۱ دی ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۰۳
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83602890
۰ نفر

برچسب‌ها

سینمای دهه ۵۰، آینۀ روزگار پیش و پس از انقلاب

دهه ۵۰ را می‌توان دهه‌ای تاریخی و منحصربه فرد در تاریخ سینمای ایران دانست؛ دهه‌ای که به یک باره جریان و جهت سینما را تغییر داد و معضلات و امکان‌هایی را برای سینماگران به وجود آورد.

اساساً سینما را نمی‌توان به‌عنوان پدیده‌ای منفک از جامعه و شرایط اجتماعی دورۀ معاصرش دید. سینما همانند انواع شش‌گانه دیگرِ هنر، به‌شدت متأثر از ظرف زمانه خویش است و مظروف را بر اساس هر آنچه در جامعه در جریان است، شکل می‌دهد؛ چنانچه می‌بینیم که دغدغه‌های آرمان‌خواهی در فیلم‌ها در زمانی که جوامع درگیر انقلاب‌های داخلی‌اند یا بازتاب‌هایی از رشادت، ملی‌گرایی و تقلای صلح در زمانی که درگیر جنگ‌های خارجی هستند به اوج می‌رسد. همچنین مؤلفه‌هایی چون مذمت بی‌عدالتی اقتصادی، مذمت سرمایه‌داری، تقدیر از آزادی و آزادی بیان، نمایش سیاهی‌ها، فقر، آسیب‌های اجتماعی و ... در دوره‌هایی خاص که جوامع با چنین مسائلی دست و پنجه نرم می‌کنند، برجسته است.

به‌نوعی سینما آیینه زمان خویش است و حال و احوال مردم را منعکس می‌کند و به‌موازات پیشرفت فناوری، جای بزرگی را اشغال کرده که پیش‌ازاین شعر و ادبیات و نقاشی و موسیقی آن را بازتاب می‌دادند.

بر این اساس رجعت به سینما و برجسته ساختن مؤلفه‌های آن، نام‌ها، فیلم‌ها، موضوعاتی که ساخته و دیده‌شده‌اند و حتی فیلم‌هایی که در هر دوره مجوز نگرفته و توقیف‌شده‌اند، حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند چراکه نماینده افکار، گرایش‌ها و دغدغه‌های سازندگان و دردهای زمانه خویش‌اند.

دهه ۵۰ در تاریخ سینمای ایران دهه‌ای مهم است که شاید بیش از هرجای دیگری می‌توان رنگ و بوی انقلاب را در آن دید. اگر در ادارات دولتی، در زندگی روزمره و در مناسبات اجتماعی پیش‌بینی بروز انقلاب برای بسیاری تا قبل از پاییز ۵۷ غیرممکن، اما ساخته‌های سینمایی آن روزگار نشان می‌دهد که پیش‌بینی این مهم برای سینما ممکن‌تر بود.

در روزهایی که فیلمفارسی‌ها سینما را به رخوتی از سوژه و مضمون و محتوا کشانده بودند، فیلم‌هایی در همین دوران ساخته می‌شد که به‌شدت حکومت را آزار می‌داد و تمایلی اغراق‌آمیز در جهت سرکوب و نادیده گرفتن‌شان وجود داشت. نگاهی به فیلم‌های روی پرده و همچنین فیلم‌های توقیف‌شده در این دوران، می‌تواند سرنخ‌های مهمی ازآنچه حکومت می‌خواست و آنچه مردم می‌خواستند را  به تصویر بکشد؛ خواسته‌هایی که البته هرگز در یک‌سو نبودند.

درواقع و در یک دسته‌بندی کلی مفاهیم عمده دهه ۵۰ در سینمای ایران را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ اول، نگاه گیشه و فروش در ژانر فیلمفارسی‌ها است که در نازل‌ترین محتوا و به لطف دستیابی به فرمول فروش جلو می‌رفتند؛ و دوم، گروهی که حرف‌های تازه‌ای برای گفتن داشتن، با سینمای اصیل جهان آشنا شده و عمدتاً تحصیل‌کرده مدارس سینمایی روز جهان بودند و بعضاً حتی نیم‌نگاهی هم به گیشه نداشتند. چراکه در پی اهداف و آرمان‌های بزرگ‌تری بودند ( فیلم «خانه کنار دریا» به کارگردانی «هوشنگ کاووسی» در انتهای دهه ۴۰ و ابتدای دهه ۵۰ مثالی برجسته از این جنس آثار است. خانه کنار دریا فیلمی سیاه‌وسفید با بازیگرانی نه‌چندان مشهور است که زبانی برای بیان آرمان‌های فیلم‌ساز بود و نه گیشه. چنان‌که  به گفته کاووسی، باوجود این‌که خود تهیه‌کننده و صاحب این فیلم بود، اما به دنبال فروش بالا و به دست آوردن سرمایه‌ای هنگفت از نمایش این فیلم نبود، وگرنه از چهره‌های پول‌ساز آن روز سینمای ایران در فیلمش استفاده می‌کرد).

در این دوره عمده حساسیت‌ها و آنچه تیغ سانسور را شامل می‌شود، مفاهیمی است که حساسیتی را نسبت به حکومت، شاه یا بیداری اذهان ایجاد کند و به‌صورت خلاصه حساسیت‌های ایدئولوژیک، مشخص‌کننده سرنوشت فیلم‌ها و تولیدات سینمایی است. بر همین اساس است که می‌بینیم عمده فیلم‌های توقیفی در این دوره حاوی مضامین روشنگر، نمایش فقر توده‌ها و وضعیت نابسامان اجتماعی و اقتصادی، یا نمایش مصائب مردم در یک نظام شاهنشاهی بود. چنانچه فیلم‌های مطرح و فیلم‌سازان برجسته آن دوران یا دچار ممیزی و حذفیات و یا اصلاحات بسیار می‌شدند. فیلم‌های «رگبار» و «غریبه» و «مه» ساخته «بهرام بیضایی»، فیلم‌های «گاو» و «آقای هالو » و «پستچی» اثر داریوش مهرجویی،  «گوزن‌ها» از مسعود کیمیایی و «شازده احتجاب» به کارگردانی «بهمن فرمان آرا» نمونه‌ای ازاین‌دست فیلم‌ها هستند.

از سوی دیگر در همین دوره فیلم‌هایی را داریم که در یک برزخ گیر می‌کنند و تا سال‌ها اجازه نمایش و اکران نمی‌یابند. «دایره مینا» ساخته «داریوش مهرجویی» (سال ۱۳۵۱) یک نمونه برجسته در این زمینه است. فیلمی که شرایط اسفناک بازار خریدوفروش خون را نشان می‌دهد. فیلمی که می‌توان آن را نوعی مستند داستانی به دلیل به تصویر کشیدن یکی از دردناک‌ترین معضلات جامعه یعنی فروش خون توسط فقرا دانست. فیلمی که آن‌قدر اثرگذار بود که باعث تأسیس سازمان انتقال خون ایران شد. مگر سینما می‌تواند رسالتی بزرگ‌تر از این داشته باشد که در نقش یک مصلح اجتماعی ظاهر شود؟

اما به‌رغم این تفاسیر این فیلم ۵ سال در توقیف بود (در سال ۱۳۵۶ با بازتر شدن فضای سیاسی، با حذف و ممیزی‌های فروان، اجازه اکران می‌یابد) و در این مدت به جشنواره‌های بین‌المللی راه یافت و برنده چند جایزه نیز شد، اما در جشنواره «سپاس» –جشنواره سینمایی دوره پهلوی- مجال ارائه و نمایش هم نیافت. پس از دیده شدن دایره مینا در محافل سینمایی خارجی، برای نخستین بار زمزمه حضور اثری از سینمای ایران در آکادمی اسکار مطرح شد و این فیلم تا مرز حضور در اسکار پیش رفت. پیش‌ازاین هم فیلم‌های متعددی تجربه این توقیف‌ها را داشتند، اما دایره مینا به دلیل سرگذشت و حواشی‌اش و همچنین به دلیل ترسیم معضلات دردناک جامعه در دوره خود برجسته شد.

فیلم «آرامش در حضور دیگران» ساختۀ «ناصر تقواییم هم فیلم دیگری است که پس از چهار سال توقیف در سال ۱۳۵۲ و بعد از حذف حدود بخش‌هایی زیادی از این فیلم بر پرده می‌رود.

«یک اتفاق ساده» اثر مرحوم سهراب شهید ثالث، «باغ سنگی» ساخته پرویز کیمیاوی، «بوف کور» به کارگردانی  کیومرث درم‌بخش، «شطرنج باد»  از محمدرضا اصلانی و بسیاری دیگر از فیلم‌های تولیدشده در آن دوران ازجمله مواردی هستند که بدین سرنوشت دچار شدند. 

در همین دهه (۵۰) شاهد آن هستیم که فیلم‌هایی که هدفی ورای گیشه و فروش دارند، بعضا چنان در برزخ ممیزی گرفتار می‌شوند که خروجشان با تردیدهای متعددی همراه می‌شود. برخی، بعد از تغییر حکومت و ارزش‌ها مجال بروز یافتند. «سایه‌های بلند باد» اثر «بهمن فرمان آرا» و «جنگ اطهر» از «محمدعلی نجفی» نمونه‌هایی ازاین‌دست هستند. اما برخی حتی پس از انقلاب هم تاکنون راهی به پرده پیدا نکرده و هرگز رنگ اکران را ندیده‌اند. برای مثال،«ملکوت» ساختۀ «خسرو هریتاش» و «شطرنج باد» از محمدرضا اصلانی جزو فیلم‌هایی بودند که به دلیل تغییر ضوابط، هرگز امکان نمایش یافتند.

اگر در دهه ۵۰ و در موضوع مفاهیم برجسته این دوران مشکلات محتوایی در تولید آثار کمرنگ و مباحث ایدئولوژیک پررنگ و برجسته بود، اما این مسائل در اواخر دهه ۵۰ و پس از انقلاب معکوس شد.

بدین معنا که در این دوره از حیات سیاسی ایران (به‌ویژه در ابتدای آن) حساسیت‌ها به سمت اصول اخلاقی و مضامین رفت. اما به دلیل ایجاد یک فضای سیاسی باز امکان فیلم‌سازی با ایدئولوژی‌های متعدد برای مدت کوتاهی فراهم شد. فیلم «حرف بزن ترکمن» از «رضا علامه زاده» که اساساً با بودجه سازمان فدائیان خلق ساخته‌شده بود ازجمله فیلم‌هایی است که متأثر از این دوران ساخته شد؛ اگرچه مجوز نمایش دریافت نکرد. 

برای فیلم‌سازان و فضای سینمایی که در اواخر دهه ۵۰ و حکومت پهلوی دچار خفقان و تیغ سانسور شده بود انقلاب به‌سان دریچه‌ای از بیم‌ها و امیدها بود که بسیاری را امیدوار به ساخت آثار در این دوره ساخت. در فضای انتقادی و اعتراضی پیش از انقلاب در ماه اسفند۱۳۵۶ اداره کل امور سینمایی اعلام می‌کند که برای مقابله با ورود فیلم‌های بی‌ارزش جنسی، دیگر به چنین فیلم‌هایی مجوز نمایش نخواهد داد. بااین‌حال، در این ماه ۱۰۰ فیلم مبتذل پروانه نمایش می‌گیرند.

تجربه و تاریخ یک سده گذشت در ایران نشان می‌دهند که همواره مداقه و نظارتی از باب سیاست و مؤلفه‌های سیاسی از جهت دولت و حکومت بر فیلم‌ها و تولیدات سینمایی وجود داشته است. نظارت حکومتی بر جریان سینما و روند فیلمسازی در هر دوره براساس مصلحت حکومت و مسائل ایدئولوژیک تنظیم و اعمال بوده است؛ مصلحتی که لزوما ربطی به مسائل اخلاقی نداشته و شاید این مباحث، اولویت حکومت به ویژه در دهه موردبررسی نبوده اما این موضوع یک مطالبه مردمی و خواسته‌ای از وجدان جمعی بوده است. به عنوان مثال در سال‌های ابتدایی حکومت رضاشاه، مطبوعات وقت درخواست‌های مکرری از حکومت و مسئولین ذیربط، مبنی بر ایجاد سانسور و نظارت بر فیلم‌ها داشتند.

این مطالبات بیشتر در زمینه زدودن صحنه‌های غیراخلاقی و مهیج جنسی بود؛ در مجله آئینه ایران به تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۰۹ آمده‌است: «این پر واضح است که وجود سینما برای دو قسمت باید فوق‌العاده مفید باشد. یکی برای تهذیب اخلاق و دیگری برای تفریح دماغ، اما راجع به تهذیب اخلاق تصور می‌کنم درست نقطه مقابلش از سینماهای طهران تاکنون حاصل شده‌است، زیرا در اینجا ظاهراً فیلم‌ها سانسور نمی‌شود و اگر هم فرضاً سانسور شود از نمایش فیلم‌هایی جلوگیری می‌شود که از لحاظ سیاست انتشار آن‌ها صلاح نباشد، والا در خصوص اخلاق محققاً توجهی به این موضوع نمی‌شود. فیلم‌های سینمای ایران که اکثراً از فیلم‌های فرانسه است طوری مهیج شهوت و عشق بازی است که حتی پیرمردهای هشتادساله هم را تحریک می‌کند تا چه رسد به جوان‌های عزب و دختران معصوم که برای تهذیب اخلاق! به سینما آمده‌اند. گویا شهوت پرستی در اینجا به قدری کم است که باید مخصوصاً سینماها پول گزافی گرفته و شب‌ها طریقه و اصول آن را توسط فیلم به مردم یاد دهند».

در نهایت دهه ۵۰ را می‌توان دهه‌ای تاریخی و منحصربه فرد در تاریخ سینمای ایران دانست. دهه‌ای که به یک باره جریان و جهت سینما را تغییر داد و معضلات و امکان‌هایی را برای سینماگران به وجود آورد. مفاهیم و ارزش‌ها در این دهه دگرگون گردید و تولیدات نیز متعاقب آن در مسیری دیگر جریان یافت. تلاش برای فاصله گرفتن از کلیشه‌های رایج در فیلمسازی، زدودن نمودهایی که تعبیر به اخلاقی در فرهنگ اسلامی بودند و درنظر گرفتن شرایط آحاد جامعه و به ویژه فقر گسترده، فساد حکومتی، روشنگری توده‌ها و بهره‌گیری از سینما به عنوان ابزاری جهت بیان دغدغه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از مهمترین مولفه های سینما در این دهه است.

منابع:

مجله ۲۴، همشهری، سینما و تلویزیون، شماره ۵۵، مهرماه ۱۳۸۹، شماره شابک:۱۷۲۵–۵۷۸۸، تاریخچه ممیزی سینما در ایران/ فیلم، کاغذ، قیچی، نویسنده احسان رضایی، صفحه ۳۲ تا ۳۴.

فراستی، مسعود (۱۳۸۱). «بهترین‌های عمر ما: بهترین فیلم‌ها و فیلم‌سازان تاریخ سینما از نگاه ۵۵ منتقد سینمایی». نقد سینما (۳۳): ۷۲–۸۷.

تاریخ سینمای ایران (از آغاز تا سال ۱۳۵۷) نوشته مسعود مهرابی، نشر نظر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =