روسای دانشگاه تهران از حکمت تا اقبال

تهران- ایرنا- دانشگاه تهران به عنوان بزرگترین مرکز آموزش عالی ایران در ۱۳۱۳ خورشیدی تاسیس شد و تا ۱۳۲۱ خورشیدی به وسیله وزیر فرهنگ اداره می‌شد و پس از آن مدیریت دانشگاه به صورت مستقل و زیر نظر وزارتخانه فرهنگ و سپس وزارت علوم درآمد. این سمت در ۱۸دی ۱۳۳۳ خورشیدی به منوچهر اقبال از سیاستمداران دوران پهلوی داده شد.

 دانشگاه تهران، بزرگترین مرکز آموزش عالی در ۱۳۱۳خورشیدی تاسیس شد و تا ۱۳۲۱ خورشیدی مستقیماً توسط وزیر فرهنگ اداره می‌شد بعد از آن مدیریت دانشگاه به صورت مستقل و زیر نظر وزارت فرهنگ و بعد از آن وزارت علوم در آمد این سمت در ۱۸دی ۱۳۳۳خورشیدی به منوچهر اقبال از سیاستمداران دوران پهلوی داده شد.

دانشگاه تهران مرکز علمی دولتی و یکی از بزرگترین مراکز آموزش عالی در ایران است که با اندیشه ایجاد مرکزی برای آموزش عالی در ایران تاسیس شد. پیشنهاد تاسیس اولیه آن به وسیله اسماعیل سنگ در ۱۳۰۵ خورشیدی داده شد و پس از انجام مطالعات اولیه توسط عیسی صدیق سومین رییس دانشگاه تهران در بهمن ۱۳۱۳ خورشیدی به دستور رضاخان پهلوی تأسیس شد، ریاست این نهاد مهم در ۱۸ دی ۱۳۳۳ خورشیدی بر عهده منوچهر اقبال قرار گرفت، وی که به عنوان پنجمین رییس این نهاد علمی شناخته می شود در دوران پهلوی منصب های سیاسی بسیاری از جمله نخست وزیری محمدرضا پهلوی، وزارت بهداری و معارف در کارنامه خود دارد. در این گزارش به بررسی شماری از روسای دانشگاه تهران پرداخته شده است.

علی اصغر حکمت و تحول در ساختار فرهنگی ایران

علی اصغر حکمت، نخستین رییس دانشگاه تهران بود که از ۱۴ اسفند ۱۳۱۳ تا ۲۷ خرداد ۱۳۱۷ خورشیدی این منصب را بر عهده گرفت و بیشترین تاثیر را در ساختار فرهنگی ایران بر جای گذاشت، به ویژه در عرصه آموزش و پرورش این تاثیر بسیار چشمگیر بود. در دوران او نظام آموزش ابتدایی، متوسطه و دانشگاه تهران تحقق یافت و صدها مدرسه ابتدایی و متوسطه دخترانه و پسرانه و کلاس های شبانه و حرفه ای تاسیس شد. دانشسرای عالی افتتاح و ورزشگاه امجدیه ساخته و کتابخانه ملی و موزه ایران باستان بنیاد نهاده شد. وی همچنین بنیان گذار کنگره جهانی هزاره فردوسی، ابن سینا، هفتصدمین سال تصنیف گلستان و بوستان سعدی و بناهای یادبودی چون آرامگاه فردوسی، حافظ، سعدی، خیام و بابا طاهر است. علی اصغر حکمت گذشته از اینکه پنج سال در کابینه وزیر معارف و رییس دانشگاه بود، ۲ نوبت وزیر کشور، ۲ مرتبه وزیر امور خارجه، یک بار وزیر دادگستری، ۲ مرتبه وزیر پیشه و هنر، ۲ بار وزیر بهداری، سه دفعه وزیر مشاور و یکبار سفیر کبیر بوده است.

اسماعیل مرآت از پایه گذاران فرهنگ نوین در ایران

اسماعیل مرآت دومین رییس دانشگاه تهران بود که این مسوولیت را پس از استعفای علی‌اصغر حکمت به فرمان رضاخان از  ۱۲ مرداد ۱۳۱۷ خورشیدی تا ۳۰ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی در کابینۀ محمدعلی فروغی وزیر معارف بر عهده گرفت. این استاد دانشگاه در ۱۲۷۲ خورشیدی دیده به جهان گشود پس از پایان دوره متوسطه به اروپا رفت و پس از چند سال تحصیل در سوییس به دارالمعلمین شهر بلوا و سن کلود فرانسه سفر کرد و در رشته طبیعی، تعلیم و تربیت و روانشناسی به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به ایران به تدریس فیزیک در دارالفنون مأمور شد. وی در ۱۳۰۷ خورشیدی که ۱۱۰ تن از دانشجویان برای تکمیل معلومات در رشته‌ های مختلف به اروپا فرستاده شدند، مرآت سرپرست آنان بود.

مرآت در ۱۳۱۶ خورشیدی به استانداری کرمان و در ۱۳۱۷ خورشیدی به وزارت فرهنگ و دانشگاه منصوب شد در زمانی که وی رییس دانشگاه تهران بود، دست به اقدامات فرهنگی مهمی زد از جمله ساختمان های دانشکده های حقوق، فنی، هنرهای زیبا و باشگاه دانشجویان و رستوران دانشجویان را در آنجا تاسیس کرد، همچنین قانون اصلاح دانشگاه را درباره دانشکده پزشکی از تصویب مجلس شورای ملی گذراند. برپایه این قانون بیمارستان های تهران، ضمیمه و تابع دانشکده پزشکی شد و کارآموزی دانشجویان پزشکی در بیمارستان ها آسان تر شد. به پاس این خدمت ها در ۱۳۳۵ خورشیدی ضمن تجلیل از اقدامات مؤثر مرآت در پیشرفت دانشگاه، یکی از خیابان های دانشگاه را به نام او اختصاص دادند. وی در دوران وزارتش در فرهنگ، نزدیک ۲۰۰ جلد کتاب درسی دبیرستانی تألیف و طبع شد. آخرین مسوولیت او سرپرستی دانشجویان ایرانی در امریکا بود.

عیسی صدیق از بانیان تاسیس دانشگاه تهران

عیسی صدیق از بانیان فرهنگی ایران معاصر در ۱۲۷۳ خورشیدی متولد شد، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دوره متوسطه در دارالفنون تهران در ۱۲۹۰ خورشیدی به فرانسه رفت و به مدت هفت سال  در آنجا دوره دانشسرای ورسای را گذراند و از دانشگاه پاریس، دانشنامه لیسانس در رشته ریاضی گرفت. آنگاه مدتی نیز در دانشگاه کمبریج انگلیس به تحصیل علوم ریاضی و تدریس پرداخت تا اینکه در ۱۲۹۷ خورشیدی به ایران بازگشت و در وزارت فرهنگ تصدی مشاغل مختلفی از جمله بازرس مدارس متوسطه و مدارس عالیه، ریاست فرهنگ استان گیلان، ریاست تعلیمات عالیه، معلمی دبیرستان دارالفنون و دارالمعلمین مرکزی و مدرس مدرسه عالی حقوق را بر عهده گرفت. این فعال فرهنگی در سال های ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۹ خورشیدی، ریاست تعلیمات عمومی کشور را بر عهده داشت و در همین سال یعنی در ۱۳۰۹ خورشیدی به دعوت دانشگاه کلمبیا و به منظور مطالعه فرهنگ و آموزش و پرورش آمریکا به نیویورک سفر کرد. پس از پایان تحصیلات با ارایه پایان نامه‌ای با عنوان، سیستم جدید معارف و آموزش و پرورش تحصیلات در ایران، دکتری خود را گرفت و همزمان از طرف دولت ایران مامور تهیه طرح تاسیس دانشگاه تهران شد. پس از تهیه طرح‌های تاسیساتی و آموزشی دانشگاه تهران و بازگشت به ایران، مامور راه اندازی دانشگاه تهران شد و در این زمینه با علی اصغر حکمت همکاری کرد.

صدیق تا ۱۳۱۹ خورشیدی ریاست و استادی دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات و دانشکده علوم را بر عهده داشت و در فاصله سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ خورشیدی ۶ بار به وزارت فرهنگ انتخاب شد و در مرحله نخست یعنی از ۳۰ شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۲ آذر ۱۳۲۰ ریاست دانشگاه تهران را نیز بر عهده داشت  و به عنوان سومین‌ رییس دانشگاه تهران شناخته می شود.


سیدمحمد تدین، چهارمین رییس دانشگاه تهران

 سید محمد بیرجندی که بعدها به تدین معروف شد از جمله شخصیت های برجسته و مهم سیاسی و علمی دوران قاجار و پهلوی بود که در ۱۲۶۰ خورشیدی در بیرجند متولد شد، وی بعد از گذراندن دوران مقدماتی مدرسه برای تکمیل تحصیل به مشهد رفت و در جمع طلاب علوم دینی قرار گرفت و به تحصیل در فقه و اصول پرداخت. وی تا اوایل سلطنت رضاخان در کسوت روحانیت بود اما عضویت وی در کابینه رضاخان منوط به تغییر لباس شد بنابراین روزی که در مسند وزارت قرار گرفت، لباس خود را تغییر داد تا شاید بتواند وضع خود را برای همیشه تثبیت کند اما پس از چند سال، رضاخان او را از گردونه سیاست خارج ساخت.

وی در میانسالی زبان فرانسه و انگلیسی فراگرفت و به هر ۲ زبان به خوبی تکلم می‌کرد.  در ۱۲۹۵ به انتشار روزنامه صدای تهران همت گماشت و یکی از موافقان جدّی حکومت وثوق‌الدوله و انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ بود و در محاسن و منافع این قرارداد، مقالات متعددی می‌نوشت. در انتخابات دوره چهارم کاندیدای مردم تهران شد و از طرف حزب دموکرات، نماینده مجلس شد. اطلاعات وسیع و تسلط او بر نطق و بیان موجب شد که به زودی جای خود را در مجلس باز کند و مورد توجه دولت و ملت قرار بگیرد. در وزارت معارف آن روز به عضویت شورای عالی برگزیده شد. در انتخابات دوره پنجم از طرف مردم بیرجند به وکالت رسید و در انتخابات هیات رییسه، مؤتمن الملک به ریاست و او به نیابت انتخاب شدند.

در انتخابات دوره ششم از بیرجند به وکالت رسید و رییس مجلس شد و پس‌ از کناره‌گیری‌ از نمایندگی در کابینه‌های‌ مستوفی‌الممالک‌ و مخبرالسلطنۀ‌ هدایت، ‌ وزیر معارف‌ و اوقاف‌ شد. تأسیس مدارس در تهران و شهرستان‌ها، تصویب لایحۀ ورزش اجباری در مدارس، ‌ اعزام محصل به خارج از کشور، کوشش در تأسیس دارالمعلمین، انضمام مدارس حقوقی و سیاسی و تجارت و رنگرزی به وزارت معارف و تأسیس مدارس مهندسی و صنعتی در شیراز و لغو قرارداد امتیاز فرانسویان از حفاری‌های شوش از جمله اقدامات وی در این منصب بود. تدین پس از وزارت معارف به عنوان والی کرمان تعیین شد، یک سال در این مسوولیت بود و بعد به تهران برگشت و از ۱۳۰۹تا ۱۳۲۰خورشیدی به دور از کارهای سیاسی به خدمات فرهنگی اشتغال داشت.

در ۱۳۱۳ خورشیدی که دانشگاه تهران تاسیس شد، عده‌ای از جمله سید محمد تدین برای تدریس ادبیات عرب دعوت شدند، تدین که در دانشگاه تهران منصب استادی داشت، پس از شهریور ۱۳۲۰ بار دیگر وارد صحنه سیاسی شد و با مساعدت داماد محمدعلی فروغی در کابینه دوم ذکاءالملک، وزیر فرهنگ شد و از ۱۳ آذر ۱۳۲۰ تا ۱۷ اسفند ۱۳۲۰ خورشیدی به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد. بعد از ریاست دانشگاه تهران تدین منصب های دیگری از جمله وزارت خواروبار را بر عهده گرفت و در تیر ۱۳۲۲خورشیدی وزیر کشور شد.

مصطفی عدل، پنجمین رییس دانشگاه تهران و حقوقدان ایرانی

مصطفی عدل معروف به منصورالسلطنه در ۱۲۶۱ خورشیدی در تبریز دیده به جهان گشود. او به این دلیل که پدرش شغل قضاوت داشت و به رکن العداله و عمویش به عدل الملک معروف بوده، خانواده مادریش از علمای دین بودند و خود نیز مدت ۲۰ سال در وزارت دادگستری تلاش کرده بود، نام خانوادگی خود را عدل نهاد و چون در بیشتر امور و کارها پیروز و موفق می‌شد، لقب منصور السلطنه به او اعطا شد. این حقوقدان، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تبریز انجام داد و سپس به کشور مصر رفت و دوره متوسطه را در آن کشور سپری کرد. چندی بعد راهی پاریس شد و تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد و سرانجام پس از اخذ گواهی نامه لیسانس در ۱۲۸۲ خورشیدی به ایران بازگشت.

وی در ایران وارد وزارت امور خارجه شد و در سفارت ایران در کشورهای مصر و تفلیس مشغول به کار شد. این حقوقدان در ۱۲۸۶ خورشیدی به وزارت عدلیه انتقال یافت و ضمن کسب مسوولیت‌های قضایی به تدوین کتابی با عنوان حقوق اساسی پرداخت. منصورالسلطنه با سرعت مراحل ترقی را در وزارت عدلیه گذراند به طوری که در مدت کوتاهی به معاونت آن وزارتخانه برگزیده شد. در کابینه سیدضیاء‌الدین طباطبایی نیز به کفالت وزارت عدلیه رسید و مدت ۸ سال مدیریت کل تهیه قوانین و احصائیه را برعهده گرفت و قوانین مهمی را تهیه و تصویب کرد و همزمان در مدرسه علوم سیاسی تدریس می کرد. از دیگر مسوولیت های عدل این بود که در ۱۳۱۴ خورشیدی به‌ عنوان وزیرمختار ایران در ژنو، ایتالیا و همچنین نماینده دایمی جامعه ملل انتخاب شد.

منصورالسلطنه پس از بازگشت به ایران، رییس دانشکده حقوق دانشگاه تهران و بعدها در کابینه محمد علی فروغی به وزارت فرهنگ منصوب و از ۱۸ اسفند ۱۳۲۰ تا ۸ مرداد ۱۳۲۱ خورشیدی پنجمین رییس دانشگاه تهران و جانشین سید محمد تدین شد. مصطفی عدل علاوه بر استادی و ریاست دانشگاه تهران، یکی از علماء و حقوق‌دانان ایران بود و در تمام کمیسیون‌هایی که برای تهیه قوانین تشکیل می‌شد، عضویت داشت. همچنین وی تنها عضو غیرروحانی هیات تدوین قانون مدنی به شمار می‌رفت. پس از تصویب قانون مدنی ایران، وی شرحی از این قانون تهیه و انتشار داد. این کتاب علاوه بر تدریس در دانشگاه مورد استفاده قضات دادگستری نیز واقع می شد و قریب نیم سده این کتاب از بهترین منابع حقوق مدنی ایران بود و به دفعات تجدید چاپ شد ...

علی اکبر سیاسی پدر روانشناسی جدید ایران و ششمین رییس دانشگاه تهران

علی اکبر سیاسی در ۱۲۷۳ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات دانشگاهی در روزگار احمدشاه قاجار در امتحانات اعزام دانشجو به خارج، شاگرد اول شد و بعدها در فرانسه دکتری علوم تربیتی و روانشناسی گرفت ... او پس از بازگشت از اروپا به تدریس در مدرسه دارالفنون، نظام و علوم سیاسی پرداخت و با تأسیس دانشگاه تهران به استادی این دانشگاه نایل آمد. وی بعدها که انجمن روانشناسی ایران تأسیس شد به ریاست آن انجمن برگزیده شد و ریاست مؤسسه روانشناسی دانشگاه تهران را برعهده گرفت.

سیاسی همچنین مدت ۱۲ سال از ۱۸ مرداد ۱۳۲۱ تا ۱۸ دی ۱۳۳۳ خورشیدی ریاست دانشگاه تهران را بر عهده داشت. وی پس از کناره‌گیری از ریاست دانشگاه با استادی و تدریس در دانشکده ادبیات خدمت می‌کرد و به مقام استادی ممتاز رسید. سیاسی، 10 سال پایانی عمر را در اروپا و امریکا زندگی می‌کرد و به کارهای علمی می‌پرداخت. از وی آثار متعددی بر جای مانده که اصول روانشناسی، روانشناسی پرورشی، روانشناسی جدید، منطق و فلسفه، هوش و خرد و... از آن جمله‌اند. وی اصول روانشناسی جدید را در ایران بنیان نهاد، از این رو به نام بنیانگذار و پدر روانشناسی جدید در ایران مشهور است. علاوه بر فعالیت های علمی بعد از پایان ریاستش در دانشگاه تهران، وزیر فرهنگ و مدتی هم وزیر امور خارجه بود. او همچنین در پایه‌گذاری یونسکو همکاری داشت و عضو فرهنگستان ایران و شورای عالی فرهنگ بود.

فراز و فرود زندگی هفتمین رییس دانشگاه تهران

منوچهر اقبال هفتمین رییس دانشگاه تهران بود که در ۲۰ مهر ۱۲۸۸ خورشیدی در مشهد دیده به جهان گشود. پدر او حاج مقبل‌السلطنه خراسانی معروف به اقبال التولیه در آذر ۱۳۰۴ خورشیدی عضو مجلس مؤسسان شد. منوچهر در ۱۳۰۵ خورشیدی بعد از پایان تحصیلات در ایران به اروپا رفت و در ۱۳۱۱ خورشیدی به‌ عنوان متخصص امراض عفونی از دانشگاه پزشکی پاریس فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت در ۱۳۱۴ خورشیدی رییس بهداری شهرداری مشهد شد و مدتی بعد به تهران آمد و در شهریور ۱۳۱۵ ریاست بخش بیماری های عفونی بیمارستان رازی را به‌عهده گرفت.

منوچهر اقبال که بعد  از بازگشت از اروپا در بهداری ها و بیمارستان ها مشغول خدمت بود در ۱۳۱۸ خورشیدی به عنوان دانشیار پزشکی وارد دانشگاه تهران شد. او خیلی زود در این دانشگاه استاد کرسی بیماری های عفونی در این دانشکده شد. اقبال در ۱۳۲۱ خورشیدی در دولت اول قوام السلطنه نخست وزیر محمدرضاپهلوی به معاونت وزارت بهداری رسید. وی در این منصب ماند تا اینکه در ۱۳۲۴ خورشیدی توانست به وزارت بهداری و وزارت پست و تلگراف برسد و در ۱۳۲۷خورشیدی به وزارت فرهنگ منصوب شد.


وزارت های پی در پی وی به اینجا ختم نشد و وی مدتی هم وزیر بهداری و سپس به وزارت کشور رسید. دوران وزرات کشور وی اوج فعالیت ها و شهرت او بود زیرا زمانی بود که به بهانه ترور نافرجام محمدرضا پهلوی در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷خورشیدی، اجرای یک سلسله اقدامات سرکوبگرانه از جمله توقیف و تبعید آیت‌الله کاشانی و انحلال برخی احزاب و توقیف جراید را به مجلس پانزدهم اعلام داشت. شاید به همین دلایل بود که در دوران دولت مصدق، اقبال متصدی شغلی نبود و تنها در دانشگاه تدریس می‌کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲خورشیدی منوچهر اقبال، به دستور محمدرضا پهلوی سناتور شد.

این سیاستمدار دوران پهلوی دوم در ۱۸ دی ۱۳۳۳ خورشیدی ریاست دانشگاه تهران را به‌عهده گرفت و بیش از  ۲سال در این مسوولیت باقی ماند و بعد از آن وزیر دربار شد. اوج موفقیت اقبال از این زمان بود. اقبال در منصب وزارت دربار به منظور تحکیم موقعیتش نزد دربار، دختر خود مریم را به عقد پسر اشرف پهلوی شهریار شفق درآورد. این نزدیک شدن باعث شد در ۱۵ فروردین ۱۳۳۶ خورشیدی پس از حسین علاء به نخست‌وزیری رسید. دولت اقبال پس از سه سال و چهار ماه در پنجم شهریور ۱۳۳۹ خورشیدی سقوط کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =