ملکیان: بین نیاز و خواسته باید تفکیک قائل شد

تهران-ایرنا- مصطفی ملکیان گفت: اگر خیررسانی بخواهد از عقلانیت برخوردار باشد باید بین نیاز و خواسته تفکیک قائل شویم. چنین نیست که من هر چه نیاز داشته باشم را بخواهم و هر چه را هم می‌خواهم به آن نیاز داشته باشم.

به همت موسسه دارالاکرام و با همکاری نشر نی، در دومین نشست از سلسله نشست‌های خیر و خرد، کتاب دیگردوستی موثر؛ رساندن بیشترین خیر چگونه فهم ما را از زندگی اخلاقی تغییر می‌دهد، معرفی و رونمایی شد. در این نشست که در پژوهشگاه فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی برگزار شد، مصطفی ملکیان، محمدرضا جلایی‌پور به صورت حضوری به عنوان نویسندۀ دو مقدمه بر کتاب و پیتر سینگر نویسنده و آرمین نیاکان مترجم کتاب به صورت ویدیویی به بیان نکات خود پرداختند. 

نباید از اینکه کمک موثر باشد غفلت کنیم

سینگر در ابتدای پیام ویدیویی خود، ضمن اظهار خوشحالی از برگردانی کتاب خود به زبان فارسی گفت: ایده دیگر دوستی موثر از دو عنصر تشکیل شده است. اول لزوم کمک به دیگران و دوم انجام این امور به موثرترین صورت.

وی با اشاره به اینکه در اسلام هم توصیه شده است که بخشی از ثروت را به فقرا انفاق کنیم گفت: خیلی از اهل انفاق و خیرین فکر می کنند مهم نیست که کمکشان چقدر موثر باشد. این درست نیست. برخی کمک‌ها ۱۰ برابر، برخی ۱۰۰ برابر و بسا بیشتر موثر است و برخی دیگر اینگونه نیستند. در منطق دیگردوستی موثر ما می اندیشیم که کمک ما چگونه بیشترین خیر را به جامعه خواهد رساند. به گونه‌ای که حتی با مبالغ کم بتوانیم تاثیر زیادی بگذاریم. در این زمینه حتی گاهی کمک به حیوانات تاثیر بیشتری در خیرگستری ایفا می کند.

وی در پایان سخنان خود اظهار امیدواری کرد که این قبیل آثار و کتاب‌ها در ایران، بستر تشکیل گروه‌های دیگر دوستی موثر باشد. گروه‌هایی که با انتشار و هم رسانی اطلاعات درباره راههای موثر خیرخواهی و نیکوکاری به گسترش این ایده خیر مدد می‌رساند.

دیگردوستی موثر هم فلسفه است و هم پویش

جلایی پور به عنوان اولین سخنران این نشست در ابتدای سخن با یادکردِ درگذشتن آزاد و فرهاد خسروی دوبرادر کولبر گفت: شاید اگر شهروندان ایرانی بیشتری، دیگردوستانه و موثر در این امر دخالت میکردند، این اتفاق نمی‌افتاد. در این زمینه کارهایی نظیر بیمه کولبران، بورسیه کودکان کولبر از سوی موسسات خیریه نظیر دارالاکرام، سیاست‌های رفاه عدالت‌گستر و پیگیری پیمان تجارت آزاد ایران و عراق از جمله اقدامات دیگردوستانه موثر است و می‌تواند مانع تکرار این واقعه تلخ شود.

وی ادامه داد: دیگر دوستی هم یک فلسفه است و هم یک پویش اجتماعی. پویشی که در کشورهای توسعه یافته قوی‌ترین پویش خیرگستری در سال‌های اخیر بوده است. در این ایده همگان تلاش می‌کنند که بیشترین خیر ممکن را به همدیگر برسانند.

این پژوهشگر علوم اجتماعی ادامه داد: این ایده اولین بار توسط ویلیام مَک‌اَسکیل در سال ۲۰۰۰ ابراز شد. بیشتر از آن در سال ۱۹۷۲ در مقاله «قحطی فراوانی و اخلاق» مبنای اصلی این فلسفه در عرصه آکادمیک از سوی پیتر سینگر مطرح شده بود. از سال ۲۰۱۲ مک‌اسکیل بنیادی را درست کرد که مأموریتش سامان فعالیت های خیرگستر با ایده دیگردوستی موثر بود. در این ایده دو پیش‌فرض وجود دارد. پیشفرض اول این است که ما وظیفه داریم خیررسانی کنیم و از هزینه‌های تجملاتی خود بگذریم. پیشفرض دوم اینکه همه کمک ها ارزش برابر ندارند. بلکه با سنجش‌گری عقلانی باید نیکوکاری‌های اثربخش را برگزینیم. سینگر در کتاب خود با دو آزمایش ذهنی غرق شدن یک کودک در حوض پارک و امکان از بین رفت کودکانی که بر روی ریل قطار در حال بازی هستند، مخاطبان را اقناع و همراه می‌کند.

وی در ادامه با بیان این پرسش انتقادی که چرا در ایران کتاب های موثر و تحول برانگیز در حوزه اخلاق هنجاری متشر نمی‌شود گفت: سینگر مدافع فایده‌گرایی عمل‌محور است. اما اگر شما مبانی فلسفه اخلاقی غیر از این، نظیر فضیلت محوری داشته باشید باز هم با او در این ایده همراه خواهید بود این ایده در حدود ۱۰ سال پیش وارد نهادسازی شده است و در بسیاری از پایتخت‌های کشورهای کشورهای توسعه یافته در حال گسترش است.

جلایی‌پور در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ساده زندگی کردن و اختصاص دادن بخشی از درآمد به کار خیر از اصول دیگردوستی موثر است. هزینه کردن بخشی از بدن هم از موارد این سبک زندگی به شمار می رود. اغلب فعالان این جنبش گزارش می‌دهند که معناداری و نشاط زندگی‌شان بعد از ورود به این مسیر افزایش پیدا کرده است.

وی در بیان برخی نهادها و مراکز بنیانگذاری شده مبنی بر ایده دیگردوستی موثر گفت: در اینترنت کلاس آنلاین و رایگان پیتر سینگر در حوزه دیگر دوستی قابل استفاده است. از جمله نهادهای دیگر در این زمینه سازمان «سنجیده ببخش» است که در حوزه اولویت بندی اهداف خیر فعالیت می کند. این سازمان تلاش می‌کند از بین خیریه ها، خیریه هایی که بیشترین شفافیت و اثربخشی را دارند معرفی کنند. سازمان «بخشیدن آنچه می توانیم» و سایت «انتخاب شغل های خیررسانِ موثر» که در آن هزاران نفر مسیر شغلی خود را به سوی مهم ترین شغل‌های خیررسان تغییر داده‌اند از دیگر نهادهای برآمده از این ایده است. همچنین سازمان «بی‌واسطه ببخش» هم وجود دارد که در جهت رساندن پول به فقیرترین افراد کشورهای آفریقایی تلاش می‌کند.

جلایی پور در بخش پایانی سخنان خود گفت: در ایران مبالغ قابل توجهی در حوزه امور خیریه صرف می‌شود، اما کمتر به سنجش‌گری عقلانی در این زمینه برای برگزیدن موثرترین خیر توجه داریم. فلسفه دیگر دوستی موثر می‌تواند این روند را اصلاح کند.

جهان جدید دچار ابتذال شرّ است

آرمین نیاکان مترجم کتاب که به صورت پیام ویدیویی در نشست شرکت بوده بود، گفت: سعادت امری گروهی و جمعی است و ما باید برای آن دست به تشکیل نهاد بزنیم. در فلسفه دیگردوستی موثر به تمرکز، انصاف و سواد رسانه‌ای برای عمل کردن نیاز داریم. پس ما نیازمند آموزش هستیم.

وی افزود: دنیای جدید به قول هانا آرنت دچار ابتذال شر است. چنانکه ما می‌توانیم با تصمیمات کوچک و به ظاهر بی خطر شر تولید کنیم. یکی از دستاوردهای دیگردوستی موثر این است که به آسانی هم می‌شود خیر رسانید.

مترجم کتاب «دیگردوستی موثر» ادامه داد: در روانشناسی دیگر دوستی موثر گفته می‌شود که پناه بردن به پیچیدگی، عدم قطعیت باعث شده است که ما بیشترین خیر ممکن را نرسانیم. خَیر دیگردوستِ موثر اما با خیررسانی، روحیه‌ای با نشاط و روانی سالم دارد. در دیگردوستی موثر گفته می‌شود که ما شیر فروش محله نیستیم، بلکه پدر و مادر فرزندی هستیم که باید شیر سالم به فرزندمان برسانیم. ما نیازمندیم روی پروژه‌های از جمله خطر جنگ هسته‌ای و خطرات اقلیمی که تاثیراتی به مراتب بیشتر دارند، تمرکز کنیم.

بین نیازها و خواسته‌ها تفکیک قائل شویم

مصطفی ملکیان در ابتدای سخن ضمن انتقاد از وجود مواردی نظیر گورخوابی و کولبری در کشوری که سرشار از منابع زیرزمینی و روزمینی است گفت: در این وضع سخن از عقلانیت و اخلاق به شوخی شبیه است.

استاد حوزه اخلاق و فلسفه افزود: من هر آنچه بخواهم بگویم را سینگر گفته است. یک نکته مهم در مسئله دیگرگزینیِ موثر یا بیشترین خیر ممکن و نه فقط خیر رساندن این است که اگر خیررسانی‌ها قرار است از عقلانیت برخوردار باشند باید بین نیاز و خواسته تفکیک قائل شویم. این تفکیک بسیار مهم است. چنین نیست که من هر چه نیاز داشته باشم را بخواهم و هر چه را هم می‌خواهم، به آن نیاز داشته باشم. این نکته در فلسفه اخلاق و اساساً در همه علوم انسانی امر بسیار مهمی است.

ملکیان در ادامه با ذکر اقتضائات عقلانیت در جهت خیررسانی گفت: عقلانیت اقتضا می کند در زمان خیر رسانی به سه نکته توجه داشته باشیم. اولاً خواسته‌های آدمی تمامی ندارد و هیچ‌گاه نمی توانیم خواسته‌های یک نفر را به صورت مستوفا برآورده کنیم. بلکه این نیازهای یک انسان است که بینهایت نیست. دوم اینکه اساساً خواسته‌های دیگران را بر آوردن، خدمت به دیگران نیست بنابراین دلیلی وجود ندارد که من عملی را انجام دهم که از احکام و قواعد اخلاقی تخطی کنم. سوم اینکه اساساً نه دریافت کننده کمک، بلکه خود من هم اگر نیاز به نیازهای خود اکتفا می‌کردم و به خواسته‌ها تن نمی‌دادم انسان های دیگر به فقر مبتلا نمی‌شدند. اگر سرمایه دارانی که به ثروت رسیدند به ضروریات زندگی خود اکتفا می کردند چه بسا دیگران آنقدر به فقر و فلاکت مبتلا نمی‌شدند. من با این ایده مخالفم که کاروان تمدن بشری را حرص و طمع و افزون‌طلبی انسان‌ها به اینجا رسانده است.

وی در ادامه گفت: ممکن است فرد دریافت‌کنندهٔ کمک، کمک من را صرف خواسته‌هایی بکند که به صلاحش نباشد. من اگر شفیق او باشم پیگیری می‌کنم کمکی که کرده‌ام در نیازها و صلاح‌ او صرف شود. چرا که متاسفانه این واقعیت وجود دارد که فقر مادی به فقر فرهنگی هم منجر می‌شود. متاسفانه بسیاری از فقیران آن فرهیختگی را ندارند که بهترین استفاده از کمک دیگران به خود را بکنند. آنچه که حکما عقل معاش می‌گویند. یکی از بزرگترین کارهای خیریه‌های ما بعد از کمک مالی این است که بهترین روش استفاده از مال را به مستمندان اموزش دهند و به حال خود رهایشان نکنند.
این پیشفرض که خود شخص بهتر می‌داند که پولش را چگونه خرج کند پیشفرض درستی نیست. این را هم بگویم این نکته اصلا به معنای مداخله جزء به جزء در زندگی شخص نیست. این خلاف کرامت انسانی انسان است. بلکه به معنای دیدن آموزش های لازم هم از سوی کمک‌کننده و هم از سوی دریافت کننده کمک است. آموزش هر دو در زمینه نیاز نداشتن به اموری بیش از ضروریات زندگی.

ملکیان افزود: پیتر سینگر در کتاب خود به این امر توجه نداشته است که آموزش فرهیختگی هم در کمک هم لازم است.

ملکیان در ادامه ضمن اشاره به فضیلت ساده زیستی گفت: ما برای کمک به دیگران و هم برای اینکه دیگران به فقر دچار نشوند باید ساده‌زیستی را بیاموزیم. ساده‌زیستی دو ویژگی عمده دارد. وقتی من ساده‌زیست نیستم، طبعاً زندگی تجملی و اشرافی دارم. برای تامین این زندگی اشرافی باید درآمد داشته باشم. چون مصرف زیاد است پس باید بیشتر اوقات شبانه روز را صرف تامین درآمد زیاد خود کنم. نتیجه این می‌شود که من نمی‌توانم به نیازهای ذهنی، روحانی، معنوی و درونی خود بپردازم. برای مغفول نماندن نیازهای معنوی ما باید به حد ضروریات بیولوژیک به نیازهای خود اکتفا بکنیم. چون ما نیازهای روحانی ذهنی و معنوی هم داریم. نهضت ثورو بعد از سال ۱۹۲۴بر این نکته تاکید داشت. نکته دوم هم این است که ساده زیستی فقرزدا است. نه فقط به معنای آنکه ما با ساده‌زیستی می‌توانیم درآمدی را به فقرا اختصاص دهیم. بلکه اگر من ساده زیست باشم نمی‌گذارم فقر در جامعه پدید بیاید. از این‌ رو ساده‌زیستی یک وظیفه اخلاقی در جلوگیری از پیدایش فقر است‌.

نظریه‌پرداز نظریه «عقلانیت و معنویت» در بخش بعدی سخنان خود بر لزوم توجه به ظرفیت خود در اخلاق انفاق گفت: اخلاق انفاق هم ظرفیت دارد. ممکن است من از لحاظ روانی و ذهنی آماده پرداخت n تومن به یک موسسه خیریه را داشته باشم. حتی اگر توانایی پرداخت ۱۰n ًثروت هم داشته باشم، بیشتر از ظرفیت ذهنی خود انفاق کردن مثلاً به جهت ناظر بودن دیگری بر این امر، موجب می شود که من خودم، فقرا و موسسات بانی خیریه را سرزنش و نکوهش کنم. این به زیان خود فرد تمام شده است. اخلاقی زیستن بر خلاف حقوق باید در آزادی مطلق صورت بگیرد. ما باید به پتانسیل خودمان توجه کنیم و نباید فوق ظرفیت ذهنی و روانی مان کار نیکو کنیم. انجام عمل فوق ظرفیت نیکوکاری ما را نسبت به عمل معنوی کم انگیزه می‌کند، چون ما در انجامش حظ معنوی نبرده‌ایم. ما باید به ظرفیت اخلاقی خود در همان لحظه به خصوص اعتنا کنیم. هرچند که کوشش می‌کنیم ظرفیت اخلاقی‌مان را تکمیل‌تر کنیم و فراتر ببریم.

ملکیان در ادامهٔ این تاکید و توصیه گفت: موسسات خیریه نباید دیگران را در اوضاع و احوالی قرار دهند که افراد فوق پتانسیل‌شان عضو شود و خیر برسانند. این کار بالعکس باعث انحطاط معنوی می‌شود. روی صحنه آوردن شخص و انگیزه دادن به دیگران نباید موجب شود که فرد به فوق پتانسیل خود در فعل خیر اخلاقی وادار شود. ما در اخلاق نمی‌خواهیم صرفاً دیگرگزینی کنیم، بلکه باید به خودشکوفایی خودمان هم توجه داشته باشیم.

این استاد فلسفه در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به کتاب‌های سینگر و امثال آنها گفت: تا تهوع نباشد، تحولی رخ نخواهد داد. کتاب های سینگر این خاصیت را دارد که ما را دچار تهوع از وضعیت کنونی‌مان به سوی تحول روحی می‌کند. به گونه‌ای که می‌گوییم اگر این زندگی است که ما داریم، زندگی کسانی نظیر او که وقف گسترش ایده‌های خیر است، پس چیست؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =