درباره محمد رشیدرضا | اصلاح‌گر دینی در تقریب مذاهب

تهران- ایرنا- محمد رشیدرضا یکی از چهره‌های شاخص در عرصه وحدت‌آفرینی، همگرایی و بیداری مسلمانان کشورهای اسلامی به شمار می‌رود. او که به عنوان اصلاح‌گر دینی، تنها راه رهایی از عقب‌ ماندگی امت اسلامی را در اتحاد جهان اسلام و تقریب مذاهب جستجو می کرد.

به گزارش‌گروه اطلاع‌رسانی ایرنا، جلوگیری از فرقه‌گرایی در میان مسلمانان و تلاش برای حفظ وحدت اسلامی و همسویی امت اسلامی همواره مورد توجه و تاکید بزرگان و اندیشمندان دینی بوده است. در طول تاریخ نیز افرادی بوده اند که نسبت به پیامدهای ایجاد تفرقه و اختلاف هشدار داده و راهکارهایی را نیز برای پیشگیری از آن ارایه داده‌اند. از منظر اصلاح‌گران دینی، ضعف‌ سیاسی مسلمانان در سده های گذشته، باعث اختلاف و چندپارچگی امت اسلامی شده است. راه بیرون‌رفت از این ضعف و ناتوانی، توسل به آموزه‌های الهی و یکپارچگی امت اسلامی و تالیف کتاب‌هایی درباره وجوه و جنبه‏‌های مشترک مسلمانان سراسر جهان، برپایه اصول اسلام و تبلیغ آن به وسیله علمای اسلامی است. محمد رشیدرضا یکی از افرادی است که تلاش‌‏ها و اقدامات بسیاری برای وحدت اسلامی و همسویی مسلمانان صورت داد و او را در این راه می توان از پیروان شیخ محمد عبده و سیدجمال ‏الدین اسدآبادی به شمار آورد.

شیخ محمد رشیدرضا در خانواده ‏ای سوری تبار و در روستایی اطراف طرابلس لبنان به دنیا آمد. پس از فراگیری درس های مقدماتی به حفظ آیات قرآن کریم پرداخت و سپس به طرابلس رفت و در مدرسه‏ ابتدایی الرشیدیه که از مدارس دولتی عثمانی بود به تحصیل مشغول شد و علاوه بر دروس ابتدایی، زبان ترکی را نیز آموخت.

 در ۱۲۶۰ خورشیدی به مدرسه‏ الوطنیه الاسلامیه رفت که از مدارس پیشرو آن زمان و بنیانگذارش شیخ حسین الجسر (از علمای برجسته و پیشگامان نهضت عربی) بود. اما دیری نپایید که این مدرسه از طرف دولت عثمانی تعطیل شد. رشیدرضا برخلاف دیگر طالبان علم در کلاس ‏های غیررسمی شیخ حسین الجسر حضور یافت و علوم شرعی، عقلی و عربی را نزد وی فرا گرفت. در همان زمان علم حدیث را نزد شیخ محمود نشابه آموخت.(۱)

آشنایی او با اسدآبادی و عبده

رشیدرضا با مطالعه نشریه عروه ‏الوثقی با عقاید و دیدگاه‌های سیدجمال‏ الدین اسدآبادی و محمد عبده آشنا شد. وی مکاتباتی با سیدجمال‏ الدین اسدآبادی انجام داد و زمانی‌که شیخ محمدعبده به اتهام فعالیت ‏های انقلابی علیه دولت عثمانی به بیروت تبعید شد و در آنجا حلقه ‏های درس خود را در مدرسه‏ السلطانیه بیروت آغاز کرد، حضور عبده در طرابلس، این فرصت را مهیا کرد تا با رشیدرضا دیدار کند.

سیدجمال‌الدین اسدآبادی توسعه نهضت اسلامی را در مبارزه با حکومت و نقد علنی می‌دید، دیدگاه‌های شیخ محمد عبده هم در توسعه نهضت اسلامی، توسعه تعلیم و تربیت بود، رشیدرضا با مطالعه‏ اندیشه، روش و اصول  این ۲ توانست، روش خاصی را در توسعه‏ نهضت اسلامی و وحدت اسلامی ترسیم کند. او فعالیت‏‌های اسلامی و اجتماعی خود را از روستای قلمون زادگاهش آغاز کرد و در آنجا کلاس‏‌های دینی و تفسیر آیات قرآن را برپا کرد.

پس از عزیمت محمد عبده به مصر، رشیدرضا نیز به آنجا رفت و در این کشور با همراهی عبده پس از تبادل نظرهای فراوان مجله المنار را با هدف توسعه وحدت و اصلاحات اسلامی و اجتماعی و پاسخ به شبهات طرح شده از طرف غربیان درباره اسلام و حرکت در جهت همسویی مسلمانان پایه‌گذاری کرد.

نقد و بررسی اسرائیلیات و روایات جعلی درباره‏ اسلام، قرآن و پیامبر(ص) از جمله مباحثی به شمار می رفت که رشید رضا در مجله المنار به آن می‌پرداخت. او همچنین در مجله المنار بارها درباره گسترش مدارس تبلیغاتی مسیحیان که در کشورهای مختلف اسلامی به وسیله استعمارگران تاسیس می‌شد، هشدار می‌داد.

 اساس فکری رشیدرضا درباره حکومت و خلافت

از نظر رشیدرضا، نظریه های سنتی درباره حکومت اسلامی در جامعه امروز ناکارآمد است. او آموزه های شورایی قرآن در عصر جدید را مناسب‌ترین محتوا برای حکومت اسلامی می دانست. یکی از مباحث جدی و مهمی که پایه تفکر رشیدرضا را تشکیل می داد، بحث درباره خلافت و جایگاه خلیفه در حکومت اسلامی بود. او شرعی بودن اساس حکومت در اسلام را با تاکید بر سنت پیامبر(ص) و اجماع مسلمین ضروری معرفی می کرد.

مساله شورا نیز یکی از مهم ترین و جدی ترین مسایلی بود که رشیدرضا به آن توجه ویژه‌ای داشت. او برای این که خلافت اسلامی با دموکراسی تطبیق داشته باشد و همچنین برای دور کردن خلیفه از استبداد با توسل به آیات شورا، حکومت شورایی را پیشنهاد می کند. آیه های ۳۸ سوره شورا و ۱۵۹ سوره آل عمران، مستندهایی بودند که وی در این ارتباط به آنها اشاره می کرد. درباره اهمیت شورا رشیدرضا می‌گوید: مشورت لازم و واجب است و لذا امام می تواند در جایی که نص صریحی از جانب خدا و پیامبر خدا (ص) وجود ندارد و نیز اجماعی بر آن موجود نیست، اقدام به مشورت کند.

بخشی از فعالیت‌های رشیدرضا به مبارزه با فعالیت‏‌های تبشیری و تبلیغاتی غربیان که از طرف استعمار حمایت می‏ شد، مربوط می‌شود. وی ضمن توصیه‏ علما و بزرگان اسلامی به راه اندازی مدارس مترقی و جدید برای مقابله با فعالیت‏‌های غربیان، خود نیز انجمن دارالدعوه و الارشاد را تأسیس کرد. وی نخست هنگام دیدار از کتابخانه‏ هیأت مبلغان مذهبی آمریکایی در طرابلس در اندیشه‏ تأسیس این انجمن افتاد و از این راه می‌‏خواست هم تبلیغات هیأت‌های مذهبی مسیحی را در کشورهای اسلامی بی اثر گذارد و هم واعظان و آموزگاران جوانی برای تبلیغ شعائر اسلامی تربیت کند.(۲)

از مهم‌‏ترین فعالیت‌‏های رشیدرضا وحدت، همگرایی و بیداری مسلمانان و کشورهای اسلامی بود. محور فعالیت‏‌های وی در این زمینه در سه شاخه انعکاس یافت؛ مقالات او در مجله‏ المنار، سخنرانی و هشدارهایی که در محافل اسلامی و مکان‏ های آموزشی ایراد می‏ کردند و تألیف آثاری مانند الوحده الاسلامیه.

رشیدرضا در مجله‏ المنار که گستره‏ وسیعی را از جهان اسلام دربرمی گرفت، مقالات و یادداشت‏‌های مختلفی به منظور نزدیک کردن مسلمانان به یکدیگر به نگارش درآورد. وی خطر صهیونیسم و توطئه‏‌های استعمارگران را به مسلمانان و اعراب هشدار می‌‏داد و خواستار وحدت اسلامی در قبال صهیونیسم و استعمار بود. (۳)

رشیدرضا در خلال بیش از ۳۵ سال فعالیت و تلاش مداوم در پژوهش، نگارش، تألیف، سخنرانی در کنفرانس‌‏ها و نشست‌‏های مختلف، پایه‏ گذار نهضتی شد به نام نهضت السلفیه که از یک طرف پایه ‏گذار بسیاری از اصلاحات و رهایی از اسرائیلیات، احادیث جعلی، تحکمات مذهبی و نظایر آن بود اما از دیگر جهت از آن مایه عقلانیت عبده در او شاید نتوان نشان گرفت. هرچند نقش وی در طرح دوباره‏ عناصری چون شورا، مصالح عمومی و وحدت اسلامی انکارناپذیر نیست.

آثار

المنار (تفسیر القرآن العظیم) تفسیری است در ۱۲ جلد که با آیه ۵۳ سوره یوسف پایان می‌یابد. از ابتدای قرآن تا آیه ۱۲۶ سوره نساء به انشای شیخ محمد عبده و املای سیدرشیدرضا است و پس از آن، رشیدرضا به پیروی از سبک شیخ محمد عبده، آن را تا سوره یوسف ادامه داده است.  این تفسیر در میان تفسیرهای قرآن کریم دارای رویکردی سیاسی، اجتماعی و تربیتی است. از وی افزون بر تدوین المنار اثر قرآنی دیگری هم با عنوان الوحی المحمدی برجای مانده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.

از آثار او در زمینه توجه به حقوق زنان در اسلام می ‏توان به ۲ کتاب حقوق النساء فی الاسلام و مساواة الرجل بالمرأة اشاره کرد.

منابع

۱- عنایت، حمید: سیری در اندیشه سیاسی عرب، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۶.

۲-  همان منبع 

۳- همان  

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =