درباره ابراهیم یونسی

تهران- ایرنا- ابراهیم یونسی یکی از نویسندگان بزرگ خطه کردستان به شمار می‌رود که بیش از ده‌ها کتاب را به رشته تحریر درآورد و بسیاری از آثار مطرح ادبیات جهان و پژوهش‌ها با ترجمه وی شناخته می‌شود و به عنوان نسل اول مترجمان کشور در انتقال تجربیات و اندیشه غرب به فرهنگ و زبان فارسی نقش بسیار برجسته‌ای را ایفا کرده‌است.

رمان به معنای واقعی کلمه، محصول دیگرپذیری و گفت وگو است. این ژانر ادبی به طور دقیق از روزی پا به عرصه وجود نهاد که انسان از جهن اسطوره ها فاصله گرفت. بنابراین اگر رمان بر ژانرهای ادبی و هنری دیگر برتری داشته باشد به سبب همین خاصیت گفت وگویی است. ابراهیم یونسی یکی از نویسندگان معاصر ایرانی به شمار می رود که زندگی او به نوعی با ادبیات داستانی و به خصوص رمان پیوند خورده است. یونسی افزون بر ترجمه رمان ها و داستان های فراوان از نویسندگان مطرح جهان همچون چارلز دیکنر، داستایفسکی و... کتاب اصول داستان نویسی درباره بوطیقای داستان نویسی را به رشته تحریر درآورد که این اثر ۱۲ بخش داستانی در قالب رمان دارد. رمان های او به سبب رئالیستی و اجتماعی بودن از ظرفیت های مناسبی برای مطالعات مردم شناسانه، قوم شناسانه، جامعه شناسانه و ... برخوردارند و نویسنده در برخی از رمان ها و داستان های خود در راستای به رسمیت شناختن وجود و حقوق دیگران به صورت نسبی، گام هایی را برداشته است.

زندگینامه یونسی

یونسی داستان نویس و مترجم کرد زبان در ۱۳۰۵ خورشیدی در بانه چشم به جهان گشود. وی از همان ایام کودکی از نعمت مادر محروم شد و با پدر به زندگی ادامه داد. یونسی خود درباره تاریخ تولدش چنین می گوید: این تاریخ درست نیست، دو یا سه سال داشتم که برایم شناسنامه گرفتند، زیرا شناسنامه هم مثل همه امکانات دیگر دیر به کردستان می آمد.

او در ۱۳۲۲ خورشیدی به دنبال فراخوان سراسری ارتش در دبیرستان نظام ثبت نام کرد و به تهران آمد. یونسی با پایان بردن تحصیلات متوسطه وارد دانشکده افسری شد و در ۱۳۲۷ خورشیدی با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل و مامور به خدمت در لشکر ۴ ارومیه شد. در ۱۳۲۹ خورشیدی اتفاقی ناگوار سرنوشتش را به مسیر نامعلوم برد و هنگام انجام وظیفه، گلوله ای به پای چپ وی اصابت کرد و پزشکان مجبور شدند، پایش را قطع کنند. به دنبال این حادثه یونسی برای ساخت پای مصنوعی، راهی آلمان و فرانسه می شود و پس از بازگشت در ذخایر ارتش اداره تسلیحات مشغول به کار می شود اما آنچه به کلی سرنوشت یونسی را در مسیر دیگری قرار داد، واقعه تاریخی کودتای ۲۸ مرداد در ۱۳۳۲ خورشیدی بود.

تولد مترجم در زندان

یونسی از اینجا دیگر راهش را یافته است. راهی که تا پایان عمر به آن ادامه می دهد. بخاطر رسیدن به آزادی، راهی زندان می شود. آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز را در زندان ترجمه می کند. خودش در این ارتباط می گوید: همان ایامی که در زندان بودم از سیاوش کسرایی که برادرش جزو زندانی‌ها بود و او مرتب به ملاقاتش می‌رفت، درباره ترجمه آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز پرسیدم. سیاوش، یونسی را تشویق به ترجمه این اثر می کند و یونسی چنین می کند. کتاب، زیر نظر سیروس پرهام منتشر می شود و در ۱۳۳۶ خورشیدی در حالی که مترجم در زندان بود، دانشگاه تهران آن را بهترین ترجمه سال می شناسد. جادو شده نوشته سولومون رابینوویچ نویسنده‌ روسی یهودی، خانه‌ قانون‌زده دیکنز و اسپارتاکوس هوارد فاست از ترجمه های دیگر او در ایام زندان است. او در ۱۳۴۱ خورشیدی هنر داستان نویسی را به عنوان نخستین ترجمه عرصه داستان نویسی در اسارت تالیف کرد و در همان سال به چاپ رساند. در ۱۳۴۱ خورشیدی از زندان آزاد شد و همزمان با محمد قاضی از نویسندگان و مترجمان بزرگ در یک شرکت دانمارکی استخدام می شود. یونسی در ۱۳۴۴ خورشیدی به عنوان مترجم و محقق به استخدام مرکز آمار ایران در آمد و بعدها به ریاست آن مرکز رسید. در ۱۳۵۰ به قصد ادامه تحصیل به فرانسه رفت و با درجه دکتری اقتصاد از دانشگاه سوربن فرانسه فارغ التحصیل شد.

نخستین استاندار کردستان پس از انقلاب

پس از انقلاب، مدت کوتاهی استاندار کردستان بود. او در تیر ۱۳۵۸ خورشیدی بنا به دلایلی از مقام استانداری کردستان استعفا داد و به تهران رفت. او علت استعفای خود را تصمیم هایی که «در تهران بدون مشورت با استاندار و بدون شناخت عینی منطقه کردستان، پیرامون این استان گرفته و به اجرا در می آمد»، دانست. او پس از استعفا برای همیشه کار نویسندگی و مترجمی را ادامه داد.

آثار برجسته یونسی

یونسی عمرش را وقف نوشتن کرد. ۸۳ اثر از این نویسنده و مترجم به جامانده است. از جمله ترجمه های وی می توان به دن کیشوت، سه تفنگدار برای نوجوانان، خانه قانون زده و داستان ۲ شهر از چارلز دیکنز، اسپارتاکوس از هوارد فاست، طوفان از ویلیام شکسپیر، آشیانه عقاب از کنستانس، دن کیشوت، پشه بینی‌دراز، سگ شمال، آرزوهای بزرگ، اسپارتاکوس، خیاط جادوشده، سه رفیق، طوفان، آشیان عقاب، یک جفت چشم آبی و اگر بیل استریت زبان داشت، اشاره کرد. بسیاری از آثار داستانی ابراهیم یونسی در فضای کردستان است و خواننده به راحتی می تواند درک کند که خیلی از فضاهای رمان فضای جغرافیای، فکری و شخصیتی زادگاهش است. یونسی با زبان شناسی و تسلط بر زبان کردی توانست بر مخزن واژگان فارسی، واژه بیافزاید. او در حوزه‌ زبان‌شناسی و ادبیات کتاب هایی همچون جنبه‌های رمان ای. ام. فورستر، سیری در نقد ادب روس و دفتر یادداشت‌های روزانه یک نویسنده فئودور داستایوفسکی را تالیف کرد. در حوزه داستان و رمان می توان از کتاب هایی مانند گورستان غریبان، دلداده‌ها، فردا، مادرم دو بار گریست، کج‌کلاه و کولی، داداشیرین، شکفتن باغ، خوش آمدی و دعا برای آرمن نام برد. صهیونیسم، تجارت اسلحه، آمریکای دیگر، جنبش ملی کرد، روابط ایران و ترکیه و مسأله کرد از جمله آثار یونسی در حوزه تاریخ و سیاست است. زمستان بی‌بهار هم کتابی به شمار می رود که در ۱۳۸۲ خورشیدی به قلم یونسی منتشر شد. این کتاب شامل خاطرات یونسی از کودکی تا آزادی از زندان است.

نظرات یونسی درباره نویسندگی و ترجمه

یونسی شیوه رئالیسم را می پسندید. به نظرش جنگ و صلح بزرگ ترین رمان جهان تا امروز و داستایفسکی بزرگ ترین نویسنده از نظر عمیق شدن در وجوه و ابعاد روح آدمی بود. ورود رمان نویسی به ایران را در ۱۹۲۰ میلادی و مرهون جمال زاده و بزرگ علوی می دانست. از نویسندگان معاصر به احمد محمود، محمود دولت آبادی، رضا براهنی و از شاعران سیاوش کسرایی، محمدرضا شفیعی کدکنی و هوشنگ ابتهاج علاقه داشت. به داستان های ذهن گرا علاقه و عقیده نداشت و می‌گفت: این داستان‌های نو هم که چیزی به آدم نمی‌دهند و اگر از نویسندگانشان دلیل نوشتنش را بپرسی، سریع خود را به اولیس جیمز جویس و سوسک یا مسخ فرانتس کافکا نسبت می‌دهند و اصلا فکر نمی‌کنند چیزی که می‌نویسند در زندگی روزمره مردم هست یا نیست. او معتقد بود که به نوعی رئالیسم، عینیت گرایی و تعهد اجتماعی در هنر مایل و قائل است و می گوید: داستان باید طوری نوشته شود که خواننده فکر کند زندگی خودش را دارد، می خواند. قاعدتاً آثار امروزی که نوشته می‌شوند، باید این خصوصیت را داشته باشند، چون نویسنده برای مخاطب می‌نویسد تا دلش را خالی کند و فکرش را بگوید. او  خلاقیت و جوشش درونی را شرط اصلی نویسندگی می داند و بر این باور بود که با رفتن به کلاس داستان نویسی نمی توان نویسنده شد.

یونسی ترجمه را نوعی نویسندگی می داند، او می گوید: در ترجمه هم باید کتاب را خواند و خود را جای نویسنده گذاشت. مترجم معانی را باید کاملا منتقل کند، البته این کامل بودن به حد معلوماتش بستگی دارد. وقتی دایره واژگانت وسیع نباشد و کلمه را درست سر جایش نگذاری، معنا را اشتباه منتقل می کنی. او در ترجمه نوعی تعهد به نویسنده قائل می شود. در این ارتباط می گوید: من معمولاً دستم را به خون نویسنده نمی آلایم و حتی الامکان سعی می کنم حقی از نویسنده ضایع نشود. مترجم باید به زبان خاص افراد توجه کند و آن را به نوعی در اثر وارد کند که خواننده زبان شخصیت را بخوبی درک کند، زیرا روایت یک پزشک با روایت یک هنرمند تفاوت دارد. او در انتخاب کتاب مورد ترجمه نیز خود را متعهد می دانست: یادم می‌آید کتابی را به اسم شرلِی که ۷۰۰ صفحه بود از شارلوت برونته ترجمه کردم اما دیدم کتاب ضد کارگری شد. معتقدم که مترجم، باید کتابی را ترجمه کند که برای جامعه مفید باشد و به درد جامعه بخورد. باید گفت ترجمه های یونسی انتخاب شده بود و دامنه گسترده ای از زمان، مکان، موضوع های ادبی و اجتماعی را فرا می گرفت.

با اراده‌ای راسخ و حوصله ای بسیار، روزی ۱۰ ساعت ترجمه می کرد و می نوشت. به گفته خودش دیسیپلین بالای نظامی و اراده محکم همراه با بینش اجتماعی، تاثیری اساسی بر کار ترجمه اش گذاشته بود. رضا سید حسینی، مترجم هم دوره در بزرگداشت او گفته بود: در کارهای یونسی چنان نظم فکری وجود دارد که آدمی احساس می کند، یونسی نقشه پیشبرد فرهنگی این سرزمین را در سر داشته است.

سرانجام یونسی

ابراهیم یونسی در ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ خورشیدی بر اثر آلزایمر، چشم از جهان فروبست. به خواست خودش در زادگاهش بانه با حضور هزاران فرهنگ دوست و ادیب به خاک سپرده شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =