۲۸ بهمن ۱۳۹۸،‏ ۱۱:۱۷
کد خبرنگار: 3015
کد خبر: 83677287
۰ نفر

برچسب‌ها

ملیون؛ حزبی سفارشی با اهدافی نمایشی

تهران- ایرنا- حزب ملیون در دوره نخست‌وزیری منوچهر اقبال تاسیس شد؛ حزبی که بنابر دستور آمریکا و به طور کاملا سفارشی پدید آمد تا در هدفی نمایشی، پشتوانه‌های مردمی برای رژیم پهلوی جلب کند و سندی بر مقبولیت آن در نزد افکار عمومی ارایه دهد.

سقوط دولت رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی باعث شد تا بار دیگر احزابی که نزدیک به ۲۰ سال خفقان در یک دوره فترت به سر می بردند، فعالیت خود را از سر بگیرند اما با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی، فضای سیاسی ایران دوباره، بار سنگین خفقان را تجربه کرد. به گونه ای که فشار بی سابقه ای بر احزاب و گروه­ های سیاسی ایران حاکم شد اما دولت بدون وجود احزاب حتی به طور نمایشی هم نمی توانست مشروعیت خود را به دست آورد زیرا مشروعیت سیاسی رژیم پهلوی در عرصه داخلی و خارجی به خاطر حمایت و نفوذ آمریکا و انگلیس از محمدرضا پهلوی با چالش جدی مواجه شده بود. بنابراین محمدرضا پهلوی در شهریور ۱۳۳۶ خورشیدی دستور تأسیس ۲ حزب سفارشی با عنوان های حزب ملیون به رهبری منوچهر اقبال و حزب مردم به رهبری اسدالله علم را صادر کرد. از این رو کارکرد حزب ملیون در ساخت قدرت دفاع از کیان این رژیم، حمایت حزبی از دولت اقبال و دخالت در انتخابات بود.

تأسیس حزب

همزمان با شروع ۱۳۳۶ خورشیدی تحولاتی در فضای سیاسی ایران و ترکیب دولت به وجود آمد که به منزله پیش درآمد برنامه توسعه سیاسی هدایت شده محمدرضا پهلوی در کشور محسوب می شد. این امر از فشار دولت آمریکا برای انجام اصلاحاتی در ایران نشات می گرفت و یکی از این اصلاحات، ایجاد سیستم ۲ حزبی را شامل می شد. چنان که در گزارشی از ساواک(سازمان اطلاعات و امنیت کشور) در روایت یکی از نزدیکان الهیار صالح رهبر حزب جبهه ملی به نقل از وی آمده است: تشکیل احزاب ملیون و مردم از طرف دولت فعلی و اشاره مقام شامخ سلطنت به این موضوع نیز بر اثر علاقه و اصرار مقامات آمریکایی صورت گرفته است زیرا اعلیحضرت همایون شاهنشاه با توجه به وضع فرهنگ کشور و سطح معلومات و طرز فکر مردم و تجربیات گذشته تشکیل احزاب و حرکت های حزبی را در ایران زود می دانند. محمدرضا پهلوی در سوم اردیبهشت همان سال در اجرای اوامر آمریکایی ها به ناچار در دیدار با سناتورها، سیاست ۲ حزبی را اعلام کرد و منوچهر اقبال مأمور تشکیل حزب ملیون شد تا اینکه در زمستان ۱۳۳۶ خورشیدی روند تشکیل حزب وارد مرحله سرنوشت ساز خود شد.

اقبال برخلاف دوران نخست وزیری اش که اعلام داشت، حاضر به تشکیل حزب نیست در دی ۱۳۳۶ خورشیدی با حضور در مجلس شورای ملی خبر تشکیل حزبی را تحت نظر خود اعلام کرد و در گام نخست، آن دسته از نمایندگان مجلس را که به دولت او رأی اعتماد داده بودند در یک جلسه دعوت و نظر موافق محمدرضا پهلوی را مبنی بر تأسیس حزب اعلام و پیشنهاد کرد تا یک فرد انتخاب شود تا حدود ۲۰۰ تن را به عنوان هیات مؤسس دعوت کند که عزالممالک اردلان برای این کار در نظر گرفته شد.

بنابراین با توجه به اسناد ساواک «در ساعت ۱۶ئروز ۱۳۳۶.۱۱.۲۸ حزب ملت(ملیون) در منزلی واقع در خیابان کاخ تشکیل و پس از تشریف فرمایی دکتر اقبال عده ای از وزراء و نمایندگان مجلسین سنا و شورا و رجال کشور رسماَ با نطق جناب نخست وزیر افتتاح و بعد چند نفر دیگر از حاضرین درباره تشکیل حزب و فواید آن سخنرانی و مقرر شد، پس از تهیه و تنظیم اساسنامه حزب رسماَ شروع به کار کند».

مرامنامه حزب

مرامنامه حزب در ۲۱ ماده تهیه شد که مواردی چون استقلال کشور، آزادی اجتماعی و فردی، دین و مذهب، احترام به قانون، فرهنگ رایگان، آموزش و پرورش، دانشگاه، زبان فارسی، ورزش و پیش آهنگی، بهداشت رایگان، ضروریات زندگی، مالکیت، امنیت، اقتصاد، کشاورزی، آزادی کسب و کار، بهبود حال کارگران، سازمان های محلی، وسایل ارتباطی، بودجه و مالیات و سیاست خارجی را در برمی گیرد.

اساسنامه حزب هم در ۶۴ ماده تهیه شد که بیشتر مواد آن مربوط به توضیح وظایف ارکان حزب است. برپایه ماده نخست اساسنامه، ارکان حزب به این شرح است: کنگره، کمیته مرکزی، شورای مرکزی، کمیته استان، شورای استان، کمیته شهرستان ها، شورای شهرستان ها، کمیسیون ها و حوزه ها. براساس این اساسنامه کنگره، مجمع عالی و عمومی حزب به شمار می رود و اعضای کمیته مرکزی، شورای مرکزی و کمیته استان را کنگره انتخاب می کردند. کمیسیون ها هم متشکل از ۱۹ کمیسیون بودند. حوزه های حزبی نیز از هفت تا ۱۴ تن تشکیل که به محض افزایش اعضا به بیش از ۱۴ تن، حوزه جدید حزبی منشعب می شد. کمیته مرکزی حزب نیز مسوولیت اداره حزب و مجری سیاست آن بود و در حسن اجرای وظایف حزب نظارت کامل داشت و دستورهای حزبی آن قطعی و لازم الاجرا بود.

حزب ملیون در ۱۳۳۷ خورشیدی اعلام موجودیت کرد و بخشی از مهم ترین فعالیت هایش را صرف تشکیل کمیته ها و کمیسیون های مختلف حزبی کرد. فعالیت بسیاری نیز برای تأسیس شعبه های حزب در استان های کشور صورت پذیرفت. در واقع در ۱۳۳۷ خورشیدی شاهد رشد آرام حزب ملیون در سطح جامعه ایران و به ویژه تهران هستیم و سازمان های حزبی نیز ظاهر شده و تکوین یافتند.

حزب و دخالت در انتخابات

۱۳۳۹ خورشیدی، سال سرنوشت ساز حزب ملیون بود. بعد از مدت ها فعالیت و انتظار، انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی نزدیک شد و ۲ حزب ملیون و مردم با اشتیاق به استقبال آن رفتند. هر ۲ حزب، مطمئن از کسب پیروزی های درخشان، رقبای غیر حزبی خود را حقیر شمرده و با غرور تمام، اجازه فعالیت و رقابت سیاسی را به آنان دادند. رقابت های محافظه کارانه ۲ حزب ملیون و مردم به تدریج روند خصومت آمیز و مخرب یافت و در نهایت به کاهش حیثیت سیاسی رییس دولت و حزب وابسته به او منجر شد اما هنگامی که فعالیت های انتخاباتی، شعارها و دعاوی طرفین به شکل عنان گسیخته ای درآمد، اراده دخالت در انتخابات شدت گرفت و حزب ملیون با در دست داشتن ابزارهای مختلف به شکل مؤثرتری سعی کرد تا اراده خود را بر روند و سرنوشت انتخابات اعمال کند اما فضای باز سیاسی نمایش داده شده برای نیروهای سیاسی داخلی و ناظران بین المللی، تاب چنین وضعیتی را نداشت. بنابراین مخالفت ها و اعتراض های علنی، رسوایی و افتضاح مسأله انتخابات را برملا کرد و چاره ای جز قربانی کردن شخصیتی در حد و اندازه اقبال باقی نماند.

محمدرضا پهلوی یا می بایست با فدا کردن اقبال، خود را از اتهام های وارده تبرئه می کرد یا اینکه به حمایت از او می پرداخت که در شهریور ۱۳۳۹ خورشیدی به دنبال اعلام نتایج انتخابات تهران از اقبال خواست تا از نخست وزیری استعفا دهد و متعاقب آن به منتخبان دستور داد تا استعفا دهند.

پس از استعفای اقبال، وی علاوه بر ریاست حزب ملیون، ریاست دانشگاه تهران را عهده دار شد و در انتخابات دوباره دوره بیستم که در زمستان ۱۳۳۹ خورشیدی برگزار شد به عنوان لیدر حزب ملیون در مبارزات انتخاباتی شرکت کرد و رهبری نمایندگان منتخب این حزب را در مجلس بر عهده گرفت. در دوران انتخابات دوره بیستم دانشگاه وضع ناآرامی داشت و علیه اقبال شعار می دادند و حتی ماشین او را آتش زدند و اقبال مجبور به فرار شد.

فعالیت های حزب در جهت خوشایند رژیم پهلوی

مهمترین فعالیت های حزب ملیون، مشارکت جدی و فعال در مناسبت های مختلف رژیم پهلوی و نیز مراسم و اقدام هایی بود که خوشایند و مورد توجه و عنایت محمدرضا پهلوی بود. از جمله این اقدام های و فعالیت ها صدور پیام های رنگارنگ شادباش و تبریک در سالگردهایی نظیر کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و سالروزهای تولد رضاخان  بود که در قطعات و اندازه های مختلف همراه با تصاویر درشتی از محمدرضا پهلوی یا رضاخان در چشمگیرترین قسمت های روزنامه های ارگان یا نشریه های وابسته به حزب ملیون منتشر می شد.

 در این آگهی ها و پیام ها رهبری حزب با متملقانه ترین عبارات و واژه ها محمدرضا پهلوی و رژیم را مورد ستایش و تمجید قرار می دادند. در بیشتر موارد هم به فاصله چند روز محمدرضا پهلوی با ابراز خرسندی از این پیام های شادباش، پاسخ ابراز احساسات شان را می داد و معمولاَ هم خبر خرسندی خاطر ملوکانه در صفحه اول روزنامه های حزبی و غیر حزبی به چاپ می رسید.

از دیگر برنامه های حزب ملیون برگزاری مراسم دعا و نیایش در مناسبت هایی نظیر سالگرد تیراندازی به محمدرضا پهلوی بود. مجالسی که پر سر و صدا و چشمگیر برگزار می شد. یکی از شاخص ترین افرادی که این گونه مراسم حزب ملیون را در دوره نخست وزیری اقبال کارگردانی می کرد، عباس شاهنده از بدنام ترین و فرصت طلب ترین روزنامه نگاران و اعضای این حزب بود.

موارد متعددی اتفاق می افتاد که اعضای حزب ملیون با کمک عوامل و مقامات دولتی و حکومتی در تهران و دیگر شهرهای کشور مردم را برای شرکت در این گونه مراسم و جشن ها، تشویق می کردند. بر اساس اسناد و مدارک موجود شخص محمدرضا پهلوی هم نسبت به کیفیت و چگونگی برگزاری این گونه مراسم سخت حساسیت نشان  می داد و با علاقه آنها را دنبال می کرد.

رکود و تعطیلی حزب

وقوع بحران های سیاسی و اجتماعی در دوران دولت شریف امامی جامعه را با مسایل پیچیده درگیر کرد به گونه ای که در پایان ۱۳۳۹ خورشیدی وضعیتی پدید آمد که نقش و کارکردهای حزب ملیون را به شدت تضعیف کرد و آن را به ورطه تعطیلی و رکود کامل کشاند. از این رو در پایان سال اقبال ترجیح داد برای همیشه رهبری حزب ملیون را کنار گذارد و سرنوشت حزب را به دست حوادث بسپارد.

پس از تلاش های ناکام اقبال و خروج از کشور، حزب تعطیل شد. اقبال که بدون استعفا از رهبری حزب، ایران را ترک کرد، در نامه ای به محمود جم تصمیم خود را اعلام داشت. تا اینکه با روی کار آمدن علی امینی بی توجهی به احزاب دوگانه به ویژه حزب ملیون از طرف وی به شدت ادامه یافت. در این دوره حزب ملیون فعالیت چندانی نداشت و سرانجام در ۱۳۴۱ خورشیدی در حزب ایران نوین متعلق به حسنعلی منصور ادغام شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =