«دشواره» دولت مدرن در ایران معاصر

تهران- ایرنا- شکل‌گیری و تحقق دولت مدرن از نگاه برخی صاحب‌نظران علم سیاست، اصلی‌ترین مساله پیچیده ایران معاصر در حوزه اندیشه و عمل سیاسی است. «سیدعلی میرموسوی» مدرس دانشگاه مفید قم در همایش انجمن علوم سیاسی در این‌باره سخن گفت.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، سیزدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران با عنوان «علم سیاست، ایران امروز و گذارهای پیش رو» روز پنجشنبه بیست و یکم آذرماه با یک نشست افتتاحیه و پنج نشست تخصصی برگزار شد. در نشست تخصصی نخست با عنوان «فضیلت‌مندی اسلام و ایران امروز» از میان استادان علوم سیاسی، «سیدعلی میرموسوی»، «سید صادق حقیقت» و «عباس منوچهری» سخنرانی کردند. گزیده ای از سخنرانی علمی میرموسوی به شرح ذیل آمده است؛

دشواره چه معنایی دارد و در ایران معطوف به چیست؟

دانش سیاسی درصدد فهم بهترین روش‌ها برای کسب، حفظ و اعمال قدرت سیاسی در مناسبات اجتماعی است. دانش سیاسی دشواره‌های فراروی زندگی سیاسی را مورد شناسایی قرار می‌دهد و به دنبال یافتن راه حل برای آنها است. در شرایط کنونی ایران، دشواره‌های گوناگونی قابل طرح است. بحث دشواره‌شناسی متفاوت است و در وضعیت کنونی ایران با توجه به منازعات ایدئولوژیک‌ سوالاتی را مطرح می کند. شکل‌گیری و تحقق دولت مدرن به عنوان پروبلماتیک یا دشواره اصلی ایران معاصر در حوزه اندیشه و عمل سیاسی است.

دشواره یک مساله پیچیده و معماگونه است. خود دشواره مساله‌زا  است و زنجیره ای از مسایل مرتبط با هم را پدید آورده و پیوند می‌دهد و هم در سطح نظری و عملی قابل طرح است. دشواره اصلی از استقلال  و اهمیت بیشتری برخوردار است و می‌توان مسایل زیادی را به آن را پیوند بزنیم. در تشخیص و شناسایی این دشواره ملاحظات روش‌شناسانه وجود دارد، زیرا دشواره امری است که دارای خسارت و زیان است و معیارهایی برای سود و زیان در تشخیص آن دخالت دارد. ما نیاز به روشی برای تشخیص این دشواره داریم که تا حد امکان از پیش‌داوری، خوش‌بینی، آرزوهای غیرعقلانی، منافع گروهی و حزبی به‌دور باشد. بر این اساس، در دشواره‌شناسی چهار مرحله داریم: مرحله تشخیص، آگاهی احتمالی، ابهام زدایی و تعیین میزان امنیت و تعیین محدوده .

به نظر می‌رسد دشواره اصلی مطرح در ایران، دشواره دولت مدرن است. دولت مدرن فرآورده مدرنیته سیاسی است که در بستر فرهنگ سیاسی اروپایی غربی پدیدار شد و در یک فرایند تکاملی در قرن نوزدهم توسعه پیدا کرد. دولت مدرن در قرن بیستم الگویی برای همه کشورهای جوامع غیر غربی شد. این الگو و  ساخت از دولت، بر بنیاد یک فهم جدید از مفهوم دولت استوار بود.

حدود دو قرن یعنی از قرن پانزدهم تا هفدهم میلادی، فهم جدیدی از دولت پدیدار شد که مفهوم مدرن دولت بر اساس آن شکل‌گرفت. مفهوم دولت مدرن در کشور ما یک میهمان چه بسا ناخوانده است، زیرا مقدمات آن فراهم نبود. اولین پیش شرط دولت مدرن استقلال عرصه سیاست از اخلاق است یعنی استقلال هر بخش در محدوده خود. در دولت مدرن، وظیفه حمایت از یک دین بخصوص باید از دوش دولت برداشته شود. مفهوم دولت مدرن با یک نوع جدایی و تفکیک  عرصه سیاست از دین همراه است و یازده ویژگی دارد. مهمترین شاخص‌ها و معیارهای دولتهای مدرن عبارتند از؛ انحصار مشروع کنترل ابزارهای خشونت، قلمرو سرزمینی مشخص و معین، وجود حاکمیت، قدرت متمرکز، قانون اساسی مدون، استفاده از قدرت غیرشخصی، ملی‌گرایی، بوروکراسی عمومی ،اقتدارمشروعیت، شهروندی و مالیات‌ستانی دولت‌ها.

فیلسوفان سیاسی و ماموریت حل دشواره دولت مدرن

جامعه ما در دو قرن گذشته با زمینه‌هایی که گذار، به این شکل جدید از دولت را الزام کرده است با تجربه مشروطه، تجددگرایی، اسلام سیاسی و اسلام گرایی آمرانه روبه‌رو بوده است. ما در فرآیند دولت مدرن، صورتی بدقواره داریم. من تصور می‌کنم که فرایند دولت مدرن در اسلام گرایی در دوره اخیر پیچیده‌تر شده است زیرا ازیک سو می‌خواهیم نهادها دولت مدرن را حفظ کنیم اما ایدئولوژی ما با دولت مدرن سازگار نیست. دشواره مشروعیت، دوگانگی حاکمیت، رابطه دین و دولت، رابطه قانون و شریعت دشواره های پیش روی جامعه ما می‌باشند. در واقع در شرایط کنونی به جای اینکه در راستای تقویت قانون بکوشیم، به نوعی مصلحت‌اندیشی را بر قانون‌گذاری ترجیح می‌دهیم و  عملا نهاد قانون‌گذار را  بی خاصیت کرده‌ایم. مساله توسعه مسئولیت های فراملی و رفتارهای ایدئولوژیک در عرصه سیاست خارجی ما را به نوعی تنهایی راهبردی رسانده است و از پیامدهای همین مساله مطروحه می‌باشد.

تامل در حل این دشواره نیازمند یک باز اندیشی انتقادی از تجربه ذهنی و اندیشه‌ای قرن گذشته در مواجهه با دولت مدرن  است. ما دو مرحله مهم در مواجهه با دولت مدرن در دوره مشروطه و جمهوری اسلامی داشتیم. به نظر می‌رسد اندیشه مشروطه در مواجهه با دولت مدرن از جهاتی درخشان تر از دوره اخیر است زیرا فقه سیاسی عرصه را برای فلسفه سیاسی تنگ کرده و انتقامی است که فقه سیاسی  نسبت به گذشته می‌گیرد. فقیهان دوره مشروطه، مساله دولت مدرن را  بهتر دیدند و به اقتضائات جهان کنونی توجه بیشتر داشتند.

ما باید با توجه به امکانات محدود سنت و رویکرد فقهی در حل مساله دولت مدرن توجه داشته باشیم.  از اندیشه های نوستالژیک گذشته فاصله بگیرم و نوعی نگاه پدیدار شناسانه به اقتضائات و الزامات دولت داشته باشیم. در دوره معاصر فقه سیاسی برجسته شد، اما این امکانات را نداشت که برای دشواره راه حلی بیابد. ما باید بحث فلسفه سیاسی را برجسته کنیم و فیلسوفان سیاسی داشته باشیم که با ارائه نظرات عالمانه خود جامعه را در حل دشواره‌های پیش روی یاری دهد و بتواند تاثیر مثبتی از نظر عملی و نظری بر جامعه داشته باشد. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =