۱۶ بهمن ۱۳۹۸،‏ ۸:۴۶
کد خبرنگار: 982
کد خبر: 83659808
۰ نفر

برچسب‌ها

 بیان احساسات در مجموعه شعر «کوچه مهتاب»

اراک - ایرنا - «کوچه مهتاب» عنوان مجمومه اشعار شاعر جوان استان مرکزی «فائزه کمال‌آبادی فراهانی» است که در ۴۸ صفحه‌ و با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی انتشارات «کمال‌نگار» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است.

در این کتاب که قیمت آن هفت هزار تومان تعیین شده، ۴۱ قطعه شعر با مضامین عاشقانه، اجتماعی، عارفانه و درک مفاهیم روزمره زندگی با ادبیاتی گیرا و روان ارایه شده است.

شاعر در این اثر کوشیده از دریچه واژگان، روایت احساسی که فراسوی روزمرگی با لطافت جریان دارد را نیز با مخاطبانش به اشتراک بگذارد و بوم‌رنگی از تفکر و نگرش فردی خود را آشکار کند.

در مقدمه این کتاب آمده است: بشر در ابتدا کوشیده تا برای انتقال مفاهیم و خواسته‌ها وسیله‌ای بیابد که حکاکی بر سنگ و نقوش و نگاره‌ها گواه آن است و با گذر زمان و اختراع خط، انتقال پیام‌ها با سهولت بیشتر صورت گرفت و از این منظر شاید بتوان شعر را درگاهی در بیان احساسات و جوشش درونی دانست.

شعر تبلور افکار و احساسات شاعر است که با تمام وجود به لمس و حس اطراف و محیط پیرامونی پرداخته و سخنش بر روح و روان اثر می‌گذارد.

اگر شعر را از منظر روان‌شناسی بررسی کنیم وسیله‌ای برای تخلیه درونی و زایش احساسات است که افکار و ذهن شاعر را بارور کرده و گویی با سرودن و نوشتن آن آرامشی را در افکارش ایجاد می‌کند.

ترانه،عاشقانه، می‌نویسم خوب یعنی چه، اقرار، یک مشت عشق، تو را چه کم دارد، رد پا، فراموشی، اون زنده می‌مونه، تب‌آه، دوستت دارم، تو آنی که، عمارت عشق، رعد و برق، قول مردانه، کاش می‌دانستی، غروب آینه، عکس خدا، شهر غریب، توخواهی آمد، اشک، رویا، دلم تنگ است، خاطره، جای پایت خالی، شیشه عمر ، مرا یاد تو مرد، من و فال حافظ و دلتنگی از عنوان‌های اشعار این مجموعه است.

ظرافت و سادگی انتخاب واژگانی ویژگی این شاعر است به طوری‌که در قطعه شعر عاشقانه عنوان کرده است:«شعری نوشته‌ام که کمی درد می‌کند، در حجم هر تنفس قلبش کمی غم است، حالش طبیعی و ضربانش منظم است ، رنگش به رو، ولی به نگاهی کمی نم است، از تو نوشته‌ام که ترانه غزل شود، اما غزل برای تو گفتن کمی کم است...»

شاعر در برخی از قطعات ارایه شده در این کتاب مسایل روزمره زندگی را بدون تکلف و با شیوایی تمام و در عین حال با واژگانی عامیانه عنوان می‌کند ، برای مثال در قطعه شعری با عنوان اون زنده می‌مونه بیان کرده است: دکتر بگو حالش پریشونه، اون آخه هیچی رو نمی‌دونه، حرف از نبودن می‌شه، می‌میرم، دکتر بگو اون زنده می‌مونه...»

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =