دستاورد و روندهای سیاست خارجی ایران

تهران- ایرنا- جهان کنونی شاهد تاثیر فزاینده و تعیین‌کننده واحدهای کوچک بین‌المللی بر سیاست است و در تشریح این وضعیت سه عنصر «فراگیری»، «پیچیدگی» و «کنشگری» اهمیتی مضاعف دارد. در همین ارتباط می‌توان روندهای سیاست خارجی ایران را نیز مورد بررسی قرار داد. «سیدمحمدکاظم سجادپور» استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه در همایش انجمن علوم سیاسی دیدگاه‌های خود را درباره این روندها تشریح کرد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، یکی از نشست‌های مرتبط با حوزه سیاست‌خارجی و روابط بین‌الملل در همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران، نشست تخصصی «علم سیاست و مخاطرات بین‌المللی پیشاروی ایران» بود؛ نشستی که روز پنجشنبه ۲۱ آذر برگزار شد و یکی از سخنرانان آن «سیدمحمدکاظم سجادپور» استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه بود که به «روندها و دستاوردهای سیاست خارجی ایران» پرداخت.

در کنار سجادپور، محققان و صاحبنظرانی همچون «امین پرتو» دانش‌آموخته دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر در امور سوریه و همچنین «میترا راه نجات» عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز حضور داشتند که به ترتیب مقالات «سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران: جایگاه، دستاوردها و آینده» و «رقابت ژئواکونومیک قدرت‌های منطقه‌ای در غرب آسیا» را ارائه کردند.

نسبت علوم سیاسی با سیاست خارجی

«نسبت بین علوم سیاسی با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» دال مرکزی گفته‌های استاد دانشکده دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه بود اعتقاد دارد که این نسبت مستقیم و در سطحی بسیار گسترده‌است؛ وضعیتی که از دوره قاجار با تاسیس مدارس سیاسی آغاز و تاکنون ادامه یافته‌است.

سجادپور اضافه کرد که سه نسبت را می‌توان بین رشته علوم سیاسی و سیاست خارجی برشمرد که نخستین نسبت از نوع «تعلیمی» است. دومین نسبت «توصیه‌ای و تجویزی» است به این معنی که علوم سیاسی در ایران به خلق پروژه‌ها و ایجاد نهادهایی انجامیده است. بی تردید افزایش شمار این گونه نهادها به افزایش کارشناسان و صاحبنظران این حوزه منتهی می شود که می توانند به پیشرفت این علوم یاری رسانند.

این استاد روابط بین‌الملل در ادامه به نسبت دوگانه و متضاد «توجیهی و تخطئه‌ای» نیز اشاره کرد و گفت: عده‌ای در توجیه و شماری نیز در تحطئه سیاست خارجی می‌کوشند که کار احزاب و گروه‌های سیاسی در این دسته سوم می‌گنجد. ضمن اینکه برخی نسبت‌ها نیز جنبه ترکیبی دارد و برخی نیز در زمان‌های مختلف برجسته‌تر می‌شوند.

سجادپور در بخشی از صحبت‌های خود به «بنیادهای سیاست خارجی» نیز اشاره و اظهار کرد: در مورد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نظرات گوناگونی وجود دارد. برخی در تشریح سیاست خارجی به «کلی‌گویی» روی می‌آورند که خود بیماری فکری و عمیقی است چرا که ایران با ۱۵ کشور در همسایگی به سر می‌برد و با پنج منطقه جهان در پیوند و ارتباط است. بنابراین با این پیچیدگی روابط و مناسبات، نباید به کلی‌گویی روی آورد.

از نگاه این کارشناس مسائل بین‌المللی در سیاست خارجی ترکیب بین سه مساله ضروری می نماید؛ نخست اینکه سیاست خارجی بخشی مکانی است. به این معنی که ایران خود در یک منطقه جغرافیایی قرار گرفته و با کشورهای مشخصی همسایه است. بنابراین عنصر جغرافیایی در تحلیل سیاست خارجی بسیار با اهمیت و کلیدی است.

سجادپور سپس به مساله «زمان و موقعیت» و سپس «توان و قدرت» اشاره کرد و گفت: این سه‌گانه را با یک دوگانه دیگر باید همراه کنیم یعنی با کالبد و جسم (همان مکان) و روح (جامعه، فرهنگ و غیره). تعادل بین پیکر و روح بسیار حائز اهمیت است.

استاد دانشکده روابط بین‌الملل وزارت خارجه به چند نکته مهم دیگر نیز اشاره کرد؛ نخست اینکه امروزه سیاست خارجی بسیار «فراگیر» شده و سرنوشت بسیاری از عامه مردم در تمام دنیا از جمله ایران با سیاست خارجی گره خورده است همانند ۹ میلیون ایرانی که در سال به سفر خارجی می روند و تصمیم‌سازی‌های داخلی و خارجی بر مسائل مالی و هزینه‌های آنها و غیره بی‌تاثیر نیست. بنابراین می‌توان گفت که سیاست خارجی به درون همه خانوده‌ها کشیده شده‌است.

عنصر دوم از نگاه سجادپور، «پیچیدگی» است به این معنی که نباید سیاست خارجی را به صورت تک‌بُعدی دید. تعداد متغیرها و پیچیدگی‌های آن را باید درک و به آن ورود کرد. عنصر سوم نیز «کنشگری» است. امروز افراد نقش تعیین‌کننده‌ای چه در بُعد مثبت و چه منفی یافته‌اند و همچنین کنشگری کشورهای کوچک نیز افزایش یافته که حتی فراتر از وزن خود قادر به ایفای نقش هستند.

جایگاه، دستاوردها و آینده سیاست منطقه‌ای ایران

پرتو در ارائه مقاله خود به نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای توجهی ویژه داشت و گفت: چند سالی است که هم دولت‌ها و هم اندیشکده‌های دانشگاهی و مشورتی برجسته، جملگی پذیرفته‌اند که جمهوری اسلامی ایران دارای نفوذ و تاثیرگذاری بی‌سابقه در خاورمیانه است.

این پژوهشگر امور سوریه اضافه کرد: ایران به عنوان رهبر محور مقاومت، با یاران منطقه‌ای خود در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و یمن، توانسته در مناطقی حساس صاحب اقتدار و تاثیرگذاری تعیین‌کننده شود. این ائتلاف منطقه‌ای مهمترین دستاورد سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران معرفی می‌شود که از آن به مثابه ابزاری برای بازدارندگی و صیانت از امنیت ملی استفاده شده به علاوه وسیله‌ای برای تحت فشار قرار دادن رقبا و دشمنان یعنی عربستان، اسرائیل و ایالات متحده هم هست.

این پژوهشگر حوزه بین‌الملل در بخشی از صحبت‌های خود به «ماهیت سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی ایران» نیز توجه و تاکید کرد: سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، یک سیاست «ترکیبی» و «هیبریدی» است. در این سیاست منطقه‌ای، کوشیده شده است تا از امکانات هر دو سطح رسمی و غیررسمی، نظامی و غیرنظامی، پیدا و پنهان و تعاملی و تقابلی، در کنار یکدیگر استفاده شود. ایران حمایت خود را از دولت‌های رسمی در سوریه، عراق و لبنان ابراز می‌کند. همین طور حمایت ایران از ارتش ملی در این کشورها به شیوه‌های مختلف از اعزام مستشار تا کمک تسلیحاتی، حمایت سیاسی یا حتی حضور مستقیم نظامی برقرار شده‌است.

«جایگاه» واژه‌ای است که در کلام این کارشناس رنگ و بویی سیاسی به خود گرفته و معتقد است: جایگاه سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در مجموعه کلی سیاست‌های آن بسیار اساسی و مهم است. گرچه این سیاست منطقه‌ای بخشی از رفتار و تصمیمات کشورداری نظام جمهوری اسلامی است اما تردیدی نیست که تغییر در آن یا صرف نظر کلی از این سیاست، به منزله تغییری بنیادین یا ساختاری در نظام سیاسی خواهدبود.

وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران هویت خود را در مبارزه با رژیم صهیونیستی تعریف کرده‌است و از دیگر سو، انقلاب اسلامی هم، حسب تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، انقلابی بوده که در اصل ماهیتی ضدآمریکایی داشته‌است. از همین رو باید گفت که سیاست منطقه‌ای کنونی جمهوری اسلامی ایران، چیزی خارج از سیاست‌های کلی برآمده از انقلاب اسلامی و آرمان‎های آن نیست.

همین جایگاه بسیار مهم سبب شده تا چند مساله اساسی در کشورداری جمهوری اسلامی ایران حاصل شود: اول؛ سیاست داخلی ایران تابعی از سیاست منطقه‌ای آن شده‌است. دوم؛ سیاست خارجی ایران، یکسره ذیل سیاست منطقه‌ای آن قرار گرفته‌است. سوم؛ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در این سیاست منطقه‌ای نقش بسیار برجسته‌ای دارند. چهارم؛ بخشی از جامعه ایران، شامل نخبگان سیاسی در بخش‌های انتخابی حکومت، برخی احزاب و گروه‌های سیاسی و محافل دانشگاهی و کارشناسی، منتقد سیاست منطقه‌ای مزبور هستند.

پرتو در بخشی از صحبت‌های خود به مهمترین «دستاوردها و هزینه‌ها» سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که عبارت بودند از: بازدارندگی، شکستن خطوط محاصره، مقابله با تروریسم، برگه‌های مذاکره، تقویت شیعیان، آزمایشگاه تسلیحات ایرانی و همچنین نیروی انسانی انقلابی.

«هزینه‌های» سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران نیز در گزارش این پژوهشگر سیاسی این گونه دسته‌بندی شدند: تحریم‌ها، هزینه اقتصادی، خطر جنگ، توسعه‌خواه و قابل بهره‌برداری نبودن دستاوردها، کوتاه‌مدت بودن دستاوردها و همچنین وجود مخالفت داخلی.

سیاست‌های ضدایرانی ریاض و ضرورت پایان تنش‌ها

راه نجات، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز با ارائه مقاله رقابت ژئواکونومیک قدرت‌های منطقه‌ای در غرب آسیا به تشریح و تبیین بحران‌های منطقه‌ای پرداخت و تاکید کرد که تحولات این منطقه همواره با محوریت دو کشور ایران و عربستان بوده است که البته قبل از وقوع انقلاب اسلامی، دو کشور مورد نظر در جبهه غرب قرار داشتند؛ وضعیتی در پساانقلاب دگرگون شد و تهران و ریاض در یک دهه گذشته، بیش از هر برهه‌ای در تیرگی روابط به سر می‌برند.

این مدرس دانشگاه در بخشی از صحبت‌های خود به واژه «ام‌القرا» نیز اشاره‌ای داشت که از اختلاف ایران و عربستان بر سر رهبری جهان اسلام و مسائل ایدیولوژیک حکایت می کند. از نگاه وی عربستان در عمل نتوانسته رهبری جهان اسلام را از خود کند و در این زمینه ناکام مانده‌است. همچنین تلاش سران ریاض برای تشکیل ائتلاف سنی علیه شیعه تاکنون راه به جایی نبرده‌است.

رقابت ایران و عربستان در زمینه انرژی نیز از دیگر محورهای مورد نظر وی بود که تاکید کرد بیشترین رقابت بین تهران و ریاض در بحث انرژی است. وی تنش‌های موجود بین این دو کشور موثر و مسلمان را به زیان منطقه و جهان اسلام دانست و نسبت به پایان تنش‌ها ابراز امیدواری کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 6 =