آشتی با نمادهای حقوق بشری چگونه امکان‌پذیر است؟

تهران- ایرنا- صاحبنظران حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل بر این باورند که در عصر جهانی‌شدن، توسعه‌یافتگی در سایه سیاست خارجی «نامتعامل‌گرا » غیرممکن است. ضمن این‌که تعارض با سمبل‌های حقوق بشری موجب ایجاد چالش‌های گسترده برای یک نظام سیاسی می‌شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، «علم سیاست و مخاطرات بین‌المللی پیشاروی ایران» عنوان نشست تخصصی بود که دیروز پنجشنبه ۲۱ آذرماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. از جمله مقالات ارائه‌شده در این نشست، دو مقاله تحت عناوین «آشتی با نمادهای حقوق بشر دستاوردی برای منافع ملی ایران» و «سیاست خارجی نامتعامل‌گرا و توسعه‌نیافتگی در عصر جهانی شدن؛ دشواره حیاتی ایران کنونی» بود.

نگارنده مقاله نخست «مهدی ذاکریان» دانشیار و مدیر گروه روابط بین‌الملل دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات است. در نگارش مقاله دوم نیز چهار تن نقش داشتند که عبارتند از «حسین جمالی» عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه مازندران، «سیدصمد حسینی واسوکلایی» دکترای روابط بین‌الملل، «مکرمه جمالی» مهندسی کامپیوتر همکار پژوهشی و «سیددانیال حسینی واسوکلایی» کارشناس ارشد تحلیل سیستم‌ها.

آشتی با نمادهای حقوق بشر دستاوردی برای منافع ملی ایران

ذاکریان در نشست تخصصی به بررسی این مسئله پرداخت که تعارض با سمبل‌های حقوق بشری موجب ایجاد چالش‌های گسترده برای یک نظام سیاسی می‌شود. او همچنین این فرضیه را مطرح کرد که «آشتی با نمادهای حقوق بشری که در تعارض با قواعد بنیادین شریعت اسلامی و آداب ایرانی نیستند می‌تواند سبب دستاوردهای بزرگی برای منافع ملی ایرانیان شود.»

«شاخص های حقوق بشر» از جمله محورهای مورد بحث در این گزارش بود و استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، گفت: مشاجره در تعریف حقوق بشر امری انحرافی است. آنها که انگیزه نقض حقوق بشر دارند به این مشاجره پناه می‌برند و در سایه آن مشاجره به نقض حقوق و قواعد انسانی می‌پردازند. ساده اینکه حقوق بشر تعریف آسان و روشنی دارد «منع دولت ها و افراد و گروه ها از هر آنچه که سبب رنج انسان ها و جامعه شود، و اجبار دولت ها و گروه‌ها به انجام آنچه سبب آسایش و رفاه و پیشرفت انسان‌ها می شود.» این تعریف فراتر از حقوق شهروندی است و در واقع حقوق بشر است. اینکه برای همه افراد به دور از جنسیت، نژاد، تابعیت، رنگ و مذهب کارهایی را انجام ندهیم و اقداماتی را انجام بدهیم. آن چیزهایی که نباید بشود و آنچه باید بشود شاخص های حقوق بشرند.

ذاکریان سعی کرد که به پرسشی مبنی بر «قواعد بنیادین حقوق بشر چیست؟» پاسخ دهد و افزود: گمان به اینکه همه قواعد حقوق بشر از یک جنس و ارزشند، خطاست. قواعد حقوق بشر از جنس های گوناگونی‌اند که گاه از یک جامعه به جامعه دیگر و یا در قاموس بازار جهانی از بهایی یکسان بهره مند نیستند. منع بردگی آن گونه که در آداب ایرانی کراهت و زشتی داشت در یونان و روم تقبیح نمی‌شد. ولی یونانیان و رومیان مشورت و نظر سنجی را بر اراده واحد ایرانی در تصمیم‌سازی های سیاسی برتر می‌دانستند. به هر روی هر جامعه‌ای جنس مهمی از حقوق بشر داشته و به آن بها می‌داده‌ است.

از نگاه وی امروزه برخی مدام حقوق بشر را جامع و مانع دانسته و همه قواعد را از یک جنس می‌پندارند. به باور آنان نمی‌شود حقوق بشر را همانند قلعه حیوانات «جورج اورول» برابر و یک بها دانست ولی برخی را برابرتر یا مهم‌تر. آنان بر این باورند که حقوق بشر در جغرافیا، فرهنگ و سنت معنا نمی‌یابد بلکه حقوق بشر از جنس واحدی است که در همه‌جا و برای همه به یک اندازه ارزشمند و مهم است. بنابراین ذاکریان چنین نگاه مطلقی درباره قواعد حقوق بشر را نگاه بهینه ندانست.

به باور این پژوهشگر و مدرس دانشگاه، هنجارها و ارزش‌ها قیمت برابری در جوامع گوناگون ندارند. به همین دلیل قواعد حقوق بشری از جامعه‌ای به جامعه دیگر ممکن است با محک ارزشی متفاوتی قیمت گذاری شود. بنابراین او تاکید کرد: قواعد حقوق بشر اگر در جغرافیای گوناگون نقض شوند بهای نقض آنها بالا و پایین دارد. با این همه اندک قواعدی یافت می‌شوند که بهای نقض آنها در همه جوامع و برای همه بسی فراوان و گران است. به همین دلیل نباید در باره نقض آنها درنگ کرد. شکنجه، بردگی، آزادی بیان، حق حیات، عطف به‌ماسبق نشدن قانون، بهره‌مندی از شخصیت حقوقی و آزادی بیان و مذهب و .... اینها حقوق بنیادینی هستند که نباید نقض شوند.

ذاکریان به «سمبل ها و نشانه ها» نیز اشاره و اظهار کرد: برخی کشورها برای رهایی از فشارهای جهانی درباره حقوق بشر به رعایت نشانه‌های حقوق بشر اکتفا می‌کنند. چنین رهیافتی برگرفته از یک نگاه امنیتی به حقوق بشر است نه یک نگاه ارزشی به حقوق بشر. این گونه کشورها برای فرار از نقض قواعد اصلی حقوق بشر تلاش می‌کنند تا نشانه‌ها، سمبل‌ها و ویترین حقوق بشر را تبلیغ و ترویج کنند.

وی به دستاوردهای تاریخی ایران نیز نیم نگاهی داشت و تاکید کرد: ایرانیان تاریخ و پیشینه روشنی در احترام وپشتیبانی از حقوق بشر دارند. منشور حقوق بشر کوروش کبیر، سنگ نوشته‌های منسوب به داریوش سوم، دادگری انوشیروان، پیروی از دین مبین اسلام، بهره گیری از قرآن مجید این کتاب آسمانی و نهج‌البلاغه این منشور حقوق انسانی به عنوان مبانی قانون اساسی کشور همگی بیانگر توجه عمیق آنان به حقوق بشر است.

موانع پیش پای سیاست خارجی در عصر جهانی شدن

««سیاست خارجی نامتعامل‌گرا» و توسعه‌نیافتگی در عصر جهانی شدن ؛ دشواره حیاتی ایران کنونی» عنوان مقاله ای بود که  جمالی عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه مازندران در این نشست تخصصی ارائه کرد.

به اعتقاد وی یکی از اصلی‌ترین دشواره حیاتی ایران امروز، بحران فزاینده «توسعه‌نیافتگی در روند پرشتاب جهانی شدن» است. این بحران، حداقل، در آسیب‌پذیری نظام اقتصادی ایران و عدم پیوند آن با اقتصاد جهانی، مشهود و آشکار است.

این مدرس دانشگاه یک پرسش اساسی در این زمینه مطرح کرد؛ پرسشی مبنی بر اینکه «چه عامل تعیین‌کننده‌ای، موجب این بحران شده و راه برون‌رفت از آن چیست؟» وی «چالش‌گری و مبارزه‌طلبی با نظام‌بین‌المللی به همراه تعامل محدود و موردی » را موجب اختلال جدی در روند توسعه‌گرایی ایران کنونی و البته ایران بعدانقلاب می داند که راه برون‌رفت از این وضعیت، اصلاح رفتار بین‌المللی دولت‌ملت ایران است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم، مقوله توسعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه مازندران در بخشی از صحبت‌های خود به رشد اقتصادی ایران بعدانقلاب اشاره کرد و گفت: این رشد دارای چنان نوسان و بی‌ثباتی است که اساسا با روند توسعه‌گرایی موفق در عصر جهانی شدن، همخوانی ندارد؛ چرا که یکی از معیارهای سنجش توسعه‌گرایی موفق در این دوره، ثبات نرخ رشد اقتصادی در یک دوره نسبتا طولانی، حداقل به مدت یک دهه، است. از یک سو، ما با دوره‌هایی در این تاریخ چهل‌ساله بعدانقلاب سروکار داریم که رشد اقتصادی آن، «منفی» است. از سوی دیگر، دوره‌های دارای رشد اقتصادی مثبت نیز، نه باثبات بوده و نه در سطح مناسب.

او شادی و شادکامی را نیز از شاخص‌هایی دانست که وضعیت توسعه در جوامع مختلف را نشان می‌دهد و اضافه کرد: به هر میزان امید به زندگی و رفاه در جامعه بالاتر باشد، به همان نسبت، شادکامی‌اش بیشتر است. در نقطه مقابل، افسردگی، غمگینی، افزایش تنش‌های روانی، هنجارشکنی‌های گسترده و افزایش منازعات خیابانی، بیانگر بحرانی بودن و شدن توسعه در یک جامعه، از این منظر است. گزارش مراکز معتبر بین‌المللی از چگونگی وضعیت شادی در جهان، نشان می‌دهد که ایران دارای شرایط مناسبی نیست.

جمالی همچنین به شواهد و تجارب آشکارِ عصر جهانی شدن اشاره و اظهار کرد: غالبا میان توسعه‌نیافتگی یک جامعه، نارضایتی عمومی شهروندانش و مهاجرت گسترده آنان به خارج کشور، رابطه مستقیمی وجود دارد.

به گفته وی بررسی تجربه و عملکرد چهل‌ساله بعد انقلاب، نشان می‌دهد که با اثرگذاری روندهای سه‌گانه‌ «تداوم سیاست مبارزه‌جویی ستیزه‌جویانه با نظام بین‌الملل»، «دست‌نیافتن به نتایج مطلوب رشد و توسعه» و «عدم التزام نظام سیاسی به نتایج حاصل از نظام انتخاباتی»، ایران کنونی تا حدود زیادی، ارزشمندی و جذابیت خود را برای برخی از شهروندانش از دست داده به گونه‌ای که آنها بنابر واقعیات مشهود غیرقابل انکار و گزارش‌های خبری و تحلیلی رسانه‌ها، در پی تغییر محل زندگی، سرمایه‌گذاری و تحصیل خود در کشورهای دیگر هستند.

از نگاه این پژوهشگر ومدرس دانشگاه، نتیجه تجربه و عملکرد جمهوری اسلامی ایران طی چهل سال حکمرانی و روند توسعه‌گرایی به شیوه دلبخواهانه خود، اکنون به صورت بحران توسعه‌نیافتگی فزاینده در عصر جهانی شدن، بروز و ظهور کرده است. مهمترین عامل چنین وضعیتی، «سیاست خارجی نامتعامل‌گرا »یی است که خود در نوسان بین رویکرد و رفتار «چالش‌گری و مبارزه‌طلبی » از یک سو و «تعامل موردی و محدود » از سوی دیگر، در تعارض با روندهای پرقدرت بین‌المللی، تجلی یافته‌است.

وی به همسنجی کشورها و تجارب آنها نیز بی اعتنا نبود و گفت: تجارب همه کشورهای تازه توسعه‌یافته  همانند کره جنوبی، سنگاپور، تایوان، مالزی، برزیل، چین، هند در خصوص چگونگی روابط با دنیا، این است که همه این کشورها، بدون استثنا، در یک روند تعاملی فراگیر و همه‌جانبه با جهان، به ویژه با قدرت‌های بزرگ بین‌المللی، به توسعه دست یافتند.

جمالی معتقد است از آنجا که هرگونه تنش‌زایی و چالش‌برانگیزی در این زمینه، تمامی توان و منابع کشور و جامعه را هدر می‌دهد و شرایط نیل به توسعه را به شدت تضعیف می‌کند، این کشورها سیاست تعامل سازنده، فراگیر، همه‌جانبه و تمام‌عیار را در جهت‌گیری سیاست خارجی خود و روابط با نظام بین‌الملل، در دستور کار و در اولویت قرار دادند. این تجارب، بیانگر نسبت و همبستگی مستقیم توسعه و تعامل فراگیر است.

این مدرس دانشگاه اضافه کرد: در عصر جهانی‌شدن و وابستگی متقابل دولت‌ها، حتی مفاهیم سنتی و قدیمی «استقلال، خودکفایی و خوداتکایی »، دیگر آن معنای غلیظ و شدید خود را از دست داده است. در این وضعیت جهانی شدن فزاینده و پیش‌رونده، نمی‌توان به استناد استقلال، از تعامل سازنده فراگیر دوری کرد. از آنجا که توسعه، خود مقوله‌ای ذاتا ارزشمند است و استقلال و تعامل در نسبت با آن، معنا و مفهوم پیدا می‌کنند، در وضعیت جهانی‌شده کنونی، اولویت با توسعه بوده و استقلال و تعامل باید در پیوند با آن و برای نیل به آن، معنا و تفسیر شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =