«سِحر حلال سَحر» دیوان اشعار حامد اصفهانی

اصفهان- ایرنا- دیوان شعر «سِحر حلال سَحر» عنوان کتابی از علیرضا لطفی متخلص به «حامد اصفهانی» شاعر و آزاده ساکن در مهد فرهنگ و ادب ایران زمین است.

شاعر کتاب و سروده‌هایش را به ساحت مقدس چهارده معصوم بویژه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و پدر و مادر خود تقدیم کرده است.

کتاب شامل هشت فصل مجزاست و بیشتر اشعار مربوط به دوران دفاع مقدس، عصر ظهور و حضرت مهدی(عج)، دوران اسارت شاعر و ایام محرم و عاشورای حسینی است.

«سحر حلال سحر» عنوان شعر کوتاهی در صفحات ابتدایی کتاب است.

بگشای کنون دفتر اشعار ترم را/ کن زمزمه این نغمه خونین جگرم را/ توفیق خدا دادی و اشک سحرم بین/ وانگه بنگر سحر حلال سحرم را

زان قطره اشک سحرم در صدف دل/ بین دّر یتیم من و یکتا گهرم را/ در هجر تو اشکم شده خونین به صباحی/ باز آی و نگر سرخی چشمان ترم را

من مرغ غزل خوان توام ای گل زیبا/ بشکفتن تو باز کند بال و پرم را/ من حامدم و طوطی طبعم شکر افشان/ ارزان نفروشم به کسی این شکرم را

شاعر در بخش پی نوشت‌ها درباره واژگان سحر حلال سحر توضیح می‌دهد: این کلمات اشاره به حدیث «انَّ مِن الشِعر لحُکمه و انَّ مِن البَیان لَسحرا» که اهل ادب شعر را «سِحر حلال» می‌دانند و می‌نامند، اشاره دارد.

«شکوه فراق» نام سروده‌ای در فصل مدایح و مراثی است که خواندن آن در این روزهای شهادت و فراق سردار دل ها و یاور صدیق امام زمان(عج) حاج قاسم سلیمانی عزیز، خالی از لطف که نیست، بلکه شنیدنی و روح افزاست.

نام آن دلبر که چون گیسو پریشان می‌کند/ کوی و برزن را به مویش عنبرافشان می‌کند/ می شود یک شهر مست و زار و حیرانش چو او/ عنبر گیسوی پر تابش پریشان می‌ کند

نازم آن چشم سیاهی را که با نور نظر/ کافران را طُرفه العینی مسلمان می‌کند/ بوی یوسف بر مشامم آید از مصر فراق/ چاره‌ای بر دیدگان پیر کنعان می‌کند

عهد خواندم در سحر ناگه ندا آمد به گوش/ وای بر آن کس که نقض عهد و پیمان می کند/ گفتمش صد شکوه دارد از فراق روی تو/ گفت عاشق این چنین شکوه فراوان می‌کند

نور ایمان را فروزان کن به دل/ کو چو آید بس نظر بر اهل ایمان می کند/ حامدا این غصه و غم ها به پایان می رسد/ چهره زیبای خود را او نمایان می کند

عنوان فصلی از کتاب «یاد یاران» است. اشعار و سروده هایی که برای شهدا و جانبازان و ایثارگران سروده شده و تعدادی از آنها در یادمان ها و یادواره های مختلف شهدای استان اصفهان و سایر شهرهای کشورمان خوانده و منتشر شده اند.

دو فصل دیگر با نام و نشان «غمنامه هجر» و «شوق ظهور» سروده‌هایی درباره عصر ظهور و مهدی فاطمه است که یکی از آنها با عنوان «اقیانوس ناز» را مرور می کنیم.

گریه گریه قطره قطره آه آه/ ناله ناله ضجّه ضجۀ هر پگاه/ باغ من هجران رویت جان من/ تیره تر شد روزم از شام سیاه

در زلال اشک مشتاقان نگر/ پرده را بالا بزن از روی ماه/ جرعه ای نوشان مرا از معرفت/ می شوم سیراب یک شربت نگاه

این من و این آزر این اشتیاق/ توشه ای ناچیز و سختی های راه/ این من و این ادعای عاشقی/ کوله باری روی دوشم از گناه

ای تو اقیانوس ناز و من نیاز/ در هجوم سیل طوفان بی پناه/ حامدا گر در ره او جان دهی/ حاصل عمرت نمی گردد تباه

فصل «مویه های غربت» حاوی ۴۰ غزل است که در دوران اسارت علیرضا لطفی در اردوگاه موصل رژیم بعث عراق سروده شده اند.

غزل شماره ۱۵

سالیانی در وصالت گریه زاری کرده ام/ با خیال گیسوانت بی قراری کرده ام/ بر فراخ سینه بذر مهر تو پاشیده ام/ با دو چشم اشکبارم آبیاری کرده ام/ در جوار شاهدان عرصه دلدادگی/ در مصاف دشمنانت جان نثاری کرده ام/ هر زمان مخمور جام و باده ساقی شدم/ با زلال یاد تو ترک خماری کرده ام/ در غم جانسوز مظلومان دشت کربلا/ همنوا با شعر حامد سوگواری کرده ام

«حامدا و حامد» تخلص های شاعر اصفهانی در اشعار و نوشته های او هستند.

شعرهای چند نیز درباره اصفهان بویژه حماسه بزرگ اصفهانی ها در عملیات محرم آبان ماه سال ۱۳۶۱ در کتاب موجود هستند. بیشتر واژگان بکار برده شده در ابیات مضامین و کلماتی هم ردیف سِحر و سحر، عشق، ظهور، آرزو، شهادت، ماه، ساقی و می و غم هستند و تقریبا همه اشعار حول و حوش همین مصادیق دور می زنند و از غنای گسترده واژگانی در ادبیات کمتر بهره ای دارند.

مجموعه شعر«سِحر حلال سحر» در ۴۱۰ صفحه توسط انتشارات کانون پژوهش استان اصفهان روانه بازار کتاب و مطالعه شده است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =