کودکی‌هایم اتاقی ساده بود

تهران - ایرنا - کودکان مراکز شبانه روزی هیچ فرقی با کودکان دیگر ندارند. آنها در شرایطی که خودشان در به وجود آمدن آن نقشی نداشته‌اند، متولد شده و با عنوان بی سرپرست یا بدسرپرست مجبور هستند شکل دیگری از زندگی را تجربه کنند. این کودکان با وجود حمایت های اجتماعی، نیاز به سرپناهی امن، تکیه گاهی پدرانه و محبتی مادرانه دارند.

شاید کتاب الیور توئیست دومین رمان مشهور چارلز دیکنز نویسنده مشهور انگلیسی را خوانده یا حتی نمایش یا فیلمش را دیده باشید. پسربچه یتیمی که در یک نوانخانه زندگی می کرد و غم تنهایی و نداشتن سرپرست مسیر سختی را در زندگی پیش رویش قرار داده بود. این رمان نمایانگر بخشی از واقعیت زندگی کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی است که به خاطر شرایطی که خودشان در به وجود آمدن آن نقشی ندارند، اغلب تسلیم وضعیت ناخوشایندی در زندگی شده و مجبور به تحمل سختی هایی خارج از تحمل شان هستند.

امروز اما نوانخانه ها یا یتیم خانه ها شکل دیگری به خود گرفته و حالا آنها را با عنوان مراکز شبانه روزی می شناسیم. طبق آخرین آمار و به نقل از وحید قبادی دانا رئیس سازمان بهزیستی کشور، ۲۶ هزار کودک بی سرپرست و بدسرپرست زیر پوشش این نهاد حمایتی قرار دارند که از این تعداد ۱۰ هزار کودک در مراکز تحت پوشش بهزیستی و ۱۶ هزار کودک نیز در خانواده های جایگزین به صورت فرزندخوانده، خانواده های جایگزین و امین موقت تحت پوشش قرار دارند.

۲۶ هزار رقم کمی نیست و نسبت به سال های گذشته آمار کودکان بد و بی سرپرست افزایش پیدا کرده است.

این درحالست که عدد و رقم دادن درباره تعداد این کودکان یک طرف ماجرا قرار دارد اما وضعیت نگهداری از آنها که اغلب در سنین حساس قرار داشته و نیاز به توجه و محبت و حمایت از سوی والدینشان دارند بحث دیگری است و آنها باید در مراکز شبانه روزی راه و رسم زندگی را مشق کنند. مراکزی که با پیش فرض بهترین حالت، یک سرپناه برای این کودکان محسوب می شوند.

در این مراکز کودکانی نگهدای می شوند که برخلاف تصور خیلی از مردم کمتر سرراه قرار گرفته اند و بیشتر ماحصل زندگی پدر و مادرانی هستند که تسلیم اعتیاط شده یا شرایط مناسب برای نگهداری از فرزندشان را ندارند. پس شاید بهترین گزینه نگهداری از کودک در مرکز شبانه روزی باشد.

خیلی از این کودکان در مراکز شبانه روزی زندگی شان را از سر می گیرند تا شاید روزی روزگاری زوجی که صاحب فرزند نمی شوند، وی را به فرزندخواندگی برگزیده و سرپرستی او را برعهده بگیرند.  

در این میان اما با توجه به شرایط فرهنگی جامعه، شاید خیلی از والدینی که قادر به فرزندآوری نیستند حاضرند روزها، ماه ها و سال ها با صرف هزینه های سرسام آور در مراکز پزشکی و درمانی یا فالگیر و دعانویس شانس باروری خود را افزایش دهند و منتظر کودکی از پوست و خون و استخوان خودشان باشند اما کودکی را به سرپرستی قبول نکنند.

به همین دلیل تعداد زوجینی که اقدام به گرفتن کودک از مراکز شبانه روزی می کنند، چشمگیر نیست. شاید همین ذهنیت باعث شود خیلی از این کودکان به جای تجربه محبتی مادرانه و پدرانه، در مراکز شبانه روزی بزرگ شوند و در نهایت در کنار مربی خود و بی هیچ سرپرستی راه و رسم زندگی را یاد بگیرند.

