عشق و شوریدگی به اهل بیت(ع) در سیره و منش جعفر مجتهدی تبریزی

تهران- ایرنا- شیخ جعفر مجتهدی از عارفان و سالکان پارسا و وارسته به شمار می‌آید که به گونه‌ای خاص از دیگران متمایز بود. او که در نهایت سادگی زندگی می‌کرد و توسل به ائمه اطهار(ع) از ممتازترین و منحصر به‌فردترین ویژگی‌های شخصیتی وی محسوب می‌شد.

شیخ جعفر مجتهدی در یکم بهمن ۱۳۰۳ خورشیدی در خانواده‌ای متدین و مرفه در تبریز دیده به جهان گشود. پدر ایشان، حاج میرزا یوسف از دل‌باختگان آستان حضرت سیدالشهدا(ع) بود تا جایی که بیشتر اوقات، قافله‌سالاری زائران کربلای معلی را از تبریز بر عهده می‌گرفت و هزینه زائران کم بضاعت را خود عهده‌دار می‌شد. وی دوران تحصیلات ابتدایی را در تبریز گذراند و تحصیلات حوزوی را به شکل مرسوم آن نگذراند اما به طور کامل به متون و ادبیات فارسی و عربی اشراف داشت.

شیخ جعفرمجتهدی در کودکی

شیخ جعفر مجتهدی در همان خردسالی با پای پیاده راهی کربلا شد اما در راه به جرمی نامعلوم به زندان افتاد. در زندان و پس از آزادی، برای ایشان حوادث فراوانی رخ داد که حاصل همه‌ آنها توسل و تمسک بیشتر به اهل بیت(ع) بود.

شیخ جعفر مجتهدی در توسل به ائمه معصومین(ع) بسیار استثنایی و ممتاز بود و در همه مراحل زندگی خویش، همواره این پیام اصولی را منادی می کرد: توسل و محبت خالصانه و هرچه بیشتر به اهل بیت(ع)؛ به‌گونه ای که هیچ‌گاه دیده نشد جز فراخواندن افراد به سیره ائمه اطهار(ع) کار دیگری از ایشان سر زده باشد.

شیخ جعفر سرانجام در ۲۰ سالگی به قم مشرف شد و در منزل وقفی بسیار محقر و ساده ای ساکن شد که مدتی هم حاج فخر تهرانی از عارفان مشهور آن زمان در یکی از اتاق‌های آن خانه ساکن بود. شیخ جعفر مجتهدی در سال‌های آخر عمر شریف و پربرکتش از قم به مشهد مقدس رفت و در جوار ملکوتی حضرت رضا(ع) ساکن شد.

شیخ مجتهدی پس از حدود چهار سال اقامت در جوار حضرت ثامن الحجج (ع) ظهر روز جمعه، ششم ماه رمضان ۱۴۱۶ قمری، برابر با ششم بهمن ۱۳۷۴ خورشیدی، دار فانی را وداع گفت.

سبک زندگی، ویژگی اخلاقی و کرامات رفتاری

کمتر فردی است که از کرامت های شیخ جعفر مجتهدی عارف نشنیده باشد؛ عارفی که سلوک زندگی‌اش، او را به گونه‌ای خاص از دیگران متمایز کرد. دانستن درباره‌ شیخ جعفر مجتهدی و سبک زندگی و سلوک او در سال‌های عمرش جذاب و شنیدنی است اما این‌که بتوان فردی را پیدا کرد که بی‌غرض، صادقانه و مستند درباره‌ سلوک معنوی، اخلاقی و رفتاری او حرف بزند، کار ساده‌ای نیست. کار وقتی سخت‌تر می‌شود که متوجه شوید، او هیچ‌وقت ازدواج نکرد تا بتوان با استناد به حرف‌های همسر و فرزندانش روایت‌هایی دقیق از زندگی‌اش پیدا کرد. با این حال در میان دوستان شیخ جعفر هستند، چهره‌هایی که روایت‌هایی شفاف و دقیق از او دارند. محمدعلی مجاهدی شاعر آیینی سرشناس شاید شناخته‌ترین دوست شیخ جعفر باشد که گفتنی‌های زیادی از ۳۲ سال آشنایی با او دارد و بسیاری از آن‌ها را در کتاب ۲‌ جلدی در محضر لاهوتیان آورد.

وی درباره سبک زندگی و خصوصیات اخلاقی شیخ جعفر مجتهدی می گوید: صفت بارزی که در مرحوم مجتهدی نمود داشت، ادب ایشان بود. در ۳۲ سالگی که توفیق هم‌صحبتی با ایشان را پیدا کردم، خنده‌ دندان‌نما از ایشان ندیدم. حتی افراد خردسال که وارد مجلس ایشان می‌شدند، تمام‌قد می‌ایستادند و احترام می‌کردند. نسبت به سادات احترام خاصی قائل بودند. حیا، ادب و شرم ایشان مثال‌زدنی بود. مستقیم در چشم انسان نگاه نمی‌کردند. فرض کنید، کسی می‌آمد، خدمت‌شان که یک گرفتاری داشت و راهنمایی می‌خواست. ایشان می‌خواستند دستورالعملی به او بدهند، مستقیم نمی‌گفتند. این طور می‌گفتند: آقا جان! ان‌شاءالله حالی پیش می‌آید به مسجد مقدس جمکران مشرف می‌شوی. در آن‌جا زیارت جامعه‌ای می‌خوانی و ان‌شاءالله برطرف می‌شود. این رفتار ایشان حاکی از ادب و حرمتی بود که برای افراد قائل بودند. این بیت را از قول حاج ملا آقا جان زنجانی می‌خواندند: «ادب خوب است، ادب خوب است، ادب خوب/ هر آن کس بی‌ادب شد، می‌خورد چوب». برای زائرین کریمه‌ اهل بیت(س) یا آقا امام رضا(ع) احترام خاصی قائل بودند. بارها می‌دیدیم، جایی رفته‌اند و رختخوابی را به دوش کشیده‌اند و عرق‌ریزان می‌آیند تا شب به خانواده‌ای که زائر امام رضاست سخت نگذرد. یا می‌رفتند از کوه سنگی که چند کیلومتر آن طرف‌تر از حرم امام رضا(ع) است، گهواره‌ای پیدا می‌کردند و به دوش می‌گرفتند و می‌آورند. چون بچه‌ یک زائر شب بدون گهواره خوابش نمی‌برد. این رفتارها نشان می‌داد، ایشان ریشه در آب دارند و جای صحبت کردن و موعظه با عمل به انسان مهرورزی و خدمت کردن را نشان می‌دادند.

شیخ جعفرمجتهدی در دوران جوانی

آثار درباره شیخ جعفرمجتهدی

علاوه بر کتاب در محضر لاهوتیان نوشته محمد علی مجاهدی که درباره شرح حال شیخ جعفر مجتهدی نگاشته شده‌ و بخش هایی از آن روایت شد، کتاب لاله ای از ملکوت به وسیله حمید سفیدآبیان در چهار جلد و در خرداد ۱۳۹۵ خورشیدی به چاپ رسیده است.

کتاب در محضر لاهوتیان در چهار فصل تهیه و تدوین شده است. محمدعلی مجاهدی (پروانه) در کتاب در محضر لاهوتیان ابتدا کلیاتی درباره سیر و سلوک و سبب تالیف کتابی در محضر لاهوتیان را ارایه می کند و سپس در فصل دوم کتاب در محضر لاهوتیان زندگینامه عارف جلیل القدر شیخ جعفر مجتهدی (ره) را به تصویر می کشد. در این بخش مطلبی بیان شده که برای اهل معنا بسیار راهگشا است. آن زمانی که جعفر مجتهدی (ره) با ریاضتی دشوار در پی آن بود که از ساختن کیمیا آگاه شود و در همان حال هاتفی غیبی در گوش ایشان زمزمه کرد که: جعفر! کیمیا، محبت اهل بیت عصمت و طهارت است، اگر کیمیای واقعی می خواهی بسم الله! این راه و این شما! و در فصل سوم کتاب در محضر لاهوتیان نیز شیوه سلوکی و آراء معرفتی جعفر مجتهدی(ره) بیان شده است و در فصل چهارم کتاب در محضر لاهوتیان خاطره های سلوکی و کرامات این عارف بزرگ روایت شده است. که برخی از آنها عبارت است از: اولین دیدار سرنوشت ساز، درمان غیر متعارف، نام آقا امام حسین (ع) محک ایمان است، برکات مادی و معنوی صلوات، در انتظار ظهور، رییس دادگاه خودش ضامن شما می شود، شفای جوان آلمانی، پسر فاطیما به شما کمک می کند، فلانی سیر برزخی خود را آغاز کرده است و دهها کرامت و خاطره سلوکی از آن مرد خدا.

در محضر لاهوتیان؛ زندگینامه، شیوه سلوکی و کرامات عارف بصیر و سالک خبیر حضرت جعفر آقای مجتهدی (قدس سره)
محمدعلی مجاهدی
ناشر: لاهوت
تاریخ نشر: خرداد، ۱۳۹۵

در جلد نخست کتاب لاله ای از ملکوت به عنوان یک اثر مصور زندگی نامه، گوشه ای از کرامات و فضایل اخلاقی حاج شیخ جعفر مجتهدی تبریزی بیان می شود. بخشی از جلد دوم این کتاب به بیان شخصیت و ویژگی های این عارف از زبان علامه حسن زاده آملی می پردازد. همچنین بیانات ایشان در قالب بارگاه توبه، تقوا، ادای حق الله و حق الناس، ایمان به عقاید حقه و تعبد به احکام دین، بارگاه عفت، بارگاه صدق، تواضع و ... در جلد دوم این مجموعه بیان می شود. بارگاه تفکر، حسن خلق، رجاء، تهجد، توکل، تسلیم، غیرت و حمیت، تبعیت، شرح صدر توسل، بهجت و نشاط درونی و... از سرفصل هایی است که در جلد سوم مطرح می شود. نویسنده در جلد چهارم نیز به طرح مباحثی با سرفصل های بارگاه توحید، واسطه در افاضه، تشرف و ارتباط با ائمه و اولیای الهی(ع)، تجرد از عالم طبیعت، تجلی انوار اهل بیت(ع)، جذبه، مکاشفه و معاینه، اشراف بر عالم، شهود و ... می پردازد.

لاله ای از ملکوت: سیری در زندگی عارف بالله و عاشق دل سوخته اهل بیت علیهم السلام آقای حاج شیخ جعفر مجتهدی (دوره چهار جلدی)
مولف : حمید سفیدآبیان
ناشر کتاب : به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)،سال نشر : ۱۳۹۶

شیخ جعفر مجتهدی از منظر دیگران

علامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر شریف المیزان، پیرامون شخصیت حاج شیخ جعفر آقا مجتهدی می گوید: جناب مجتهدی بسیار بزرگوار هستند و من در باطن با ایشان هستم، ایشان ازطیّ الزمان هم برخوردار هستند. طیّ الزمان؛ قدرت سیر در زمان های گذشته و آینده، ایضاً سیر طولی و عرضی در ازمنه مذکور و سیر عرضی در زمان حال و به طور کلّی سیر در مقوله زمان ...به واسطه قدرت و غلبه روحی بر آن، که حضرت آقای مجتهدی به لطف حضرت مولا از این موهبت برخوردار بودند.

احمد احمدی نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره مرحوم مجتهدی گفته است: پیش و پس از انقلاب با ایشان آشنا بودم بعد از انقلاب من یک یا ۲ بار خدمت ایشان رفتم. ۲ کتاب «در محضر لاهوتیان» دارند که یکی را من وادارش کردم به نوشتن اسم من هم اتفاقاً در کتابشان هست، چرا که به دلیل ارتباط نزدیکی که با ایشان داشتم برخی دوستان از من خواستند که چون من سال ها با ایشان محشور بودم از استاد بخواهم که کتابی بنویسند من هم اینکار را کردم، الان هم اگر مشهد بروید، منزلشان مشخص است. من حتی پس از انقلاب هم با وجود اینکه ایشان عارضه فلج پیدا کردند و یک سمت بدنشان فلج شد، اواخر عمرشان با ایشان ارتباط داشتم، حتی برایشان چند بار در مشهد بزرگداشت گرفتند و الان هم هر سال فکر می کنم، مجلس بگیرند، مریدهای مشهدی او ایشان را بسیار صاحب کرامت می دانند. یک باری یادم هست، پس از انقلاب بود، زمانی که هنوز ایشان سرحال بود و من قم در جلساتشان حضور می یافتم، مشهد هم که رفت باز به دیدارشان می رفتم یک خانه محقری داشتند، روبروی کوچه پل آهنچی در محله ای قدیمی یک بار رفتم و دیدم که بنده خدا زمین گیر شده ما هم با او ملاقات کردیم.

حاج میرزا اسماعیل دولابی از عارفان و سالکان وارسته طریق الهی در کتاب طوبای کربلا مطلبی را درباره امام حسین(ع) شیرابه فیوضات هستی از مرحوم شیخ جعفر آقا مجتهدی ذکر کرده در این نوشته آمده است: مرحوم شیخ جعفر آقا مجتهدی که در عشق به ساحت مقدس امام عدالت باوران حضرت حسین بن علی (ع) زبانزد بود، وقتی در میانه‌های عمرش کسی پیدا شد که حاضر بود، علم کیمیای خود را به وی ارزانی دارد آن را گرفت و به آب انداخت؛ چون کیمیایی برای او کیمیا بود که نشانی از محبت اهل بیت (ع) در آن وجود داشته باشد. او می‌گوید: کیمیا را در آب انداختم و رو به سوی گنبد حضرت سیدالشهدا (ع) عرض کردم: کیمیا درد مرا دوا نمی‌کند. جعفر، کیمیای محبت شما اهل بیت را می‌خواهد! آری! آن را گرفته و به آب می‌اندازد تا دیگر بار نشان دهد که از کرده خویش در روزگار جوانی پشیمان نیست و اگر هزار بار هم به کیمیا برسد باز کیمیای حب اهل بیت را انتخاب خواهد کرد. نقل شده که این واقعه یکی از امتحانات سلوکی ایشان بوده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 6 =