شاگردان باستان‌شناس در رثای استاد باستان‌شناس
عزت‌الله نگهبان در اواخر عمر

آیین گرامی‌داشت یازدهمین سال درگذشت روانشاد «عزت‌الله نگهبان»، ازسوی انجمن علمی دانشجویی باستان‌شناسی و مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران، عصر شنبه بیست‌وششم بهمن در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد.

در این برنامه، ابتدا حسن کریمیان، مدیر گروه باستان شناسی دانشگاه تهران خیر مقدم گفت و از استاد خود یاد کرد. سخنران بعد، علی‌اصغر سروری، فرزندخوانده دکتر نگهبان بود که گفت: او هیچ‌وقت در منزل نبود و هروقت هم بود افکارش در باستان‌شناسی بود و چیزی می‌نوشت. از خاطرات شخصی‌ام با او، یکی اینکه روزی دیدم با عصبانیت تلفنی با کسی صحبت می‌کرد و می‌گفت آقای وزیر شما باید جلوی دزدهای باستان‌شناسی را بگیرید. منظورش از دزد، شهرام پسر اشرف پهلوی بود و آقای وزیر هم، مهرداد پهلبد، وزیر فرهنگ و هنر وقت بود. دکنر نگهبان با شجاعت سر وزیر داد می‌زد و خود را محق می‌دانست و دلش برای میراث فرهنگی و تاریخی ایران می‌سوخت.

او ادامه داد: چون به جهان‌بینی باستان‌شناسی اعتقاد داشت، هیچ ترسی به خود راه نمی‌داد. او باستان شناسی را از بالا و با نگاهی وسیع می‌نگریست. می‌گفت باستان‌شناسی تنها سند غیر قابل تغییر ایران و ایرانی است و آثار باستان‌شناسی برای همه ایرانیان است. او همان زمان معتقد بود گردشگری جای نفت را خواهد گرفت و آینده از آن باستان‌شناسی خواهد بود.

او پس از سخنرانی خود، نسخه‌ای از کتاب «شکوه فرزندخواندگی» خود که حاوی خاطراتش با دکتر نگهبان است را به موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران تقدیم کرد.


جام مارلیک در دستانِ عزت‌الله نگهبان/ تپه مارلیک، گیلان، ۱۳۴۰

در ادامه، مسعود گلزاری سخن گفت. او دکتر نگهبان را مردی خستگی‌ناپذیر توصیف کرد و گفت: هنگام ثبت‌نام دانشگاه در سال تحصیلی ۱۳۳۶-۱۳۳۷ مقابل درس مصر و بین‌النهرین، نام عزت‌الله نگهبان را نوشته بودند که نمی‌شناختمش. او دومین استاد ما پس از دکتر عیسی بهنام بود. وقتی وارد کلاس شد، مردی جدی با نگاهی نافذ و صورت و چشمانی خندان دیدم که با سلام به کلاس آمد. و از اینجا سرسپردگی من به او آغاز شد؛ مردی که حقیقتا مرد بود.

این استاد باستان‌شناسی دانشگاه تهران ادامه داد: او با تمام وجود ایران را دوست داشت و باستان‌شناسی را. وقتی در کاوش‌ها، کلنگ می‌زد و نگاهش می‌کردم نگاهش کردم، می‌گفت در آینده هروقت کلنگ می‌زدی مرا یاد کن. من توفیق داشتم در نود درصد سفرها با او همراه باشم. در سفرها گویی همه ایران را می‌شناخت. باستان‌شناسی پیش از نگهبان هیچ نداشت. حتی در کنگره‌های باستان‌شناسی جایی برای ایرانی‌ها نبود اما نگهبان کاری کرد که ما  بتوانیم و سخن بگوییم. و چنان شد که حفاری‌هایی مانند هفت‌تپه و مارلیک بدون حضور خارجی‌ها انجام شد.  

او در پایان بیتی از ادیب‌الممالک فراهانی را خواند که:

«افسوس که این مزرعـه را آب گرفته

دهقـان مصیبت‏‌زده را خـواب گرفته»

محمدرحیم صراف، باستان‌شناس پیشکسوت در ادامه گفت:  سال ١٣٣٩ به دانشگاه تهران وارد شدم و با دکتر نگهبان آشنا شدم اما بیشترین آشنایی من با او در موزه ملی ایران بود. در آن زمان هیات‌های خارجی در ایران فعال بودند اما ورود نگهبان به دانشگاه و موسسه باستان‌شناسی افق جدیدی به باستان‌شناسی داد به‌طوری‌که هیات‌ها که وارد ایران شدند محوطه‌های بیشتری را کاوش کردند. چون نگهبان در باستان‌شناسی درس حفاری می‌داد. نگهبان بسیار در هفت‌تپه کار کرد و این کاوش‌ها یادگار اوست چنان‌که در آن مدت هفته‌ای یک روز بیشتر در تهران نبود.

فخری دانش‌پورپرور که او را مادرِ باستان‌شناسی ایران لقب داده‌اند، دیگر سخنران این یادبود بود که به ذکر خاطراتی از استاد خود پرداخت. او که خود سال گذشته، ششمین تندیس پدر باستان‌شناسی ایران که به نام عزت‌الله نگهبان نام‌گذاری شده است را دریافت کرد، برای نخستین‌بار صدای استاد خود از یک کلاس‌های درس که در نواری ضبط کرده بود را برای حاضران پخش کرد.

در پایان، مستند پرتره پدرِ باستان‌شناسی ایران، تهیه و ساخته سینا بیات رونمایی شد و به نمایش درآمد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =