«استیو بنن»، استراتژیست ارشد سابق ترامپ در اروپا چه می‌کند؟

تهران- ایرنا- «من شیفته شخصیت‌هایی مثل چنگیزخان، ناپلئون و لرد نلسون هستم. حالا که خودم درگیر شدم می‌توانم ببینم و درک کنم که افراد به تنهایی تاثیرات بیشتری در تاریخ داشته‌اند. چیزی که در مورد هیتلر برای من جالب بوده این است که چطور مردی مثل او، ولگردی از وین که کاملا خارج از جریان بود، توانست در آلمان به قدرت برسد.»

وقتی کریستف شیوئرمان از طرف نشریه اشپیگل ماموریت پیدا کرد تا مطلبی درباره استیو بنن، استراتژیست ارشد و پر سر و صدای دونالد ترامپ که خارج شدنش از کاخ سفید هم پر حاشیه بود، بنویسد این اجازه را پیدا کرد تا شناختش از چنین فردی را از اتاق کارش شروع کند؛ اتاق کاری که پر بود از کتاب‌هایی درباره هیتلر، جنگ جهانی دوم و یک آرواره کروکودیل که از فلوریدا برای بنن فرستاده بودند. به گفته صاحب اتاق «طراحی آن شبیه بازسازی اتاق آبراهام لینکلن بود با این تفاوت که دو برابر بزرگتر و روشن تر بود»

بنن طراح اصلی پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ بود؛ مردی که هرگز امیدش را به پیروزی از دست نداد. انگیزه او برای این امیدواری پیاده کردن نظراتی بود که هم خطرناک بود و هم طرفدارانی در گوشه و کنار آمریکا داشت. اما این پیروزی به او چندان وفا نکرد. خروجش از کاخ سفید او را به این فکر انداخت تا اهدافش را جای دیگری پیگیری کند: اروپا.

قدم به قدم تا کاخ سفید

استفان کوین بنن، در ۲۷ نوامبر ۱۹۵۳ در نورفولک، ویرجینیا متولد شد. او سومین کودک از پنج بچه دوریس و مارتین بنن، کارمند اداره مخابرات بود. او بعدها خانواده‌اش را این‌گونه توصیف کرد: «یقه‌آبی، کاتولیک ایرلندی، طرفدار کندی و طرفدار اتحاد دموکرات‌ها»

استیو بنن در مدرسه فنی ویرجینیا به عنوان یک سال اولی با سخنرانی آتشین و نشان دادن اختلال در روند سیاست‌ها، برنده مناظره‌ای جنجالی شد. پس از  فراغت از تحصیل به نیروی دریایی پیوست و در جایگاه مهندس کمکی و ناوبری خدمت کرد. او بعدها دستیار ویژه رییس عملیات دریایی پنتاگون شد و مدرک کارشناسی‌ارشدش را توانست با شرکت در کلاسهای شبانه دانشگاه جورج تاون در رشته امنیت ملی بگیرد.

بنن در سال ۱۹۸۵ از مدرسه بازرگانی هاروارد فارغ‌التحصیل شد و همکاری‌اش با گلدمن ساکس را شروع کرد. در سال ۱۹۹۰ شرکت Bannon & Co. را که کارش سرمایه‌گذاری در زمینه رسانه بود، تاسیس کرد. کمی بعد سهام یک برنامه تلویزیونی کمتر شناخته شده به اسم Seinfeld را خرید. این سهام برایش سود زیادی داشت. پس از فروختن شرکتش در سال ۱۹۹۸ تهیه کننده و مدیر تولید شرکتی به نام The Firm شد. همزمان وقت بیشتری را هم صرف این کرد تا به علایق شخصی‌اش بپردازد: از جمله آنها استفاده از کتابی برای ساختن یک فیلم درباره زندگی‌نامه رونالد ریگان، رییس جمهوری پیشین آمریکا بود. این فیلم سال ۲۰۰۴ با نام «چهره شیطان» تولید شد.

بنن در کنار همه اینها مدیرعامل یک شرکت بازی‌های آنلاین کامپیوتری شد، اما رفته رفته فهمید که علائقش به سمت مسائل سیاسی در حال تغییر است. این علاقه به خصوص در سال ۲۰۰۸ پس از  بحران اقتصادی بیشتر شد.  اینها باعث شد تا یک سری مستندهای سیاسی به تهیه‌کنندگی او تولید شود.

همزمان با این فعالیت‌ها رابطه دوستی میان استیو بنن و اندرو برایتبارت، نویسنده ای محافظه‌کار و ویراستاری که وب سایتش را سال ۲۰۰۷ راه اندازی کرد، برقرار شد. بنن سال ۲۰۱۱ به شبکه خبری برایتبارت پیوست و بعد از مرگ ناگهانی بنیانگذار این سایت، او توانست سال ۲۰۱۲ جایگاه مدیر اجرایی را به دست بیاورد.

با نظارت خاص بنن، برایتبارت تغییر محسوسی را نشان داد. نوشته های ضد مهاجرتی، حمله به روشنفکرهای جمهوریخواه از جمله تغییرات ایجاد شده بود. علاوه بر اینها بخشی برای ارائه نظرها در سایت وجود داشت که به جولانگاهی برای گذاشتن نظرات تند سفیدپوستان افراطی تبدیل شده بود.

دایره مخاطب‌های بنن با شروع برنامه رادیویی «اخبار روزانه برایتبارت» بزرگتر شد. این برنامه در اصل پیش نویسی بود برای جریان راست گرای آلترناتیو (Alt-right) که بعضی وقتها آنتش را در اختیار دونالد ترامپ قرار می‌داد. از همین جا بود که همکاری نزدیک بنن و ترامپ برای  کارزار ریاست جمهوری ۲۰۱۶ رقم خورد.

یکی از واژه های باب روزی که در انتخابات همان سال مکرر به گوش مردم آمریکا می رسید واژه راست گرایی آلترناتیو  (Alt-right) بود. این واژه با افراط‌گرایی گره خورده بود، اما همان سال رفته رفته راهش را به رسانه های جریان اصلی باز کرد. این اصطلاح مبهم و نه چندان واضح طیف وسیعی از افرادی را در بر می‌گیرد که طرفدار جریان های راست افراطی هستند و هر شکلی از محافظه‌کاری را رد می کنند و از این طریق به استقبال نژادپرستی و جریان برتری‌طلبی سفیدپوستان می روند.

نخستین بار ریچارد اسپنسر به عنوان یکی از افراد معتقد به برتری‌جویی‌های سفیدپوست‌ها و در جایگاه یکی از گردانندگان موسسه نشنال پالیسی (یک اتاق فکر کوچک در زمینه برتری‌جویی سفیدپوست‌ها) از این اصطلاح در سال ۲۰۱۰ برای انتشارات آنلاینش استفاده کرد. او بعدها یک نشریه آنلاین دیگر به نام ردیکس (Radix) راه اندازی کرد.  Alt-right و Radix چارچوبی شد که بیشتر با جریان های نژادپرستانه، ضدیت با یهودیان و سایر جریان های راست گرایی مرتبط آلترناتیو شناخته می شود.

در خدمت و خیانت ترامپ

اوت سال ۲۰۱۶ وقتی ترامپ بنن را به عنوان مدیر اجرایی کمپین انتخاباتی اش معرفی کرد، دایره مخاطب‌های او هم افزایش پیدا کرد. بنن نقش اصلی پیکار را در عرصه پیروزی ترامپ در مقابل هیلاری کیلنتون داشت.

اما کار مهمش این بود که با آموزش دونالد ترامپ و پشتیبانی از او کاری کرد تا بحث‌های جنجالی مهاجرتی از جمله دیوار کشیدن در مرز آمریکا و مکزیک در کاخ سفید مطرح شود. به عقیده بنن هیچ سازشی در این زمینه نباید وجود داشته باشد چرا که در این صورت ترامپ جبهه را به مخالفانش واگذار می‌کند و در مرحله بعد آرای خود را در میان طرفدارانش از دست می دهد. تنها راهی که برای ترامپ وجود داشت تا دایره طرافدارانش را گسترش دهد این بود که خیلی سفت و سخت به وعده هایش بچسبد و برای آنها کار کند.

مهمترین دغدغه سیاسی بنن در جایگاه استراتژیست ارشد کاخ سفید پس از انتخابات ۲۰۱۶ به گفته خودش «جنگ تجاری آمریکا و چین» بود. همانطور که خودش به صراحت درباره آن گفته: «آنها که به جهانی سازی اعتقاد دارند طبقه کارگر آمریکا را از بین برده‌اند و به جایش یک طبقه متوسط در آسیا درست کرده اند.»

شاید واضح ترین اظهارنظر درباره این جنگ و مخالفتش با جهانی شدن را در مصاحبه ای با رابرت کاتنر که در آمریکن پراسپکت منتشر شد بیان کرده باشد.

«ما با چین وارد یک جنگ تجاری شده‌ایم. این در ادبیات آنها کاملا مشهود است و اصلا خجالتی ندارند که بگویند چه کاری انجام می دهند. یکی از ما در طول ۲۵ تا ۳۰ سال آینده قرار است هژمون باشد و اگر قرار باشد ما بر همین منوال حرکت کنیم قطعا برنده آنها (چینی ها) خواهند بود. در کشور کره آنها فقط در حال ضربه زدن به ما هستند. این فقط یکی از عوارض جانبی این جنگ است ...به نظر من جنگ تجاری با چین یعنی همه چیز و ما باید دیوانه‌وار روی آن تمرکز کنیم. اگر همین طور به باختن ادامه بدهیم پنج سال دیگر و حداکثر ۱۰ سال دیگر به نقطه ای خواهیم رسید که دیگر قادر به بازسازی نخواهیم بود ...ما به این نتیجه رسیدیم که در یک جنگ اقتصادی هستیم و آنها در حال ضربه زدن به ما هستند.»

او همچنین درباره برنامه کاری اش گفت: «مثل پوپولیسم اندرو جکسون ما قرار است یک حرکت سیاسی کاملا جدیدی را به راه بیاندازیم. همه چیز آن به مشاغل مربوط است. محافظه‌کاران حتما دیوانه خواهند شد. من کسی هستم که یک طرح زیرساختی هزار میلیارد دلاری را به راه میاندازم. با نرخ بهره منفی در سراسر جهان این بهترین فرصت برای بازسازی همه چیز است. کارخانه‌های کشتی‌سازی و موارد مربوط به فولاد همه آنها را دوباره بالا می بریم. ما همه اینها را تا تنور داغ است امتحان می کنیم. این می تواند به اندازه دهه ۱۹۳۰ هیجان انگیز باشد. محافظه‌کارها به اضافه پوپولیست ها در یک جنبش ناسیونالیستی اقتصادی بزرگتر از انقلاب ریگان.»

اوت ۲۰۱۷ تظاهرات ناسیونالیست‌های سفیدپوست در شارلوتزویل، ویرجینینا به خشونت کشیده شد و یک کشته داد. ترامپ در اظهارنظری پرشور درباره این واقعه گفت که «هر دو طرف باید سرزنش شوند». بنن هم در اظهارنظرهایش به خبرنگاران درباره کارکنان کاخ سفید از ادبیات چندان مناسبی استفاده نمی کرد که بیرون رفتنش از کاخ سفید را جلو انداخت. اما  آن چه که تیر خلاص را به خروج او از کاخ سفید و تیم ترامپ زد، درگیری‌اش با جرد کوشنر، داماد ترامپ، مشاور ارشد رئیس جمهوری و جان کلی، یکی دیگر از  اعضای کلیدی تیم مدیریتی کاخ سفید بود. 

پیش به سوی اروپا

با شروع شدن جریان قدرت‌گیری پوپولیست‌ها و راست‌گرایان افراطی در اروپا، استیو بنن تلاش کرد تا برنامه پیاده کردن نظراتش را به سمت قاره دیگری سوق دهد.

استراتژیست سابق ترامپ پس از رانده شدن از کاخ سفید، از قلمرو امپراطوری شبکه دست راستی برایتبارت هم خارج شد. جاه‌طلبی تازه او این بار به راه انداختن یک جریان ملی گرایی افراطی در قاره سبز بود. به اعتقاد او همه چیز با انتخابات برگزیت (همه پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) در سال ۲۰۱۶ آغاز شد و با پیروزی ترامپ ادامه پیدا کرد. ادامه این راه هم مدیون پیروزی دو حزب پوپولیست ایتالیا در در مارس ۲۰۱۸ بود.

استیو بنن استدلال می کند که ایتالیا «پیشتاز تغییر در اروپا» است و همراه با مجارستانی که به ویکتور اوربان رای مثبت داده می توان این پیام ارسال شده از سوی مردم اروپا را دریافت کرد که «آنها می خواهند کشورهایشان را پس بگیرند.»

قدم بعدی بنن راه اندازی یک بنیاد غیرانتفاعی به نام «جنبش» بود که دفترش در بروکسل، بلژیک قرار داشت و کارمندانی را استخدام می کرد که هدفش مشاوره درباره پیام‌رسانی و هدف قراردادن داده‌ها بود. این سازمان سال ۲۰۱۷ در اروپا بوسیله مایکل مودریکامن، رهبر حزب مردم بلژیک ثبت شد. این موضوع یادآور رسوایی سواستفاده کمبریج آنالتیکا از اطلاعات و شبکه اجتماعی فیس بوک در جذب رای دهندگان آمریکایی در انتخابات ۲۰۱۶ بود. در آن زمان استیو بنن عضو هیات مدیره و معاون مدیرعامل کمبریج آنالتیکا بود.

رحیم کسام، معاون سابق نایجل فاراژ در حزب یوکیپ انگلیس حالا یکی از اعضای تیم بنن است که اعتقاد دارد برنامه های جنبش در  بروکسل «پاکسازی کامل برای پوپولیست ها و جریان ملی گرایی در اروپا» است. او با اشاره به موضوع حاکمیت، کنترل مرزها و مشاغل  اعلام کرد که «ما کار خود را شروع کرده ایم.»

مهمترین کارکرد «جنبش» به چالش کشیدن فعالیت های بنیاد جورج سوروس است که سعی دارد با ایجاد بنیادهای جامعه باز (OSF)  در اروپا، لیبرال دموکراسی را در این قاره اشاعه دهد. به گفته کسام، تنها فرق آنها با سورس در این است که آنها «طرف مردم ایستاده اند.» نخستین دورخیز آنها هم برای انتخابات پارلمان اروپا در ماه مه ۲۰۱۹ بود.

وحدت ملی‌گراهای خودخواه

تا قبل از رفتن بنن یک الگو برای دست‌یابی به این هدف در اروپا وجود داشت. با فشار ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان و  پشتوانه جریان «لیبرال دموکراسی» خودساخته در این کشور دفاتر بنیادهای جامعه باز (OSF) در مجارستان به کارشان پایان دادند و اوربان توانست با جرم انگاری موج حمایت از پناهجویی و پناهندگی به خوبی مرزهای کشورش را به روی دیگران ببندد. این نخست وزیر جنجالی کسی است که بنن از او به عنوان «یک ترامپ که قبل از ترامپ ظهور کرد» و «یک وطن پرست واقعی و قهرمان حقیقی» یاد کرده است.

استیو بنن در سخنرانی خود در بوداپست که در ماه مه انجام شد، اعلام کرد که «پوپولیست ها و ملی گراهای اروپا» ۱۸ ماه تا دو سال جلوتر از آمریکایی ها هستند و این جلوافتادگی را هم مدیون کارهای نایجل فاراژ در بریتانیا در جریان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، ویکتور اوربان و رهبران فعلی ایتالیا هستند. در فرانسه هم او تلاش کرد تا صحنه را با مارین لوپن رهبر جریان راست افراطی شریک شود.

او در دیداری با طرفدان خانم لوپن گفت: «بگذارید شما را نژادپرست بخوانند. بگذارید به شما بگویند بیگانه هراس. همه اینها را به عنوان نشان های افتخار به خودتان آویزان کنید.»

وقتی حزب خانم لوپن نامش را به جبهه ملی تغییر داد، مجبور بود برای تامین بودجه به بانک های روسیه مراجعه کند. به اعتقاد بنن، مارین لوپن توانایی جذب هر نوع بودجه از هر نوع کانالی را دارد و می تواند روی جریان پوپولیستی در سراسر قاره اروپا (حتی روی جریان دست راستی دموکراتهای سوئد و ملی گراهای فنلاند هم) تاثیر بگذارد.

استیو بنن و مارین لوپن

ایتالیا اما نخستین کشوری بود که با روی کار آمدن ماتئو سالوینی رهبر حزب لگا نورد (یعنی اتحادیه شمالی) به همراه لوئیجی دی مایو، رهبر جنبش پنج ستاره توانست نظر مثبت بنن را کاملا به خودش جلب کند. بنن درباره این حرکت معتقد بود که دنیا شاهد این تجربه پوپولیستی خواهد بود «اگر این برنامه در ایتالیا جواب بدهد در بقیه نقاط دنیا هم جواب خواهد داد. اگر در دنیا جواب بدهد به این معنی است که قرار است کمر آنهایی که طرفدار جهانی شدن هستند شکسته شود.» اما در حال حاضر و تنها یک سال پس از فعالیت پنج ساله این دولت، دورنمای این دوران پسا پوپولیستی به کابوسی برای ایجاد دوباره جریان فاشیستی در این کشور تبدیل شده است.

در این میان کسی فکر نمی کرد که اسپانیا نیز به قطار جنبش های دست راستی و  ضد اتحادیه اروپا بپیوندند. در آوریل سال ۲۰۱۸ بنن اعلام کرد که «این مهم است که در اسپانیا حزبی مبنی بر حمایت از قلمرو و هویت مردم اسپانیا وجود دارد که حاضر است از مرزهایش دفاع کند.» این اظهارنظر او بعد از ملاقات با رافائل بارداجی مشاور ارشد رئیس جمهور وقت یعنی خوزه ماریا آزنار که  اکنون مشاور ارشد حزب دست راستی بکس (Vox) است بیان شد. بعد از این ملاقات حزب بکس از بنن خواستند تا راهکارهایی برای موفق شدن حزب شان ارائه کند. راهکاری های معمار انتخابات ترامپ این بود: برقراری ارتباطات سیاسی از طریق رسانه های جایگزین و شبکه های اجتماعی.

آینده اروپا و رابطه با ایران

شاید یکی از مهمترین تفاوت های اروپا و آمریکا این باشد که کشورهای اروپایی به طور قانونی نمی‌توانند برای انتخابات از کمک های کشورهای خارجی استفاده کنند. پس از آنکه سازمان «جنبش» در بروکسل ثبت شد، مشخص  گردید که بنن برای فعالیت های جریان راستگرایی در انتخابات تنها می‌تواند در ۱۳ کشور که ایتالیا، دانمارک، سوئد و هلند از اعضای اتحادیه اروپا هستند فعالیت آزادنه داشته باشد و در ۹ کشور دیگر فعالیت هایش محدود خواهد بود.

عوامل زیادی در ایجاد زمینه‌ای برای حضور و فعالیت آزادانه بنن در اروپا و کمک برای قدرت گرفتن جریان های راست افراطی وجود دارد که از جمله آنها می توان به موج شدید مهاجرت ها از سمت آسیای غربی، بحران های اقتصادی که باعث شده اتحادیه اروپا برنامه های ریاضت اقتصادی سختی بر کشورها وارد کند (یونان)، و بحرانی که از آن به عنوان ناکارآمدی سیستم پارلمانی در منطقه اروپا یاد می شود، نام برد.

از طرف دیگر شباهتی غیرقابل انکار میان طرز فکر بنن و پوپولیست‌های راست گرای اروپا وجود دارد و آن اسلام‌هراسی است. این هراس در اصل به صدا درآوردن شیپور جنگ علیه نخبگان طرفدار جهانی شدن است.

اما ممکن است مورد ایران در نظر این موج تازه در اروپا با سایر کشورها متفاوت باشد. به عنوان مثال مارین لوپن که او را عنوان جدی ترین و خطرناک ترین مهره پوپولیست‌های اروپا می شناسند پس از توافق هسته ای، پیشنهادهای زیادی برای اصلاح روابط با ایران به پارلمان اروپا ارائه کرد.

یکی از این پیشنهادها حذف اصطلاح «انزوای خودخواسته» درباره ایران بود که از طریق یکی از نمایندگان کشور هلند ارائه شده بود. به عقیده لوپن توافق هسته‌ای می توانست همکاری کامل ایران با همه کشورها اروپایی را ایجاد کند. در موردی دیگر او مخالف استفاده از اهرم اقتصادی برای فشار آوردن در زمینه حقوق بشر درباره کشور ایران بود. از نظر لوپن این کار سواستفاده از ارزش های غربی است. در  رویدادی دیگر، او اعضای اتحادیه اروپا و کمیسیون اروپا را تشویق کرد تا در مقابل تحریم‌هایی که آمریکا علیه ایران اعمال کرده به دنبال احقاق حق کمپانی های اروپایی در این کشور باشند.

دلایل زیادی وجود دارد که راست افراطی نسبت به ایران همدلی بیشتری در اروپا نشان داده است. یکی از آن‌ها این است که آنها سیستم عدم مداخله در امور ایران را به نوعی راهکاری برای مبارزه و مخالفت با جریان نخبگی لیبرال دموکرات می‌دانند. دیگر اینکه حمایت از ایران می تواند یک دهن کجی به روابط دوستانه با کشورهای پادشاهی حاشیه خلیج فارس خصوصا عربستان سعودی و قطر باشد. این دو کشور عربی در اروپا در جایگاه محل تولد و پشتیبانی از وهابیت به عنوان مقصرین اصلی حملات تروریستی در پاریس و بروکسل شناخته می‌شوند. دلیل آخر هم این است که تاریخ و پیشینه کشورهای اروپایی با آمریکا تفاوتی اساسی دارد و افکار عمومی در اروپا با آنچه در آمریکا در جریان است هرگز یکی نبوده‌ است.

با توجه به احتمال قدرت‌گیری بیشتر راست آلترناتیو، افزایش ارتباط با نخبگان فرهنگی و دانشگاهی و البته رسانه‌های جریان اصلی اروپایی می تواند در ترسیم چهره واقعی از رویدادها و مواضع ایران در محافل و مجامع مهم موثر باشد. یکی از قدم های مهم برای ایران می تواند ارتباط گرفتن با محافل فکری و شخصیت های اندیشمند کلیدی برای شناخت بهتر این جریان و مواضع آنها در قبال ایران باشد.

همزمان نباید از روح جامعه مدنی در اروپا و تاثیر نهادهای مدنی در افکار عمومی آن مانند سمن‌ها و شوراهای شهری و محلی که خاستگاه و مجرای ظهور و ارتقای سیاستمداران و دولتمردان از سطوح محلی و ملی تا نمایندگی در کارگزاری های مهم اتحادیه اروپا هستند، غافل ماند. سیاستمداران اروپایی آشنا با ایران و با گرایش ایران دوستانه در پایتخت های اروپایی و در مقرهای اتحادیه اروپا نظیر بروکسل و لوکزامبورگ کمک بزرگی برای تضمین منافع مشترک ایران و کشورهای اروپایی خواهند بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =