آنچه از چندهمسری می‌خواهید بدانید

تهران - ایرنا - مناظره، چیز جالبی جذابی است. یکی مخالف و دیگری موافق موضوعی است و با هم بحث می‌کنند و هر کس ادله خودش را بیان می‌کند. آنوقت وقتی فکر می‌کنی یکی از طرفین با چنان استدلالی سخن می‌گوید که دیگر طرف مقابل نمی‌تواند شانه به شانه او قدم بردارد، یک دفعه استدلالی آتشین‌تر از جانب طرف مقابل می‌شنوی که از تعجب دهانت باز می‌ماند.

یکی این می گوید و یکی هم آن و چقدر خوب است که این مناظره با خوبی و خوشی تمام شود و طرفین، پایان جلسه  با هم دست دهند و جلسه را تمام کنند.

حاضران در جلسه مناظره هم جالبند و اصولا به دو دسته تقسیم می شوند یعنی موافق و مخالف. البته کسانی هم پیدا می شوند که جانب بی‌طرفی را نگاه می دارند و سعی می‌کنند بدون غرض‌ورزی گوش دهند اما شمار این افراد کم است.

در این میان جذاب بودن مناظره وقتی است که بر سر سوژه ای داغ بحث شود که یکی از این سوژه های داغ بحث ترویج چند همسری است که بیش از یک ماه گذشته در محافل از آن صحبت می شود.

در این راستا  ۲ جلسه مناظره به فاصله یک هفته در مجتمع آفتاب فرمانیه تهران برگزار شد. میهمانان سخنران از دو موسسه آمده بودند. موافقان چند همسری از موسسه وطن توحیدی حیات حسنی و مخالفان چندهمسری هم از موسسه عطر زندگی حضور داشتند و با هم مناظره کردند.

جلسه اول مناظره در تاریخ ۳۰ آبان ماه در محل مجتمع یاد شده با حضور حجت الاسلام حسین محمودی  و رضا بازرگان، مخالف چند همسری و دو مشاور خانواده از  موسسه عطر زندگی و موافقان تعدد زوجات یعنی حجت الاسلام ابوذر آذری (مسئول واحد پژوهشی موسسه حیات حسنی و حجت الاسلام حمید رضا اسلامیه (یکی از مسئولان موسسه)  برگزار شد که اخبار آنها به شرح لینک های زیر قابل مشاهده است:

گزارش ایرنا از مناظره‌ای درباره چندهمسری (۱)

گزارش ایرنا از مناظره‌ای درباره چندهمسری (۲)

جلسه دوم مناظره نیز در تاریخ هفتم آذر با تغییر در ترکیب سخنرانان در محل مورد اشاره برگزار شد؛ یعنی به جای رضا بازرگان، سید جلال خادمی ، جامعه شناس و مشاور خانواده و به جای حجت الاسلام ابوذر آذری هم وحید لحمی حضور داشت.

و اما آنچه در تدومین جلسه مناظره گذشت به شرح زیر است:

از آنجا که جلسه اول مناظره، موافقان با چند همسری اولین سخنران ها بودند این بار سجاد محبوبی (‌مجری)، نخستین سخنران را از جانب مخالفان چندهمسری انتخاب می کند تا عدالت اجرا شود.

بسیاری از آیات قرآن ناظر بر فضای فرهنگی و فضای نزول است

محمودی به عنوان سخنران اول خلاصه ای از سخنان خود در مناظره نخست را بیان می کند. او اظهار می دارد: من هفته گذشته اشکال مبنایی را مطرح کردم که باید درست آن را تبیین کرد. همچنین هفته گذشته این را بیان کردم که فضای نزول در فهم آیه مهم است. فضای نزول به گونه ای بوده که تعدد زوجات بیش از چهار زن در جزیره العرب پیش از اسلام رواج داشته و اسلام به این مساله نگاه انقباضی دارد و آن (تعدد زوجات) را محدود کرده و شرط گذاشته است.

او  می افزاید: نکته دوم در مبنا این است که دوستان (موافقان چند همسری) قائل هستند که (تعدد زوجات) واجب است حداقل این است که واجب کفایی است ولی نظر من این نیست. من ۲۰ سال شاگرد آیت الله جوادی آملی بودم و رشته اصلی من تفسیر بود و بعد به رشته روانشناسی وارد شدم، پس، از تفسیر، اندکی می فهمم اینکه ما بگوییم که چون امر، آمده پس استحباب و روایات استحبابی است و فتوا هم بر این دلالت می کند، این چنین نیست. روایات و آیاتی داریم که جواز چندهمسری را می دهند و حتی مواردی هم ترجیح دارد و این ترجیح، ترجیح شرعی نیست بلکه ترجیح فرهنگی و جامعه شناختی است.

این مشاور خانواده می گوید: من در جلسه قبل در خصوص اینکه این موضوع (چندهمسری)، فرهنگی و جامعه شناختی است مثال هایی مطرح کردم مثلا به بحث کتک زدن همسر اشاره کردم که در این راستا قرآن کریم می فرماید «همسرانتان را بزنید». یا در برخی روایات است که «با زنان خود مشورت کنید اما مخالفت کنید». اما مساله این است که این اعمال در موارد خاص و متناسب با فرهنگ آن جامعه است. مثلا اینکه قرآن می فرماید در مواردی که اگر کسی شراب خورده باشد خدا او را می بخشد این کاملا موضوع خاصی است و باید به فضای نزول نگاه کرد. حرف من این است که از این مسایل جانانه دفاع نکنید که قرآن می گوید ترویج کنید یا استحباب دارد بلکه قرآن جواز را می گوید. ما هم جواز قرآن را قبول داریم و این مبنا است اما جواز، مشروع و محدود و شرایط آن نیز در خود آیه و روایات آمده است. من در این جلسه نیز نکاتی را مبنی بر آسیب های موجود در چند همسری عرض می کنم.

او ادامه می دهد: مبنای بنده این است که از قرآن کریم، جواز فهمیده می شود نه استحباب و نه وجوب. دوم اینکه قرآن، آیات بسیاری دارد که ناظر بر فضای فرهنگی و فضای نزول است. مثل برده‌ داری که راجع به برده داری آیه داریم همچنین برده داری یک بخش در فقه ما است اما معنای آن استحباب نیست.

محمودی رویکرد اسلام را رویکردی انقباضی بیان می کند و در عین حال می گوید که اسلام با برخی موضوعات مبارزه نکرده اما به سمتی رفته است که کاهش داشته باشد.

او یکی دیگر از مبانی استنباط را سیره خود ائمه و پیامبر اسلام بیان می کند و اظهار می دارد: وجود مبارک حضرت پیامبر ۲۵ سال با حضرت خدیجه زندگی کردند و تمام بچه هایشان به جز یکی (ابراهیم فرزند ماریه قبطیه) از ایشان است. اگر حضرت خدیجه وفات نمی کردند چه بسا پیامبر هیچ زنی را نمی گرفتند.

او تاکید می کند: نگاه من این است که اگر زن، تمام عیار باشد و اگر زن تمام نیازهای مرد و مرد تمام نیازهای زن را بر آورده کند اصل بر تک همسری است و تعدد زوجات خلاف طبیعت انسان است که دلایلی را عرض می کنم. تعدد زوجات در مواردی به دلایل اجتماعی و فرهنگی جواز است اما شرع و دین اگر هم در مواردی استحباب قایل است آن هم باز دلیلش اجتماعی و فرهنگی است، دلیل آن فقهی و شرعی نیست بنابراین نباید به گردن شرع انداخت.

این روانشناس در توضیح سخنانش اظهار می دارد: نگاه شرع به موارد، اجتماعی است و بسیاری از احکام دین در واقع بر اساس الزامات اجتماعی و فرهنگی بیان شده است. برخی احکام قرآن کریم و دین اساسا تاسیسی است یعنی خودش بنیان کرده و برخی از احکامش هم تاییدی است که در این راستا، تعدد زوجات، جزو احکام تاییدی به شمار می رود.. مثلا ماه قمری جزو تاییدات اسلام است چون قبل از پیامبر اکرم هم این ها بوده و اسلام تایید کرده یا مثلا برده داری را تایید کرده اما بعدها رویکرد انقباضی به آن داده است.

محمودی به هر حال، چند همسری را جزو احکام تاسیسی نمی داند که ما آن را به عنوان نگاه اسلام تلقی کنیم.تعدد زوجات خلاف طبیعت انسان است

اصل ازدواج واجب نیست

این مشاور خانواده مطلب دیگری را هم بیان می کند و آن این است که موافقان چندهمسری نگاهشان طوری است که انگار چندهمسری جزو احکام ثانویه است. بنده عرض می کنم که تعدد زوجات جزو احکام اولیه است. باز این هم اشکال بود و دوستان قایل بودند که جزو ضروریات اسلام است. بله ضروری است اما جواز آن ضروری است نه وجوبش. اصل ازدواج واجب نیست  که اگر واجب بود، برخی از علما استنکاف نمی کردند. اصل ازدواج جواز است و استحباب و در مواردی وجوب پیدا می کند چون یک امر و نیاز طبیعی است.

او این نکته را با مثالی تلاش می کند واضح تر بیان کند: مثلا قرآن می فرماید بخورید و بیاشامید، اگر قرآن دستور به این نیاز طبیعی می دهد که بخورید و بیاشامید این می شود واجب شرعی؟ این نیاز طبیعی است و انسان به حکم طبیعتش به این سمت می رود که بخورد و بیاشامد. پس یکی از موارد اختلاف مبنا این است که تعدد زوجات مثل حمل سلاح، جزو احکام اولیه است. حمل سلاح در یک جامعه جواز دارد، در جامعه ای دیگر حرمت پیدا می کند و احکام ثانویه می تواند آن را منع کند.

اصل ازدواج واجب نیست که اگر واجب بود، برخی از علما استنکاف نمی کردنداگر جامعه با تعدد زوجات مخالفت نکند چه می شود؟

وحید لحمی به عنوان سخنرانی است که مواضع موافقت با چند همسری را دارد. او کارشناس ارشد برق است و در کنار تدریس در این رشته آنهم به مدت ۱۲ سال ، ۱۲ سال هم هست که طلبه است و در حوزه تفکر دینی با رویکرد قرآن و روایات پژوهش می کند.

این کارشناس دینی می گوید: هیچ کس با ازدواج اول و ترویج ازدواج اول مخالف نیست. اگر تعدادی از خانم ها در جامعه به همسر مناسب احتیاج دارند آنها را باید به ازدواج اول و با همسان گزینی ترغیب کرد. یعنی مثلا ۳۵ ساله با ۳۵ ساله و ۴۰ ساله با ۴۰ ساله ازدواج کند. این کار اشکالی ندارد و می توان آن را تبلیغ کرد اما یک نکته را باید دقت کرد و آن این است که جامعه با قواعد ریاضی اداره نمی شود.

لحمی اظهار می دارد: انسان ها مختار هستند و معمولا همسان گزینی برای یک مرد ۳۵ و ۴۰ ساله که تا به حال ازدواج نکرده است و سخت‌پسند هم هست رخ نمی دهد. خدا هم در این عالم اصل اولی را بر اختیار گذاشته است، همه شما اختیار داشتن را درک می کنید و خدا با همین فرض می خواهد جامعه را اداره کند که انسان ها می خواهند انتخاب و در انتخاب های خود رشد کنند و تربیت شوند. اما مساله این است که آن آقای ۳۵ یا ۴۰ ساله شاید مثل ما فکر نکند و نرود با یک نفر که همسن اوست ازدواج کند. او یک همسر می خواهد که در این سن با او ازدواج کند و برایش فرزندی به دنیا بیاورد.

احتمالا این سخنان لحمی مقدمه ای است برای اینکه دختران مجرد و مثلا ۳۵ ساله یا ۴۵ ساله شانس کمتری دارند که با مردی مجرد و همسن خود ازدواج کنند.

او بخش دیگری از سخنانش را با پرسشی شروع می کند که اگر جامعه با تعدد زوجات مخالفت نکند چه می شود؟

لحمی در ابتدا و درباره ازدواج، مردها را به چهار دسته تقسیم می کند. دسته اول مردهایی هستند که شرایط چند همسری ندارند، نمی توانند به هر دلیل زن دوم بگیرند و تمایلی هم ندارند. دسته دوم مردانی هستند که شرایطش را ندارند اما می خواهند زن دوم بگیرند. دسته سوم کسانی هستند که شرایط ازدواج دوباره دارند اما زیر فشار سنگین تهمت ها از طرف جامعه و خانواده تحت فشار قرار می گیرند و از طرفی نیز همسرشان (همسر اول) به آنها فشار می آورد و خود این زنان نیز تحت فشارهای دیگران قرار می گیرند. آنوقت این مردان یا از ترس آبرو اقدام نمی کنند یا اینکه اقدام می کنند اما با فشارهایی که به همسرشان وارد می شود، زندگی دوم آنان با شکست مواجه می شود.

از نگاه این کارشناس دین، دسته چهارم مردان نیز کسانی هستند که در این شرایط سخت اقدام می کنند و موفق هم هستند که نمونه های آن بارز است.

او از این چهار دسته بندی که از مردان دارد به دو دسته بیشتر از بقیه توجه می کند. یکی، مردانی که شرایط ازدواج مجدد را ندارند اما می خواهند این کار را انجام دهند و دیگری، آنهایی که شرایط را دارند و تحت فشارها یا اقدام نمی کنند یا اینکه  تحت فشارهای وارده و مخالفت هایی که با آنان می شود، زندگیشان از هم می پاشد.

او این سوال را می پرسد که اگر با ازدواج مجدد مرد، مخالفت نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ از نظر لحمی اگر مخالفت نشود مردان دسته سوم وارد میدان می شوند، آدم هایی که شرایطشان را دارند و اگر زن اول آنان تحت فشار قرار نگیرد و خودشان هم تحت فشار اجتماعی نباشند، مثلا در محیط کار اذیت نشوند، می توانند دو زندگی را اداره کنند. بنابراین اگر آقایان واجد شرایط یاد شده به میدان بیایند، موضوع، (بی شوهر بودن سه میلیون و ۲۰۵ هزار دختر مجرد) منتفی می شود و خانم ها دیگر نگران نیستند و تمام خانم ها ازدواج می کنند غیر از کسی که نمی خواهد براساس اختیارش ازدواج کند.

به همه کسانی که وارد زندگی چند همسری می شوند بگویید جهادگر

مساله این است که هستند آقایانی که شرایط را ندارند اما می خواهند دوباره ازدواج کنند که برای این نکته هم لحمی پاسخی دارد: آن خانم (خانم مجرد) عقل و اختیار دارد که مرد دارای شرایط را انتخاب کند یا با مردی ازدواج کند که شرایط ازدواج مجدد را ندارد و حتی نتوانسته است زن اول خود را به خوبی مدیریت کند. بنابراین خانم مجرد که قصد ازدواج دارد، عقل دارد و گزینه صحیح را انتخاب می کند.

این کارشناس حوزه دین خطاب به مخالفان چند همسری، شرایط داشتن تعدد زوجات را تاکید دارد و اتفاقا می گوید که هر کسی نمی تواند ازدواج مجدد کند. اما کسی که به جای هوسرانی، تقوا گزیده و در این شرایط، زیر بار دو زندگی رفته است آیا تقوا نورزیده است؟ آیا نباید به او بگوییم جهادگر که زیر بار دو تا زندگی رفته است؟

او خاطرنشان می کند: چرا شرایط را طوری کنیم که واجدان شرایط به صحنه نیایند و آنان که شرایط را ندارند به صحنه بیایند؟ تعدد بد نیست بلکه فشارهای اجتماعی سبب شده است، آنها که می توانستند زندگی سالم برقرار کنند به ازدواج مجدد اقدام نکنند.

او دوباره تاکید می کند به همه کسانی که وارد زندگی چند همسری می شوند بگویید جهادگر.

لحمی مطمئن است که مشکل را ما (افراد) ایجاد کرده ایم وگرنه سیستم خدا، مشکل ایجاد کن نبود. ما با مخالفت باعث شدیم که مساله درست شود و گرنه خانم ها انتخاب و عقل داشتند و آقایان هم می آمدند و انتخاب می کردند شاید اصلا کسی ازدواج نمی کرد شاید هم خیلی ها همسر دوم می شدند.

هر کسی نمی تواند ازدواج مجدد کند. اما کسی که به جای هوسرانی، تقوا گزیده و در این شرایط، زیر بار دو زندگی رفته است  آیا تقوا نورزیده است؟ آیا نباید به او بگوییم جهادگر که  زیر بار دو تا زندگی رفته است؟چرا توی سر مردی می زنید که ازدواج مجدد کرده است؟

او دوباره به جهادگر بودن آقایانی که همسر دوم دارند تاکید و تصریح می کند: چرا هر کسی که با شرایط این کار را کرد بزرگش می کنید؟ چرا می زنید توی سرش؟ چرا به کسی که به خاطر هوس ازدواج نکرده و زیر بار دو تا خانواده رفته توهین می کنید؟ به او بگویید تو جهادگری تا همسرش (احتمالا همسر اول) به خودش ببالد. آنوقت ببینید آیا نیستند مردانی که سه میلیون، چه عرض کنم پنج میلیون به صحنه بیایند و هر چه هم که خانم مانده است با تقوا بگیرند و با تقوا زندگی کنند؟

پیامدهای مخالفت با چند همسری

لحمی یک سوال دیگر هم دارد و آن این است که اگر با چند همسری مخالفت شود چه می شود؟ از نظر این کارشناس، علاوه بر حل نشدن معضل، دوست گرفتن ها (دوستی مرد با زن) در جامعه به شدت رواج پیدا می کند. همچنین صحنه برای کسانی که صلاحیت و هیچ ابایی هم ندارند خالی می شود. چرا که این مردان فاقد شرایط لازم هستند، اهل تشکیل زندگی نیستند و به دنبال هوس هستند از طرفی هم که خانم هایی به ازدواج نیاز دارند که با آمدن این مردان، شمار صیغه زیاد می شود یعنی متعه یا صیغه جایگزین چند همسری می شود. این در حالی است که متعه احکام ازدواج ندارد و خانمی که صیغه می شود ممکن است در آینده مشکل عاطفی پیدا کند که اگر چنین شد آنوقت به اسلام بدبین می شود.

از نظر این موافق چند همسری، مخالفت با تعدد زوجات یک مشکل سومی هم دارد و آن این است که تعددها ناموفق می شود. البته کسانی هستند که کفش آهنی می پوشند و پای تمام فشارها هم می ایستند ولی تعداد این افراد کم است.

او در خصوص مشکل یا پیامد چهارم مخالفت کردن با چند همسری نیز به ایجاد بحران و نگرانی نیافتن شوهر برای خانم های مجرد اشاره می کند.

لحمی می افزاید: اما اگر مخالفت نشود با فرض اختیار، این نگرانی منتفی است و همه شوهر خواهند داشت. البته مواردی هم بوده که آقا شرایطش را نداشته است و من خودم به خانم توصیه کرده ام که آن خانم با او ازدواج نکند.

او پیامد بعدی را مخدوش شدن ازدواج اول می داند؛ یعنی وقتی چند همسری برداشته شد زندگی های تک همسری هم بی کیفیت و مختل می شود!

آیا نیستند مردانی که سه میلیون، چه عرض کنم پنج میلیون به صحنه بیایند و هر چه هم که خانم مانده است با تقوا بگیرند و با تقوا زندگی کنند؟مساله چیست؟

و اما ببینیم سید جلال خادمی، جامعه شناس، مشاور خانواده و در عین حال مخالف چند همسری چه می گوید.

 او در بخش نخست سخنانش می گوید: مفاد و مطالبی که می خواهیم بیان کنیم باید بر اساس یک مجموعه اصولی باشد. این اصول هم باید برگرفته از منابع متقنی باشد که بتوانیم به آنها استناد کنیم تا مطالب انتقال یابد.

او با این مقدمه تاکید دارد که پیش از پرداختن به بحث همسرگزینی و چند همسرگزینی در ابتدا تکلیفمان را با خودمان باید روشن کنیم و آن چیزی نیست جز اینکه این نکته برایمان محرز شود که «مساله چیست»؟

خادمی در این خصوص می گوید: ما در فضای علم و اندیشه موضوع مساله شناسی را اساسی می دانیم. یعنی مساله ما در جامعه حال حاضر چیست؟ ما در چه شرایط و زیست اجتماعی به چند همسری و ترویج آن می پردازیم؟ می توانیم بگوییم که با این کار می خواهیم تغییری در جامعه ایجاد کنیم؟ پس در گام اول ما یک نگاه جامعه شناختی از مساله داریم که بعدا با رویکرد روانشناختی، فیزیولوژیک، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ترکیب می شود و جمیع اینها در یک نگاه کلی باید از جمله موارد و ملاحظات مورد توجه ما باشد.

وقتی از تغییر صحبت می کنیم دقیقا منظورمان چیست؟ خادمی برای این پرسش، این پاسخ را دارد: یعنی اینکه فکر می کنیم از وضعیت موجود با اعمال ملاحظات، آموزش ها، انجام اقداماتی و شکل دادن مولفه هایی به وضعیت بهتری برویم.

این جامعه شناس به دو مساله در جامعه شناسی اشاره می کند که یکی نظم، دیگری تغییر و نیز مسایل مربوط به آنها است. در این میان اگر نیروهای مربوط به تغییر فزونی داشته باشد و موثر باشد به سمت هرج و مرج می رویم. اما اگر مولفه های نظم، برتری داشته باشد به شرایط متصلبی می رسیم که حاصل آن هم استبداد است. بنابراین طبیعی است که تغییر و نظم باید با هم در تعاملی مناسب قرار گیرند تا جامعه را به شرایط بالا نکشانند.

 خادمی در این راستا معتقد است: نگاه من یک نگاه اجتماعی است که در کنار تغییرات صورت گرفته، نظمی وجود دارد و در تعامل این نظم و تغییر، ما به یک سطح بهتری از زیست اجتماعی می رسیم.

اما مساله این است که این کار یعنی رسیدن به شرایط زیست اجتماعی بهتر در پرتو تعامل نظم و تغییر، چگونه باید صورت گیرد؟

این جامعه شناس می گوید: این کار باید در یک مهندسی یعنی مهندسی فرهنگی، مهندسی فرهنگ و فرهنگ مهندسی صورت گیرد. مهندسی  از هندسه می آید و هندسه یعنی قدر و اندازه . پس ما باید قدر و اندازه های مربوط به مساله را بدانیم و بشناسیم. یعنی چه چیزی را، چقدر، کجا، برای چه کسی، چه زمانی و به چه شیوه باید به کار بگیریم.

خادمی بهترین الگو را در این راستا الگوی پزشکی بیان می کند. یعنی پزشک، بدن سالم را به خوبی می شناسد، بعد هم بدن بیمار را معاینه می کند و در بررسی های خود، فاصله این دو (بدن سالم و بدن بیمار) را متوجه می شود و با شناختی که از داروها و شیوه های درمان دارد به درمان بیمار مبادرت می کند تا بیمار با استفاده از دارو وضعیت جسمانی اش از از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب برسد. سوال اینجاست که چقدر این فرایند در پرداختن به موضوعی اجتماعی (مثل ازدواج مجدد) طی شده است؟ به عبارت دیگر، آیا روشمند و علمی به موضوعی (مثل چند همسری) پرداخته و تشخیص داده ایم که مساله نظام اجتماعی است و دارد به یک بحران تبدیل می شود؟

او به بحث چند همسری و اینکه برای عده ای به عنوان یک مساله به شمار می آید اشاره می کند و این سوال را از موافقان با چندهمسری می پرسد مبنی بر اینکه چقدر بر اساس روش های علمی به این نتیجه رسیده اید که جامعه در آستانه بحران است؟

با این مقدمه ای که خادمی دارد این برداشت را از گزارش موافقان با چندهمسری دارد که نتایج حاصله از گزارش این افراد در واقع مشاهداتی در یک حرکت تبلیغی جهادی در چند روستا است و اعتبار، روایی و مشروعیت یافته های ناشی از این گفت و گوهای شفاهی و استفاده از آمار را در واقع نوعی بند بازی برای تعبیر اطلاعات خودشان تعبیر می کند.

او در این بخش از سخنانش این سوال را از موافقان چند همسری می پرسد که چقدر جامعه را نیازسنجی کردید که توانستید یافته ها از روستایی در کرمان را به پهنای گسترده ایران اسلامی تعمیم دهیم؟آیا روشمند و علمی به موضوعی (مثل چند همسری ) پرداخته و تشخیص داده ایم که مساله نظام اجتماعی است و دارد به یک بحران تبدیل می شود؟

هر چیزی که از غیر خانه اهل بیت در بیاید باطل است

 اسلامیه نیز در واکنش به سخنان خادمی که روی مساله و کشف آن در ابتدای هر مطالعه ای تاکید می کند اینگونه می گوید: من بحث جناب آقای خادمی را نفهمیدم. من نفهمیدم مساله چیست؟ از جناب خادمی می پرسم که جامعه شناسی، روانشناسی و «جامعه شناسی و روانشناسی در هم تنیده» کارش مشاهده جامعه است یا مدیریت جامعه؟ اگر این رشته ها می خواهد جامعه را مدیریت کند بر اساس چه مبنایی مدیریت  می کند. ما سه مدل تصمیم گیری فردی و اجتماعی داریم. یک مدل این است که تجربه کنیم یعنی مسیری را برویم و بیینم که آیا به بن بست می خورد یا گشایشی است؟ مدل دوم این است که براساس عبرت و تجربه از دیگران حرکت کنیم. اما مسیر سوم حل مسایل اجتماعی، فهم قدر و اندازه انسان و جامعه و تمدن انسانی است.

این کارشناس دین این سوال را دارد که قدر و اندازه انسان، جامعه انسانی و تمدن انسانی را چه کسی می شناسد؟ آیا دوباره به سراغ تجربه برویم یا اینکه سراغ وحی؟ آیا برویم سراغ نظریات پوسیده جامعه شناسی و روانشناسی و به صورت التقاطی از نظریات صد سال و نخ نما شده غرب، وام بگیریم؟ آیا به سراغ قدر و اندازه انسان، جامعه و نقش انسان در جامعه و هستی برویم؟ ما نظرمان این است که این را باید از وحی شناخت.

او تاکید دارد که هر چیزی از غیر از خانه اهل بیت یعنی کسانی که در عالم، استیلا دارند در بیاید؛ باطل است.

او همچنین به گزاره های محمودی می پردازد و می گوید: ایشان فرمودند، تعدد زوجات خلاف طبیعت انسان است. مفهوم آن این است که دستور الهی خلاف طبیعت انسان است. اصلا تعجب می کنم از ایشان. ایشان بر اساس این گزاره، اضطرار را می پذیرند چطوری به یک انسان و یک جامعه تحمیل کنیم تعدد زوجاتی را که خلاف طبیعتش است؟ اگر خلاف طبیعت است حتی به نحو ضرورت هم شما نمی توانید به جامعه تحمیل کنید اگر هم بخواهید نمی توانید.

ازدواج دوباره شوهر، امتحان زن است. این امتحان برایش (برای زن) سخت استجهاد زن با پذیرش ازدواج مجدد شوهر

یکی از شرکت کنندگان در مناظره که در عین حال مخالف چندهمسری است سوالی از لحمی دارد و می پرسد: با توجه به توصیف شدن مرد دارای تعدد زوجات به جهادگر، شما راجع به مشکلات روانی ایجاد شده برای زن اول چه نظری دارید؟

یک سوال دیگر هم از جانب یک طرفدار چند همسری پرسیده می شود و آن این است: همسر اول من طلاق را پیگیری می کند و من هر کاری می کنم که زندگی من بهم نخورد، نمی توانم. لطفا راهنمایی کنید.

یک مرد ۳۵ ساله و علاقه مند به ازدواج دوم نیز سوال دارد. می گوید: همسرم در خارج از کشور زندگی می کند اگر بخواهم همسر دوم اختیار کنم همسر اولم مخالفت می کند .

قبل از اینکه لحمی پاسخ دهد، محبوبی مجری مناظره اظهار می‌دارد: بحث فشار روانی ایرادی است که به چند همسری وارد است، فشار روانی علاوه بر اینکه برای زن وارد می شود به مرد هم آسیب می زند. مثلا وقتی با همسرش در اجتماع حضور می یابد ممکن است فشارهای اجتماعی را متحمل شود نظر شما (سخنرانان موافق چند همسری) در این خصوص چیست؟

لحمی سعی می کند به قول خودش، پله پله به این مطلب بپردازد. یعنی فشار روانی به خانم اول چه می شود را پاسخ دهد. او می گوید: به این نکته توجه کنید که اگر در سیستم مخالفتی به این سنگینی که الان هست، ایجاد نشود بسیاری از این خانم ها ازدواج خواهند کرد و همان طور که گفتم هشت درصد مردان که اقدام کنند، این مساله یعنی ازدواج دوم برای ۹۲ درصد باقی آقایان متاهل، منتفی است.

درست است که این کارشناس می پذیرد که ممکن است مشکلات عاطفی برای همسر اول ایجاد شود و پذیرش ازدواج مجدد شوهر برای آنان سخت شود اما به گفته او باید این نکته را هم در نظر گرفت که در واقع با این اقدام (ازدواج مجدد شوهر) بسیاری از خانم ها (خانم های مجرد که با هشت درصد مردان ازدواج کنند) آرامش پیدا می کنند.

او ادامه می دهد: حتما بزرگواران این مساله را قبول دارند ما در این عالم در حال امتحان هستیم، آن کسی که مرگ و زندگی داده می خواهد ببیند که عمل کدام یک از بندگان بهتر است (اشاره به سوره ملک آیه۲). روشن است که خدا چنین جوازی (ازدواج مجدد) را داده است و شرایط اجتماعی هم هست. خداوند چنین امتحانی را در نظر گرفته است. پیامبر (ص) فرمودند: اگر مردی در دلش شوق جهاد نباشد و از دنیا بمیرد منافق مرده است. پرسیدند؛ زن ها چطور؟ فرمودند؛ جهاد زن مبارزه با غیرت است. در نهج البلاغه هم آمده است که غیرت زن، کفر است و غیرت مرد ایمان.

او اظهار می دارد: ازدواج دوباره شوهر، امتحان زن است. این امتحان برایش (برای زن) سخت است اما از طرفی همسرش هم شرایطش را دارد. لذا باید این ادبیات دینی که بدیهیات و حقیقت عالم است به مردم منتقل شود که شما در حال امتحان دادن هستید. اگر این ادبیات منتقل شود و با این ادبیات زندگی کنند، خواهید دید که نه تنها خانم ها (همسران اول) افسردگی ندارند که اتفاق دیگری رخ می دهد، یعنی اگر مرد مهارت داشته باشد و افق جدیدی را برای همسرش تصویر کند خواهید دید که زندگی مرد، همسر اول و همسر دوم و بچه ها بهتر خواهد شد. می شود برای زن تبیین کرد که شما با این جهادی که می کنید هم رشد روحی و معنوی پیدا می کنید و هم اینکه رشد دنیوی در زندگی که من این را بعدا توضیح می دهم.

فشار روانی روی همسر اول از درون او نیست

و اما باید دید آیا اسلامیه فشار روانی روی زن اول را قبول دارد یا خیر. او معتقد است که فشار روانی محصول فشار اجتماعی است و ریشه در گزاره های روان شناسی، جامعه شناسی و تربیتی موجود جامعه دارد و از همین روست که اعتقاد دارد:‌ فشار(روی همسر اول) از بیرون است فشار از درون او نیست. امکان ندارد که فشار از درون او باشد. علت آن این است که اگر کسی بگوید فشار از درون است مساله مخالفت زن، تکوینی است پس یعنی دین، خلاف تکوین است.

اسلامیه، کارکرد فشار بیرونی را بیماری سازی بیان می کند؛ یعنی بیمار وجود ندارد بلکه این فشار بیرونی است که بیمار می سازد.

او در این خصوص مثالی می زند: مادر من هفت فرزند به دنیا می آورد طبق روایات هر بچه ای که متولد می شود، زندگی جدید برای مادر رقم می خورد گویا که تازه متولد شده است و نشاط جدیدی را تجربه می کند. اما در شرایط حاضر همسر من در برنامه های صدا و سیما چیزی خلاف این امر را می بیند؛ یعنی در یکی از شبکه ها، کارشناس در حال سخن گفتن درباره افسردگی پس از زایمان است. در فضای بیمارستان و درمانگاه هم پوسترهایی نصب شده است که در آن علایم افسردگی پس از زایمان و عوارضش را نشان می دهد. اینها یعنی اینکه خانمی که دیروز با تولد هر فرزند نشاط پیدا می کرد امروز با کمک اطلاعاتی که به او داده می شود با تولد فرزند به جای بانشاط شدن، افسرده می شود؛ پس می بینیم که مدل مدیریتی اجتماعی در تمام حوزه ها طبق غرب، بیماری سازی و القای بیماری است.

وی به نکته ای دیگر اشاره می کند و آن اینکه ما با این مدلمان جامعه طبقاتی درست کرده ایم. با این مدل می گوییم که یکسری از خانم ها یعنی سه میلیون و ۲۰۵ هزار نفر اشکالی ندارد دچار فشار روانی، افسردگی و مقولات دیگر شوند این در حالی است که به عنوان مثال، دستگاه معرفتی به علت عدم پاسخ به نیاز طبیعی به هم می ریزد.

این کارشناس دینی این سوال را مطرح می کند که آیا فشار روانی محصول عدم پاسخ به نیاز طبیعی در خانم های مجری، سنگین تر است یا فشار روانی محصول جو اجتماعی؟ و من جامعه شناس و روانشناس با دو فشار روانی در جامعه مواجه هستم که باید حل کنم، سوال این است، کدام را می توانم حل کنم؟

اسلامیه وقتی به اینجای سخنانش می رسد با تشویق دو تن از حاضران در سالن یعنی دو موافق چند همسری مواجه می شود.

ما زن را چه دیده ایم؟

مناظره با سوال شفاهی یکی از خانم های حاضر در سالن ادامه می یابد. این خانم موافق چند همسری است. او از سخنرانان گروه مخالف تعدد زوجات این سوال را می پرسد که راهکار این گروه برای خانم های مجرد چیست؟ احراز عدالت فقهی برعهده چه کسی است؟

این خانم، عنوان می کند: مرکز آمار، پسرهای بالای ۱۰ سال را هم جزو آمار ازدواج برای مردان قرار داده است و از طرف دیگر ازدواج برای دختران زیر ۲۰ سال را نیز قبیح می داند این دو تا را چگونه حل می کنید؟

او همچنین به گروه مخالف چند همسری این نکته را یادآور می شود که آنها (مخالفان چند همسری) از عملکرد کارشناسان موسسه حیات حسنی قم مبنی بر تعمیم نتایج مطالعات روی چند روستا در کرمان به جامعه ایران را ایراد گرفته اند این در حالی است که در جامعه تهران هم معضلاتی می بینیم، اگر در تهران تقاضایی وجود نداشت چنین چیزی (تعدد زوجات) را ترویج نمی کردند.

خادمی در این خصوص به این خانم پاسخ می دهد. او دوباره به این سوال که «مساله چیست»؟ باز می گردد و می گوید: به نظرم منظورم را نتوانسته ام منتقل کنم. یک مرحله آغازین در فرایند شناخت و کسب معرفت ما تامین مساله است یعنی مساله ما چیست؟ و من معتقدم در فرایند کسب شناختمان رعایت قواعد علمی را در مساله شناسی باید انجام دهیم. سوال این است که  چقدر این کار را انجام داده ایم که در نتیجه آن چند همسری، مساله اساسی ما در  شرایط فعلی شده است؟ همین را می خواستم بگویم. من نمی دانم کجای آن مبهم است؟ آیا مساله شناسی صورت گرفته است که ما تصمیم گرفته ایم کارگاه هایی (کارگاه های ترویج چند همسری) را برگزار کنیم؟

این جامعه شناس از جزوه ای مطالعاتی خرده می گیرد که گروه موافق چند همسری ارایه داده اند. خادمی می گوید: اگر از حیث روشی، محتوا و ساخت، این جزوه ۶۰ ، هفتاد صفحه ای را مطالعه کنیم و به آخرش برسیم این پرسش مطرح می شود که آیا قواعد علم را به عنوان آبشخور حرکت ما برای چند همسری رعایت کرده ایم؟ عزیزان (موافقان چند همسری از موسسه حیات حسنی) برای تبلیغ به چند روستا در کرمان تشریف برده و در آنجا مشاهده کرده اند که دختر خانم هایی همسر مردانی با مذهب دیگری شده اند. مساله این است که شاید دغدغه ما (کسانی که این منطقه را مطالعه کرده اند) دغدغه دیگری جز همسرگزینی است که آن دغدغه، شاید نوعی فرقه گرایی مذهبی است که ما می خواهیم در قالب لباسی که مورد نیاز جامعه است تن جامعه کنیم، آن هم تحت عنوان همسر گزینی که باب میل جمعی از متمولین هم هست.

خادمی ادامه می دهد: با دو، سه مصاحبه در کرمان و اطراف آنجا این جرقه زده شده است که برویم به این سمت که برای دختران بی سرپرست و خانم های بی شوهر حرکتی کنیم و رفته ایم به مرکز آمار و اعداد و ارقامی را گرفته ایم و شاید تحلیل هایی هم روی آنها انجام داده و به اینجا رسیده ایم. عرض من این است که کاربست آماری که از مرکز آمار می گیریم کار متخصص آمار است. عزیزان، نشان دهند خروجی صد جلسه ای که با کارشناسان داشته اند، آن کارشناسان از نظر علمی چگونه انتخاب شده اند و در جلسات چه گذشت؟ این آمارها چطور گرفته شد؟ چطور نمونه برداری شد؟ چه کسی تحلیل کرد و خروجی آن تحلیل چه بود که براساس آن گفته اند که مساله ما در تهران، چندهمسرگزینی است؟

او ادامه می دهد: چقدر مردان پهنه گسترده ایران اسلامی الان مساله شان مساله چند همسری است؟ ما زن را واقعا چه دیدیم؟

اگر در تهران تقاضایی وجود نداشت چنین چیزی ( تعدد زوجات) را ترویج نمی کردند.سخنان خادمی که به اینجا می رسد یکی از خانم های شرکت کننده در این مناظره و در عین حال موافق چند همسری با صدای بلند می گوید: مگر نیست؟ 

محبوبی، مجری مناظره در واکنش به آن خانم، تاکید می کند: اگر وسط صحبت ایشان یا هر کسی موافق یا مخالف صحبتی شود ۳۰ ثانیه به وقت سخنران مورد نظر اضافه می کنیم.

او به همین علت به خادمی می گوید: ۳۰ ثانیه به وقت شما اضافه شد.

آن زن هم در واکنش به این حرف محبوبی می گوید: هر کدام از اساتید حرف های غیرمنطقی بزنند من وسط حرف های ایشان می پرم.

خادمی در ادامه سخنانش به آمار سه میلیون و ۲۰۵ هزار دختر مجردی اشاره می کند که به نظر می رسد جامعه هدف موافقان چند همسری است.

وی از موافقان چند همسری که از موسسه حیات حسنی دراین مناظره شرکت کرده اند، این سوال را می پرسد: اینکه از آمار سه میلیون و ۲۰۵ هزار زن مجرد در کشور استفاده شده است، آیا تحلیل آماری یا نیازسنجی روی این شمار از زنان مجرد کشورمان صورت گرفته؟ یعنی آیا مشخص شده این شمار در کدام منطقه جغرافیایی کشور و با چه شکلی از نیازها و با چه شدت و حدتی بسر می برند که خروجی آن این شده که مساله ما مساله چند همسرگزینی شده است؟

نگران شمار زیادی خانم تحصیلکرده مجردی هستم که با این ترسیم غلط شما اسلام را کنار می گذارند

قرار است مناظره با پرسش های شفاهی و کتبی ادامه یابد. یکی از خانم های مخالف چند همسری که خود را مدرس دانشگاه، استاد معارف و آشنا با مباحث دینی معرفی می کند، پشت تریبون می آید تا سوال کند اما او به جای اینکه پرسشی داشته باشد، نظرش را در خصوص چندهمسری بیان می کند که مورد اعتراض جمع حاضر در سالن واقع می شود.

البته جمع حاضر حق دارد که اعتراض کند چون هر کس که پشت تریبون قرار می گیرد باید پرسش داشته باشد نه اینکه اظهارنظر کند. اما به نظر می رسد که آن خانم از مواضع خود کوتاه نمی آید و به زور هم که شده است برای دقایقی صحبت می کند.

او می گوید: دغدغه اصلی من این است که آیا قرآن و دین، نظرش این است که ما آن (چند همسری) را به عنوان حکم و ضرورت دینی و مساله طرح می کنیم؟

این خانم ادله هایی از قرآن درباره خلقت حضرت آدم (ع) می آورد و ادامه می دهد: اگر قرار بود برای حضرت آدم (ع) چند همسری می بود، خیلی منطقی تر بود که خدا برای آدم، چند حوا خلق می کرد و تکثیر نسل هم خیلی مشخص تر بود این در حالی است که فقط یک حوا برای آدم آفرید.

او می گوید تعجب می کند از برخی که به آیات قرآن برای تک همسری توجه نمی کنند آنجا که قرآن می فرماید: اگر می ترسید عدالت را (بابت تعدد زوجات) رعایت نکنید یکی  داشته باشید(یک زن داشته باشید).

 این خانم، چنین آیه ای از قرآن را  در واقع ترمز اول بابت چندهمسری بیان می کند و ترمز بعدی را به عدالت برقرار کردن مرد بین همسران خود مربوط می کند که باید حتما این امر را رعایت کند البته اگر توانست.

این فرد که خود را مدرس دانشگاه معرفی می کند به حضرت ذکریا در قرآن می پردازد که در این میان یکی از حضار در سالن خطاب به او می گوید:  زاویه قرآنی را اینجا اساتید هستند و بیان می کنند.

آن خانم هم در جواب گفت: من هم با عرض معذرت، استاد هستم.

سپس بدون توجه به اعتراضات می گوید: حضرت ذکریا در سوره مریم از خدا فرزند می خواهد این در حالی است که نبی خدا (ذکریا) پیر شده است و با یک زن پیر و نازا زندگی می کند اما از خدا با وجود شرایط همسرش که پیر و نازا است، حضرت یحیی را می خواهد.

این خانم مخالف چندهمسری، سپس این سوال را دارد که در کجای قرآن در مورد تعدد زوجات انبیا داریم؟ البته بله در مورد حضرت ابراهیم(ع) چند همسری هست.

یک نفر در میان جمع خطاب به آن خانم که میکروفون را رها نمی کند اظهار می دارد: حضرت سلیمان (ع) هم بود.

او سپس خطاب به سخنرانان موافق چند همسری که از موسسه حیات حسنی قم آمده اند این نکته را اظهار می دارد: شما که نگران مذهب چند خانم روستایی در روستاهای کرمان هستید، من مدرس دانشگاه، نگران شمار زیادی خانم تحصیلکرده دکتر و مهندس مجردی هستم که با همین ترسیم غلط شما از شخصیت مطهر رسول الله، اصلا مذهب و دین اسلام را می بوسند و کنار می گذارند. تمام مشکلات اخلاقی را که در جامعه داریم برای تعدد زوجات است مال این است که ما دین را تبیین و به آن، درست عمل نکرده ایم.

اگر قرار بود برای حضرت آدم (ع) چند همسری می بود، خیلی منطقی تر بود که خدا برای آدم، چند حوا خلق می کرد و تکثیر نسل هم خیلی مشخص تر بود این در حالی است که فقط یک حوا برای آدم آفرید.جامعه را رها کردید و به غرب سپردید

دقایقی پیش خادمی از فرقه گرایی مذهبی ابراز نگرانی کرد این در حالی است که لحمی (موافق چند همسری) چنین نظری را ندارد. او می گوید: نباید از تهمت فرقه گرایی مذهبی صحبت می شد.

او خطاب به خادمی اظهار می دارد: اینکه شما می پرسید در موسسه (حیات حسنی) در کجا کار علمی شده است، این اتهام است. من با روش (روش تحقیق) خودتان اشکال دارم.

اسلامیه هم خطاب به خادمی می گوید: فرض کنید من دانشجوی شما هستم و قرار است طبق روش شما پایان نامه بنویسم اما روش شما را قبول ندارم و بر اساس آن نمی نویسم. آمارها در پایان جزوه و در پایان بیانیه ما کاملا مشخص است.

اسلامیه سپس به کنایه ادامه می دهد: من معذرت می خواهم که خودم را متخصص نمی دانستم و رفتم از مرکز آمار کپی کردم و مساله (بی شوهر بودن دخترها) را به شما (خادمی) نشان دادم. حالا شما یا قبول دارید سه میلیون و ۲۰۵ هزار زن مجرد را که در اینجا دارند قتل‌عام فرهنگی می شوند یا قبول ندارید. اگر قبول دارید راهکار بدهید. روی مبانی نروید. ۴۰ سال است درباره مبانی پشت درهای بسته گفت و گو و بعد هم جامعه را رها کرده و آن را به غرب سپرده اید.

گفتیم چند همسری یک راه حل است

لحمی هم به دنبال سخنان اسلامیه می گوید: اولا آمار ما آمار رسمی اعلام شده مرکز آمار برای سال ۹۵ بوده که موجود و دهک ها هم که لحاظ شده است. اصولا یک مغالطه است که چرا چند همسری باید مساله همه باشد؟ ما که قبلا گفتیم که فقط هشت درصد آقایان اگر اقدام کنند دیگر بقیه دو تا همسر هم نمی توانند داشته باشند چه رسد به اینکه چهار همسر داشته باشند. این نشان می دهد که خداوند آپشن (گزینه یا امکان انتخاب) گذاشته است. خداوند قدرت انتخاب را بالا برده و طبیعی است که چند همسری مساله همه نیست و این مساله با شرایط و مهارت ها مطرح می شود. آن کسانی که توانایی دارند باید اقدام کنند. همچنین به خانم ها  و به شعورشان، اختیارشان و فهمشان احترام گذاشته می شود و خودشان می توانند در این صحنه انتخاب کنند.

نکته بعدی را هم لحمی اینگونه می گوید: ما نگفتیم چند همسری برای همه واجب است، گفتیم چند همسری یک راه حل است که در هر جامعه ای که خانم ها (مجردها) باقی می مانند و شرایط ازدواج اول برای آنها به هر صورت مهیا نمی شود، به عنوان راه حل (همسردوم بودن) مشکل (مشکل مجردی) را حل می کند و راه حل دوست شدن و صیغه شدن منتفی می شود و همه هم به حق مادری خودشان می رسند، بنابراین دلیلی برای مخالفت وجود ندارد.

البته که همسر دوم راضی است

این بار نوبت به محمودی یعنی یکی از مخالفان چندهمسری می رسد که دوباره از طرف مقابل گلایه دارد و می گوید: مبنا را جلسه پیش عرض کردم دوباره می گویم. آقای اسلامیه! مساله را گردن دین و وجوب دینی نیندازید. مباحث دینی دو نوع یعنی تاسیسی و تاییدی است. قرآن کریم، احکامی دارد که بخشی مربوط به عبادات و بخشی مربوط به معاملات است و خود بحث نکاح در کتاب فقها همه در بحث معاملات آمده است. همچنین دین متولی بحث اجاره و بیع نیست اینها مباحث عرفی، اجتماعی و اقتصادی جامعه است.

او ادامه می دهد: دین در موضوع اجتماعی بشر نظر می دهد و احکامی و حدودی را بیان می کند. اگر دین در احکامی ورود می کند مثل احکام عبد یا برده داری، اجاره و بیع، این ورود دین، لزوما بحث را دینی نمی کند. من دو سه بار عرض کردم و حرفم هم خیلی روشن است اما اگر شبهه دارند بروند دوباره در قم مطالعه بفرمایند ببینند که احکام دین چند دسته است. قطعا می دانند اما نمی دانم چرا مساله را دینی می کنند.

محمودی همراه خود کتاب عروه الوثقی را آورده است. کتاب را باز می کند و بعد با پوزش خواستن از جمع حاضر در مناظره، صفحه ۶۴۴ جلد ۲ این کتاب را می خواند.

در این صفحه به التذاذ با دختر زیر ۹ سال اشاره شده است که او بخش هایی از آن را برای جمع می خواند و بعد خطاب به موافقان چند همسری اظهار می دارد: نگویید مساله مساله... اینها را می گویید که این همه به ما حمله می کنند. من می دانم (اینها) جزو فقه است. من بیشتر از شما درس خواندم بله فقه گفته است. فقه عبد و امه ( برده و کنیز) را هم گفته است .

در این میان، دوباره آن خانم موافق چند همسری که دقایقی پیش میان حرف های خادمی پریده بود، می خواست سوالی را مطرح کند با این مقدمه « آیا ازدواج هم...» که محمودی خطاب به آن خانم می گوید: خانم! لطفا وارد نشوید. جلسه پیش را هم خراب کردید.البته، بله که همسر دوم راضی است. مثل برخی از خانم ها که اینجا (در این جلسه) داد می زنند.

محمودی دوباره رشته سخن را از سر می گیرد و می گوید: مساله، مساله فرهنگی و اجتماعی است، الزاماتی را که شما می گویید، در قم درست کنید؛ به کرمان و تهران نروید. جلسه پیش هم گفتم برخی از ادله که گفتید درست است. فراوانی دختران نسبت به پسران البته در سن بالای ۲۵ سال زیاد است، زیر ۲۵ سال تقریبا مساوی است. اما بالای ۲۵ سال حق با شما است. در آن فراوانی هم مساله تعدد زوجات است که درست است برخی از ادله شما درست است و برخی از ادله شما درست نیست. مغالطه می کنید. بنده عرض کردم تک همسری طبیعت انسان است و تعدد زوجات، خلاف طبیعت زن است. من از شما سوال می کنم شما می گویید که آیا شرع خلاف طبیعت است؟ و من جواب می دهم؛ بله.

او سپس به مثالی اشاره می کند و می گوید: به نظر شما آیا کشت و کشتار خلاف طبیعت است یا نه؟ البته که خلاف طبیعت است اما در عین حال ما این همه احکام جنگ داریم.

این کارشناس همچنین از سوره مائده، آیه ۴۵ برای قصاص می خواند که در این آیه اشاره شده است اگر چشمتان را درآورد چشمش را درآورید. دماغتان را زد دماغش را بزنید. گوشتان را برید گوششان را ببرید. شما بگویید، آیا این خلاف طبیعت نیست؟ این چه مغالطه ای است؟ هم صغرایتان غلط است هم کبرایتان. اول اینکه این مساله (تک همسری) درست است و این طبیعت زن است. بله، زن ها انحصارطلب و مردها تنوع طلبند. شما اگر روانشناسی نخواندید بروید بخوانید.

او در تعریف از طبیعت زن اظهار می دارد که طبیعت زن یعنی ساختار زن به گونه ای است که انحصارطلب است این یعنی طبیعتش. خدای متعال هم احکامی قرارداده است که در بسیاری از مواقع، موافق طبیعت زنانه است و در برخی موارد (مثل جواز تعدد زوجات) مخالف طبیعت زنان است. اما هر چیزی که مخالف طبیعت زنان باشد آیا اسلام حکم نمی دهد؟ بله. البته که حکم می دهد. دوباره عرض می کنم انحصارطلبی، طبیعت روانی زنان است و من ادله آن را بیان می کنم.

او همچنین ادامه می دهد: من روانشناس هستم منتها شما ما را متهم می کنید انگار ما از خارج آمده ایم. تحصیلات ما روانشناسی با رویکرد دینی است. این نگاه ما نگاه غربی نیست که بگویید از تجربه های شکست خورده استفاده می کنیم. آقای اسلامیه! من شما را به مرکز عطر زندگی دعوت می کنم، من بیشترین مشاوره در مرکز را دارم بیاید در جلسه مشاوره من بنشینید. هر هفته ما دو سه مورد خیانت داریم خیانت به معنای روانشناختی و تعدد زوجات به معنای شما. من البته این را خیانت نمی دانم چون رایج است، می گویم.

او درباره راضی بودن همسر دوم هم می افزاید: البته، بله که همسر دوم راضی است. مثل برخی از خانم ها که اینجا (در این جلسه) داد می زنند. بله که راضی است او همسر دوم است. اما نگاه را روی همسر اول و به خانواده های آسیب دیده (بابت ازدواج مجدد مرد) ببرید. من قبول دارم که باید فرهنگ سازی شود. شما فرهنگسازی را بروید در قم انجام دهید.

محمودی خطاب به اسلامیه اضافه می کند: شما می گویید که این (مشکل داشتن همسر اول و خانواده) تجربه شخصی شما است! این در حالی است که من متخصص روانشناسی هستم. آنوقت این تجربه شخصی من است؟ همین جا گفتید که ازدواج کرده اید و دو تا خانمتان را در یک خانه نگاه می دارید و مشکلی ندارید! آیا این تجربه شخصی نیست؟ آنوقت که حرف من کارشناس که می گویم در تهران مساله تعدد زوجات اتفاق بیفتد برای ۹۰ درصد موجب نگرانی و ناامنی خانواده ها و موجب تزلزل خانواده است، شما می گویید که این تجربه شخصی است؟ شما می گویید که قرآن، خلاف طبیعت زن حرف نمی زند، این چه استدلالی است؟

این روانشناس، سپس خطاب به جمع حاضر در سالن این پیشنهاد را می دهد و می گوید: عذرخواهی می کنم اما آنها که خانم دوم گرفته‌اند و دارند دفاع می کنند لطف کنند یک جلسه خانم اولشان را بیاورند تا خانم اول اینجا حرف بزند ببینیم راضی است یا نه.

او در ادامه می گوید: یک نکته هم به آقای لحمی بگویم. آقای لحمی! شما هم اینجا فرمودید و هم در مطالبی که نوشته اید می گویید هشت درصد(مردان متاهل) اگر ازدواج کنند خیلی خوب است. شما که مروج ازدواج هستید، مروج ازدواج تک همسری باشید که این قدر مشکل دارد. ثانیا الان پدیده ای در جامعه ما هست و آن اینکه پسران مجرد با خانم های مطلقه ازدواج می کنند و حاضر نیستند به دلایلی با دختران مجرد یعنی همتای خودشان ازدواج کنند. اینها را اگر نمی دانید، بدانید. من سوالی از شما دارم. اگر هشت درصد( منظور مردان متاهل که می توانند ازدواج مجدد کنند) شد ۱۶ درصد، چه می شود؟ شما می گویید با ازدواج هشت درصد از مردان، دیگر خانم (خانم مجرد) نمی ماند. این چه حرفی است که ریاضی حساب می کنید.

محمودی همچنین به خانم های مجرد و در عین حال آماده ازدواجی اشاره می کند که کمتر از ۳۰ سال سن دارند سپس از مردان متاهلی می گوید که به جای ازدواج با دختران مجرد بین ۳۵ تا ۴۹ سال، با دختر زیر ۳۰ سال ازدواج می کنند. این در حالی است که دختران یاد شده ( زیر ۳۰ ساله ها) در شرایطی از نظر سنی قرار دارند که می توانند با آقایی مجرد ازدواج کنند که اگر این ترویج شود قاعدتا مردان متمول این کار را انجام می دهند و زنان آماده ازدواج ترغیب می شوند با مردانی ازدواج کنند که متمول هستند. اگر آن آقای متمول متدین چهار تا همسر بگیرد آنوقت هشت درصدی که شما می گویید ، ۳۲ درصد می شود.

آنها که خانم دوم گرفته اند و دارند دفاع می کنند لطف کنند یک جلسه خانم اولشان را بیاورند تا خانم اول اینجا حرف بزند ببینیم راضی است یا نه.محمودی ادامه می دهد: آن وقت، فراوانی معکوس می شود یعنی دخترها کم و همسر یک آقای متمول می شوند و جوان ها می مانند. می خواهم بگویم آمار شما درست نیست. بله ممکن است این اتفاق نیفتد ممکن هم هست که نیفتد. ما در جامعه مردان ثروتمندی را می بینیم که با زنان ۲۰ سال یا ۱۵ سال کوچکتر از خود ازدواج کرده اند. این مشکل در پرونده های من هست بیایید یک روز تا پرونده ها را پیش شما بررسی کنم. شما در قم و در حجره حرف نزنید. بیایید در جامعه و در تهران حرف بزنید.

او دوباره خاطرنشان می کند: بله حرف شما درست و راهکار شما هم درست است. منتها برای کرمان و سیستان و بلوچستان مناسب است. وقتی شما می آیید پوستر یک آقایی با چفیه همراه با چهار تا خانم چادری را در تهران تبلیغ می کنید این علیه دین است یعنی بستر فرهنگی مهیا نشده است.

نکته بعدی که این روانشناس از آن انتقاد می کند نیز اینگونه است: جلسه قبل گفتید که روانشناسان مشاهده نمی کنند. من روانشناس هستم و شما هم یک انسان متدین و کارشناس دینی. ما دست به دست هم دهیم و اول از همه فرهنگ را درست کنیم. اولین قدم هم تک همسری است نه تعدد زوجات. تعدد زوجات آفت های زیادی دارد. (تشویق حضار مخالف چند همسری)

اینکه شما درباره همسران اول نگران هستید به همسران اول بگویید که اگر انحصارطلب هستید خداوند امر کرده است و شما در حال امتحان شدن هستید

من شاگرد کسی نیستم جز اهل بیت

اسلامیه هم در پاسخ به محمودی و اینکه او گفته بود به تهران بیاید و در قم ننشیند این واکنش را نشان داد: این چه ادبیات «مسخره‌ای» است.

به نظر می‌رسد از آنجا که محمودی در چند جا از این مناظره و مناظره هفته گذشته به این اشاره کرده بود که شاگرد آیت الله جوادی آملی است، اسلامیه در واکنش به این سخنان هم می گوید: من شاگرد کسی نیستم جز اهل بیت. اینکه شاگرد فلانی هستم اینها را بریزید دور.

او دوباره به تهران و قم نشستن اشاره می کند و اظهار می دارد: بنده در تهران دوره (احتمالا دوره آموزشی بر تعدد زوجی ها) را برگزار کرده ام و در قم هم ننشسته ام اینکه می گویید اگر مردی بیا تهران، می بینید که من آمده ام و چون آمده ام شماها سر و صدایتان بلند شده است.

او مثالی می زند: فرض کنید دو نفر گرسنه اند و شما می گویید به اینکه ازدواج نکرده است و سنش پایین تر است غذا بده و به آنکه سنش بالاتر است غذا نده. این چه منطقی است؟! مگر مدیریت اجتماعی اول و دوم دارد؟

زن خواهد دید که با تعدد زوجات، خوشبخت تر زندگی می کند

لحمی نیز در همراهی با اسلامیه می گوید: همین جوازی که قبول دارند کافی است (منظور جواز اسلام به تعدد زوجات که محمودی هم قبول دارد) بیشتر از این بحث را ادامه ندهیم. راه حل مساله هم فرمودند که تعدد زوجات است که الحمدالله این هم که روشن شد.

او در خصوص این جمله محمودی که می گوید «طبیعت زن انحصارطلبی است» هم اینگونه اظهار می دارد: شاید معنا بد فهمیده شده است. بله طبیعت زن انحصارطلبی است و تعدد زوجات هم مخالف طبیعت است و بنده هم گفتم؛ خدا می فرماید اینجا جای امتحان است و به مخالف این طبیعت (همسر اول) امر کرده که لازم است اگر با این امر مواجه می شود مبارزه با نفس کند نه اینکه افسردگی زنان را بیان کنیم. زن باید بفهمد که در حال امتحان است و مهارت های لازم را هم بیاموزد.

لحمی، سپس خطاب به محمودی یا بطور کلی مخالفان چند همسری با بیان اینکه از حرف های شما دارم استفاده می کنم می گوید: اینکه شما درباره همسران اول نگران هستید به همسران اول بگویید که اگر انحصارطلب هستید خداوند امر کرده است و شما در حال امتحان شدن هستید پس متوجه شوید که مخالف امر خدا عمل نکنید مبارزه با نفس کنید. البته اگر شرایط را شوهر شما داشته باشد.

این موافق چند همسری در عین حال می گوید: ما مروج تک همسری هم هستیم، این روشن است و نیز مغالطه است که باید حتما خانم ها بروند زن دوم شوند. این که هشت درصد بشود ۱۶ درصد خلاف عرض خودتان است.

محمودی خطاب به لحمی: الان پدیده ای در جامعه ما هست و آن این است که پسران مجرد با خانم های مطلقه ازدواج می کنند و حاضر نیستند به دلایلی با دختران مجرد یعنی همتای خودشان ازدواج کنند. اینها را اگر نمی دانید، بدانید.

لحمی بعد از این اظهارات چیزی می گوید که مورد تشویق حضار موافق چند همسری حاضر در نشست مناظره قرار می گیرد. او می گوید: اگر با این حساب شما، زنان زیر ۲۵ ساله ای هستند که بخواهند همسر آقایان پیرتر شوند پس زنان، مخالف چند همسری نیستند. آقای محمودی! این مثال فرضی و ذهنی برای رد کردن گفته ها را جدل می گویند نه استدلال. ضمن اینکه اگر خانم اول را می خواهید بیاورید به این مناظره، بیاید مشکلی ندارد و اگر فشار نیاورید و مخالفت نکنید دیگرانی هم هستند که مشکل را حل کرده اند(احتمالا منظور لحمی، همسران اول که تجدید فراش شوهر را قبول کرده اند).

لحمی اضافه می کند: مشکل از طرف جامعه مشهود است که شما دایما مساله مشاوره خانواده دارید. این یک مساله اجتماعی است و با همان جوازی که هست مساله حل می شود. من از کلمات خودتان گفتم. دیگر تمام است! بالای ۲۵ سال، مساله داریم و راهکار آن هم تعدد زوجات است زنان هم باید متوجه شوند که در حال مبارزه با نفس هستند و افسردگی ها را اینگونه پاسخ دهند که نشاط ایجاد شود. اگر با این ادبیات وارد شوید زن را خواهید دید که با تعدد زوجات، خوشبخت تر زندگی می کند؛ من مورد را به شما نشان می دهم و به خانمش هم می گویم بیاید اینجا بگوید.

آقایان مخالف چند همسری نیستند اما ادای مخالفان را در می آورند

نوبت به یکی دیگر از موافقان چندهمسری می رسد و در ابتدای سخنانش می گوید: آقایان (خادمی) دم از مهندسی زدند آیا افزایش کمیت موجب ارتقای کیفیت نمی شود؟ آقایان هیچ کدام مخالف (مخالف چند همسری) نیستند اما ادای مخالفان را دارند در می آورند که اشکالی ندارد. اینکه الان هم به چند همسری در جامعه گیر می دهند و دارند بزرگش می کنند اما این را هم نمی گویند که روانشناسان می خواهند نان بخورند و مشتری جذب کنند.

او در ادامه می گوید: در جامعه ای که بنده با امکانات بالا به خواستگاری می روم و دختران خانواده های مذهبی به من جواب منفی می دهند، آقایان (مخالفان چند همسری) برای چه دارند این موضوع را بولد(برجسته) می کنند؟ چیزی وجود ندارد. کدام مدرک مستند به این قضیه نشان داده اند؟

خادمی از طرفی به مادری اشاره می کند که همسرش یعنی پدر خانواده، همسر دوم را اختیار کرده است که خانواده اول قطعا و یقینا دچار مشکل های عاطفی و روانی خواهد شد  و تاثیراتش به فرزندان و قطعا به چرخه اجتماعی باز می گردد.

از هر سه نفر یک نفر دچار اختلال روانی است

نوبت خادمی است که سخن بگوید و از مواضع خود علیه چندهمسری دفاع کند. او اظهار می دارد: هیچ گاه نمی توانیم حکم صادر کنیم که افزایش کمیت به معنای ارتقای کیفیت است.

او خطاب به کسانی که از رشته های تحصیلی مثل روانشناسی و جامعه شناسی خرده می گیرند و آن را غربی عنوان می کنند هم چنین پاسخی دارد: به پیاژه (روانشناس سوئیسی) اشاره شده اما مساله این است که فکر می کنم، آقایان به روانشناسان بعد از پیاژه نپرداخته اند یا اطلاعی از آن حوزه ندارند. این در حالی است که روانشناسی بعد از پیاژه گسترش بسیاری یافته است.

او سپس به یک یافته و نتیجه یک بررسی اخیر در دانشگاه علوم پزشکی ایران اشاره می کند که آمارهای این یافته هنوز اعلام نشده بدین ترتیب که بر اساس این پژوهش ها از هر سه نفر یک نفر دچار اختلال روانی است. مساله این است که این اختلال روان در کجاها شکل می گیرد؟ باز هم به قاعده علم، گفته می شود که پیچیده ترین عرصه در زندگی اجتماعی، موضوع تربیت است و مهم ترین و موثرترین نهاد در عرصه تعلیم و تربیت، خانواده است.

پس این بچه ها که اختلال روانی پیدا می کنند و نمی توانند در جامعه آرام زندگی کنند و سلامت روانی داشته باشند کجا باید سلامت باشند؟ اولین پایه ها در خانواده شکل می گیرد. خانواده است که به فرد هویت می بخشد. تصور کنید می خواهیم خانه‌ای دایر کنیم که در آن افراد، هویت یابند، همسر، مادر یا پدر شوند. در این راستا شرایط برای تربیت در مهم ترین نهاد اجتماعی چگونه باید باشد؟

خادمی می گوید: من بضاعت دینی ندارم شاید یکی دو بار در سال دو جلسه تفسیر را گوش کنم ولی آدرس می دهم که مراجعه کنید به تفاسیر بیستم تا بیست و پنجم سوره اسراء  و کارکردهای خانواده در حوزه بقا در حوزه اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی و مدیریت و سیاست را ببینید. خانواده است که آدم ها را در این عرصه هویت می بخشد و ما می خواهیم با تغییری در نظام اجتماعی خانواده، چقدر آن را تقویت یا تخریب کنیم؟ آیا این اقدام (ترویج چندهمسری)، مقوم نهاد خانواده است؟ یعنی فرایند تربیت را تقویت می کند یا باعث از هم پاشیدگی عاطفی می شود؟

او دوباره به یک پژوهش البته بر اساس روش های علمی تاکید می کند و به کارشناسان موسسه حیات حسنی که در یک یا چند روستای استان کرمان تحقیق کرده و بعد هم ترویج چند همسری را در کشور نتیجه گرفته اند پیشنهاد می دهد که نمونه های تحقیق را در مراکز استان ها بررسی کنند و فقط به تهران اکتفا نکنند.

وی چنین روش تحقیقی را وظیفه ابتدایی یک پژوهشگر در عرصه جامعه شناختی بیان می کند.

این جامعه شناس درخصوص خرده گرفتن موافقان چند همسری به رشته هایی همچون روانشناسی و جامعه شناسی هم یادآور می شود: شنیده ام در حوزه علمیه در پذیرش طلبه تست کتل(Cattell) می گیرند پس حتما در حوزه علمیه یک خبری هست. به نظر می رسد شما (لحمی و اسلامیه) از پیاژه به بعد ظاهرا کتاب هایتان مختوم شده است. آدم های دیگری هم در این عرصه (روانشناسی) هستند.

او بازهم در خصوص اهمیت نهاد خانواده و اینکه مهارت های عاطفی، روانی و زندگی اجتماعی در خانواده برای افراد نهادینه می شود، اشاره می کند و می گوید: ما چقدر در فرایند تقویت مهارت های عاطفی روانی و زندگی اجتماعی و نیز مدیریت هیجانات در محیط خانواده موفق بودیم؟ یعنی آدم ها در خانه پدرشان چقدر تعلق و در عین حال تمایز را تجربه می کنند؟ یعنی وقتی که می روند پیش همسرشان در خانه خودشان، بدانند که در محیط دیگری باید بتوانند دور از پدر و مادرشان زندگی کنند و در عین حال به آنها تعلق داشته باشند که بتوانند در همان زمان همسرداری، ارتباطشان را با والدین داشته باشند، یعنی دچار برش هیجانی نامقبول نشوند.

او این فرایند ها و تربیت ها را در خانواده سالم، شدنی می داند خانواده ای که سلامت روان داشته باشد.

این کارشناس از طرفی به مادری اشاره می کند که همسرش یعنی پدر خانواده، همسر دوم اختیار کرده است که خانواده اول قطعا و یقینا دچار مشکل های عاطفی و روانی خواهد شد  و تاثیراتش به فرزندان و قطعا به چرخه اجتماعی باز می گردد. ما باید به این فکر کنیم و ببینیم که چند همسری چقدر در فرایند تربیت انسان و هویت سازی آدم ها می تواند مقوم و موثر باشد.

مراجعه کنید به تفاسیر بیستم تا بیست و پنجم سوره اسراء  و کارکردهای خانواده در حوزه بقاء در حوزه اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی و مدیریت و سیاست را ببینید. بچه های دارای ۲ مامان خوشبخت تر هستند

لحمی در این میان می گوید: من هم صحبت های آقای خادمی را تایید می کنم که خانواده در تربیت انسان خیلی مهم است. می خواهم بگویم که چندهمسری، اتفاقا خانواده را  ارتقا می دهد. الان عرض می کنم خانواده اصلی ترین محل مبارزه با نفس است.

او خطاب به همسر اول خانواده توصیه می کند: اگر می خواهید مطیع امر خدا شوید و همسر شما مطالباتی دارد (می خواهد ازدواج مجدد کند) اینجا است که باید ایثار کنید باید خودخواهی های خود را زیر پا بگذارید. آنوقت می بینید که چند همسری چقدر کمک می کند. می بینید که چند همسری چقدر باعث بالا رفتن رشد روحی معنوی می شود.

لحمی ادامه می دهد: مرد هم اگر می خواهد در چند همسری زندگی دنیایش برایش جهنم نشود، باید هوس ها را کنار بگذارد و سعی کند عدالت را برقرار کند و این باعث رشد و ارتقای روحی مرد می شود و خودش را اصلاح خواهد کرد. زن هم باید انحصارطلبی و خودخواهی هایش را کنار بگذارد و با همان حسی که فرمودند طبیعتش است و نیز با حسد مخالفت کند که طبیعتا رشد روحی پیدا می کند.

می خواهم بگویم که چندهمسری، اتفاقا خانواده را  ارتقاء می دهد.او ادامه می دهد: در فضای چند همسری که اتفاقا فراوان هم می بینیم، این است که مرد بعد از ازدواج با زن دوم، تازه زن اول را بیشتر درک می کند چون خودخواهی های خود را برای حفظ زندگی کشته است. مرد بعد از اینکه زن اول را درک کرد بهتر به او محبت می کند و زندگی آرامش بیشتری خواهد داشت چرا که ایثار و درک متقابل در آن زیاد می شود. من نشانتان می دهم که بچه هایی که دو تا مامان دارند خوشبخت تر هستند. این مامان، غذا درست می کند و آن یکی هم بچه ها را برای گردش، بیرون می برد. من این قبیل بچه ها را می توانم اینجا بیاورم.

لحمی در مزایای چند همسری اضافه می کند: در خانواده تک همسری اگر می خواهید بچه همسال داشته باشید، زن اذیت می شود و اگر می خواهید بین بچه ها فاصله بیاندازید، بچه تنها می ماند. این در حالی است که بچه های همسال در خانواده های تعددی در کودکی با هم بازی می کنند و در نوجوانی همراه می شوند. دو تا مادر دارد تا مهمان می آید یکی غذا درست می کند و دیگری ظرف ها را می شوید.

او تاکید می کند: در چند همسری است که فرد هم رشد معنوی و هم ارتقای زندگی دنیوی را دارد. تازه آن کسی که باید بیشتر از همه در خانواده بار بر دوش بکشد، مرد است. چون هوس های خود را می کشد و اگر می خواهد زندگی دنیایش جهنم نشود عدالت را رعایت می کند. در واقع خدا، آدم را در چند همسری، «تقواچپان» می کند. یعنی فرد، مجبور است با تقوا باشد، این کار هر کسی نیست.(تشویق حضار موافق چند همسری)

من نشانتان می دهم که بچه هایی که دو تا مامان دارند خوشبخت تر هستند. این مامان، غذا درست می کند و آن یکی هم بچه ها را برای گردش، بیرون می برد. من این قبیل بچه ها را می توانم اینجا بیاورم.او تاکید می کند: اگر کسی به چند همسری اشکال وارد می کند مهارتش را ندارد، مهارتش را اجازه دهید آموزش دهیم. همه هم لازم نیست که چند همسری داشته باشند.

خانمی که می بیند همسرش زن دوم گرفته به دین و به روحانیت بدبین می شود

محمودی در اینجا برای آنکه اتهام استناد از جامعه شناسان غربی را رد کند پاسخ می دهد: من به روانشناسان خارجی استناد نکردم ضمن اینکه وقتی می گوییم طبیعت زن منظور جسمش نیست بلکه منظور ساختار روانی او است که مادی نیست اینجا اشتراک لفظی است و من حرفم را اصلاح می کنم.

در این میان یکی از خانم های حاضر در مناظره که موافق چند همسری نیز هست در خصوص طبیعت زن، نظری دارد. او خطاب به محمودی می گوید: اگر طبیعت زن ساختار روانی او باشد پس احساسات یا احساساتی شدن او هم جزو طبیعت او به شمار می آید. به عنوان مثال به خاطر احساسات مانع از به جنگ رفتن شوهر خود می شود. زنان همیشه به خاطر اینکه احساساتشان بر عقلشان غالب بوده است همیشه مورد مذمت واقع شده اند.

محمودی دوباره مجبور است حرفش را تکرار کند و می گوید: موضع من مخالفت با اصل و کلیت مساله (چند همسری) نیست. من می گویم جواز دارد اما محدود و مشروط است. نظر من این است اینقدر چندهمسری را ترغیب و ترویج نکنید چون آسیب آن کمتر از آسیب تک همسری نیست. ما آسیب هایی را در جامعه داریم می بینیم. من یک کارشناس هستم و نظر بنده را به سخره نگیرید. من می گویم در تهران آمار زنان دوم و ازدواج های متعدد که آسیب دیده اند زیاد است.

من دیده ام در فضای چند همسری که اتفاقا فراوان هم می بینیم و آن این است که مرد بعد از ازدواج با زن دوم، تازه زن اول را بیشتر درک می کند چون خودخواهی های خود را برای حفظ زندگی کشته است .اسلامیه از محمودی سوال می کند: آمار می دهید؟

محمودی هم جواب می دهد: بله. من تمام پرونده های تعدد زوجات را برای شما نشان می دهم. آمار عددی نمی گویم بلکه محسوس برای شما ارایه می دهم. از خانم های مراجعه کننده به مرکز مشاوره می گویم که از چند همسری شوهرشان آسیب دیده اند. من قبول دارم که حکم، حکم شرعی است. مگر می شود که مخالفت کنیم اما می گویم، اثرات آن (چند همسری) به گونه ای نیست که شما ترویج کنید.

این روانشناس و مشاور خانواده، فلسفه ازدواج را ایجاد فضای آرام برای رشد و مهرورزی بیان می کند و می گوید: تجربه نشان داده است فقط مساله فقه و فتوا نیست و خانواده های چند همسری آرامش ندارند. شما می گویید که من این کار (چند همسری) را کرده ام و آرامش دارم البته که استثنا هم وجود دارد. اما واقعیت این است که در پرتو چند همسری، لذت مرد حاصل می شود اما آرامش زن (زن اول) و فرزندان از بین می رود. ازدواج دوم با دختران مجرد مساوی است با طلاق زنان متاهل.

او ادامه می دهد: شما می گویید هشت درصد (مردان متاهل) ازدواج کنند ما می گوییم که فرهنگ جامعه ما متاسفانه پذیرا نیست. وقتی خانم می بیند که همسرش زن دوم گرفته است هم به دین و هم به روحانیت بدبین می شود. به قرآن بدبین می شود؛ طلاق هم می گیرد. بسیاری از زنان وقتی می فهمند شوهرشان ازدواج مجدد کرده است طلاق می گیرند که خود همین طلاق آسیب است. بنابراین بدون نگاه جامعه شناختی و فرهنگسازی، ترویج چند همسری، آسیب زا می شود. من تمام حرفم روی تبعات و آسیب ها است.

این مشاور خانواده به سخنان لحمی هم اشاره می کند، آنجا که او می گوید «بچه های خانواده دو تا مامان دارند، یکی غذا درست می کند و دیگری بچه ها را بیرون می برد»؛ همچنین چنین تصویری از خانواده تعددی را که لحمی بیان می کند، بیشتر به جامعه آرمانی شبیه می داند تا جامعه کنونی ایران.

او آرزو می کند که کاش حضرت (امام زمان عج) تشریف بیاورند. مسلما اصل بر زوجیت است اگر یک خانمی امکان ازدواج نداشته باشد جامعه موظف است برای او امکان ازدواج فراهم کند؛ ولو با تعدد زوجات ولو در مواردی با ازدواج موقت. اما ما آیا از شهر آرمانی داریم حرف می زنیم یا از جامعه فعلی؟

خانواده های چند همسری آرامش ندارند. شما می گویید که من این کار (چند همسری) را کرده ام و آرامش دارم البته که استنثنا هم وجود دارد. اما واقعیت این است که در پرتو چند همسری، لذت مرد حاصل می شود اما آرامش زن (زن اول) و فرزندان از بین می رود. ازدواج دوم با دختران مجرد مساوی است با طلاق زنان متاهل .این مشاور خانواده، خطاب به موافقان چند همسری از موسسه حیات حسنی می گوید: پوسترتان (پوستر مردی با چهار زن) که منتشر شد بروید کامنت ها را ببینید که نشان دهنده پس زدن جامعه است.

محمودی به مثالی دیگر اشاره دارد و آن اینکه اسلام می گوید مرد بدون دلیل می تواند زنش را طلاق دهد اما جمهوری اسلامی می گوید که نمی تواند طلاق دهد یعنی حکومت در اینجا ورود می کند.

این روانشناس البته خانواده های متزلزل را در جامعه حال حاضر ایران منکر نیست و در عین حال می گوید: اما دلیل نمی شود مرد خانواده به همین بهانه که گفته اند اسلام برای چند همسری اجازه داده است برود زن دیگری بگیرد. این در حالی است که باید خانواده های متزلزل و معیوب را درست و اصلاح کنیم نه اینکه برویم یک خانواده دوم بسازیم آنهم به این علت که اسلام اجازه داده است.

او تاکید می کند: کاری نکنید که دانشجوی من بیاید به من بگوید آقای مومنی که خواستگارش است به او گفته است؛ «با تو ازدواج می کنم مشروط بر اینکه همین الان بپذیری که من می توانم زن دوم بگیرم». آنوقت هم آن خانم دانشجو این پسر مومن را رد کرده است برای اینکه از همان اول زندگی مشترک، امنیت روانی‌اش بهم می خورد و همیشه استرس این را دارد که همسرش ممکن است هر لحظه با یک زن دیگر ازدواج کند. من می گویم آسیب ها را در نظر بگیرید.

این مشاور خانواده یادآور می شود که ما متاهل های مجرد نمایی داریم که با همین جواز شما با دختران مجردی ازدواج کرده اند و آنها هم به خیال اینکه خواستگار مجرد دارند با او ازدواج می کنند و بعد می فهمند که او متاهل بوده است. این منع شرعی ندارد اما منع اخلاقی و روانشناختی دارد و بازی کردن با هویت و جایگاه زن است.

او اضافه می کند: می خواهم بگویم گاهی ازدواج دوم برای مرد (مرد پولدار)، خوشگذرانی و برای زن، ارتقای جایگاه اقتصادی زن به شمار می آید. همین که ارزش های اخلاقی به ارزش های اقتصادی در ازدواج تبدیل شود با فلسفه ازدواج مغایر است چرا که عامل محرکی برای ارزشمند شدن ثروت در جامعه برای بهره مندی از زنان است. یعنی هر کس پولدارتر است بیشتر می تواند زن بگیرد.

این مشاور از موافقان چند همسری می خواهد همانطور که او بخشی از ادله آنان را قبول دارد آنان هم بخشی از ادله او یعنی آسیب های ناشی از ازدواج مجدد مرد را بپذیرند.

باید خانواده های متزلزل و معیوب را درست و اصلاح کنیم نه اینکه برویم یک خانواده دوم بسازیم آنهم به این علت که اسلام اجازه داده است.می گویید بچه ها دو مامان پیدا می کنند مگر انیمیشن طراحی می کنید؟

این روانشناس ادامه می دهد: شما می گویید بچه ها دو تا مامان پیدا می کنند مگر انیمیشن دارید طراحی می کنید؟ بچه ها با هم در می افتند. بیایید به شما نشان دهم که چه وضعیتی ایجاد می شود. نمونه اش همین دیروز بود که مراجعه کنندگانی داشتم در خانواده تعارضاتی بابت چند همسری داشتند و بیایید ببینید چه تعارضاتی دارند. بله حرف شما درست است منتها در جامعه آرمانی. بیایید ببینید به خاطر زن دوم چه زندگی ها که به میدان جنگ، جدال، کینه و انتقام تبدیل می شود و چه دشمنی ها که فرزندان دو طرف به علت مساله ارث و میراث با هم پیدا می کنند. بنابراین وقتی جواز داده می شود، این ها را هم باید دید.

او تاکید می کند: هیچ چیزی برای زن ناراحت کننده تر از این نیست که مورد بی توجهی و تحقیر شوهر خود قرار گیرد بزرگ ترین شکست زن آن است که احساس کند نمی تواند قلب شوهر خود را نگاهداری کند و ببیند دیگری آن را تصاحب کرده؛ این به خود سرزنشی، انتقام، آبروریزی، خودکشی و شوهرکشی می انجامد. (تشویق حضار)

اسلامیه این سخنان را مغالطه ای بیان می کند که ترکیبی از نظر موافقان با چندهمسری و نیز نظر شهید مطهری است که محمودی در پاسخ می گوید: بله. شهید مطهری نظر مخالف مطرح کرده است و من هم از همان دارم می گویم.

کاری نکنید که دانشجوی من بیاید به من بگوید که آقای مومنی که خواستگارش است به او گفته است؛ «با تو ازدواج می کنم مشروط بر اینکه همین الان  بپذیری که من می توانم زن دوم بگیرم». آنوقت هم آن خانم دانشجو این پسر مومن را رد کرده است.چرا چند زنی خوب است و چند شوهری بد؟

یکی از مخالفان چند همسری حاضر در سالن مناظره می خواهد یک سوال بپرسد. او می پرسد: چرا چند زنی برای یک آقا خوب است اما چند شوهری برای یک خانم  بد است؟

محبوبی (مجری) به جای سخنرانان به آن فرد جواب می دهد: جلسه قبل هم توضیح دادیم چون شرع اجازه نمی دهد ما هم آن را مطرح نمی کنیم.

آن فرد چنین پاسخی را قبول می کند اما موضوعی دیگر را مطرح می کند و آن اینکه چرا شما می خواهید با حوزه دینی این مساله را مطرح کنید؟ به عنوان مثال بحث مادر شدن را پیش کشیده اید که برخی از خانم ها به آن نیاز دارند. می توان به جای ازدواج کردن با« IVF » و استفاده از بانک اسپرم بدون ازدواج، بچه دار شوند. یعنی می توان با استفاده از تجارب روز دنیا پیش رفت.

بچه های زیادی در خانواده های چند همسری، خوشبخت هستند

لحمی دوباره یادآور می شود که چقدر نظرات محمودی به رغم مخالفتش با چند همسری با او نزدیک است و می گوید: ایشان قبول کردند که فراوانی دختران بالای ۲۵ سال زیاد است. همینطور قبول کردند راهکار آن هم تعدد زوجات است. بسم الله قبول کردند فرهنگ سازی کنید؛ ما هم می گوییم بسم الله. راهکار، تعدد زوجات است، ۲۵ سال به بالا درست است، فرهنگ سازی هم لازم است پس تمام. ما هم همین را می گوییم فرهنگ سازی بشود و داریم همین کار را می کنیم، ما کی گفتیم که ازدواج اول نشود ما می گوییم فرهنگ سازی برای همه انواع ازدواج انجام شود. این هم یکی از انواع ازدواج است.

این کارشناس دینی و موافق چند همسری تاکید دارد: اگر فضای مخالفت شکسته شود و این اقدام مرد یعنی ازدواج مجدد او نوعی جهادگری شناخته شود اصلا ترویج لازم نیست؛ فقط تبیین و مهارت آموزی لازم است. ترویج، مال وقتی است که مخالفت می شود ما می گوییم این (چند همسری) هم هست ما نگفتیم که فقط همین است.

او از اینکه محمودی توصیف او از خانواده های چند همسری را به جامعه آرمانی شبیه دانسته است، گله دارد و می گوید: این مثالی که فرمودید مثال در کره مریخ نبود که من زدم که شما می گویید جامعه آرمانی است. در همین جامعه ۸۶ هزار تا (خانواده تعددی) ثبت است و نمونه های فراوانی (از چندهمسری) هست که بچه های آنان خوشبخت هستند. آنها که مشکل دارند، مهارت ندارند. به زن بفرمایید که واقعیت دنیا این است و باید با نفس خود مبارزه کند.

اسلامیه هم در خصوص الگوی مشاوره محمودی و خادمی و به طور کلی مخالفان با چند همسری به خانواده ها ایراداتی دارد و می گوید: من به یک نکته اشاره می کنم که مدل مشاوره آقایان را نشان می دهد. یعنی آقای محمودی و دیگران و این، اختصاص به ازدواج دوم ندارد. زن و شوهر دچار اختلاف می شوند یک تست روانشناسی مال آن طرف دنیا را  کپی می کنند و به زن و شوهر می دهند تا فرم ها را پرکنند.

بیایید ببینید که به خاطر زن دوم چه زندگی ها که به میدان جنگ و جدال و کینه و انتقام تبدیل می شود و چه دشمنی ها که فرزندان دو طرف به علت مساله ارث و میراث با هم پیدا می کنند. بنابراین وقتی جواز داده می شود، این ها را هم باید دید.او همچنین می افزاید: اینکه می گویند از هر سه نفر یک نفر دچار اختلال است این همان بیماری سازی است که من گفتم. اینکه آدم ها بیمارند و دچار اختلال هستند یعنی یک خط کشی در آن طرف دنیا درست شده است و ما کپی می کنیم و به مردم برچسب می زنیم. حالا اگر ازدواج اول دچار اختلال است، مدل این است که دو تا تست می گذاریم جلو زن و شوهر که پر کنند و بعد بر اساس جواب های درج شده در فرم پر شده، نتیجه می گیریم که زوج ها با هم ناهمگون هستند و بعد به آنان می گوییم اساسا شما از اول بهم نمی خوردید. با این اظهارنظر مشاور که بنیان خانواده فرو می ریزد! این در حالی است که باید به اینها بفهمانیم حتی در ازدواج اول و انتخاب همسر اول، انتخاب همسر و زندگی، ساختنی است نه یافتنی. آدم ها باید هم را بسازند قرار نیست هم را بیابند. این مدل تفکر مشاوره ای مشکل دارد.

یکی از حاضران و در عین حال موافق چند همسری از نظر خادمی در خصوص روش تحقیق ایراد می گیرد. او همچنین اظهار می دارد که دارای دکترا در یکی از رشته های علوم انسانی است.

او خطاب به خادمی و با کمی هیجان می گوید: شما از یک طرف ادعا می کنید که روش تحقیق (در روستاهای کرمان)رعایت نشده است و از یک طرف زیر آمار کشور هم می زنید.

خادمی هم جواب می دهد: خوب است شما برای کنترل هیجاناتتان و رعایت قاعده گفت و گو در زمان حاضر تمرین کنید. برای بار سوم عرض می کنم در یک کار تبلیغی به استانی تشریف بردند و آنجا گفت و گوهایی را انجام دادند و بر اساس آن گفت و گوها آماری را از مرکز آمار گرفتند به این رسیدند که مساله ما مساله چند همسری است. آماری که ارایه می شود درست است اما نحوه استفاده ما یک بحث تخصصی است. در جزوه ای (جزوه موسسه حیات حسنی)که منتشر شده است می شود به این نکته پرداخت آنهم به صورت مصداقی.

این جامعه شناس، ادامه می دهد: کارشناسان (موسسه حیات حسنی) Case study  (مطالعه موردی) کرده اند و یا با چند نفر، حال، مصاحبه عمیق ساختمند یا نیمه ساختمند با پرسشنامه یا  بدون پرسشنامه انجام داده اند. سوال این است که چقدر آن مصاحبه ها قابل تعمیم است؟ برای یک تصمیم کلان در سطح ملی عرض بنده بود و این قابل تعمیم به عرصه ایران اسلامی نیست. اما اینکه ما چطور می توانیم این کار را انجام دهیم در همان عرصه که شما دکترا گرفتید گفته می شود که چند نوع سوال داریم؛ یک زمانی می گوییم حالمان بد است، تب کردیم بعد از ما سوال می شود که چگونه ای؟ بررسی می کنیم و می بینیم در بدنمان یک اتفاقی افتاده است.

«چرا این اتفاق (تب) رخ داده است؟ بسیاری از ما در این مرحله متوقف می شویم که به سوال چرایی پاسخ می دهیم اما امروزه گفته می شود که خوب است به سوالات چگونه پرداخته شود که ما چگونه به تغییر حالمان بپردازیم. عرض من اینجاست که چگونه بپردازیم. اگر قرار است تغییری در جامعه صورت گیرد ما قایل هستیم به یک برنامه مشخصی که من به آن جورچین می گویم. در جورچین تعلیم و تربیت باید قائل به یک برنامه ای باشد».

تعدد زوجات، کارکرد دارد اما در مواردی  کارکرد دارد  که الان زمانش مناسب نیست آنهم برای این است که الان خود مساله تک همسری مورد تهدید است.او می افزاید: عرض من پرسشنامه های آن طرف دنیا نیست، تشریف ببرید به وزارتخانه آموزش و پرورش که یک مرکز پژوهش دارد و آماری ارایه کردند. ۳۶ درصد آدم های ما دچار اختلال هستند در ۷۱۰ نفر از دبیران دوره دوم دبیرستانمان هم نزدیک به هر سه نفر یک نفر دچار اختلال است. 

این مشاور ادامه می دهد: حال، چه کنیم؟ باید در قالب برنامه ای روشمند علمی نیازسنجی کنیم که چه چیزی نیاز ما است و در چندهمسری چگونه است؟ نه یک مطالعه موردی. به عنوان مثال باید بروند در قم آنهم به قاعده اسلام، اول در خانواده خودشان این برنامه را عملیاتی کنند و تجربه اش را در مطالعات علمی به صورت پایلوت در سه استان شروع کنند و بعد به کل کشور تعمیم دهند.

چرا خانم های تحصیلکرده فکر می کنند اگر وارد زندگی کسی شوند، آن زندگی را خراب می کنند؟

گفتند این آخرین شرکت کننده ای است که می خواهد حرف بزند. او خود را مخالف چند همسری معرفی می کند. او چنین اظهار می دارد: دوستان ما خود را نماینده سه میلیون و ۲۰۵ هزار دختر مجرد می دانند و من از دیدگاه برخی از این دختران صحبت می کنم که فکر می کنم در ارزیابی، این دوستان لحاظ نشده اند. صحبتی که دوستان (موافقان چند همسری) می کنند درست است اما برای جامعه آماری که خودشان بررسی کرده اند. من با چند تن از این دختران (دختران مجرد) صحبت کردم آنها در بهترین دانشگاه ها درس خوانده اند، شغل های بسیار خوبی دارند، از نظر اقتصادی روی پای خود ایستاده اند و تمایل دارند با کسی ازدواج کنند که مثل خودشان موفق باشد. این افراد وارد ازدواج دوم نمی شوند. حتی اگر بخواهیم فرهنگ سازی کنیم باز هم این دختران هرگز ورود نمی کنند پس باید بخشی از آمار خود را حذف کنید.

 او از برخی موارد ازدواج برای دختران تحصیلکرده و موفق می گوید که گاهی خواستگاران معمولا افرادی هستند که می خواهند با استفاده از موفقیت این دختران مجرد در زندگی خود پرشی داشته باشند و به پله بالاتر صعود کنند. این دختران هم با این شرایط سوء استفاده برخی از مردان از آنها به این نتیجه رسیده اند که بهتر است تجرد را انتخاب کنند. سوال من این است که راهکار دوستان برای این قشر از خانم ها چیست؟

لحمی در پاسخ می گوید: چرا این خانم های تحصیلکرده و موفق فکر می کنند که وارد زندگی کسی شوند، آن زندگی را خراب می کنند؟ همه صحبت ما همین فرهنگ سازی است. اگر رویکرد تربیتی را بگیریم بسیاری از این خانم ها می فهمند که نه تنها زندگی کسی را خراب نمی کنند بلکه زندگی ها بهتر می شود این افق تربیتی ما است.این افقی که می فرمایید برای جامعه مهدوی نیست جامعه مهدوی در همین تربیت ها باید به آن برسیم یعنی ما قرار است تربیت شویم تا امام بیاید.

او اظهار می دارد: این تربیت دینی برای این عصر است تا مقدمات ظهور مهیا شود. اینکه به ما می گویند که این حرف را برای جامعه آرمانی می زنیم در واقع خداوند در جامعه، مربی است و ما را دارد تربیت می کند و ما به آن جامعه می رسیم.

او در عین حال اظهار می دارد: ولی اختیار هم لحاظ می کنیم شاید یکی می خواهد بماند که مشکلی نیست ازدواج نکند.

ننشینید که یک مرد سوار بر اسب سفید به دنبال شما بیاید

اسلامیه هم می خواهد نکته ای در علوم انسانی و اسلامی بگوید و از علوم انسانی مطرح شده در حوزه و دانشگاه به عنوان اسلام مالیزاسیون نظرات غرب یاد می کند. از نظر او چیزی به نام علوم انسانی اسلامی وجود خارجی ندارد.

او می گوید: بودجه بیت المال گرفته می شود به این اسم و امثال آقای محمودی روانشناس دینی می شوند و می پذیرند حکم را اما نمی فهمم خاصیت حکم (چند همسری) پذیرفته شده ایشان چیست؟ حکم پذیرفته می شود اما می گویند کارکرد اجتماعی ندارد! این را من نمی فهمم. گفته اند فرهنگ سازی شود. آنوقت یک مجموعه ای(موسسه حیات حسنی) در فرهنگ سازی وارد شده است و می خواهد از حدود صد هزار خانواده تعددی حمایت کند اما آنان مخالف این فعالیت هستند.

او به خانم های مجرد به شمار سه میلیون و ۲۰۵ هزار تن در کشور اشاره می کند و از مخالفان چند همسری می خواهد که حالا که راهکار چند همسری را قبول ندارند حداقل یک راهکار برای این تعداد دختر مجرد بگویند.

اسلامیه، آنوقت خطاب به خانم های تحصیلکرده و موفق و در عین حال مجرد توصیه می کند و می گوید: این خواهران را می خواهیم آگاه کنیم که ننشینید که یک مرد سوار بر اسب سفید به دنبال شما بیاید. می خواهیم این ها را آگاه کنیم بعد می گویند که  چرا دارید فرهنگ سازی می کنید. بعد می آییم روی ضرورت بحث می کنیم که اصل ضرورت را می پذیرند و نمی پذیرند. اصل حکم را می پذیرند اما می گویند کارکرد اجتماعی ندارد. یعنی دین کارکرد اجتماعی ندارد؟می خواهم بگویم گاهی ازدواج دوم برای مرد (مرد پولدار)، خوشگذرانی و برای زن، ارتقای جایگاه اقتصادی زن به شمار می آید. 

جامعه، طرفداران چند همسری را پس می زند

محمودی هم اظهار می دارد: من فکر می کنم بیان من واقعا ضعیف است که نمی توانم آقای اسلامیه را متوجه کنم. بنده دلایل شما را گفتم که ضرورت نیست. ادله شما را در ضرورت قبول ندارم. دوم اینکه نظر شما را راجع به استحباب مراجع که فتاوایی به استحباب دادند را قبول ندارم. چون من نگاه کردم چنین چیزی پیدا نکردم که نظر به استحباب باشد. گفتم برخی از این فتواها را در جیبتان پنهان بکنید چون جامعه فعلا نمی پذیرد، اینها هم جزو ضرورت های دین نیست. سوم اینکه مساله تعدد زوجات در مواردی جواز است و کارکرد دارد. من نمی دانم حرف های من اینقدر پیچیده است که نمی فهمید؟

او خاطرنشان می کند: تعدد زوجات، کارکرد دارد اما در مواردی که الان زمانش مناسب نیست آنهم برای این است که الان خود مساله تک همسری مورد تهدید است. شما در موسسه تان، اول تک همسری را ترویج کنید برای اینکه تک همسری ها با همین نگاه های یکسویه شما به خطر می افتد.

این کارشناس ادامه می دهد: شما دارید ما را متهم می کنید که علوم انسانی غربی را خوانده ایم. شما روانشناسی (خودتان) را به ما بگویید و ما می پذیریم. آسیب ها را شما شناسایی کنید اگر به یک نقطه امن رسیدید که جامعه شما را پس نزد و به نقطه ای رسید که من آخوند بالای یک منبر از تعدد زوجات توانستم بگویم، ما هم با شما همراه می شویم اما الان زمانش نرسیده است و جامعه، شما (طرفداران چند همسری) را پس می زند.

اسلامیه هم خطاب به محمودی می گوید: من مثل دینداری و دین پیاده کردن شما را احساس می کنم که عین قصه فیل مثنوی است که یک نفر می خواست تصویر آن را روی بدنش خالکوبی کند.

در این میان یکی از حضار  شخصیت قصه مثنوی را اصلاح می کند و می گوید: آن شیر بود، فیل نبود.

اسلامیه در پایان این مناظره این چنین ادامه می دهد: مواجهه ما با جامعه و پیاده سازی دین دقیقا این قصه شده است.

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha