۱۹ آذر ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۴۰
کد خبرنگار: 2527
کد خبر: 83586845
۰ نفر

برچسب‌ها

«فرهنگ سیاسی»؛ از گذشته تا امروز

تهران- ایرنا- دانش‌واژه «فرهنگ سیاسی» که دیرزمانی است در ادبیات سیاسی و اجتماعی غرب جایگاهی ویژه یافته و به نگرش‌، باور و رویکردهای یک جامعه نسبت به نظام سیاسی خود معطوف است؛ در ایران همچنان ابعادی ناشناخته دارد.

یکی از مفاهیم کلان در علوم سیاسی و اجتماعی، ‌«فرهنگ سیاسی» است؛ مفهومی که از ترکیب دو مولفه فرهنگ و سیاست پدید آمده و در یک تعریف کوتاه و ساده می‌توان آن را مجموعه نگرش‌ها و باورهای یک جامعه نسبت به نظام سیاسی خود دانست. از این‌رو، برای شناخت فرهنگ سیاسی هر جامعه‌ای باید مطالعات مجزا داشت و در این مسیر با استخراج رویکردها، تحلیل رهیافت‌های مطالعاتی، ترسیم الگوها و قالب‌های متناسب آن جامعه گام برداشت.

نگاهی به پیشینه ‌«فرهنگ سیاسی»

مفهوم فرهنگ سیاسی به معنای نحوه اثرگذاری متقابل فرهنگ و سیاست مساله جدیدی نیست بلکه از زمانی که علم سیاست مورد مطالعه قرار گرفته است، در متون تخصصی این علم دیده می‌شود. به‌طوری‌که در متون سیاسی یونانی‌ها و رومی‌ها، بررسی روحیات، خلقیات و طبع فرقه‌ها و ملت‌های گوناگون در کانون فهم سیاسی بوده است.(سریع القلم،۱۱:۱۳۸۷) پیشینه رهیافت «فرهنگ سیاسی» به معنای امروز آن تقریبا به دهه ۱۹۳۰ باز می گردد که با شکل‌گیری رهیافت «خصیصه ملی» همزمان است. در این زمان رواج بررسی مطالعات در چارچوب روانشناسی سیاسی به این تصور انجامید که سیاست کلان هر جامعه از ویژگی‌های غالب روانی- فرهنگی اعضای آن تاثیر می‌پذیرد.

این موج مطالعات مربوط به خصیصه ملی البته به زودی فروکش کرد و با بی اعتبار شدن این رهیافت، بستر مناسب برای شکل گیری مرحله دیگری از تحلیل و تبیین فرهنگ سیاسی فراهم شد که رهیافت «فرهنگ مدنی» نامیده می‌شود. این مرحله تقریبا از نیمه های دهه ۱۹۵۰ آغاز شد و تا دهه ۱۹۷۰ به طول انجامید.(گل محمدی،۱۳۴:۱۳۸۴) رهیافت «فرهنگ سیاسی» به صورت کاملا جدی در دهه۱۹۵۰ و در پی انتقادات وارده بر سنت‌های رایج در مطالعات سیاسی و سیاست‌های اجتماعی، در کنار سایر رهیافت‌های تبیین و تحلیل تحولات سیاسی همچون جامعه‌شناسی سیاسی و روانشناسی اجتماعی پا به عرصه وجود نهاد و به صورت جدی به رشته علم سیاست راه یافت و نیز پس از چندین سال رکود، مجددا در دهه ۱۹۹۰، اعتبارش را بازیافت. 

فرهنگ سیاسی چیست؟

فرهنگ سیاسی را در یک عبارت کلی می توان به عنوان بخشی از فرهنگ اجتماعی، مجموعه‌ای از نگرش‌ها و جهت‌گیری‌های اعضای یک جامعه نسبت به نظام سیاسی، نخبگان سیاسی و قدرت‌های سیاسی تعریف کرد(ازغندی،۷۴:۱۳۷)

فرهنگ سیاسی به طور کلی در طول حیات سیاسی و اجتماعی یک جامعه و تحت تاثیر عوامل مختلفی چون وضعیت اقلیمی و جغرافیایی، ساختار نظام سیاسی و اجتماعی، شرایط تاریخی، نظام اعتقادی، آداب و رسوم، نظام اقتصادی و... شکل می‌گیرد و سپس در یک فرایند مستمر جامعه‌پذیری سیاسی نهادینه می‌شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. (اخوان کاظمی،۲۳:۱۳۸۸)

مطالعات آلموند و وربا و تثبیت رهیافت «فرهنگ سیاسی»

در مجموع می‌توان گفت تحت تاثیر نظریاتی که از سوی فلاسفه و اندیشمندان مختلف از دوران باستان تا دوران جدید درباره فرهنگ سیاسی ارایه شده‌اند و همچنین آنگونه که پیشتر نیز به آن اشاره شد، در پی انتقاداتی که در دوران باستان تا دوران جدید بر رهیافت خصیصه ملی وارد شد، زمینه برای شکل‌گیری یک چارچوب نظری مستقل تحت عنوان ‌«رهیافت فرهنگ سیاسی» در کنار سایر رهیافت‌های تبیین و تحلیل مسائل و تحولات سیاسی در دهه ۱۹۵۰ فراهم شد.

به طور کلی دانش‌واژه «فرهنگ سیاسی» به معنای جدیدش، نخستین بار در سال ۱۹۵۶ از سوی «گابریل آلموند» در علم سیاست به کار برده شد. وی این اصطلاح را بر خصیصه ملی ترجیح داد زیرا اصطلاح فرهنگ سیاسی،امکان استفاده از چارچوب‌های مفهومی رایج در انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را برای او فراهم می‌ساخت(زارعی،۹۲:۱۳۸۸)

آلموند، فرهنگ سیاسی را الگوی ایستارها و سمت‌گیری‌های فردی نسبت به سیاست در میان اعضای یک نظام معرفی می‌کند و از دید وی در هر نظام سیاسی یک قلمرو ذهنی سازمان یافته درباب سیاست وجود دارد که به جامع، ترکیب نهادها و اتکای اجتماع به افعال فرعی معنی می‌دهد.

گابریل آلموند و سیدنی وربا در همین چارچوب در دهه۱۹۶۰ در کار تحقیقی مشترک تحت عنوان«فرهنگ مدنی: ایستارهای سیاسی و دموکراسی» که به مطالعه و بررسی پنج کشور انگلستان، آلمان، ایتالیا، مکزیک و آمریکا پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که عمده عدم توسعه یافتگی در کشورهای جهان سوم، به مسایل روانی، تاریخی و فرهنگی مربوط می‌شود(قوام،۸۳:۱۳۷۴) این پژوهش آلموند و وربا در پیدایش و شکل‌گیری رهیافت و مفهوم فرهنگ سیاسی موثر بوده است.

جایگاه فرهنگ سیاسی در ایران؛ از گذشته تا امروز

متفکران سیاسی در مشرق زمین مباحثی را در زمینه فرهنگ سیاسی مطرح کرده اند. بر این اساس، توجه به فرهنگ سیاسی در آثار فارابی و خواجه نصیرالدین طوسی مشاهده می‌شود. فارابی در تبیین آرای اهل مدینه فاضله فرهنگ را ترسیمات ذهنی و خیالی ملت‌ها که در نفوس و عقول آنها منعکس است معرفی می‌کند. خواجه نصیرالدین طوسی ضمن تشریح لایه‌ها و ویژگی‌های مختلف فرهنگی، جوامع سیاسی متفاوت را مبتنی بر روحیات، باورها و الگوهای رفتاری متناوب قلمداد می‌کند.(سریع‌القلم،۲۰:۱۳۸۷)با این حال اگرچه مفهوم فرهنگ سیاسی همواره به نوعی در دوران گذشته مباحث متفکران مشرق زمین وجود داشته، در ایران هنوز چندان شناخته شده نیست این در حالی است که شناخت نگرش های سیاسی و اجتماعی یکی از مسایل مهم برای برنامه ریزان سیاسی و اجتماعی و حتی اندیشمندانی است که دغدغه اصلاح امور کشور را دارند. (ربانی؛ شایگان فرد،۱۲۹:۱۳۸۹)

منابع:

۱- سریع القلم، محمود(۱۳۸۷)، فرهنگ سیاسی ایران، تهران:پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

۲- گل محمدی، احمد(۱۳۸۶)، درآمدی بر تبیین فرهنگ سیاست، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال دوم، شماره۱.

۳- ازغندی، علیرضا (۱۳۸۵)، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران، تهران: نشر قومس.

۴- زارعی، آرمان(۱۳۸۸)،تاثیر جهانی شدن بر فرهنگ سیاسی ایران، تهران:انتشارات باز.

۵- قوام، عبدالعلی(۱۳۷۴)، نقد نظریه‌های توسعه سیاسی، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی‌.

۶- ربانی، علی و شایگان فرد، فرهاد (۱۳۸۹)، فرهنگ سیاسی ایران و مؤلفه هایش، فصلنامه سیاست، دوره ۴۰، شماره ۴.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =