درباره علامه‌محمدتقی جعفری | مکاتبه‌هایی مبنی بر منطق و خردگرایی

تهران- ایرنا- آرا و اندیشه‌های علامه‌محمدتقی‌جعفری در حوزه گسترده علم‌ورزی و دانش‌اندوزی‌های تاریخ‌ معاصر کم‌نظیر است و جامعیت نظرش در کمتر فردی دیده‌می‌شود. عارف و فیلسوف بلندآوازه ایرانی که با اشراف کامل بر مباحث مختلف علمی و فقهی، مرزهای علم و شریعت را به‌ هم پیوند زد که این مهم را می‌توان در مکاتبه‌های وی با اندیشمندان بنام غربی مشاهده‌کرد.

 به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ اندیشمندان و علما، رسالت هدایت جامعه را به سمت تعالی و پیشرفت برعهده دارند، علامه محمدتقی جعفری از جمله این عالمان به شمار می‌رود که با رویکردی‌ مبتنی بر منطق‌ و خردورزی در مسیر گسترش دانش و معرفت گام برداشت و بدین گونه آثاری ماندگار در عرصه های مختلف حکمت، اصول و کلام به یادگار نهاد. وی در تبریز دیده به جهان گشود و تحصیلات عالیه را در تبریز، تهران، قم و نجف اشرف نزد استادان و فقیهان بزرگ زمان از جمله میرزا مهدی آشتیانی، شیخ محمدرضا تنکابنی و میرزا محمدتقی زرگر تبریزی سپری کرد. از این اندیشمند پرآوازه آثار بسیاری به جا مانده که از مهم‌ترین آنها می توان به شرح و تفسیر بر نهج البلاغه که تاکنون ۲۷ جلد آن به زبان فارسی چاپ شده است، اشاره کرد. اثر نفیس دیگر علامه جعفری مولوی و جهان بینی‌ها محسوب می شود که در زمینه بررسی و مقایسه افکار مولانا با فلسفه‌ها و جهان‌بینی های شرق و غرب به چاپ رسیده است.

علامه محمدتقی جعفری از ۱۳۴۰ تا ۱۳۷۷ به منظور تبادل آرا و اندیشه‌ها با شماری از بزرگان علم و فلسفه کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکایی مکاتبه و گفت وگوهایی داشت که از جمله آنها می توان به پروفسور فرانتس روزنتال از آلمان؛ کِنِت آلن لوتر آمریکایی درباره فلسفه و کلام شرق؛‏ پروفسور یانگ از آمریکا متخصص در ادبیات شرق؛ بدفورد از آلمان در حوزه مقایسه علم‏ النفس اسلامی و روان‏شناسی معاصر؛ برتراند راسل متفکر و فیلسوف انگلیسی؛ ‏پروفسور روژه گارودی ‏فرانسوی با موضوع شخصیت زن ‏در اسلام؛ پروفسور نجم ‏الدّین بامات ‏از فرانسه در ارتباط با فلسفه اصول و مبانی مکتب اسلام‏؛ اس. الیزابت ‏از انگلیس درباره برخی از شرایط قضا در اسلام؛ ‏ پروفسور محمّد عبدالسلام از پاکستان پیرامون اهمیّت علم و فلسفه؛ پروفسور پیتر فراست ‏از کانادا با موضوع مدیریت و عرفان اسلامی‏؛ پروفسور ریچارد فریدلی از سوییس با موضوع تفاهم ادیان و وضعیت زنان، جهاد؛ رابین رایت (خبرنگار روزنامه لسآنجلس تایمز) از آمریکا با موضوع مکتب تشیّع در رویارویی با مدرنیته و دموکراسی؛ پروفسور دلی کاستاپولوس‏ یونان درباره چگونگی پیشرفت اسلام، وحدت ادیان، جبر و اختیار؛ کریستنی کاریو از سوییس درباره فلسفه زیبایی‏؛ پال مارکس و ویلیام سرلیک (اعضای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد) آمریکا با موضوع حقوق بشر؛ پروفسور فرانسیس لامان‏ از فرانسه با موضوع بررسی دیدگاه ‏های علمی و دینی شرق و غرب؛ پروفسور هیسائه ناکانیشی ‏از ژاپن درباره تمدن شرق و غرب، مقایسه حقوق زن در فرهنگ اسلام و غرب‏ و... اشاره کرد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز درگذشت علامه محمدتقی جعفری به بررسی مکاتبات و گفت وگوهای او را با چند تن از اندیشمندان غربی پرداخته است.

 

پروفسور روزنتال (حقوقدان آلمانی)

فرانتس روزنتال از شخصیت های بزرگ علمی آلمان محسوب می شود که در مطالعات متون عربی سهم زیادی را برعهده داشت. از مهم ترین کارهای او مطالعه و ترجمه کتاب مقدمه ابن خلدون از متن اصلی آن است. وی نخستین شخصیت علمی جهان غرب و صاحب نظر در حقوق و فلسفه به شمار می رود که در دیدار با علامه جعفری از نظریات علمی او بهره جست. او تحقیقات وسیعی در ارتباط با تمدن اسلامی، مفهوم آزادی در اسلام، میراث سنتی اسلام، قمار در اسلام، خودکشی در اسلام انجام داده است. از آثار مهم دیگر او غیر از شرح سه جلدی مقدمه ابن خلدون، تاریخ نگاری در اسلام را می توان نام برد. او پرسش های خود را با موضوع مالکیت، ربا، جزیه و کیفر سرقت در ۱۳۴۰ خورشیدی با علامه جعفری در میان نهاد. علامه جعفری در پاسخ به این پرسش روزنتال که به نظر شما، آیا مالکیّت یک پدیده اصیل و ضروری در جوامع بشری محسوب می شود یا پدیده ‏ای اعتباری است که مسائل عارضی، آن را به وجود آورده اند؟  گفت: مالکیّت، علی‏رغم آن‏چه بعضی گمان می ‏کنند و می‏ گویند اعتباریِ محض است، نه تنها پدیده تخیّلی و عارضی نیست، بلکه پدیده ‏ای ریشه‏ دار است. یک دلیل که بیش از استدلال ‏های دیگر قابل پذیرش است، این که: انسان در مورد آن‏چه به صورت طبیعی به دست می‏ آورد، به گونه‏ ای که از طرف جامعه و مقرّرات جامعه و حتّی از طرف وجدان خودش مانعی در اختصاص میان او و آن مال نباشد، می‏ خواهد آن را در اختیار خود بگیرد، آن هم «اختیار مطلق». به عنوان مثال، فردی شکاری کرده یا از دریا ماهی گرفته و یا از جنگلی- که البته مشروع باشد، چوبی را تهیه کرده و یا در کارخانه ‏ای کارکرده است. به هر حال، کاری انجام داده و مالی یا چیزی را که ارزش استعمالی در زندگی او دارد و یا چیز مفیدی را که به دست آورده است. این مال به طور طبیعی به خود او اختصاص می‏ یابد و واقعاً نمی ‏توان منکر این مساله شد. در نهایت، کیفیّت و کمیّت این مالکیّت چیست؟ این امر را مذاهب، حقوق‏ ها، قوانین و مقررات معیّن می‏ کنند.

روزنتال درباره حکم سرقت از نظر اسلام می پرسد که آیا برای کیفر سرقت، بریدن دست، ظالمانه نیست؟ زیرا این قانون کارساز نیست و مال دنیا چیزی نیست که در مقابلش عضوی از بدن انسان بریده شود و او تا آخر عمر، با یک دست ناقص در جامعه زندگی کند و آبرویش همه جا از بین برود.

علامه جعفری در پاسخ می گوید: آری، اگر این‏گونه باشد که شخصی به جایی برود و مقداری مال را بدزدد و دزدی اثبات گردد و دست بریده شود، البته شما به حق می ‏فرمایید و این قانون ظالمانه است. در ظاهر، قانون اسلام مانند قانون‏ حمورابی‏ خشن و غیر قابل اجرا می ‏باشد در صورتی که این‏گونه نیست. شرایطی که ما تحقیق کردیم تا دستی مجاز به بریدن شود، بیش از ۲۰ شرط است که باید محقّق شود به عنوان مثال، یکی از آن شرایط این است که دزد برای زندگی خود اضطرار نداشته باشد. اضطرارِ نوعی هم نباشد، مثلًا در جامعه گرانی، مخمصه و قحطی نباشد؛ حتی عدم امنیت اقتصادی هم در جامعه نباشد.

 

 پروفسور روژه گارودی‏ ( فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی)

روژه گارودی جامعه شناس و فیلسوف مشهور فرانسوی به دنبال مطالعات و بررسی ادیان در۱۹۸۲ میلادی به دین اسلام گروید و نام خود را به حاج محمد رجاء تغییر داد. روژه گارودی درباره مسلمان شدنش می‌گوید: «من جزو مجموعه‌ ای از نظامی‌های فرانسه بودم که در انقلاب سال (۱۹۶۰م) در الجزایر با الجزایری‌ها می‌جنگیدم و گروهی از مجاهدان مسلمان مرا به اسارت گرفتند. فرمانده‌ این گروه یکی از مجاهدان را مامور کرده بود تا مرا در کوه اعدام کند. وقتی با آن مجاهد مسلمان تنها ماندم از من پرسید: تو با خودت اسلحه داری؟ پاسخ دادم: نه! اسلحه همراه ندارم. آن مجاهد گفت: پس چطور فردی را که با خود اسلحه ندارد، بکشم؟ و آن‌گاه مرا آزاد کرد. این ماجرا سال‌ها ذهن و دلم را به خود مشغول کرده بود و همیشه آن را به خاطر می‌آوردم و سرانجام به تحقیق درباره‌ اسلام پرداختم و یقین پیدا کردم که آن مجاهد با الهام از عقیده‌ و اخلاق اسلامی با من چنان برخوردی داشته و این رویداد بیشترین تأثیر را در مسلمان‌شدن من (که تمام دنیا را تکان داد) – داشته است».

وی دارای مدرک دکتری فلسفه و استاد دانشگاه پوآتیه در ۱۹۶۵ میلادی بود. همزمان با مطالعات و تحقیقات درباره اسلام ۲ کتاب به نام های وعده‌های اسلام و برای اسلامی قرن بیستمی منتشر کرد. از مهم ترین فعالیت های او دایرکردن تنها موزه مربوط به حکومت اسلامی در برج خلیفه اسپانیا است. روژه گارودی در ۱۳۶۴ خورشیدی به حضور استاد جعفری رسید و پرسش هایی درباره شخصیّت زن در اسلام مطرح کرد. علامه جعفری در پاسخ به این پرسش گارودی که آیا زنان مسلمان نقشی موثر در تمدن اسلامی داشته‌اند؟، گفت: به نظر می‌رسد نقش زنان در تمدن اسلامی، هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم جدی بوده است، البته منظور از تاثیر غیرمستقیم آن نیست که وجود زن‌ها نقشی ثانوی در تمدن داشته است، بلکه‌ همان طور که می‌بینیم، تلاش‌ها و فداکاری‌های آنان در آماده کردن امکانات و زمینه‌های خانوادگی و تعلیم و تربیت فرزندان به معتقدات اسلامی بسیار فراوان بوده و حتی در آن مورد که مادران در این جریان مسامحه می‌کرده‌اند، به عنوان اینکه آنان از انجام وظیفه مادری کوتاهی کرده‌اند، مورد توبیخ قرار می‌گرفته‌اند و بالعکس در صورت انجام این وظیفه مذهبی مورد تحسین و تمجید بوده‌اند و اما نقش زنان در تمدن اسلامی هم به طور مستقیم اساسی‌ترین نقش زن‌ها در تمدن اسلام از مسیر علم و ادب و فرهنگ به معنای عام آن بوده است.

 
  

 برتراند راسل (متفکر و فیلسوف انگلیسی)

یکی از مشهورترین افرادی که میان سال‌های ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ خورشیدی با استاد علامه جعفری از طریق مکاتبه به تبادل اطلاعات و آرا پرداخته اند، فیلسوف و اندیشمند معاصر انگلیسی برتراند راسل بود. علامه جعفری در توضیح شخصیت فکری برتراند راسل می آورد: این شخصیت، بدون تردید از سرعت انتقال ذهنی، حافظه، قدرت بیان و خصوصاً ساده کردن مفاهیم و مسایل فلسفیِ دشوار و هم‏چنین طنزنویسی لطیف و نگرش علمی در حدّ عالی برخوردار است. او بدون شک از پیشتازان منطق ریاضی بوده، تفسیری بسیار خوب پیرامون نسبیّت اینشتین دارد. به طورکلی، وی از متفکران درجه یک مغرب ‏زمینِ دوران معاصر بوده، نظریات علمی و فلسفی او تا حدّ قابل توجهی در مشرق‏ زمین و جوامع مسلمان نیز مطرح شده است. بارقه‏ های فکری آقای راسل گاه بسیار جالب بوده، می ‏توان گفت: نظریات موجود در ارزیابی این شخصیت، مختلف است و افراط و تفریط های فراوان درباره وی مشاهده می ‏شود. آقای راسل به رغم داشتن امتیازات یادشده، یک فلسفه سیستماتیک را که بازگوکننده توصیف و تحلیل همه مسایل ارتباطات چهارگانه (ارتباط انسان با خویشتن، با خدا، با جهان هستی و با هم‏نوعان خود، «آن‏چنان که هستند» و «آن‏چنان که باید باشند»)، برای بشریت عرضه نکرده است.

گزیده‌ای از  نامه‌نگاری علامه جعفری و برتراند راسل 

جناب آقای برتراند راسل

از نامه مورخ ۲۳ آگوست ۱۹۶۳ جنابعالی تشکر می کنم. اگر اجازه بفرمایید، سوالات زیر را جهت پاسخگویی ارائه می دهم:

الف- در ارتباط با سمبل های ریاضی همچون x، فرض بر آن است که نشانگر متغیرات باشند. به اعتقاد من، چون در x فی نفسه و با مدلول x، تغییری وجود ندارد و این که x فقط می تواند بر همه اشیا و یا اعداد دلالت کند، بنابراین، x نمایانگر ثوابت از پیش مشخص و تعیین شده است و در هر حال استفاده از عبارت متغیر برای x دقیق نیست.

ب- در صفحه ۳۱ از کتاب برتراند راسل عقاید خود را بیان می کند، شما می فرمایید که : چیزهای زیادی هستند که بزرگتر از خود است. منظورم مثلا در درجه اول خانواده شما، ملت شما، نسل بشر، همه این ها از خود بزرگتر هستند و این موارد برای آن که بشر بتواند احساس ناب و پاکی از نیکی و خیراندیشی داشته باشد، کافی است. بدون شک، انسان احساسی ناب به خانواده خود، به ملت و بشریت دارد، ولی به نظر من انسان احساس عمیق و با ارزش تری دارد که نمی بایست مورد غفلت قرار گیرد. این احساس عبارت است از: جستجوی کمال و رو به عبادت کامل رفتن. به نظر من، یکی از اصول اساسی مذاهب بزرگ، تاکید بر این نوع احساس و دریافت است. البته احساس خیراندیشی به طرف خانواده یا ملت و بشریت را نفی نمی کند.

                                                                                                                                         

جناب آقای جعفری

عبارت x چیزی جز متغیرات افاده نمی کند، زیرا مقدار x تابعی از مسئله است. این مقادیر ممکن است از قبل قابل تعیین و تشخیص باشند، ولی کاربردهای عبارت x به عنوان یک مفهوم و نشانه، باز هم در حال تغییر می باشد. جستجوی کمال (موجود کامل) نسبتا مبهم است و انگیزه های با عظمت به عنوان جستجوی کمال، با آن عمومیتی که شما پیشنهاد می کنید، نیست.

 

پروفسور هیسائه ناکانیشی

پروفسور هیسائه ناکانیشی دارای مدرک دکتری از دانشگاه کالیفرنیا و استاد کالج بین المللی کوریو و دانشگاه روابط بین الملل ناگویا است. وی آثار مهمی درباره زن و اسلام دارد. از آثار او می توان به اسلام و پوشش [زن]؛ اسلام و مدرنیته و  فلسفه و صلح جهانی اشاره کرد. او جزو آخرین دیدارکنندگان خارجی با استاد جعفری بود و درباره ویژگی های شخصیت و تفکرات استاد جعفری می گوید: جوانب عظمت استاد جعفری گوناگون و بیشمارند. با این حال بیش از هر چیز می توانم به دانش گسترده وی در مورد تمدن های اسلامی و نیز دیگر تمدن ها و حکمت و بینش عمیق وی اشاره کنم که امکان ایجاد آثاری این چنین دلسوزانه را درباره انسان های معاصر و نیز آینده به وجود آورد. در دیدار و گفت گو با ایشان کاملاً دریافتم که گرمای ذهن و قلب و عظمت نفس او باعث شده که این اندازه به ایجاد یک دنیای پر از صلح و همزیستی مسالمت آمیز اهمیت دهند و چنین میراث بزرگی برای ما باقی بگذارند.

در ادامه به بخشی از تبادل نظر ناکانیشی با علامه جعفری می پردازیم. ناکانیشی می پرسد: سال پیش، در روزنامه‏ تهران تایمز مطالبی از شما در خصوص حقوق بشر چاپ شده بود که فرموده بودید: «اروپایی‏ ها از نظر فلسفی اثبات کنند که بشر صاحب شرافت است و یک حیوان طبیعی نیست». لطفاً درباره این مطلب توضیح دهید و بفرمایید آیا نظر اسلام در این مورد با اروپایی ‏ها (مغرب‏ زمین) تفاوت دارد؟

استاد جعفری در پاسخ گفت: از این جهت آری. در اسلام، شرف و کرامتِ انسان قطعی است. در قرآن آمده است: وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ. ما قطعاً فرزندان آدم را اکرام کرددیم و به آن‏ها کرامت (شرف) دادیم. یعنی: اسلام برای همه انسان ‏ها، چه مسلمان و غیر مسلمان، شرف قایل است، ولی در مغرب‏ زمین این‏گونه نیست. اگر مبنا را بر فلسفه‏ توماس هابز و فلسفه ‏های‏ ماکیاولی‏ بگذاریم، این منافع انسان است که شرف دارد، نه خود او! اگر فلسفه‏ های ماکیاولی و سردمدارانی مثل قدرتمندان که از آن پیروی می‏ کنند، برای همه انسان‏ ها شرافت قایل بودند، این همه جنگ‏ ها و خونریزی‏ ها به پا نمی ‏شد. آیا وجود گرسنه‏ های آفریقا و بیچارگی‏ های دیگر انسان‏ ها با حقوق بشر سازگاری دارد؟ اگر بشر شرافت داشت، باید فکری به حال آن‏ها می‏ کرد و به وضع‏شان رسیدگی می‏ کرد. مگر آفریقایی‏ ها بشر نیستند و شرافت ندارند؟

ناکانیشی در ادامه بیان داشت: همه مکاتبِ فلسفیِ غرب، ماکیاولیست نیستند و نظر ماکیاولی تنها یک اصل فلسفی است.

علامه جعفری  جواب داد: این درست است، اما شواهد نشان می ‏دهد که بیش‏تر حکومت ‏های غربی بر این پایه ‏اند. یک مردِ بزرگِ اروپایی می‏ گوید: «عمل سیاستمداران را در فلسفه سیاسی نجویید»، یعنی: فلسفه سیاسی چیزی است که فلاسفه درباره آن بحث می‏ کنند، سیاست نیز مقوله ‏ای جداگانه است که سیاستمداران مشغول آن می‏ باشند.

 پروفسور محمّد عبدالسلام

محمّد عبدالسلام فیزیکدان مسلمان اهل پاکستان و برنده جایزه نوبل است. او علاوه بر جایزه نوبل در طول ۴۰ سال حدود ۲۰ جایزه بین المللی دریافت کرد. از خصوصیات شخصیتی وی تلاش او برای سهیم کردن کشورهای جهان سوم در علم و فن آوری است و او بر این باور بود که کشورهای جهان سوم و به ویژه مسلمانان باید به تربیت جوانان و دانشمندان جامعه خود همت گمارند. پروفسور عبدالسلام در سی‏ام(کشوری در آسیای جنوبی) و در آبان ۱۳۶۷ خورشیدی در منزل استاد جعفری به تبیین این ضرورت که جوامع اسلامی باید همچون دیگر جوامع در مسیر پیشرفت علم و صنعت حرکت کنند و در باب اهمیت علم و فلسفه به تبادل آرا پرداختند.

 

استاد جعفری درباره ارزیابی عبدالسلام از فلسفه می گوید: آن‏گونه که من از سخنان شما (آقای محمّد عبدالسلام) احساس کردم، نظرتان درباره فلسفه و ارزیابی آن، آن‏چنان که باید، به طور کامل مطرح نشد. ما در این‏جا باید مساله را تحلیل کنیم و ببینیم منظور از فلسفه چیست؟ اگر منظور از فلسفه، یک عدّه مفاهیم بسیار کلّی و تجریدی است که انطباقش با واقعیات، امکان‏ ناپذیر است یا احتیاج به فعالیّت ‏های ذهنیِ بریده از واقع دارد، البتّه ما هم موافقیم چنین فلسفه‏ ای نه تنها برای ما مفید نیست، بلکه نمی‏ توان در عرصه دانش و بینش آن را مورد دفاع‏ قرار داد. اینجانب در درس‏ ها، سخنرانی ‏ها و تألیفات خود، فراوان این مطلب را عرض کرده‏ ام، امّا ما باید حقیقتِ مساله را صرف ‏نظر از این‏که امروزه یا در گذشته، کلمه فلسفه چه مفهومی را در بر دارد، بحث کنیم. فلسفه، بیان ‏کننده حقایقی است که در مرحله سوّم از معرفت بشری قرار می‏ گیرد. بنابراین، مجبوریم نخست ۲ مرحله معرفت بشری را بیان کنیم و در مرحله سوم، تفکرات فلسفی را متذکر شویم. مرحله اوّل، مرحله دانش است که مستند به حواس، ابزار دیگر، تعقّل و اندیشه‏ هاست؛ همان‏گونه که تاکنون مورد عمل بود و اکنون نیز در جریان است، در آینده هم باز انسان در ارتباط با واقعّیات از این مسیر به نام علم استفاده خواهد کرد. همه می ‏دانیم که کوشش ما برای به دست آوردن معرفت‏ های بالاتر در دانش‏ هایی که موضوعات محدودی را از طرق محدود در بر گیرد، منحصر نمی ‏شود. ما مباحث نظری داریم. شاید همه ما قبول داشته باشیم که در مقابل فیزیکِ علمیِ محض که هیچ احتمال خلافی در آن متصوّر نیست، فیزیک نظری هم وجود دارد. فیزیک نظری در مرحله دوّم قرار می‏ گیرد، یعنی بعد از مرحله فیزیکِ علمیِ محض .

منابع

جعفری تبریزی، محمدتقی؛ تکاپوی اندیشه ها (مجموعه ای از مصاحبه ها وگفت وگوهای شخصیت های خارجی با علامه محمدتقی جعفری )، تهران، موسسه  تدوین و نشر آثار علامه جعفری، ۱۳۹۲

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha