رسالت اندیشمندان علم سیاست

تهران- ایرنا- همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران، صاحبنظران این حوزه را گردِ هم آورد تا درباره موضوعاتی چون گذارهای پیش روی عرصه و علم سیاست دیدگاه‌هایشان را بیان کنند.

سیزدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران با عنوان «علم سیاست، ایران امروز و گذارهای پیش رو» روز پنجشنبه بیست و یکم آذرماه با یک نشست افتتاحیه و پنج نشست تخصصی برگزار شد.

در نشست تخصصی نخست با عنوان «فضیلت‌مندی اسلام و ایران امروز» از میان استادان علوم سیاسی، «عباس منوچهری»، «سید علی میرموسوی» و «سید صادق حقیقت» سخنرانی کردند.

در نشست دوم با موضوع «علم سیاست و مشکله‌های پیش روی ایران در باب توسعه، مسایل جدید زنان و نسل دهه‌های هفتاد و هشتاد» «علی زارعی»، «آنا یوسفیان»، «سیمین حاجی پور» و «ابوالفضل دلاوری» به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند.

نشست سوم با موضوع «تمامیت ارضی ایران و مخاطرات پیشارو» و با حضور «محمد تقی قزلسفلی»، «موسی اکرمی»، «حسین سیف الدینی»، «محمد عثمانی» و «شهریار شفقی» برگزار شد.

عنوان نشست چهارم «علم سیاست و مخاطرات بین المللی پیشاروی ایران» بود که در آن «مهدی ذاکریان»، «حسین جمالی»، «امین پرتو»، «سید محمد کاظم سجاد پور» و «میترا راه نجات» سخنرانی کردند.

در نشست تخصصی پنجم با موضوع «ایران، دغدغه‌ها و روزهای روشن»، «ابوالقاسم افتخاری»، «حاتم قادری»، «صادق زیبا کلام» و «سیدحسن امین» در مورد محورهای نشست ایده و اندیشه‌های خود را تشریح کردند.

 در ابتدای این جلسه، «قدیر نصری» دبیر انجمن علوم سیاسی ایران و مدیرعامل خانه اندیشمندان علوم انسانی با خوش‌آمدگویی به حاضرین و گرامی داشتن یاد و خاطره پیشکسوتان علوم سیاسی بر این نکته تاکید کرد که در برگزاری این همایش به  دور از جناح‌بندی‌های سیاسی عمل می کنیم و بیشتر به علم و دانش سیاسی اهمیت می دهیم. اندیشمندان بزرگ علوم سیاسی در ایران همکاری خوبی با این مجموعه داشته‌اند و در بحث اعتمادسازی توانسته‌ایم آن را خلق، تقویت و حفظ کنیم. در تعامل با نهادهای حاکمیتیم و اگر انتقادهایی هم وجود دارد در راستای کمک به اقتدار ملی صورت می گیرد. در خانه اندیشمندان علوم سیاسی، فعالیت سیاسی به معنای اخص صورت نمی گیرد و ما با بررسی علم سیاست و مشکلات پیش روی جامعه ایران به دنبال ایجادِ فضای اعتماد و آرامش برای شهروندان هستیم.

بعد از سخنان نصری، «فرهنگ رجایی» استاد و پژوهشگر علوم سیاسی به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت.

سه لایه تقسیم کار اجتماعی

رجایی درابتدا با تفکیک امر سیاسی و سیاست، نقش‌هایی را که دانشور سیاسی با آن روبه‌رو است بر پایه تقسیم کار اجتماعی بررسی کرد و با تمرکز بر امر سیاسی اظهار داشت: سیاست جزء کوچکی از امر سیاسی است. تقسیم کار اجتماعی مقوله امروزی نیست و مقوله ای ابدی است. مقوله «وارناس» که در ادبیات آریایی ایران باستان وجود داشته همان تقسیم کار اجتماعی است که فردوسی و ابن بلخی از آن یاد می کنند. این نکته اساسی در اوستا مطرح است و تقسیم کار اجتماعی از آن استفاده می کند.

به گفته رجایی، در تقسیم کار اجتماعی سه لایه وجود دارد؛ نخست اشتغال که انسان برای هدف کارآمدی  به دنبال آن است و لازمه‌اش دانش است. برخی بر این باورند که دانش همه مشکلات را حل می کند. دانشور سیاسی هم باید دغدغه این موضوع را داشته باشد؛ صرف از نظر از این‌که در چه موقعیتی قرار می‌گیرد. اگر تقسیم کار فقط در حوزه اشتغال بماند جامعه جز روزمرگی راه دیگری نخواهد داشت و به روزمرگی دچار می شود. بیشتر جوامع به این درد گرفتارند.

 لایه بعدی حرفه است و ما با حرفه دانشوران امر سیاسی مواجه هستیم. اینجا فقط دانش لازم نیست و تعهد حرفه‌ای  و بینش هدفمندانه  باید داشت. در این بینش خط قرمزهایی وجود دارد اما در حوزه اشتغال فقط افراد دنبال درآمد و منفعتند.

دانشوران سیاسی باید اصولی را رعایت کنند. اگر تقسیم کار اجتماعی به شغل و حرفه محدود می‌شد عرصه عمومی فقط در سطح روزمرگی می‌ماند و ممکن بود مصلحت و خیر همگان رعایت نشود. در حوزه اول صحبت از مصلحت فرد است و در حوزه دوم صبحت از مصلحت جمع  به میان می‌آید.

لایه سوم دیگری هم هست که به رسالت و تکلیف معروف است. مرکز توجه رسالت، خیر عام است و این همان مقوله‌هایی است که در مورد آن از سوی اندیشمندان بحث‌های مختلفی صورت گرفته است. این یک دعوت است که ارسطو می‌گفت جامعه سیاسی به دنبال خیر برین  است. همه جامعه به شکلی از خیر نظر دارند. آن جامعه‌ای که بالاتر از همه  و فراگیرنده همه  جوامع  دیگر است همان  واحد سیاسی است نه دولت، نه حکومت. متاسفانه واحد سیاسی امروز به دولت  تغییر نام داده است.

 بایسته‌های پیش روی اندیشمند سیاسی

 به گفته رجایی، لایه های تقسیم کار، از جهتی مرتبط به اشتغال است که دانش و کارآمدی می خواهد. دوم حرفه است که بینش و ادب حرفه‌مندانه می‌طلبد و سوم رسالت و تکلیف است که به بینش و ادب شهروندی نیاز دارد. پس اندیشمند سیاسی باید فراتر از حرفه و شغل به رسالتش عمل کند و بر پایه علم و دانش خود به دنبال خیر عمومی جامعه باشد.

پس از این سخنان، «محمدرضا تاجیک» دیگر اندیشمندی بود که با اشاره به وضعیت کنونی جامعه به تشریح واژه‌های علم سیاست پرداخت و گفت: گاهی زمانی فرا می‌رسد که کلام و زبان عقیم می‌شود و گزاره‌ها نمی‌توانند مقصود خود را بیان کنند. اکنون ما در یک وضعیت نادر به سر می بریم و در این زمان علم سیاست منطبق با شرایط نیست.

به گفته وی در شرایط کنونی تاریخ راه خود را گم می‌کند و اگر اندیشمند سیاسی با علم سیاست به شرایط کمک نکند سیاست باید بتواند تاریخ ساز شود و انشائی متفاوتی را به زمانه بگویید. وظایف کنونی همه ما کمک برای رفع بحران در جامعه است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =