کتاب"سیمای سمیرم در ادوار تاریخ"روایت اجتماعی و سیاسی هزارچشمه

اصفهان- ایرنا- کتاب «سیمای سمیرم در ادوار تاریخ» در 2 بخش و 43 زیربخش روایتگر دوره‌های مختلف تاریخی و گذشته سیاسی و اجتماعی این سرزمین هزار چشمه است.

واژگان و نام هایی چند شبیه کلمه سمیرم، با معنا و مفهوم هایی تقریباً مشابه که بیشتر آنها به سردی آب و هوای این دیار مرتبط هستند، اما در «برهان قاطع» وجود نام سمیرم را با مفاهمیم توحیدی و مذهبی مقرون دانسته اند و نوشته اند: بانی این خطه «سام ابن ارم نوح» بوده و نام آن محل سام آرام است که در اثر کثرت استعمال سمیرم شده است. «فرهنگ آنندراج» نیز همین نقل قول را تایید می کند.

در کتابی از «محمدحسن خان اعتمادالسلطنه» نوشته اند که سمیرم بلده ای است واقع در دامنه و پای کوه که اشجار گردو و فواکه های زیادی دارد و در آن مسجد جامعی است خوش وضع و تازه ساز که دور دکاکین و بازار است...

گویا در دوران حکومت کریم خان زند، بلدیه سمیرم از رونق خاصی بهره مند بوده  در کتاب «کاروند کسروی» هم آمده است: سمیرم اسپَهان، دزی استوار میانه اسپهان و فارس می بوده و قصه در بند کردن سالار مرزبان توسط رکن الدوله دیلمی در آن داستانی شناخته شده است. اکنون نیز شهرک و کوره ای به همین نام در همانجا برپاست و دارای 1500 خانه است.

وجود میل های سنگی دوران کهن، 120 واحد عصاری(روغن کشی)، آثار باستانی با سابقه 700 ساله قبل از میلاد مسیح(به تازگی آثاری با قدمت 5هزار سال قبل از میلاد در سمیرم کشف شده است) تل های شاهی، وزیری و تل مش کریم، طاقچه بُت دوران ساسانی، گوردخمه ها و 49 محوطه باستانی و خانه های دست کند و صخره ای نشان از تاریخ و تمدن دیرپا و به قول دکتر محمدحسین ریاحی پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه دست نیافتنی این خطه کوهستانی دارند.

سمیرم آریایی

درباره قلعه سنگی( قلعه مختارخان، داش قله سی یا دژ بهمن) در کتاب «اقلیم پارس» تصویری از این قلعه منتشر شده که در شرح آن آمده است که این دژ از آثار باستانی عهد ساسانیان است. عکس قلعه را هم «پروفسور واندنبرگ» اتریشی گرفته است.

در کتاب «فرهنگ جامع نام ها و آبادی های اصفهان» هم نوشته اند: سمیرم از مراکز تمدن و زیست گاه های آریایی ها بوده و دلیل این مدعا هم وجود نام های کهن و اَوستایی اماکن این دیار است.

ضرب سکه در زمان سلجوقیان و سلسله صفویه در سمیرم رونق داشته و یکی از وزیران سلجوقی بنام «کمال الملک وزیر» سلطان محمود ملکشاه سلجوقی سمیرمی بوده است.

آثاری همچون قله وهانزاد و نارنج یا نارین قلعه از دوران اتابکان فارس هم در مرکز این شهر در پارک تقرچه و زیرمدرسه به چشم می خورند و همچنین به حمله زُم کردها در دوران حکومت تیموریان به این منطقه در کتاب اشاره شده است.

شکوه و عظمت ایران، اصفهان و حتی سمیرم در دوران امپراطوری بزرگ صفوی است و در کتاب به نقل از «تاریخ مُنتظم ناصری» سفر شاه عباس دوم در سنه 1066 قمری به سمیرم و چشمه آب ملخ، در زمان حاکمیت حاکمی به نام «قلندر سلطان تفنگچی آقاسی» اشاره شده است.

همچنین در کتاب «خُلد برین» واله قزوینی در همین رابطه نوشته اند: ...و سراپرده زرنگار شهریار روزگار، در کنار آن آبشار به چرخ نیلی حصار، پیوسته و اورنگ آرای سریر فریدون و جام جم خوشگوار از ساقیان شکر لب شیرین گفتار، طلب داشته در آن مجلس اِرم نشان، کامیاب و کامران جنبش آرای بزم خوش دلی به سر می برند.

از دیگر نشانه های اهمیت سمیرم در زمان شاه عباس دوم انتخاب یکی از رجال سیاسی بنام «بوداق سلطان» برای عزیمت و اعلام دوستی به هندوستان از طرف پادشاه صفوی است.

نزاع خونین زندیه و قاجار در سمیرم

سمیرم در زمان حکومت زندیه وقایعی چند را شاهد بوده است و لطفعلی خان در این خطه حضور یافته است. در کتاب «قلعه پری» درباره درگیری لطفعلی خان زند با لشکریان آغا محمدخان قاجار به عنوان واقع سمیرم یاد شده که طی آن سرنیزه ها جای گلهای وحشی و مگس های تن آزار محیط را پر کرد و این خشونت با رسیدن سواران قاجار صدچندان شد.

طبق نوشته ای در کتاب «اصفهان زادگاه جمال و کمال» سمیرم محل نزاع قاجار و زند گردید و جوی خون از هر طرف جاری شد.

بنای مسجد جامع قلعه، دوران حیات مُلا محمد تقی سمیرمی، سفر ظلّ السطان حاکم نادان و ظالم اصفهان به سمیرم، قحطی سال 1282 خورشیدی در سمیرم و مهاجرت به جنوب، شیوع وبا و خشکسالی(سال های 1277 تا 1288 به بعد هر دو سال یکبار خشکسالی بوده است) از جمله وقایع دوره قاجار در این وادی است.

چپاول سمیرم در سال غارتی

در دوران سیاه پهلوی فرمانروایی بر سمیرم به دست خوانین قشقایی بوده و صفحات زیادی از کتاب به  این دوران، بویژه نبرد معروف سمیرم و مشهور به سال غارتی در سال 1320 مربوط می شود.

سال های حکوکت پهلوی زمانه زورآزمایی خان ها و ایلات با هم و با دولت مرکزی ایران است و از بد روزگار، سمیرم و سمیرمی ها در این میان به ناحق و بدون دخالتی در دعوای خوانین، غارتگران و دولت بی کفایت شاهنشاهی بر سر قدرت و ثروت درگیر جنگی نابرابر می شوند و همه دارایی، اموال، جان و مالشان به یغما می رود.

نشریه اطلاعات هفتگی در شماره 114 به تاریخ 24 تیر 1322 در گزارش این جنگ را «سرنوشت شوم پادگان سمیرم» لقب داده است. سمیرمی که گویا حکومت نظامی در آن از سال 1308 تا سال 1314 برقرار و بر مدار بوده است.

همدستی سران بویراحمدی و قشقایی های حامی آلمان ها در دوران جنگ جهانی دوم، نمایش قدرت قشقایی ها در سال 1320 و تداوم آن تا سال 1322 و آغاز جنگ در نهم تیرماه همان سال در کتاب قید شده و ادامه می دهد: 10 هزار قشون ایل در برابر 700 نیروی نظامی دولت بی کفایت وقت، به فرماندهی «سرهنگ حسنعلی شقاقی» در روزهای سیاه چهارشنبه، پنجشبه و جمعه درگیر می شوند و سمیرم را غارت می کنند.

مرحوم «سیمین دانشور» درباره حمله بویراحمدی ها و قشقایی ها به ستون نظامی سمیرم که از آباده فارس عازم سمیرم بودند، جریان را به صورت داستانی آموزنده از زبان فرمانده ستون موتوری که از حادثه جان سالم به در برده نقل می کند و در بخشی از گفتگو می نویسد: بویراحمدی ها چهارنعل می آمدند و از روی سرم پریدند و خاک می پاشیدند رویم  که غارت شروع شد. اول اسلحه ها را گرفتند صدای کرنا و طبلشان می آمد و سرودشان را از بس شنیدم از بر شدم.

سر کُتل، پایین کتل اردو دیاره/ سهراب خان دوربین بنداز ببین چند هزاره...

بیشتر منابع و اسناد از روزنامه اطلاعات و کتاب های تاریخی محلی است. در جایی نیز سپهبد شاه بختی در پاسخ به سوالی درباره حادثه سمرم می گوید: »حادثه مهمی نیست و امثال این رخدادها در جهان فراوان روی می دهد!»

نویسنده کتاب امرالله قاسمی است و در همین بخش سوال هایی را بر اساس اسناد تاریخی پرسیده است. اگر شاه در مصاحبه اش با کرمیت روزولت گفت آنها(قشقایی ها) دیگر حق ندارند در کشور من زندگی کنند آیا تاوان سخن شاه نادان را باید مردم سمیرم بدهند؟

مقصران اصلی چه دولتی‌ها، چه مهاجمان و غارتگران در کمال عیش و خوشی روزگار گذراندند ولی دادگاه پهلوی سرباز وظیفه ایزدپناهی را به 2 سال حبس محکوم می‌کند! سوال این است که آیا سرباز مقصر است یا تیسمار نخجوان فرمانده لشکر اصفهان که اختیار ستون سمیرم را داشته است؟

در همین زمان است که متاسفانه سیدضیاالدین طباطبایی از مسلح شدن عشایر دفاع کرده و عدم مداخله ارتش در امور عشایر را هم خواستار شده است.

«مهدی فرخ» استاندار وقت فارس(سمیرم تا سال 1342 جز استان فارس بود) در خاطرات خود نوشته است: در این نبرد شوم حدود 27 افسر جوان ایران کشته شدند و یکهزار و 200 قبضه تفنگ، مسلسل و همچنین هفت کامیون مهمات دیگر به دست غارتگران افتاد.

در سال 1321 نیز گروهی از طایفه گودسرایی به منطقه حنا در شرق سمیرم هجوم می‌برند و اموال قشقایی‌ها را غارت می‌کنند و اینجا مردم بی گناه حنا کشته های زیادی می‌دهند.

سرانجام «عبدالله ضرغام پور» سرکرده غارتگران، پس از سال ها یاغی‌گری و سرکشی و خلع سلاح پادگان سمیرم و کشتار طوایف مختلف خود را تسلیم دولت می‌کند و در خرداد ماه سال 42 اعدام می‌شود.

«خسروخان» نیز بعد از انقلاب به اتهام فساد، بلوا و رابطه با آمریکا تیرباران می‌شود.

تصویری از سرهنگ شقاقی که امروز به همراه دوتن از افسران ارتش وقت در ورودی گلستان شهدای سمیرم مدفون هستند و همچنین عکس‌هایی از خوانین غارتگر و چپاولگر در کتاب منتشر شده است.

نویسنده کتاب به نقل از پدرش درباره سال غارتی می‌نگارد: وقتی که صبح ساعت هشت الی 9 از روی پشت بام‌ها به سمت قبله شهر نگاه می‌کردیم، می‌دیدیم که تمام اموال و احشام ما کمک کم از پیش چشمانمان دور می شوند غمی غریب تمام وجودمان را فرا گرفته بود.

در بخش دوم کتاب آمده است: افسوس که تمدن ظاهر فریب شهرها، روستاهای شهرستان ما را از سکنه خالی کرده و در اکثر روستاها روستاگریزی امری قطعی شده است. سرزمین هزار چشمه زیباست، اگر مهاجران بی‌مهرش کمر به نابودی اشت نبندند.

شرح حال تعدادی از بزرگان و دانشمندان سمیرم، اعتقادات و آداب و رسوم محلی، نام کلانتران قدیم سمیرم سُفلی و علیا و نمونه‌هایی از آثار خوشنویس بزرگ جهان اسلام مرحوم شیخ حبیب‌الله فضایلی سمیرمی در ورق‌های پایانی کتاب نقش بسته‌اند.

در نقد کتاب می‌توان به این نکته اشاره داشت که ارتباط بخش اول، که بیشتر به دوران گذشته، حکومت‌های پادشاهان و حوادث مرتبط با سمیرم اشاره دارد با بخش دوم با عنوان اعتقادات محلی در یک قالب نمی‌گنجد.

کتاب «سیمای سمیرم در ادوار تاریخ» در 272 صفحه توسط انتشارات بقعه عتره منتشر شده است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =