تعامل ایران با سازمان‌های فلسطینی

تهران - ایرنا - چهل سال پس از افتتاح سفارت فلسطین در تهران، فرصت مناسبی فراهم شده است که روابط چهل ساله طرفین - ایران و فلسطین - مورد نقد و بررسی قرار گرفته و فراز و نشیب‌های آن مورد ارزیابی و بازشناسی قرار گیرد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷ ژئوپولیتیک مسئله فلسطین را در منطقه و جهان دگرگون نمود. علت اصلی این دگرگونی تغییر رژیم غربگرای پهلوی به نظامی غرب ستیز بود. در پرتو این تحول مهمترین متحد اسرائیل در منطقه به پرشورترین مخالف اسرائیل و سرسخت ترین حامی فلسطین و سازمان‌های فلسطینی تبدیل شد. در این تحول مهم و راهبردی، رابطه موثر و دامنه دار ایران و اسرائیل جای خود را به رابطه مهم و تاثیرگذار ایران و فلسطین داد. در همین رابطه در اولین روزهای پیروزی انقلاب سفارت اسرائیل در تهران به سازمان آزادیبخش فلسطین واگذار شد و بدین ترتیب اولین سفارت فلسطین در جهان متولد شد.
چهل سال پس از افتتاح سفارت فلسطین در تهران، فرصت مناسبی فراهم شده است که روابط چهل ساله طرفین - ایران و فلسطین - مورد نقد و بررسی قرار گرفته و فراز و نشیبهای آن مورد ارزیابی و بازشناسی قرار گیرد. این ارزیابی - که هدف اصلی مقاله حاضر است - با هدف آسیب شناسی صورت می گیرد. روشن است در چهل سال گذشته جمهوری اسلامی ایران تلاشهای بسیاری در راستای حمایت از آرمان ملت فلسطین مبذول نموده و خدمات ارزشمندی را به ثبت رسانده است که در ادبیات مربوطه مورد توجه قرار گرفته و در منابع متعددی تشریح شده است. این مقاله - با تاکید بر اهمیت دستاوردهای این حمایت - در صدد توجه به نقاط ضعف تعامل جمهوری اسلامی ایران با مسئله فلسطین برآمده و هدف اصلی آن آسیب شناسی این تعامل است لذا شامل موارد مربوط به ابعاد مثبت تعامل ایران با سازمان‌های فلسطینی نمی شود.
در مقاله حاضر نگاه جمهوری اسلامی ایران به فلسطین و تعامل آن با سازمانهای فلسطینی مرکز توجه و بررسی می باشد. برای بدست دادن ارزیابی واقع بینانه و جامع گرایانه ای از این نگاه، تحول در تعامل جمهوری اسلامی ایران با سازمانهای فلسطینی از زمان پیدایش انقلاب اسلامی تا عصر حاضر، از یک چشم انداز مشخص، مورد نقد قرار خواهد گرفت. از این چشم انداز وسعت یا محدودیت نگاه مثبت جمهوری اسلامی ایران به سازمان‌های فلسطینی محل توجه خواهد بود.
یکی از ویژگیهای فکری و سیاسی رهبران و متفکران انقلاب اسلامی ایران توجه ویژه آنها به آرمان فلسطین بوده است. موضع گیری قاطع و مشخص آنها در دفاع از مردم فلسطین و تاکید آنها بر ضرورت حمایت از مبارزات سازمان‌های فلسطینی آنها را از رهبران مذهبی سنتی متمایز می‌نموده است. افکار و آثار دکتر علی شریعتی، آیت الله مرتضی مطهری، آیت الله طالقانی و امام خمینی در این زمینه قابل ذکر می باشد. امام خمینی احتمالا اولین مرجع شیعه بشمار می آید که مجوز حمایت مالی از مبارزان فلسطینی با استفاده از وجوه شرعیه و صدقات را صادر نمود. در این مرحله - مرحله مبارزات فکری و سیاسی رهبران انقلاب علیه نظام سلطنتی حاکم - نگاه حمایت آمیز موجود به فلسطین نگاهی کاملا فراگیر بوده و شامل همه گروهها و سازمانهای فلسطینی - که عمدتا لائیک و چپ گرا بودند - می شده است. در این مرحله با توجه به اهمیت خطر اسرائیل و ارزش مبارزات مبارزان و سازمانهای فلسطینی در مواجهه با این خطر حتی شخصیتهای سخت گیر و دقیقی چونان آیت الله مطهری - که در قبال گرایشهای  چپ یا راست گروه‌ها و سازمان‌های انقلابی داخل کشور حساسیت و دقت ویژه ای داشته است - گروه یا سازمان فلسطینی را از حمایت خود مستثنی و محروم ننموده است.
امام خمینی نیز موضع مشابهی در قبال سازمان‌های فلسطینی داشته و در مناسبت‌های مختلف از آنها و بویژه از سازمان آزادبخش فلسطین (ساف) - که در آن زمان مهمترین کانون مبارزه علیه اسرائیل بود - حمایت کرده است. ایشان در کوران انقلاب (در تاریخ دهم آذرماه ۱۳۵۷) و در پاسخ به خبرنگار تلویزیون سی بی اس آمریکا که پرسیده بود: آیا این درست است که شما طرفدار اهداف سازمان آزادیبخش فلسطین هستید؟ اظهار داشت: … ما طرفدار آنها هستیم و فلسطینیها مظلوم هستند. اسرائیل به اینها ظلم کرده است. به این جهت ما طرفدار آنها هستیم. (ولایتی، ۱۳۸۶، ۲۵) حمایت امام از ساف و رهبران آن به این مناسبت محدود نشده و در مناسبت‌های دیگری تکرار شده است. ایشان در دهم دی ماه ۱۳۵۷ و در پاسخ به سوال خبرنگاری لبنانی که از روابط با اسرائیل و یاسرعرفات پرسیده بود، فرمود: … من در فرصت‌های مناسب از اقدامات و تلاشهای یاسرعرفات برای به دست آوردن حقوق فلسطینی‌ها و برگرداندن اراضی اسلامی به مسلمین پشتیبانی کرده ام. (ولایتی، ۱۳۸۶، ۲۶)

انقلاب اسلامی با چنین رویکردی نسبت به فلسطین و سازمان‌های فلسطینی در بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. این رویکرد را می‌توان مهمترین دلیل شادی و شعف فوق العاده مردم فلسطین از پیروزی انقلاب به شمار آورد. احتمالا این سطح از شادی در میان همه ملت‌های منطقه بی‌نظیر بوده است. به بیان دکتر فتحی شقاقی رهبر سازمان جهاد اسلامی در کتاب «جهاد اسلامی، امام خمینی، شیعه و سنی و مسئله فلسطین» هیچ چیزی به اندازه انقلاب امام خمینی نتوانست ملت فلسطین را به هیجان بیاورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دل‌هایشان زنده کند.(۱۳۷۵، ۳۲) این نگاه مثبت به دیگری بلافاصله آثار خود را در روابط ایران و فلسطین نشان داد. در عرض چند روز اولیه استقرار حکومت انقلابی در ایران نمایندگان سازمان‌های مختلف فلسطینی به تهران آمدند و در شکل گیری اولین هسته های نیروهای نظامی انقلابی و آموزش آنها شرکت فعال داشتند. یاسرعرفات اولین مقام بلندپایه خارجی بود که به تهران آمد و ملاقات او با امام خمینی مهمترین اتفاق دیپلماتیک روزهای اول نظام انقلابی به شمار می‌آید. در همین سفر سفارت اسرائیل به ساف واگذار شد تا اولین سفارت فلسطین را تاسیس نماید. ارزیابی واقع بینانه ای از تحولات آغازین روزهای روابط رسمی ایران و سازمان‌های فلسطینی موید آن است که نگاه طرفین به یکدیگر بسیار مثبت و پذیرنده بوده است. مواضع علنی و رسمی طرفین نسبت به یکدیگر کاملا نشانگر این امر می باشد. نویسنده اعتقاد دارد یک نظرسنجی بیطرفانه و علمی در آن ایام می‌توانست بخوبی بیانگر نگاه کاملا مثبت ملت‌های فلسطین و ایران نسبت به یکدیگر باشد. بدین معنا که هم نگاه بسیار مثبتی نسبت به همه سازمان‌های فلسطینی در ایران وجود داشته است و هم درصد بسیار بالایی از مردم فلسطین با نگاه بسیار مثبتی به ایران و نظام انقلابی آن می نگریسته اند.
این نگاه مثبت در طول سالهای بعد و در طول چهار دهه روابط طرفین دستخوش تغییراتی گردید. در اولین دور از این تحولات جمهوری اسلامی ایران از سازمانهای فلسطینی لائیک، اعم از سازمانهای ملی گرا و چپ گرا، فاصله گرفت و دل در گرو اسلام گرایی و سازمانهای اسلام گرا بست که بتدریج در صحنه سیاسی فلسطین قدرت می گرفتند. دو سازمان اسلام گرای حماس و جهاد اسلامی از دل این تحولات و بطور مشخص انتفاضه اول فلسطین بیرون آمدند. با ظهور این سازمان‌ها روابط دوستانه ایران با سازمان‌های دیگر و قدیمی تر فلسطینی نه تنها تضعیف شد بلکه به طرف نوعی خصومت و جنگ کلامی و تبلیغاتی پیش رفت.
اسلام گرایی فلسطینی برای ایران یادآور انقلاب اسلامی و پیروزیهای برق آسا و شکوهمند آن بود و به همین دلیل بسیار مثبت و امیدوارکننده به نظر می رسید. اما تحولات موضوع نشان داد اسلام گرایی سازمانهای سنی متفاوت از مقولاتی است که برادران شیعه ایرانی انتظار دارند. این تحولات - در بستر بحران منطقه ای که سازمانها و کشورهای شیعه و سنی را در مقابل یکدیگر قرار داده بود - ایران را از سازمان اسلام گرای سنی مذهب حماس که مهمترین نیروی اسلام گرایی در فلسطین بود دور می نمود. سازمان جهاد اسلامی که کاملا با کمک ایران تاسیس شده بود و رهبران آن بویژه دکتر فتحی شقاقی به ایران و امام خمینی به عنوان الگویی برای مبارزه با اسرائیل نگاه می کردند هم در مراحلی - بویژه در اوایل بحران داخلی سوریه - نتوانستند انتظارات ایران را برآورده نموده و از سیاستهای منطقه ای ایران فاصله گرفتند. این تحولات ایران را بسوی موضعی رهنمون گردید که حتی از سازمانی چون جهاد اسلامی که عمدتا محصول ارزشهای انقلابی ایران بود و با هزینه آن تاسیس شده بود، فاصله بگیرد.
فاصله گرفتن از حماس و جهاداسلامی ایران را به سوی سیاستی کشاند که هدف آن تاسیس سازمانی کاملا متفاوت از سایر سازمانهای فلسطینی، چیزی شبیه سازمان‌های انقلابی ایرانی و با استفاده از عناصر شیعه شده سازمان‌های فلسطینی بویژه سازمان جهاد اسلامی بود. تاسیس سازمان الصابرین تقریبا با مخالفت  کم و بیش همه سازمان‌های فلسطینی روبرو گردید. نویسنده نتوانسته است به نظرسنجی دست یابد که این تحول را مورد بررسی قرار داده باشد اما میتوان تصور نمود تشکیل این تشکل شیعه - که از خارج تغذیه و تشویق شده است - مورد استقبال مردم فلسطین که تقریبا همه آنها سنی می باشند، قرار نگیرد. این امر احتمالا یک علت اصلی رشد و توسعه نگاه نسبتا منفی فلسطینی ها به ایران در سالهای اخیر می باشد. برخلاف توقع عمومی و به رغم هزینه های سنگین جمهوری اسلامی برای حمایت از آرمان‌های ملت فلسطین نظرسنجی‌های معتبر بین المللی نشان می دهد در سالهای اخیر نگاه مثبتی نسبت به ایران در قاطبه مردم فلسطین وجود نداشته است.
با در نظر گرفتن تحولات رابطه ایران و فلسطین و نحوه تعامل ایران با سازمانهای فلسطینی میتوان نتیجه گرفت نگاه مثبت ایران به این سازمان‌ها بتدریج - البته همراه با افت و خیزهایی - محدود شده و به گروه‌های محدودتر و کوچکتری منحصر و محدود گردیده است. در نتیجه این تحول اغلب سازمان‌های مهم فلسطینی از ایران دور شده و به تبع آنها بخش‌های بزرگی از ملت فلسطین نیز امید و اشتیاق اولیه خود به آرمان‌های انقلاب و نظام انقلابی ایران را از دست داده اند. البته همزمان با اعمال سیاست فوق، تلاش‌های ارزشمندی از سوی ایران و رهبران آن در جهت ممانعت از قطع روابط ایران و سازمان‌های فلسطینی صورت پذیرفته است. این تلاش‌های ارزشمند در نجات روابط ایران و سازمان‌های فلسطینی حماس و جهاد اسلامی - که در دوره‌هایی به وخامت گراییده بود - نقش موثری داشته است. همچنین باقی ماندن محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در اقشاری از مردم فلسطین با این تلاشها در ارتباط است.
بی شک در این تحولات منفی در روابط ایران و فلسطین، سازمان‌های فلسطینی و اشتباهات آنها نقش جدی داشته اند اما انداختن مسئولیت تمامی این تحولات به گردن طرف دیگر نه تنها منصفانه و منطقی به نظر نمی‌رسد بلکه می تواند نوعی خودمحوری و خودپسندی بشمار آید. به نظر می‌رسد چهلمین سالگرد روابط دو ملت فرصت مناسبی است که دلایل و علل واقعی این تحولات و نقش هر یک از طرفین در تحولات مربوطه مورد بررسی و ارزیابی دقیق قرار گیرد. این ارزیابی می‌تواند زمینه درک بهتری از سیاست‌ها و موضع گیری‌های طرفین و نتایج آنها به دست دهد و راهنمای تعاملی بهتر و سازنده در آینده شود.
منابع:
شقاقی، فتحی. جهاد اسلامی، امام خمینی، شیعه و سنی و مسئله فلسطین (ترجمه سید هادی خسروشاهی)، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۵
ولایتی، علی اکبر. جمهوری اسلامی ایران و تحولات فلسطین (۱۳۵۷-۱۳۸۵). تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، ۱۳۸۶

استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =