بررسی ترور سپهبد سلیمانی و تعامل نهادهای مردمی با قوه قضاییه

تهران- ایرنا- «ترور سپهبد شهید قاسم سلیمانی از منظر حقوق بین‌الملل»، «بزرگداشت مرتضی ثاقب‌فر»، «ما و فلسفه تحلیلی» و «نقش‌آفرینی و تعامل نهادهای مردمی با قوه قضاییه» از مهمترین نشست‌هایی بود که هفته گذشته در کشور برگزار شد.

در گزارش زیر گزیده ای از مهمترین نشست های پژوهشی از بازه زمانی ۱۴ تا ۲۰ دی ۱۳۹۸ خورشیدی آمده است.

ترور سپهبد شهید قاسم سلیمانی از منظر حقوق بین الملل

نشست «ترور سپهبد شهید قاسم سلیمانی از منظر حقوق بین الملل» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.محسن عبداللهی عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: سوال این است که آیا آمریکا در معرض یک حمله مسلحانه بوده است که حمله سوم ژانویه را دفاع مشروع توصیف می کند یا اینکه خود حمله سوم ژانویه حمله ای مسلحانه است که به جمهوری اسلامی ایران، حق دفاع مشروع می دهد؟ آمریکا چنین ادعایی کرده که تا روز سوم ژانویه (صبح جمعه) قربانی یک حمله مسلحانه بوده است، طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، آمریکا حق دفاع مشروع ندارد.

واقعیت این است ابومهدی مهندس در مجلس عراق اعلام کرد که سردار سلیمانی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران حامل پیام به مردم عراق است و هر ۲ دولت ایران و عراق اعلام کردند که سردار سلیمانی برای یک وظیفه سیاسی به عراق رفته بود. در اینجا سوال این است که حمله مسلحانه به فرمانده نظامی مهم حمله مسلحانه محسوب می شود. باید پاسخ داد وقتی حمله به یک ناوچه جنگی حمله مسلحانه محسوب می شود، به نطر می رسد این ظرفیت وجود دارد که حمله به مهمترین فرمانده نظامی یک کشور نیز حمله مسلحانه محسوب شود.

محمدرضا ضیایی بیگدلی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی بیان داشت: صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چون تو فرزند بزاید. وی به صحبت اخیر استاد محمود دولت آبادی اشاره کرد که سردار سلیمانی را فرزند شایسته ایران معرفی نموده بود.

اساسا مخاصمه مسلحانه ای میان ایران و آمریکا وجود نداشته تا بحث دفاع مشروع توسط آمریکا مطرح شود بلکه اقدام آمریکا موضوعی حقوق بشری است. ماده ۵۱ منشور ملل متحد حمله مسلحانه را از ۲ زاویه نمود می دهد، حمله مسلحانه یک تجاوز مسلحانه است. همانطور که در قطعنامه ۳۳۱ شورای امنیت، حمله مسلحانه به قلمرو یک کشور به عنوان مصادیق تجاوز است.

بحث تجاوز مسلحانه به قلمرو یک کشور همان مفهومی را می رساند که ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، به حمله مسلحانه به کشوری که عضو ملل متحد است. بحث دفاع پیش دستانه و پیش گیرانه را در عرصه بین المللی چندان دارای طرفدار نیست. غیر از اسراییل که خود دست به این اقدامات می زند کسی در دنیا طرفدار این ۲ مفهوم نیست.

ادعای آمریکا در ترور سردار بیشتر بحث پیشگیرانه دارد تا پیش دستانه. در مورد ۲ مفهوم یاد شده طرفداران دفاع پیش دستانه بیشتر هستند اما شاهد این نیستیم که در این زمینه هنجارسازی شده و یا معاهده ای تا به امروز امضا شده باشد. بنابراین دفاع در این ارتباط با توجه به قطعنامه تعریف تجاوز؛ تهاجم و تجاوز به قلمرو یک کشور است. اطلاعات غیرموثقی وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکا برای ترور سردار سلیمانی، از پایگاه هوایی قطر و برخی نیز می گویند از پایگاه هوایی کویت این حمله به قلمرو سرزمینی عراق انجام شده است.

  محمدحسن حبیبی مجنده عضو هیأت علمی دانشگاه مفید اظهار داشت: اقدام آمریکا در ترور سردار شهید قاسم سلیمانی یک اقدام توسل به زور است. حقوق بین‌الملل توسل به زور را بطور مطلق ممنوع می‌داند. یعنی کشورها از هرگونه توسل به زور منع شده‌اند. البته توسل به زور ابتدایی در حقوق بین‌الملل ممنوع است. سوالاتی که اینجا و در رابطه با واقعه اخیر مطرح می‌شود شامل این موارد است: آیا این توسل به زور در چارچوب استثنائات قرار می‌گیرد؟ آیا این توسل به زور را می‌توان به عنوان دفاع مشروع قلمداد نمود؟ همان‌طور که در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد نیز اشاره گردیده است معتقدم دفاع مشروع در این واقعه قابل اعمال نیست. دفاع مشروع در اینجا قابل اعمال نیست و نمی تواند توجیه کننده اقدام آمریکا باشد.

اگر کشوری بخواهد به دفاع مشروع متوسل شود، بایستی یک حمله مسلحانه در آن کشور اتفاق افتاده باشد اما حمله مسلحانه چه هنگام رخ می دهد. مثلا نیروهای مسلح یک کشور از خط مرزی عبور کرده باشند یا هواپیماهای نظامی یک کشور از حریم یک کشور عبور کرده باشند، از لحظه ای که اقدام بالفعل اتفاق می افتد حمله مسلحانه شروع شده است. همچنین الزام است دفاع مشروع را شامل حالت و وضعیتی بدانیم که نیروهای نظامی یک کشور آماده باش هستند و منتظرند و همه چیز حکایت از آغاز حمله دارد، در این صورت می توان دفاع مشروع صورت گیرد که آن را دفاع پیش دستانه می نامند. بدون شک این اقدام ایالات متحده یک اقدام توسل به زور است و حقوق بین الملل هم توسل به زور را ممنوع کرده است.

 پوریا عسکری عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی عنوان داشت: من فکر می‌کنم حقوق بین‌الملل در شرایط کنونی که شامل تحریم و فشارهای اقتصادی و سیاسی است از ابزارهای کارآمد محسوب می‌شود.

آیا اقدام انجام شده از نگاه حقوق بین‌الملل توسل به زور یا دفاع پیش‌دستانه محسوب می‌شود؟ در حقوق بین‌الملل دفاع پیش‌دستانه قابل توجیه نیست. دفاع مشروع شرایطی دارد که با توجه به آنها توجیه می‌شود از جمله ضرورت، فوریت و تناسب. از نظر حقوق بین الملل تناسب توجیهات بسیار پیچیده‌ای را طلب می‌کند.

در ترور شهید سردار سلیمانی آنچه اتفاق افتاد در خاک کشور ثالث بوده است. شما نمی‌توانید در خاک کشور ثالث دفاع کنید البته ممکن است آمریکا چنین استدلال نماید که ما با عراقی‌ها موافقت‌نامه امنیتی داریم به طوری که در بند ۵ ماده ۴ از این توافق‌نامه گفته شده آمریکا در برابر حمله به خود اجازه دفاع مشروع دارد. البته در همان توافق‌نامه و در بند ۲ از ماده ۵ این کار بایستی با موافقت دولت عراق باشد، پس اقدام آمریکا نمی‌تواند دفاع مشروع قلمداد شود.

امیرساعد وکیل عضو هیأت علمی دانشگاه تهران توضیح داد: اینکه ایران می تواند اقدام به دفاع مشروع کند، اقدام نادرستی است، جمهوری اسلامی ایران در اتفاقی افتاده که نباید اقدام کند، اگر فراتر از آن باشد، ایران در مسیری قرار خواهد گرفت که آمریکایی ها می خواهند. ما با این اقدام در فضای دفاع مشروع، به سمت مقوله ای می رویم که وضعیت مخاصمه ادامه می یابد، درست این است که ما پایبند اقدام متقابل غیرقهری باقی بمانیم.

ما باید از دبیرکل سازمان ملل برای میانجیگری و چارچوب ارجاع طرفین یه یکی از راهکارهای حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات پیش رویم، نباید با احساسات و هیجان مفاهیم را مشروع کنیم. حقوق بین الملل آمده است که در چارچوب مسالمت آمیز، اختلافات را حل و فصل کند.

بزرگداشت مرتضی ثاقب فر

نشست «بزرگداشت مرتضی ثاقب‌فر» در سازمان جوانان زرتشتی برگزار شد. فرزانه گشتاسب مدیریت انتشارات فروهر خاطرنشان کرد: ثاقب‌فر از مترجمان پرکار در حوزه‌ ایران‌شناسی و در زمینه‌ تاریخ هخامنشی، جامعه‌شناس، ایران‌شناس، تاریخ‌دان و شاهنامه‌پژوه بود. از وی تاکنون بیش از ۱۰۰ جلد تالیف و ترجمه‌ کتاب در حوزه‌ جامعه‌شناسی و تاریخ و فرهنگ ایران منتشر شده است. نمی‌توانیم فردی را پیدا کنیم که در ترجمه کتاب‌های تاریخی به گرد پای ثاقب‌فر برسد و ما مدیون کارهای ارزشمند وی هستیم.

کاوه بیات پژوهشگر تاریخ گفت: نوشته‌ای که در یاد شادوران ثاقب‌فر در این یادنامه منتشر کرده‌ام درباره روزنامه ایران باستان در نیمه نخست دهه ۱۳۱۰ خورشیدی است که به سرپرستی عبدالرحمن سیف‌آزاد در تهران منتشر می‌شد. این موضوع به اصطلاح باستان‌گرایی یا به عبارت دقیق‌تر تهمت باستان‌گرایی است. موضوعی که از اوایل دهه ۱۳۵۰ و مخصوصا پس از برگزاری جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی به دستمایه‌ای برای مخالفت با رژیم گذشته تبدیل شد و به تدریج به ابعادی به مراتب فراتر به یکی از صفات منتسب به ناسیونالیسم ایرانی تبدیل شد.

بر اساس این دیدگاه نظام پیشینی و به تبع آن ناسیونالیسم برآمده از آن به تاریخ هزار و چند صد ساله ایران را در دوره اسلامی خوار و خفیف انگاشته و به جای آن تاریخ پیش از آن یعنی دوره باستان را بزرگ و گرامی تلقی می‌کرده است. در توضیح و توجیه این نظریه‌ها نیز معمولا یک دوره طولانی و مقاطعی چند از یک فرایند دراز مدت با چشم پوشی از تحولات جاری در کل آن دوره برجسته شده و مورد تاکید قرار می‌گیرد.

ما اگر فراتر از این دقایق و مقاطع گذرا به عرصه‌هایی بتوانیم توجه کنیم که از استمرار و تداوم در این حوزه حکایت دارند مانند مباحث مطرح شده در کتب درسی که جنبه‌ای جامع و ماندگار دارند و نوع نگاه آن‌ها به تاریخ ایران تصویر دیگری به دست می‌آید به مراتب متفاوت از این گونه انگ‌ها و برچسب‌ها.

در توصیف ایران آن دوره از تعاریفی چون باستان گرایی و ... نمی‌توان سخن گفت اما در توصیف ایران امروز از شکل گرفتن گرایش های جدی باستان گرا  می توان سخن گفت که مغایر انگاشتن وجه پیش اسلام تاریخ ایران زمین با وجه بعد از اسلام آن است و سعی و تلاش مستمر در تاکید بر وجه اسلامی آن به ضرر وجه ماقبل از اسلام آن به واکنش نسبتا گسترده‌ای در سطوح مدنی و غیردولتی جامعه فرهنگی ایران منجر شده است که برآمدن چهره‌هایی چون زنده‌یاد ثاقب‌فر یکی از نمونه‌های برجسته و درخور ستایش است.

روزبه زرین‌کوب استاد تاریخ دانشگاه تهران یادآور شد: ثاقب‌فر به قدری پرکار بود که نمی‌توان فهرستی از آثار ترجمه‌ای وی را ارایه داد. کار ترجمه عظیم تاریخ هخامنشیان وی بسیار بنیادین و اساسی است و ترجمه این اثر سترگ مسیر کار پژوهشگران را برای کارهای جدید هدایت کرد. همچنین ترجمه مجموعه یونانیان و بربرها بسیار لازم بود و می‌خواهم بگویم که به عمد این کتاب را کنار گذاشتند و از آن سخن نگفتند زیرا مورد پسند غربی‌ها نبود. این دو مجموعه از آثار ارزشمند ثاقب‌فر است.
ترجمه به طور کلی در ایران در دوره قاجاریه شروع شده است اما پرسش این‌جاست که چرا قاجاریه؟ دوره قاجاریه از اواخر سده ۱۸ آغاز می‌شود. ایران چند سال پس از روی کار آمدن فتحعلی‌شاه درگیر جنگ با روسیه است و این جنگ‌ها نیازهای جدیدی را به وجود آورد که باید به آن توجه کرد.
در آن روزگار آدم باهوش و ایران‌دوستی مانند عباس میرزا نایب‌السلطنه نسبت به ایران بسیار حساس بود و جیمز موریه در سفرنامه‌اش اشاره کرده است که عباس میرزا برای به دست آوردن دانش و تاکتیک‌های نظامی از هیچ تلاشی فروگذار نبوده است و هیچ چیزی بیش از کتاب و دستیابی به نیازمندی‌های آن شاهزاده را خوشحال نمی‌کرد. وی به ترجمه بسیار اهمیت می‌داد و دانشنامه‌ها را ورق می‌زد و مقاله‌ها را برای ترجمه انتخاب می‌کرد.
آرزو رسولی استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی گفت: آثار ترجمه‌ای زنده‌یاد ثاقب‌فر بسیار ارزشمند است و من در پژوهش‌هایی که انجام داده‌ام کارهای وی را با متن اصلی مقایسه کرده‌ام و هیج جاافتادگی پیدا نکرده‌ام زیرا وی بسیار امانت‌دار بود و هیچ چیزی را جا نمی‌انداخت و بیشتر می‌خواند. وی تنها مترجم و متخصص تاریخ ایران باستان نبود بلکه در این زمینه صاحب نظر هم بود و کتاب شاهنشاهی هخامنشی وی یکی از آن نمونه‌هاست.
ثاقب‌فر ایران را دوست داشت و بسیار تحت تاثیر نام ایران قرار می‌گرفت و با شنیدن نام ایران در هر جای دنیا اشک در چشمانش حلقه می‌زد اما به همین میزان ایران‌گرایی افراطی را نیز خطرناک می‌دانست. بسیار خردگرا بود و از هرگونه حرکت هیجانی به‌دور بود. بسیار آزاداندیش بود و همچنین زبان تیزی داشت و اگر اشتباهی در سخنی و یا نکته‌ای در ترجمه به او گفته می‌شود می‌پذیرفت در این زمانه‌ای که فردی نمی‌پذیرد اشتباه کرده است.
 ما و فلسفه تحلیلی

نشست پنجم از سلسله نشست‌های وضعیت تفکر در ایران معاصر با عنوان «ما و فلسفه تحلیلی» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. علی پایا دانشیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور اظهار داشت: مسائل و چشم‌اندزها در سال ۱۳۹۹ گفت: در باب چیستی فلسفه تحلیلی و چگونگی شکل گیری و بسط آن در سال های پیش در دو مقاله مفصل فلسفه تحلیلی چیست؟ و نگاهی به سیر تحولات تاریخی فلسفه تحلیلی نوشته‌ام که در کتاب فوق‌الذکر مندرج است و آنچه در این جلسه بیان می‌شود تا اندازه ای متکی به آن دو مکتوب است و تا اندازه ای مکمل آن‌دو.
لازم می‌دانم پیش از پرداختن به بحث اصلی بر یک نکته بسیار مهم در ارتباط با تاریخچه فلسفه تحلیلی نیز تاکید کنم و آن این که اگر چه در باب پیشینه و تحولات فلسفه تحلیلی مقالات و کتاب های متعددی به وسیله نویسندگان مختلف تحریر شده، اما با یک ارزیابی دقیق می‌توان نشان داد شمار بسیاری از این آثار، حتی کثیری از آنها که به وسیله چهره‌های نامدار این مکتب تالیف شده است، تصویری ناتمام و غالبا نادرست از تاریخچه این سنت و موقعیت کنونی آن ارائه می‌دهند. به این اعتبار، خوانندگانی که برای کسب اطلاع به سراغ این قبیل مکتوبات می‌روند می‌باید با چشم باز و در نظر گرفتن این موضوع که آنچه که بدانان عرضه شده است احیانا می‌تواند غلط انداز باشد، به مطالعه آنها اقدام کنند.
سنت‌ها و مکتب‌های نظری، خواه فلسفی، خواه علمی، خواه هنری و خواه دینی، در خلا پدیدار نمی‌شوند. آنها از یکسو در پاسخ به پرسش‌هایی شکل می‌گیرند که در زیستبوم‌های معرفتی ظهور کرده‌اند و از سوی مکتب‌های مستقر و شناخته شده پاسخ‌هایی خرسنده کننده برایشان ارائه نشده است، و از سوی دیگر در واکنش به تحولات و رخدادهای گسترده‌تر در عرصه فراخی که از آن با عنوان سپهر فرهنگ یاد می‌کنیم به چالش‌انگیزی می‌پردازند.
ظهور سنت تحلیلی در قلمرو فلسفه نیز عینا تابع قاعده‌ای است که بیان شد. علل نزدیک‌تر ظهور این مکتب را باید در تحولاتی پی گرفت که زیستبوم معرفتی اروپا در قرن نوزدهم شاهد آن بود. از جمله این تحولات رشد ناتورالیسم و پوزیتیویسم در پرتو توانمند شدن روز افزون علم جدید در تبیین اموری بود که در گذشته عمدتا فیلسوفان و یا کلیسا متکفل تبیین آنها بودند. آبشخور متافیزیکی ناتورالیسم و پوزیتیویسم، نوعی مادگی‌گرایی افراطی بود – این فرض که واقعیت یکسره و در تحلیل نهایی به مدد آنچه که دیسیپلین فیزیک با آن سروکار دارد قابل توضیح است. این افراط تا حد زیادی واکنشی بود به ایده‌آلیسم آلمانی که تفکر فلسفی غالب در آلمان (در نیمه نخست قرن نوزدهم) و نیز در انگلستان (در تقریبا تمامی قرن نوزدهم) بود و این دو کشور خاستگاه اولیه فلسفه تحلیلی به شمار می‌آیند.
جلال پیکانی پژوهشگر فلسفه و عضو هیات علمی دانشگاه توضیح داد: فلسفه تحلیلی بیش از همه بر ایضاح مسأله و مفاهیم تأکید می­‌کند. بنابراین بر اساس روح فلسفه تحلیلی، نخست باید ببینیم که عبارت «نقش سنت تحلیلی و نقادی در ارتقاء تفکر در ایران معاصر» دقیقاً به چه معناست؟ چنانچه درست دریافته باشم، این عنوان به تعبیری در پی آن است تا با فاصله گرفتن از زمین بازی، کارنامه علاقمندان و پژوهشگران فلسفه تحلیلی در ایران معاصر را در ارتقاء تفکر در ایران معاصر بررسی بکند و از این حیث بسیار نیک و خجسته است اما از منظری دیگر، تا حدودی حال و هوای نگرش روشنفکری را نیز در خود دارد.

 به تعبیری ساده­‌تر، برداشت من این است که چنین عنوانی بیشتر وامدار نگرش روشنفکرانه است که اغلب در پی سنجش آثار و نتایج رویکردها و نظریه­‌ها بر وضعیت اجتماعی است. چنین نگرشی به خودی خود مذموم نیست اما فلسفه تحلیلی به اقتضا برخی از خصوصیات خود چنین نگرشی را چندان برنمی‌تابد.
سنت تحلیلی در غرب مراحلی دارد که به نظر نمی‌رسد بتوان بازسازی این مراحل را در ایران مشاهده کرد. فلسفه تحلیلی چه در مرحله متقدم آن، که بیشتر در نیمه نخست قرن بیستم و حداکثر تا دهه ۶۰ رواج داشت، و چه در دو مرحله متأخر  آن چندان در ایران به نحو مبسوط منعکس نشده است. به تعبیری دیگر، آثار اصلی فلسفه تحلیلی در ایران معاصر بیشتر به شکل پراکنده و موردی ترجمه شده است و به صورت یک رویکرد فلسفی پویا پیش نرفته است. اگر از برخی استثناءها چشم بپوشیم، جریانی پویا از فلسفه تحلیلی در ایران شکل نگرفته است. هرچه به وضعیت امروزین فلسفه تحلیلی نزدیک می­شویم، حضور آن در فضای فلسفی ما کم رنگ تر می­‌شود.
نادیده گرفتن فلسفه تجربه‌گرایانه در ایران نیز به فهم صوری از فلسفه تحلیلی کمک کرده است. من درست به همین دلیل سراغ ترجمه رساله هیوم رفتم که دریافتم فهم فلسفه تحلیلی باید با فهم عمیق سنت تجربه گرایانه آغاز شود (چیزی که کواین آن را به ما گوشزد کرده است). فلسفه تحلیلی را باید با فهم لاک و هیوم آغاز کرد و نه با خواندن نظریه توصیفات راسل و یا نظریه تصویری زبان.

نقش آفرینی و تعامل نهادهای مردمی با قوه قضاییه

نشست «نقش آفرینی و تعامل نهادهای مردمی با قوه قضاییه» در محل پژوهشگاه قوه قضاییه برگزار شد. سید حجت اله علم الهدی رئیس پژوهشگاه قوه قضاییه گفت: برای حل هر مشکلی در قوه قضاییه ابتدا باید دنبال ظرفیت‌های داخلی دستگاه قضا رفت و با اخذ نظرات و راهکارها و رویکردهای آنان، به حل مشکلات کمک کرد. افراد درون قوه قضاییه با مشکلات مواجه و از آن‌ها باخبر هستند. در کنار ظرفیت‌های درون قوه، باید از ظرفیت‌های نخبگانی خارج از قوه قضاییه نیز استفاده کرد تا بتوان از همه توان موجود در کشور بهره لازم را برد.

اسماعیل سقاب اصفهانی مشاور رئیس حوزه ریاست قوه قضاییه بیان داشت: مطالعات گسترده‌ای در زمینه مفهوم مردمی بودن انجام شد و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که ما با چهار مجموعه مواجه هستیم.

اولین مجموعه را مجموعه‌های مردمی منسجمی که بر پایه خدمات داوطلبانه و عام‌المنفعه کار می‌کنند، است. مجموعه دوم، مجموعه‌های مردمی منسجمی هستند که بر پایه خدمات انتفاعی فعالیت می‌کنند و به بخش خصوصی معروفند.

سومین و چهارمین دسته نخبگان و آحاد مردم هستند. موضوع این جلسه تدوین چارچوبی برای ارتباط با نهادهای مردمی است یعنی مجموعه‌های مردمی منسجمی که بر پایه خدمات داوطلبانه و عام‌المنفعه کار می‌کنند.

در موضوع گزارش فساد، سازمان بازرسی بر اساس قانون می‌تواند بخشی از وظایف خود را به نهادهای مردمی واگذار کند. برخورد با فساد و پدیده سوت‌زنی مواردی است که نهادهای مردمی می‌توانند در آن ایفای نقش کنند.

مهدی امیری اصفهانی معاون امنیتی دادستان کل کشور اظهار کرد: مهمترین ماموریت و وظیفه این جلسه می‌تواند این باشد که به این باور برسیم که به بهانه دستورالعمل تعامل با نهادهای مردمی، یک نگاه نوینی را در نظام عدالت گستر جمهوری اسلامی ایجاد کنیم. باید این جریان را در نظام حقوقی و قضایی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کنیم و از نگاه بسته‌ای که به شکل سنتی یا غیرسنتی در نظام قضایی وجود دارد، خارج شویم.

نقش نهادهای مردمی امروز در کشور ما به خاطر برخی عملکردهای منفی باعث شده دغدغه‌ای در ذهن برخی کارگزاران نظام در سطوح مختلف ایجاد شده و رفتار محافظه کارانه‌ای نسبت به نهادهای مردمی اتخاذ شود.

نعمتی که خداوند به برکت خون شهید سپهبد قاسم سلیمانی به ما داد، انسجام مردمی بود و این نشان می‌دهد که مشارکت مردم مانند یک رودخانه‌ای است که تمام ناهنجاری‌ها را پاک می‌کند. باید این مسئله را باور کنیم و بدانیم که تعامل با مردم می‌تواند نقش مهمی در تصمیم گیری‌ها ایفا کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =