ مجموعه مقالاتی درباه خانه به ویراستاری جری اسمیت و جو کرافت که در ۲۰۰۶ میلادی در انتشارات ردوپی به طور مشترک در هلند و آمریکا به چاپ رسید.

«انسان شناسی فضا و مکان؛‌ فرهنگ مکان یابی» مجموعه مقالاتی با محور مباحث نظری درباره نگاه فرهنگی به فضا که ستاام. لو و دنیس لارنس- زونیگا آنرا ویراستاری کرده اند. این در ۲۰۰۳ میلادی منتشر کرده است.

«تبادل نظری درباره زندگی خانگی؛ تولید فضایی جنسیت در معماری مدرن» مجموعه مقالات دیگری به ویراستانی هیلدا هینن و گلثوم بایدار است که در ۲۰۰۵ میلادی از سوی انتشارات راتلج چاپ شد. ترجمه ۶ فصل از این کتاب یعنی مقدمه و فصل های ۱.۲.۳.۴.۵ بر عهده زهرا غزنویان بوده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =