۱۹ آذر ۱۳۹۸،‏ ۸:۱۴
کد خبرنگار: 1913
کد خبر: 83588275
۱ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

اُسقف ارتدوکس لبنان؛ غلبه هیجان بر منطق

بیروت - ایرنا - در روزگار و زمانه ای که سر ِ جنگ دارد و در جهان و منطقه ای که پر شر و فتنه است و در کشوری که درگیر اعتراض است، از «الیاس عودة» اسقف روحانی‌های ارتدوکس بیروت پایتخت لبنان انتظار می رفت که از صلح و محبت و در وصف همزیستی پیروان محمد (ص) و عیسی (ع) و روندگان به مسجد و کلیسا بگوید.

او اما در اثر غلبه هیجان بر منطق، در آستانه میلاد مسیح (ع)، یکشنبه هفدهم آذر ماه ۹۸ در آیین سالروز ترور «جِبران توینی» نویسنده لبنانی از «سید حسن نصرالله» دبیر کل حزب‌ الله انتقاد و ادعا کرد: لبنان به دست شخصی که او را می‌شناسید و گروهی که با سلاح بر ما حکومت می‌کنند، اداره می‌شود.

شماری از مسلمانان و مسیحیان در لبنان به سخن عوده واکنش نشان دادند. من نیز به عنوان یک خبرنگار ساکن بیروت به خودم حق دادم اسقف را مخاطب قرار دهم و شمه ای از تاریخ این کشور را به ایشان یادآور شوم و بگویم که لبنان در کنار همسایه شرور و فتنه گری چون رژیم اسراییل که جهان و منطقه ای را خراب کرده، کشوری آرام و بدون فتنه در ساحل دریای مدیترانه بود.

لبنان کشوری است با کلیساها و مساجد زیبایی که روبرو یا در همسایگی هم بنا شده اند و مسیحیان و مسلمانانی که به همزیستی آگاهانه رسیده اند زیرا ۱۵ سال مزه تلخ جنگ و فتنه داخلی را چشیده اند.

در میانه دهه ۱۹۷۰ میلادی عده ای برای شکاف افکندن میان جامعه کثرت گرای لبنان دست به دامن دین آویختند، اختلاف ها و ناسازگاری های مذهبی، فرقه ای و طایفه ای را میان مسلمانان و ترسایان برانگیختند. در نتیجه خصومت ها ریشه دوانید، تاول جنگ بر تن لبنان نشست، شمع وجود هزاران انسان خاموش شد و هزاران تن نیز مجروح و معلول شدند.

حاصل جنگ و فتنه داخلی چه بود، ظلم انسان به انسان که نتیجه ناآگاهی و تعصب و غلبه هیجان بر منطق بود. اما مسلمانان و مسیحیان پس از ۱۵ سال به این نکته پی بردند که جنگ و فتنه به دل صفا نمی بخشد و خصومت و خشونت، مسایل را حل نمی کند.

از این رو از سال ۱۹۹۰ میلادی با ترک مخاصمه به صلح و آشتی روی آوردند، بیخ بدخواهی و بدخواهان را برکندند، همزیستی و محبت را برگزیدند و از آن تاریخ به بعد بوی بهبود اوضاع از لبنان بلند شد.

از آن تاریخ به بعد مردم لبنان در پای بنای یادبود قربانیان جنگ و فتنه داخلی و نیز در میدان شهدا در بیروت و مساجد و کلیساها برای شادی روح آنان و جاودان ماندن صلح و همزیستی شان دعا کردند و دعا برای این که بر تن این جامعه هرگز تاول جنگ ننشیند.

از آن تاریخ به بعد اگر به خانه و کاشانه ساکنان لبنان که ۷۰ درصدشان مسلمان و ۳۰ درصدشان مسیحی هستند قدم می گذاشتی ملتفت می شدی که به دیگران دوستی می ورزند و به عقاید و رفتار آنان احترام می گذارند و خلاف مذهبشان عمل کردن را برمی تابند، زیرا فیض و رحمت خداوند را عام می دانند؛ رحمتی که همه را اعم از مسیحی و مسلمان در بر گرفته است.

از آن تاریخ به بعد در هر چشمی نگاه می کردی نه کینه و شرارت که محبت و صداقت می دیدی؛ صداقت نسبت به همدیگر، به ویژه نسبت به شیعیان جنوب که همواره مددکارشان بوده اند و دشمنشان را – رژیم اسراییل - از مرزهایشان بیرون رانده اند.

پیام اصلی محمد (ص) پیامبر مسلمانان، آن برگزیده دُردانه که کائنات جمله به بوی او زنده اند و نیز پیام و کلام مسیح (ع)   پیامبر تَرسایان که پاک و مجرّد به آسمان رفت جز محبت و صداقت نبود. وقتی یک جامعه از رهبران فکری با محبت و صداقت برخوردار باشد و آب از بالا و سرچشمه گل آلود نباشد، روزگار آن جامعه سیاه نخواهد شد.

از آن تاریخ به بعد در خیابان های شهر بیروت، شهروندان مسیحی و مسلمان زیر نور خورشید قهار خداوند یا نم نم باران رحمت او آمدند و رفتند بی آن که کسی آزارشان دهد. شهروندان و رهبران مذهبی، مرزها را رعایت کردند و در زندگی خصوصی همدیگر دخالت نکردند و عقاید و رفتار خود را بر دیگری تحمیل ننمودند، زیرا معتقدند هر کس را در گور خودش می خوابانند.

در بیروت «مسجد عَمّاش» جنب «کلیسای قدیسین» ساخته شده و بر اوَلی آیات قرآن کریم و بر دومی عبارات انجیل مسیح، نقش بسته است. مسجد حسنین (ع) در مقابل کلیسای «حارَت حُریک» هر دو در بخش جنوبی بیروت (ضاحیه) قرار گرفته اند. مسیحیان روزهای یکشنبه به این کلیسا و مسلمانان روزهای جمعه به آن مسجد برای ادای فریضه نماز می روند.

مسیحی در مسلمان گم شده، مسلمان در مسیحی گم شده و همه در یک جامعه کثرت گرا گم شده اند و به تعبیر «جلال آل احمد»، «گم شدن عظیم فرد در جمع یعنی آخرین هدف یک اجتماع».

در لبنان که پیروان ۱۷ مذهب زندگی می کنند، روزی سه بار اذان دلنواز شیعیان، روزی پنج بار اذان اهل سنت و جماعت و هر روز ساعت ۱۶ و نیز یکشنبه ها صدا و ضربان ناقوس کلیساها می شنوی. چون به ژرفای آن اذان و این ضربان گوش جان می سپاری تنها یک آهنگ می شنوی و در این آهنگ، سنگ و ستاره و کلیسا و مسجد با هم می خوانند در هماهنگی کامل و مسیحی و مسلمان هر دو یک چیز می گویند: تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم.

این آیه و رمز را هم «حسین بن منصور حلاج» اهل بیضای فارس با الهام از پیام محمد (ص) بر سر ِ دار گفت و هم «حواریون» مسیحی به تبعیت از کلام عیسی (ع) در قرن اول میلادی گفتند و تبلیغ کردند.

اکنون پاکان جهان و زیرکان سراسر عالَم از جمله لبنانی ها به صحت آن آیه که محتوا و پیام آن صلح و صداقت و همزیستی مسالمت آمیز است، پی برده اند. چراغ پیام جهانی محمد (ص) و عیسی (ع) را خاموش نکن الیاس عوده لبنانی!

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 2 =