به همین دلیل این کودکان در مناسبت ها و اوقاتی که خیلی از بچه ها در کانون گرم خانواده و کنار پدر و مادرشان و اقوام حضور دارند و لحظات شادی را پشت سر می گذارند، باید در مراکز شبانه روزی کنار دوستانشان که شرایط شبیه به خود را دارند و مربی هایی که دایه بهتر از مادر هستند، تلخی و شیرینی زندگی را تجربه کنند.

در همین راستا به یکی از مراکز شبانه روزی غیردولتی که به سبک شبه خانواده از بچه ها نگهداری می کند، رفته ایم تا با گوشه ای از زندگی این بچه ها آشنا شویم. ۵۶ کودک و نوجوان بدسرپرست و بی سرپرست، روزهای عمرشان را در میان دیوارهای این موسسه پشت سر می گذرانند، مربی شان را مثل مادر دوست دارند و در سختی و مشکلات از حمایت خیریه زینب کبری (س) برخوردارند.

خانواده ای برای هزاران کودک بی سرپرست

در این خیریه بچه های بدسرپرست و بی سرپرست به صورت شبانه روزی و متناسب با رنج سنی شان ( بین ۳ تا ۱۵ سال ) در دو ساختمان مجزا از هم نگهداری می شوند. همراه با ساناز شکیبی مدیر اجرایی خیریه به ساختمانی می رویم که کودکان کم سن و سال آنجا حضور دارند.  

در این فاصله شکیبی از سابقه فعالیت خیریه زینب کبری (س) می گوید: نزدیک به ۴۰ سال از فعالیت این خیریه که با هدف نگهداری و حمایت از کودکان بد و بی سرپرست تاسیس شد، می گذرد.

وی ادامه می دهد: اینجا بچه ها به صورت شبه خانواده یعنی هر چهار تا پنج کودک با یک مربی و در دو شیفت زندگی می کنند و زندگی شبیه به خانواده دارند.

شکیبی توضیح می دهد که در این سیستم، میان کودک و مربی ارتباط عاطفی شکل می گیرد و مربی مثل مادر روی آموزش کودکان و رفتارشان نظارت دارد.

سال ها است در این مرکز بچه ها به این شیوه زندگی می کنند و با تلاش های مسئولان مرکز خیلی از آنها شانس آن را داشته اند که به فرزندخواندگی پذیرفته شوند. «در طول این ۴۰ سال فقط دو مورد برگشت کودکان را داشتیم و خدا را شاکریم چراکه کودکانی که برای سرپرستی قبول شده اند زندگی خوبی دارند، خیلی هایشان دانشگاه رفته، ازدواج کرده و صاحب زندگی و فرزند شده اند».

به گفته مدیر اجرایی خیریه، آنها اما کودکانشان را پس از واگذاری رها نمی کنند و از دور زندگی آنها را زیرنظر دارند و اگر با مشکلی مواجه شوند، آنها را حمایت می کنند. دلیل این کار را شکیبی این طور توضیح می دهد: ما خانواده این کودکان هستیم و این وظیفه هر خانواده ای است که فرزندانش را حمایت و مراقبت کند.   

شبیه خانه

وارد مرکز نگهداری از کودکان می شویم. همه چیز شبیه یک خانه به نظر می رسد. خانه ای پرجمعیت. از راهروی ورودی خانه ویلایی که داخل می شویم، میز بزرگ نهارخوری در ورودی خانه قرار گرفته است. آن طرف تر روی شومینه چند تابلو و دو شمعدان شاه عباسی به چشم می خورد. نزدیک ظهر است و بوی غذایی گرم و دلچسب در فضای خانه پیچیده. کفش هایمان را درمی آوریم و شکیبی از گوشه راست ورودی خانه وارد آشپزخانه می شود. دو خانم در حال آشپزی و تدارک ناهار بچه ها هستند، با آنها احوالپرسی می کنیم و به دنبال شکیبی از پلکان داخلی به سمت طبقه بالا می رویم. جایی که اتاق های خواب بچه ها آنجا واقع شده است.

بچه ها در شرایط خوبی به سر می برند، لباس های تمیز پوشیده و دورتادور اتاق های نورگیرشان چند تخت خواب قرار دارد. آنها روی فرش در حال بازی با اسباب بازی هایشان هستند اما با وجود شرایط آرام خانه سبک زندگی شان قابل تامل است و دل هر تازه واردی را به درد می آورد. چراکه در این سن و سال می توانستند در کانون گرم خانواده شان و زیرنظر مادر و پدری مهربان رشد کرده و آرامش بهتری داشته باشند.

دو اتاق خواب در قسمت دوبلکس این خانه قرار دارد و در راهروی نیمه تاریک منتهی به یکی از اتاق ها پسربچه ای سه چهارساله به دیوار چمباتمه زده است. چند انگشتش را در دهانش فرو برده، لپ های آویزان و ابروهای درهم فرو رفته اش نشان می دهد خرابکاری کرده است.

مربی زن جوانی است که لبخند به لب به استقبالمان می آید. با اشاره به پسربچه می گوید: امروز کار بدی کرده. همه را گاز گرفته و حالا که فهمیده کار اشتباهی کرده و دوستانش با او همبازی نمی شوند، آمده و این گوشه نشسته است. لج کرده. داخل اتاق هم نمی آید.

در این میان شکیبی سعی می کند پسربچه را راضی کند به اتاق برگردد اما به نظر می رسد شمشیر را از رو بسته و حاضر به انجام اینکار نیست. به نشانه نه صورتش را به سمتی دیگر برمی گرداند.

داخل اتاق بچه ها سلام می دهند و کمی بعد در بازی شان غرق می شوند. پسربچه ها ماشین هایشان را به اطراف هل می دهند و سپس به دنبالش می روند. دخترها هم عروسک بغل گرفته و قربان صدقه اش می روند.

شکیبی می گوید: این بچه ها هیچ فرقی با کودکان دیگر ندارند. زیرا هیچ سهم و دخالتی برای بی سرپرست یا بدسرپرست شدنشان نداشته اند. داشتن آرامش و خانواده حق همه آنها است.

وی ادامه می دهد: ما هم شرایط را تا حدی فراهم کرده ایم که اصلی ترین نیازهایشان را پاسخ بدهیم. مثل غذای گرم، پوشاک، آموزش و...بچه ها تا زمانی که خانواده ای برای فرزندخواندگی آنها پیدا شود، مهمان همیشگی ما هستند و باید سه وعده غذای سالم در روز بخورند. ضمن اینکه هزینه های درمان، مشاوره و روانشناسی، آموزش مثل هزینه تحصیل و دانشگاه یا کلاس های آموزشی دیگر از جمله نقاشی، قرآن و زبان، ورزش یا برای بچه های بزرگتر در صورت تمایل هزینه کلاس آشپزی و خیاطی با خیریه است و همه این هزینه ها به پشتوانه کمک های مردمی انجام می شود.

لبخندی به شیرینی طولانی ترین شب سال

در اتاق دیگر نیز چند کودک زیر هشت سال سرگرم تماشای تلویزیون و کارتون مورد علاقه شان هستند. با ورودمان توجه شان جلب می شود. یکی از پسرها که هفت ساله به نظر می رسد، اسمم را می پرسد. بعد می خندد و می گوید: اسم قشنگی داری. شکیبی توضیح می دهد: بچه ها به مربی هایشان وابسته هستند. دیگر پرسنل کمتر اجازه حضور در فضای زندگی آنها را پیدا می کنند. چراکه بچه ها ممکن است به حضور آن فرد وابسته و بعدها با ندیدن آن فرد اذیت شوند. تا حد امکان سعی می کنیم محیط زندگی شان آرام و بدون تنش باشد.

این روزها اما برای همه بچه های خیریه زینب کبری(س) هیجان انگیز است. آنها می دانند زمان زیادی تا شب یلدا باقی نمانده و پرسنل در حال تلاش و تدارک جشنی شاد برای آنها هستند. «این جشن با خود بچه های مرکز و کودکان برگزار می شود. سعی می کنیم تنقلات سالم این شب را فراهم کنیم به اضافه خوراکی هایی که بچه ها دوست دارند. همچنین گروه هایی برای اجرای موزیک و تئاترهای شاد به اینجا می آیند و حسابی کودکان را سرگرم می کنند. لبخند بچه ها در طولانی ترین شب سال، یلدای شیرینی برای همه ماست». تمام تلاش این است که بچه های اینجا هم مثل کودکان دیگر فضای خانه را تجربه کنند اما در نهایت هیچ چیز و هیچ کسی جای پدر و مادر را برای آنها نمی گیرد. «امکان فرزندخواندگی با هماهنگی بهزیستی انجام می شود. خوشبختانه شرایط فرزندخواندگی نسبت به قبل آسان تر شده و حتی خانم های مجرد بالای ۳۷ سال می توانند کودکی را به فرزندخواندگی به عنوان امین موقت قبول کنند یا حتی زوجینی که بچه های خود را سروسامان داده و تنها هستند اما دلشان می خواهد کودکی را به فرزندخواندگی قبول کنند هم می توانند دست به کار شوند. اینطوری بچه هایی که در مرکز بالای ۱۵ سال سن دارند، می توانند از حمایت عاطفی این خانواده ها برخوردار شده و صاحب خانه شوند. همچنین زوجینی که باردار نمی شوند شانس آن را دارند که کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرند».

اما این اتفاق زمانی رخ می دهد که زوج موردنظر مورد بررسی های مددکاران مرکز قرار بگیرند و در نهایت با تایید بهزیستی برای اینکار مورد قبول واقع شوند. «وقتی کودکی به فرزندخواندگی قبول شود، می تواند شناسنامه جدید و با اسم پدر و مادری که وی را پذیرفته اند، بگیرد».

تا رسیدن آن زمان بچه ها در این خیریه نگهداری شده و به نظر می رسد کیفیت زندگی شان از دیگر کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در مراکز شبانه روزی دیگر زندگی می کنند، بهتر است. «اینجا تعداد کودکان کمتر است و سیستم شبه خانواده باعث شده به هر کدام توجه و رسیدگی ویژه ای داشته باشیم و تا همیشه حامی بچه ها باقی بمانیم».

اما این در صورتی است که مردم کمک های خیرخواهانه خود را به این مرکز و مراکز مشابه قطع نکنند و با حمایت هایشان در ارتقای کیفیت زندگی این بچه ها در مراکز شبانه روزی اثربخش باشند.

حمایت کنیم

یکی از مددکاران قدیمی مرکز خانم میانسالی است که موی خود را در این خیریه سپید کرده است. وی می گوید: در گذشته های دور بعضی خانواده ها فرزندشان را سر راه می گذاشتند. مثلا جلوی مسجد یا اغلب در حرم امام رضا(ع) که رفت و آمد زیاد بود و کودک به سرعت پیدا می شد اما امروز بیشتر کودکان بدسرپرست و بی سرپرست والدینشان درگیر اعتیاد هستند یا پدر و مادر ندارند و مورد سرراهی به ندرت داریم.

این مددکار قدیمی درباره یکی از خاطرات قدیمی اش می گوید: زمانی که جوان تر بودم نیروهای پلیس کودکی را برای ما آوردند که به شدت کثیف بود و لباس هایشان در بدترین حالت ممکن قرار داشت. بوی بدی می داد. به سرعت لباس های کودک را از تنش درآورده و داخل کیسه زباله انداختیم، وی را به حمام برده، موهایش را اصلاح کردیم و تازه چهره واقعی بچه پیدا شد.

در ادامه مدیر اجرایی خیریه می افزاید: هر کدام از این بچه ها می توانستند صاحب خانواده باشند، در رفاه و آرامش زندگی کنند اما شرایط زندگی شان آنها را وارد مراکز شبانه روزی کرده است. در این میان بعضی از مراکز شبانه روزی تمام تلاششان را می کنند که زندگی بچه ها شبیه به خانه و خانواده باشد اما برای بالا بردن کیفیت زندگی آنها حمایت های مردمی و خیرین نقش مهم و تعیین کننده ای دارند.

شکیبی ادامه می دهد: در این مرکز که غیردولتی است، مردم تمام هزینه ها را پرداخت می کنند. گاهی اعلام نیاز می کنیم و آنها نیازهای بچه ها را مثل خوراک و پوشاک و... برطرف می کنند. مثلا خانمی خیر هر هفته ۱۰ قالب پنیر برای مرکز می آورد.

از طرفی در آشپزخانه اینجا غذاهای خانگی، ترشی، مربا، پیاز و... تهیه شده و در بازارچه ها به نفع کودکان به فروش می رسد. «حتی استند تسلیت داریم و خانواده ها به جای خرید گل می توانند استند تسلیت های مرکز را ببرند و هزینه آن صرف کودکان می شود».

نوع حمایت از کودکان آزاد و با هماهنگی خیریه انجام می شود و حالا که شب یلدا نزدیک است، شاید فرصت خوبی باشد به جای صرف هزینه های سنگین و مهمانی های پرزرق و برق، از این کودکان حمایت کنیم و در این شب هم کام آنها و هم خودمان را شیرین کنیم.

از: فاطمه شیری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 8 =