تمام‌قد از استاندارمان حمایت کنیم

مهاباد- ایرنا- «محمدمهدی شهریاری» با مصوبه هیات دولت در تاریخ ۱۹ مهرماه ۱۳۹۶ به عنوان استاندار آذربایجان غربی تعیین شد، استانداری که برخی با لفظ «غیربومی» از وی یاد می‌کنند ولی از بسیاری از استانداران «بومی» برای این استان دلسوزتر بوده و همواره به «صدای مردم» تبدیل شده است.

استاندار آذربایجان‌غربی در دوازدهمین جلسه کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه که در سفر اخیر «اسحاق جهانگیری» معاون اول رئیس‌جمهوری در ارومیه برگزار شد، در دفاع از منافع این استان از برخی سیاست‌های ستاد احیا انتقاد کرد؛ انتقادی که شاید بسیاری از استانداران سابق و به اصطلاح بومی جرات بیان آن را برای حفظ برخی منافع شخصی یا پست‌ و مقام‌شان نداشتند.

وی در این جلسه با اشاره به نیمه‌تمام ماندن شماری از طرح‌های کشاورزی به ویژه در بخش گلخانه‌ای و راکد ماندن سرمایه‌گذاری‌ها در این حوزه به دلیل کمبود آب، تجدیدنظر در انتقال آب رودخانه زرینه‌رود به استان‌های همجوار را خواستار شد.

شهریاری همچنین با اشاره به متوقف و معطل ماندن احداث شماری دیگر از طرح‌های سدسازی در آذربایجان‌غربی به علت مصوبه‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه و نیز تخصیص نیافتن حقابه این دریاچه از محل رود ارس از وجود برخی تناقض‌ها در این زمینه انتقاد و بازنگری در برخی از این مصوبه‌ها را خواستار شد. 

این سخنان استاندار در دفاع بی‌پرده و تمام‌قد از منافع استان هرچند که با واکنش عیسی کلانتری، رییس ستاد احیای دریاچه ارومیه مواجه شد و وی از استاندار آذربایجان‌غربی خواست تا برخلاف مصوبه‌های هیات وزیران اظهار نظر نکند ولی نشان‌دهنده این امر است که شهریاری تا چه حد مدافع حقوق این استان است. 

این اتفاق یعنی انتقاد یک استاندار که نماینده و منتخب دولت است از برخی تصمیم‌های همان دولت تاکنون در آذربایجان‌غربی سابقه نداشته است؛ استانداری که در کنار حفظ منافع مردم این استان از زمانی که در این پست مشغول به کار شده، مبارزه گسترده‌ای را نیز علیه رانت‌های گسترده‌ای که در دوره‌های قبلی وجود داشت را آغاز و تاکنون نیز با موفقیت ادامه داده است. 

اما آنچه که پس از این اتفاق در فضای رسانه‌ای آذربایجان‌غربی به وقوع پیوست در نوع خود جالب توجه است؛ منتقدانی بومی که دائم با بیان لفظ «استاندار غیربومی» یا «میهمان» اقدام به حاشیه‌سازی کرده و اقدامات گسترده وی علیه شبکه‌های فساد در استان را زیرسوال برده‌اند در برابر این شجاعت وی در این جلسه سکوت اختیار کرده‌اند و در مورد این اقدام ایشان حاضر به اظهارنظر نیستند.

اما در این میان برخی رسانه‌ها و افراد منتقد همین به اصطلاح «استاندار غیربومی» که از این اقدام درخور تحسین وی همچنان مات و مبهوت مانده‌اند برای خنثی کردن این اتفاق به انتقاد از وی پرداخته‌اند که چرا در مقابل مصوبه‌های دولت و ستاد احیای دریاچه ارومیه از منافع مردم استان دفاع می‌کند!

شماری از این افراد به اصطلاح بومی که شهریاری را به غیربومی بودن و مدافعِ منافع استان نبودن متهم می‌کنند، حتی پا را فراتر نهاده و اظهارات وی را «نپخته» و «خطرناک» توصیف کرده و معتقدند دفاع از حقوق مردم موجب بروز دو قطبی شدن فضای استان می‌شود.  

در این میان باید این سووال را مطرح کرد که چرا  عده‌ای این چنین علیه فسادستیزترین استاندار این خطه این گونه عمل می‌کنند؟ پاسخ را باید در رانت‌های اقتصادی جُست که از زمان ورود شهریاری به استان، توسط تیم وی قطع شده است.

یک نمونه از این رانت‌ها درآمد حاصل از فروش سهمیه‌های سوخت مرزنشینان آذربایجان‌غربی بود که پس از روی کار آمدن «شهریاری» در این استان مرزی متوقف شد و اکنون این سهمیه از طریق مزایده به فروش می‌رسد و درآمد آن جهت بهبود معیشت به حساب مرزنشینان واریز می‌شود.

با تغییر نحوه فروش سوخت و واگذاری آن به صورت مزایده ملی بیش از ۱۰۰ برابر درآمد استانداری از محل یارانه سوخت افزایش و در راستای عمران و آبادی شهرهای مرزی،  بیمه حوادث و آتش‌سوزی خانه‌های روستایی، تغذیه رایگان، تامین هزینه بازماندگان از تحصیل مناطق مرزنشین و تأمین کالاهای اساسی به مرزنشینان استان هزینه شد؛ امری که در دوره‌های قبل در استان سابقه نداشته است.

حقیقت این است که مافیای اقتصادی که اکنون حق و حساب‌شان قطع شده هر روز یک بهانه کودکانه می‌گیرند و رنگ و لعابی از قومیت و بومی‌گرایی به آن می‌زنند تا مردم را تحریک کنند.

مردم باید نسبت به پروپاگاندای مافیا در استان آگاه و هوشیارانه عمل کنند؛ مافیایی که امروز منفعت خود را از دست داده و به هر کاری دست می‌زند؛ مافیایی که به گسل‌های قومی دامن می‌زنند تا با استفاده ابزاری از احساسات مردم، هر روز یک ماجراجویی جدید را برای نیل به اهداف خود به وجود آورند.

برای توسعه و پیشرفت همه‌جانبه آذربایجان‌غربی همه اعم از بومی و غیربومی باید دست به دست یکدیگر بدهیم و با نگاه دیگری به خادمان واقعی ملت بنگریم؛ باید باور داشت به جای ساختن خنجر و زدن بر دیده و کور کردن آن به قول سهراب سپهری «دیده را باید شست، جور دیگر باید دید» یا «زبان را باید شست، جور دیگر باید گفت!»

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =