از هر ۱۴۵ دانش‌آموز یک نفر در خطر اعتیاد است

تهران- ایرنا- به گفته «نادر منصور کیایی»، مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش، هم اکنون ۱۰۰ هزار دانش‌آموز در معرض خطر اعتیاد و ۱۰ هزار دانش‌آموز دیگر مصرف کننده مواد مخدر هستند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که هم‌اکنون دامنگیر بخش قابل توجهی از قشر جوان جامعه به خصوص دانش‌آموزان شده، مصرف مواد  اعتیادآور است. به گفته نادر منصورکیایی، مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش در تارنمای  خبرگزاری «تسنیم» به تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، «حدود ۱۰۰ هزار نفر از دانش‌آموزان در معرض خطر اعتیاد هستند یعنی تجربه یک بار مصرف داشته یا از نظر علائم خطرپذیری، ریسک‌پذیر هستند. البته افراد مصرف‌کننده نیازمند درمان کمتر هستند و تعدادشان به ۱۰ هزار نفر می‌رسد که آنها را برای درمان و مددکاری به وزارت بهداشت و بهزیستی معرفی کرده‌ایم». این آمار نشان از بروز مسئله‌ به غایت مهمی است که می‌تواند تبعات گسترده‌ای برای جامعه به همراه داشته باشد. چرا که می‌توان گفت از جمعیت قریب به ۱۴ و نیم میلیون نفری دانش‌آموزان، از هر ۱۴۵ نفر دانش‌آموز، یک نفر در معرض خطر جدی اعتیاد قرار داشته که تجربه یکبار مصرف را دارند. این دانش‌آموزان فارغ از نقش عضویت در جامعه، از این جهت که در آینده‌ای نه چندان دور عهده‌دار مسئولیت‌های اجتماعی در بطن جامعه بوده و جریان‌ساز بسیاری از تعاملات و بخش‌های اجتماعی افراد هستند، حائز اهمیتند.

از آن‌جا که وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی آموزش و پرورش است، لذا پرداختن به معضلات و مشکلات دانش‌آموزان در این زمینه از اهمیت قابل توجهی برخوردار خواهد بود. گرچه مطابق با اعلام دفتر مذکور تاکنون تلاش‌هایی برای برنامه‌های مقاوم‌سازی دانش‌آموزان صورت گرفته است، اما باید بیش از پیش نسبت به راهکارهای ارائه شده در جهت رفع این چالش چاره اندیشی شود.

آسیب اجتماعی چیست؟

بنابر تعریف بسیاری از جامعه‌شناسان، آسیب‌های اجتماعی به آن دسته از رفتارهای اجتماعی اطلاق می‌شود که مطابق با ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و جمع زیادی از مردم نبوده و در صورت تداوم آن می‌تواند زیان‌های زیادی را برای کلیت یک جامعه فراهم آورد. بدین ترتیب مواردی نظیر اعتیاد، فرار از مدرسه و حتی کودکان کار نیز در دسته آسیب‌های اجتماعی قرار دارند.  

راهکارهای ایجابی، اقداماتی که هزینه‌برند تا کارآمد        

در مواجهه باآسیب‌های اجتماعی در مدارس غالباً دو رویکرد وجود دارد:  رویکردی که در این زمینه بیشتر مورد تأکید است، توجه به نفس بزه و اقداماتی نظیر تنبیه و طرد از مدرسه(زندان) است که اصولاً، مطابق با شواهد، ممکن است به صورت کوتاه مدت موثر باشد. اما باید در نظر داشت در این رویکرد، علاوه بر کوتاه مدت بودن راهکارها، هزینه‌های زیادی، چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ روانی و اجتماعی به دولت و افراد در معرض آسیب تحمیل می‌شود. 

رویکرد دوم در رابطه با افرادی است که به رغم مشابهت فراوان با بسیاری از همسالان، از نظر شرایط اقتصادی –اجتماعی، به علل خاصی(عدم آشنایی کافی با مهارتهای اجتماعی) دچار آسیب‌پذیری اجتماعی هم هستند. صاحبان چنین نگرشی تمام اندیشه و تلاش خود را متوجه شناخت عوامل پدید آورنده رفتارهای آسیب‌زا نموده و راه حل مسئله را در آموزش و ارتقای سطح آگاهی مهارت‌ها و انطباق‌پذیری اجتماعی فرد می‌دانند. این راه‌حل که در مقابل رویکرد دوم قرار دارد، در درازمدت، به صورت ریشه‌ای و نرم‌افزاری، مهارتهای اجتماعی را از طریق فرهنگ‌سازی به فرد آموزش می‌دهد.

بنابر نتایج تحقیق «فلاحیان» در سال ۱۳۹۴  عزم جدی برای یک نهضت فرهنگی وتغییر در نگرش و عملکرد مسئولین و مدیران و معلمان آموزش و پرورش لازم است تا در سطوح مختلف، این رویکرد کارایی لازم را داشته باشد. این نهضت باید بتواند موجب تغییر در نگرش‌های نمره محوری و رقابت‌های ناسالم وحافظه محوری کنونی شده و از فشار بیش از حد تکالیف و متون درسی که بعضاً بدون ارتباط با زندگی واقعی است و موجب به حاشیه رانده شدن و ترک تحصیل دانش‌آموزان ضعیف که مستعد گرفتار شدن در دام انواع آسیب‌ها هستند، جلوگیری کرد.

همچنین به گفته وی هر چند در روند تألیف کتاب‌های درسی جدید که از چند سال قبل آغاز شده، موضوعات و مهارت‌های مقابله با رفتارهای پر خطر به طور اندک به دو کتاب درسی مطالعات اجتماعی و تفکر و سبک زندگی دوره متوسطه راه یافته، با این حال به نظر می‌رسد این اقدامات هنوز حتی توان پاسخگویی نسبی در برابر معضلات رو به افزایش آسیب‌های اجتماعی نداشته و نیازها را در این زمینه برآورده نمی‌سازند.

نتایج تحقیقات یا شفاف نشده‌اند، یا مورد توجه قرار نمی‌گیرند

یکی از مهمترین گام‌ها برای حل آسیب‌های اجتماعی، انتشار نتایج تحقیقات انجام گرفته در این حوزه است. به عنوان مثال در هیچ قسمت از تارنمای وزارت آموزش و پرورش، بخشی که بتوان از طریق آن به انواع و میزان آسیب‌های اجتماعی در مدارس دسترسی پیدا کرد، وجود ندارد. قطعاً وجود «دفتر آسیب‌های اجتماعی» و «پژوهشگاه مطالعات» در این وزارت محل انجام تحقیقات مهمی در زمینه آسیب‌های اجتماعی است، اما نکته مهم شفاف نبودن نتایج این تحقیقات است. البته باید درنظر داشت که مطابق با تعریف «اندیشکده شفافیت برای ایران» اشاره به تحقیقات انجام گرفته و یا انتشار کلیاتی از آن در قالب یک گزارش رسانه‌ای، نشانگر شفافیت در این نهاد نیست.

درواقع شفافیت زمانی معنی‌دار خواهد بود که  مطابق با استانداردهای شفافیت، به صورت مستقیم و با حداکثر سه «کلیک» به نتیجه برسد. همچنین در تارنمای مرکز پژوهش‌های مجلس نیز نمی‌توان در این رابطه تحقیقی را یافت. به طورکلی آن‌چه که در رابطه با آسیب‌های اجتماعی در مدارس می‌توان بدان دسترسی داشت کلیتی از مجموعه تحقیقات است که در قالب یک مصاحبه رسانه‌ای و گذرا بدان اشاره شده است.

هرچند در زمینه علل رفتارهای پرخطر، اعتیاد و کج روی‌های دانش‌آموزان در کشور ایران مطالعات و پژوهش‌های متعدد جامعه‌شناسی و روان‌شناسی انجام شده است، اما برنامه‌های آموزشی پیشگیرانه‌ی مدرسه محور هنوز در آغاز راه بوده و جایگاه عملی چندانی در مدارس پیدا نکرده‌اند و در برخی پژوهش‌ها فقط به فقدان آموزش‌های مدرسه محور اشاره شده است.

برای مثال «فتحی و همکاران» در پژوهشی با عنوان «شناسایی علل گرایش روان شناختی نوجوانان به رفتارهای پر خطر»، به فقدان برنامه‌های آموزشی پیشگیرانه در مدارس در دوره متوسطه اشاره نموده و تنظیم کتابچه آموزشی مرتبط با پیشگیری از بزهکاری و آموزش آن توسط پلیس را به عنوان یک راهکار پیشنهادی مطرح نموده‌اند.

این در حالیست که از مدت‌ها قبل در امریکا و بسیاری از کشورها، برنامه‌های فشرده در این زمینه تدوین شده است. به عنوان مثال در بریتانیا بنابر گزارش یونسکو در سال ۱۹۹۵ علاوه بر برنامه‌های جدید، به مشاوران مدرسه و آموزش معلمان توجه زیادی شده است و از سال ۱۹۸۶ چند برنامه ویدئویی در قالب بسته‌های آموزشی تولید شده است. آلمان هم سابقه طولانی در آموزش‌های مدرسه‌محور در زمینه پیشگیری از رفتارهای پرخطر و مقابله با موادمخدر دارد که در این زمینه راهکارهای جایگزین مانند گسترش پروژه‌های هنری و تئاتر و موسیقی و غیره در بین نوجوانان تأکید داشته و با برخی دانشگاه‌ها در زمینه تربیت دبیر در این حیطه همکاری جدی داشته است.

این‌ها نمونه‌هایی است که می‌تواند با جرح و تعدیل و با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی، در ایران نیز با دقت بیشتر مورد تاکید قرار گرفته و اجرایی شوند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =