۱۳ آذر ۱۳۹۸،‏ ۸:۱۱
کد خبرنگار: 2055
کد خبر: 83579945
۰ نفر

برچسب‌ها

قدر مصفا در زمان حیاتش شناخته نشد
مریم مشرف، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

تهران- ایرنا- دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، در مراسم چهلمین روز درگذشت و یادبود استاد مظاهر مصفا، شاعر، مصحح ادبی و استاد دانشگاه، گفت: گذشت زمان جایگاه شعری مصفا را هویدا خواهد کرد؛ قدر او در زندگی و زمان حیاتش شناخته نشد.

استاد مظاهر مصفا، (۱۳۱۱ تفرش تا ۱۳۹۸ تهران) استاد دانشگاه، شاعر و مصحح معاصر بود که ۸ آبان گذشته، بعد از دوره‌ای بیماری دنیای خاکی را وداع کرد. وی سال‌های متمادی به‌ عنوان استادتمام رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به ‌خدمت مشغول بود.

مریم مشرف استاد زبان و ادبیات فارسی، در مراسم یادبود چهلمین روز درگذشت استاد مصفا، با حضور جمعی از اعضای خانواده وی؛ از جمله دکتر امیربانو کریمی، استاد دانشگاه و مصحح متون ادبی و دختر استاد مصفا، با گرامی داشتن خاطره این استاد موسیقی و ادبیات گفت: گذشت زمان جایگاه شعری مصفا را هویدا خواهد کرد. مصفا چنان ساده و یکرنگ بود که انگار هنر با وجود او یکی شده بود. قدر مصفا در زندگی و زمان حیاتش شناخته نشد، نوگرایان به او تاختند و کهنه‌پرستان، او را طرد کردند، چون اهل مداهنه نبود.

وی در این مراسم شامگاه سه‌شبنه (دوازدهم آذر) در خانه اندیشمندان علوم انسانی، با اشاره به شخصیت فردی او، افزود: برخی اشعار مصفا بازتاب زندگی شخصی اوست، او هم نوا با اندوه مادر به خاطر چند همسری پدر و دلبسته پدر با همه ویژگی‌هایش بود، ذوق موسیقایی نیر در خانواده وی ارثی است. محیط مدرسه زندگی او را تلخ می‌کرد. مدرسه را دوست نداشت و از آن سال ها به رنج یاد کرده است.

 مشرف ادامه داد: مصفا قواعد املای فارسی را نمی‌پسندید و رعایت نمی‌کرد، از مخالفان نظام دانشگاهی بود و سی سال با آن جنگید، او تنها استادی است که  یک بار از درجه استادی خلع شده و دوباره مراحل استادی را از آغاز طی کرده است. او شاعر و معلم و در هر دو کمال یافته بود.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی مظاهر مصفا را دلبسته ادبیات کهن فارسی دانست و عنوان کرد: مصفا  با جریان شعر نو همراه نشد اما بعدها نظرش تغییر کرد و در سوگ مهدی اخوان ثالث شعری نوشت، شعر اخوان را رابط گذشته و امروز می‌خواند و شکل‌های مختلف شعر نو را کلام بی اصل و نسب نام گذاشته بود و مذموم می‌شمرد. او در ستایش فروغ فرخزاد هم غزلی دارد که مایه تعجب است.

مشرف، قصیده‌سرایی را اوج هنر مصفا معرفی کرد و گفت: او قصیده را در مقام مرثیه بسیار خوب می‌سرود، ترکیب‌بندهای او بی نظیر اند و شیوه شاعری او سهل و ممتنع است.

درگذشت مصفا، سرگذشت دریغ و درد است

میرجلال‌الدین کزازی، شاهنامه‌پژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی، سوگ مصفا را سترگ دانست و گفت: سوگ او دریغی جان‌گداز و دردافزای و اندوه‌زای است.

مصفا سروی بلند، دلپسند و ورجاوند در سروستان سخن پارسی بود، مرغی سربلند و سرفراز که در مغاک خاک نمی‌گنجید و اکنون او شاد است و آزاد و ماییم که سوگواران دل افگاریم و اندوهگینان ناامید. استادانی که من وامدارشان هستم، همه نام‌دارند، یکایک را ارج می‌نهم اما بی‌هیچ پرده و پروا، این استاد جاودان یاد، دست کم مرا استادی دیگر سان بود.

کزازی مصفا را مردی به چندین هنر آراسته خواند و افزود: در چندین مایه توانستگی، سرآمد بود، هم سخندان و هم سخنور بود اما سخنوری اش بر سخندانی اش چیرگی داشت و همین ویژگی در من کارگر افتاد. سخنش از آگاهی و خرد بود و از دل برمی‌خاست و بر دل می‌نشست، به ویژه هنگامی که سخن از ایران بود و دلبستگی و آشنایی‌اش با ایران در سخن پارسی نمود می‌یافت.

استاد کزازی

این استاد دانشگاه، خود را هم نظر با مصفا دانست و گفت: او را همیشه در کنار خود می‌یافتم چرا که در خوی به خویش نزدیک دیدمش، او در آن توانایی که داشت، صدها بار تواناتر بود، از همین رو درگذشت او، سرگذشت درد و دریغ است. کزازی سخنانش را با شعری در رثای مصفا به پایان برد.

تئوری ادبی باید به تولید منجر شود

احمد تمیم‌داری، استاد دانشگاه، با بیان خاطراتی از شاگردی مظاهر مصفا، به تاکید او بر قدرشناسی از استادان بزرگ اشاره کرد و گفت: مصفا سفارش می‌کرد قدر استادان بزرگ، علم و ادب و دانشگاه را بیشتر بدانیم و این موضوع تنها در برگزار کردن بزرگداشت‌ها نیست، در شناخت شخصیت و تفکر آنان است.

اگر به استادان زنده توجه نکنیم، تعلیمات استادان پیشین را هم از دست می‌دهیم. مصفا هم همیشه از این قدرنشناسی، افسوس می‌خورد.

تمیم‌داری خاطره از تدریس مصفا را بازگو کرد و ادامه داد: مصفا از تدریس ادبیات گلایه داشت و می‌گفت تئوری‌های ادبی که حالا مد شده‌اند، بی‌حاصل است، باید به گونه ای به تئوری‌ها بپردازیم که تولید ادبی کم نشود، روش تدریس و تحقیق باید تغییر کند و در راستای تولید باشد.

عباس کی‌منش، استاد ادبیات فارسی، نیز مظاهر مصفا را یکی از بزرگترین پژوهشگران عرفان اسلامی دانست و با برشمردن آثار مصفا به تشریح مفهوم مرگ در پژوهش‌های وی پرداخت. در بخش‌های از این نشست، بنا به وصیت مظاهر مصفا که سفارش کرده بود، پس از مرگ، برای او موسیقی بنوازند، نوازندگانی به نواختن دو تار، سه تار و دف پرداختند. بعضی شاگردان مصفا از جمله وحید عیدگاه در پایان این نشست خاطراتی از این استاد نامدار زبان و ادبیات بازگو کردند.

مظاهر مصفا یکی از قصیده‌سرایان زبان فارسی در دوره معاصر به‌شمار می‌آید و تاکنون چند مجموعه شعر از این استاد ادبیات فارسی به‌چاپ رسیده است که از آن میان می‌توان به ده فریاد، سی سخن، توفان خشم، سپیدنامه و سی‌پاره اشاره کرد.

تصحیح دیوان سنایی، کلیات سعدی، دیوان ابوتراب فرقتی کاشانی، مجمع‌الفصحاء از رضاقلی‌خانی هدایت، دیوان نزاری قهستانی وجوامع‌الحکایات عوفی از جمله آثار پژوهشی و ادبی دکتر مظاهر مصفا است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =