۱۲ آذر ۱۳۹۸،‏ ۱۹:۳۲
کد خبرنگار: 1550
کد خبر: 83579628
۰ نفر
"شازده باید برود"، نقد و نظر با حضور خالق اثر

انزلی-ایرنا-" نی ها همراه باد، در نیزار می رقصند، آن چنان که اگر ندانی فکر می کنی کسی از پایین آنها را آرام می تکاند. رسول گول نمی خورد . او بارها این صحنه را دیده و می داند احدی آن دور و برها پیدایش نیست. جای خلوتی است که خودش آن جا را برای ماهیگیری کشف کرده. یک لحظه چهره ی رنگ پریده ملیحه جلوی چشمانش می آید. امروز به خاطر ملیحه ماهی گیری می کند."

این بخشی از مجموعه داستان " شازده باید برود" نوشته شعله آریان پور داستان نویس و کاریکاتوریست ساکن انزلی است.در آیینی با حضور اعضای انجمن داستان هزار و یک شب انزلی ، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از علاقمندان به ادبیات کتاب "شازده باید برود "مورد نقد و بررسی و نظر خواهی قرار گرفت.

در ابتدا نویسنده یکی از داستان های کوتاه این کتاب را به زیبایی برای حاضران خواند و پس از آن نویسندگان و اعضای انجمن داستان هزار و یک شب انزلی به نقد و بررسی این اثر پرداختند.

*داستان هایی با مضمون عشق و تنهایی انسان معاصر

مریم ساحلی نویسنده ، روزنامه نگار و مدرس انجمن داستان هزار و یک شب انزلی در باره این کتاب چنین گفت : "شازده باید برود" بیش از همه به عشق و تنهایی انسان معاصر می پردازد.

وی افزود:وجود رگه هایی از امید، آدم های داستان های آریان پور را از انفعال دور می سازد و آنها را به سمت بهتر ساختن زندگی سوق می دهد.

وی خاطرنشان کرد: آریان پور از وقایع جهان اطرافش برای نوشتن الهام می گیرد و حوادث و شخصیتهای آثارش برای مخاطب ملموس است.

*بیرون کشیدن داستان از دل واقعه ها

در ادامه این نشست فاطمه رهبر نویسنده جوان اهل انزلی به اظهار نظر در مورد این کتاب پرداخت و اظهار داشت: ما در داستان های آریان پور با انسان مواجه هستیم . انسان هایی که عشق و محبت دارند و برای خوب بودن و خوب ماندن تلاش می کنند.

وی افزود:نویسنده بیشتر از این که دغدغه فرم و بازی های ساختاری داستان داشته باشد به فکر مضمون داستانهایش است، یعنی این که چطور داستانش را بگوید تا پیامی که باعث شده به خاطرش دست به قلم ببرد به مخاطب برسد.

به گفته وی،  آریان پور از دل واقعه ها داستان بیرون می آورد . بر عکس بسیاری که سعی می کنند از دل یک واقعه یک واقعه دیگر در بیاورند آریان پور یک داستان را در دل واقعیت جاسازی می کند.

*نوشتن نسخه شفابخش

در این جلسه وحید تفنگچی از منتقدان جوان گیلانی به آسیب شناسی داستان های غیرحرفه ای پرداخت .

وی داستان نویسی را به مثابه نسخه شفابخش نویسنده برای روح مجروح و روان سرخورده خود خواند و افزود: آن گاه که داستان با فرجام خوش و ساده انگارانه باعث پوشیده ماندن جراحت روح شده خبر از نیاز نویسنده به بی خبری و میدان ندادن به استیصال بشر درگیر بحران و درگیر مسئله ی وجود می دهد.

تفنگچی خاطرنشان کرد: آن گاه که نویسنده ی پریشان از وضعیت وجود تن به ساده انگاری ندهد که با دوری کردن از روزمرگی ها آشکار می شود، فرصت وانمودن این آسیب پذیری روحی را بدست می آورد .

وی افزود: انسانی که ورای واقعیت موجود و بیرونی تکیه گاه و پناهی قابل لمس و اتکا برای خود متصور نباشد یا نخواهد دستاویز موهومی برای خود بجوید ، برای روبه رو نشدن با استیصال روح در مواجهه با وضعیت جهان خود ناچار برای خود روزمرگی خلق می کند با اقتضائات جهانی که وضع موجود را برایش ایجاب کرده کنار می آید و منعطف و انطباق پذیر هر شرایط تازه ای که حدود امکاناتش را محدودتر کند بر می تابد تا همه چیز  فقط ادامه داشته باشد چرا که مجبور نباشد فکری برای وضع خود بکند همین فکر کردن ، بیرون پریدن از حوزه روزمرگی های آشنا و عادتی شده است که جراحت روح را بیان می کند و با آشنا زدایی از هر جزئی در نوشتن میسر می شود و بدون آن می شود همه چیز را ادامه داد.

*آریان پور و جهان کتابت

نویسنده  در ابتدای کتاب " شازده باید برود"  آورده است:

 ' نوشتن عشق می خواهد ، تخیل را وقتی چاشنی عشق کنی ، ذهن بال و پر می گیرد، پر می زند و به زندگی همه سرک می کشد و دریایی از سوژه جلو چشمت رژه می روند. اما سرانجام این دل است که حرف آخر را می زند چون دل ، جای واقعی عشق است. آن وقت است که صداقت قلم نویسنده ای که غرق در اثرش شده ای ، راهنمای تو می شود . وقتی قلم به دست می گیری در واقع مخاطب را لحظه به لحظه در احساست شریک می کنی . بنابر این خواننده بی تردید ، صداقت کلام را در اثر تو خواهد دید.'

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =