۲۲ آبان ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۱۲
کد خبرنگار: 3015
کد خبر: 83553195
۵ نفر

برچسب‌ها

درباره ابوالحسن‌میرزا | اتحاد اسلام دل‌مشغولی شیخ قاجاری

تهران- ایرنا- ابوالحسن میرزا مشهور به شیخ‌الرییس از شاهزادگان دوره قاجار بود که به عنوان خطیب، عالم و ادیب و یکی از چهره‌های سیاسی دوران مشروطیت شناخته می‌شد که نسبت به اندیشه اتحاد اسلام دل‌مشغولی داشت و با نوشته‌های خود، جهان اسلام را به اتحاد اسلامی و آزادی‌خواهی فراخواند.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ ابوالحسن میرزا معروف به شیخ الرییس، شانزدهمین فرزند شاهزاده محمد تقی میرزا حسام السلطنه پسر هفتم فتحعلی شاه قاجار بود که در ۱۲۶۴ قمری در تبریز دیده به جهان گشود. مادرش خورشید خانم دختر سهراب خان گرجی از امرای گرجستان بود که در زمان آقا محمدخان به هنگام فتح گرجستان به اسارت درآمد و پس از آن که در آذربایجان مورد توجه شاهزاده عباس میرزا قرار گرفت به همسری محمد تقی میرزا درآمد. وی فنون ادب، ریاضی، حکمت، کلام و اصول را در تبریز فراگرفت، سپس مقدمات علوم را در تهران و مشهد گذراند و حکمت قدیم را در تهران در محضر علی مدرس آموخت. البته باید اذعان کرد وی در ابتدا به مدت ۲سال به فراگیری علوم و فنون نظامی پرداخت اما به دلیل نارضایتی راهی مشهد می شود و لباس روحانیت می پوشد.

در اواخر ۱۲۸۹ قمری بود که به سامرا سفر کرد و تا ۱۲۹۴ قمری در آن شهر ماند و از حوزه درس میرزای شیرازی بهره برد و پس از کسب اجازه اجتهاد از میرزای شیرازی با عنوان مجتهدی بزرگ به ایران بازگشت. در این سال بود که وی از طرف ناصرالدین شاه به شیخ الرییس ملقب و ریاست کتابخانه حرم امام رضا(ع) به وی واگذار شد.

بنابراین وی بعد از بازگشت از عراق، مامور خدمت در آستان قدس رضوی  می شود و در آنجا به وعظ و سخنرانی می پردازد و مسوولیت دارالشفای رضوی را بر عهده می گیرد. در این شهر وی به انتقاد از حکومت استبدادی حکام وقت پرداخت و در سخنرانی های خود از آزادی، اتحاد و اتفاق صحبت کرد و با سخنرانی های خود نقش مهمی در تنویر افکار عمومی ایفا می کرد.

اما این خطیب برجسته در ۱۲۹۶ قمری با محمد تقی میرزا رکن الدوله برادر ناصرالدین شاه که حکمران خراسان بود، درگیر شد، بنابراین به اتهام بهایی گری به کلات نادری تبعید شد. وی پس از مدتی به عشق آباد، بخارا،  سمرقند و قفقاز سفر کرد و بعد در ۱۳۱۰ قمری عازم استانبول شد. این عالم برجسته در بیرون از ایران فعالیت‌های انقلابی خود را شروع کرد و با چاپ نوشته های خود مردم را به اتحاد و وحدت اسلامی دعوت کرد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت هفته وحدت به بررسی فعالیت ها و نقش ابوالحسن میرزا قاجار در وحدت آفرینی و اتحاد مسلمانان پرداخته است.

سفر به استانبول و نوشتن رساله اتحاد اسلام

شیخ الرییس بعد از متزلزل شدن موقعیت خود در مشهد در ۱۳۰۲ قمری به عشق آباد و از آنجا به استانبول رفت. بنابراین می توان گفت استبدادی بودن نهاد حاکمه و سختگیری علیه او مهم ترین دلایل سفر او به استانبول بود. بنابراین شیخ در ۲۹ ذیقعده ۱۳۰۳ قمری به جمعیت اتحاد اسلام که به دستور سلطان عبدالحمید تشکیل شده بود، پیوست. در جلسات آنان شرکت کرد و برای اتحاد ایران و عثمانی پیشنهادهای ارزنده‌ای ارایه کرد که با پیش شرط‌هایی از طرف سلطان عثمانی مورد تایید قرار گرفت. همچنین برای کاهش اختلافات میان ایران و عثمانی گفت وگوهای سودمندی با مقامات آن کشور انجام داد.

از جمله فعالیت های شیخ الرییس در استانبول می توان به وعظ و تدریس وی در دبستان ایرانیان، همکاری وی با انجمن اتحاد اسلامی اشاره کرد. باید گفت، همکاری ایرانیان مقیم استانبول با سیاست اتحاد اسلام به دلیل ستیز و دشمنی آن ها با دولت استبدادی ناصرالدین شاه بود. بدین ترتیب سفرهای شیخ الرییس به عثمانی باعث آشنایی و همکاری وی با انجمن اتحاد اسلام شد.

وی در راستای اتحاد مسلمانان به تالیف رساله اتحاد اسلام دست زد. شیخ در سرگذشت خود هدف از تالیف این رساله را اعلام کلمه اسلام و احیای دین حضرت محمد(ص) می داند که مردم با این دین به رفاه و آسایش می رسند. این رساله از جمله بهترین رسایل به زبان فارسی در ارایه راهکارهایی برای اصلاح مباحث دینی به شمار می رود. وی علاوه بر مباحث دینی در این کتاب به تحلیل و بررسی عوامل انحطاط و عقب ماندگی ایران پرداخته است. حامد الگار معتقد است برای ایجاد وحدت عمل سیاسی لازم بود که افرادی چون شیخ الرییس راه هایی برای اصلاح مسایل اسلامی نشان دهند و این رساله از این نظر، بهترین رساله فارسی در این زمینه به شمار می آید.

این عالم برجسته در استانبول در جلسه ها و گفت وگوهای راجع به اتحاد اسلام شرکت و برای پیشبرد اهداف اتحاد اسلام سخنرانی هایی ایراد می کرد. در واقع شیخ و دیگر روشنفکران ایرانی به دلیل خطری که از طرف کشورهای اروپایی احساس می شد با سیاست اتحاد اسلام همکاری می کردند. همچنین باید گفت اندیشه سیاسی اتحاد اسلام در سده نوزدهم میلادی با اندیشه های افرادی مانند سید جمال الدین اسدآبادی تشریح و تبیین می شد. این اندیشه در زمینه احیا و تجدید حیات اسلام و رفع انحطاط و جمود فکری مسلمانان  و زدودن خرافات از دین اسلام مطرح شد به عبارتی دیگر شیخ الرییس در ۱۳۱۲ قمری به تاثیر پذیری از اسدآبادی رساله اتحاد اسلام را تدوین کرد.

همکاری با انجمن اتحاد اسلام در استانبول

شیخ الرییس در استانبول برای مدتی مسوولیت انتشار روزنامه اتحاد اسلام را بر عهده گرفت و در این روزنامه اهداف سلطان عبدالحمید را درباره سیاست اتحاد اسلام برای ایرانیان و مسلمانان روشن می کرد. این عالم برجسته در نوشته های خود با اشاره به روحانی بودن خود و این که اختلافات شیعه و سنی در مذهب شیعه وجود ندارد، سلاطین عثمانی و ایران را برادر و برابر معرفی می کند. در این روزنامه میان شیخ الرییس و سید جمال الدین اسدآبادی همکاری های زیادی وجود داشت، چون هر ۲ بر سر موضوع مبارزه با استبداد داخلی در ایران توافق داشتند و خواهان وحدت مسلمانان بودند.

میرزا یحیی بزرگ‌ترین نتیجۀ تکاپوهای اتحاد اسلام سیدجمال‌ را شکست سلطنت ناصری و دل دادن به بیداران ایران می‌داند و به نقش شیخ الرییس هم اشاره می کند و می‌نویسد: در تهران هم حوزه‌ای تشکیل می‌شود از بیداران تا هواخواهی از حوزه ملی استانبول بنمایند. اغلب اعضای این حوزه از دوستان مخصوص سیدجمال‌الدین می‌باشند. برای نمونه در حوزه استانبول افرادی مانند ابوالحسن میرزا شیخ‌الرئیس قاجار، حضور داشتند که در آنجا نقش مهمی در بیداری مردم ایفا کرده است و برای اتحاد مسلمانان زحمات فراوانی کشید.

همچنین شیخ الرییس به اتحاد دولت ایران و عثمانی به عنوان یک ضرورت اساسی توجه می کند و معتقد است این کار بایستی با انعقاد عهدنامه های سیاسی صورت گیرد. شیخ در رساله خود از اتحاد پیامبر (ص) با یهود و موضع حضرت علی(ع) در زمان خلفای راشدین مثال هایی می آورد. علاوه بر اتحاد ۲کشور ایران و عثمانی او به اتحاد دیگر کشورها نیز توجه می کند در واقع وی برای مقابله با استعمار این اتحاد را ضروری می داند.

باید اذعان کرد شیخ الرییس باوجود شاهزاده بودن به مبارزه با حکومت استبدادی پرداخت و با خلق اثری مانند رساله اتحاد اسلام توانست سهم بزرگی در روشنفکری افکار و اتحاد مسلمانان به خود اختصاص دهد.

ابوالحسن میرزا و انقلاب مشروطیت

بیداری افکار عمومی از دوره ناصری به بعد مرهون تلاش ها و روشنگری های افرادی بود که با افکار خود حاکمیت استبدادی قاجار را به چالش کشیدند. بدون تردید در شکل گیری و تکوین این انقلاب مردمی، علمای بزرگ و روشنفکران برجسته ای که به بسیاری از مشکلات فکری و ذهنی کشور در آن عصر آگاه بودند، نقش داشتند. یکی از این افراد شیخ الرییس بود که در پرتو تلاش های وی و دیگر روشنفکران این انقلاب به بار نشست.

شیخ الرییس در ربیع‌الاول ۱۳۰۴ قمری به فرمان ناصرالدین شاه به ایران بازگشت و در جریان مشروطیت به صف آزادی خواهان پیوست و از جمله افرادی بود که بعد از انهدام مجلس و مشروطیت دستگیر و در باغشاه محبوس شد. با آنکه وی از تبار قاجار بود در منابر و مساجد علناً از شاه بدگویی می‌کرد. با این حال وی توانست بعد از فتح تهران به منصب نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شود و به عنوان نماینده مردم مازندران به مجلس شورای اسلامی راه یابد. آخرین صحنه حضور سیاسی شیخ در جریان اغتشاشات مربوط به قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله بود که علیه این قرارداد به مبارزه برخاست.

 آثار و تالیفات

 از جمله نوشته ها و آثار وی در خصوص بیداری افکار عمومی و اتحاد اسلام می توان کتاب اتحاد اسلام، الابرار، منتخب النفیس، رساله نقد فرقه‌ها، فصل الخطاب، سفرنامه‌ استانبول، نافع و سراج لامع، نافع‌الافهام و رافع‌الاوهام مناصب اشاره کرد. لازم به ذکر است که این ادیب توانا دیوان شعری هم از خود برجای گذاشته و متخلص به حیرت است. او بر نظم و نثر پارسی تسلط داشت و دیوانش در بمبئی به چاپ رسیده است. وی در شعر و نثر برخلاف بسیاری از شعرای هم عصر خود افکار نویی را دنبال می کرد و اشعار او حکایت از اوضاع نابسامان ایران آن روز دارد و بیانگر این واقعیت است که شیخ به مقتضیات زمان سخن می گفته است.

نکشد گر اجل اندیشه ایران کشدم                        فکر این مملکت یکسره ویران کشدم

من نه آشفته گیسوی پری رویانم                        حال آشفته این خلق پریشان کشدم

گفتم از دولت خود چاره ملت طلبم                      با که این درد توان گفت که درمان کشدم

حرم امن بسی دور و از آن می ترسم                    عاقبت سرزنش خار مغیلان کشدم

فکر قانون و شفایی بکن ای شیخ الرئیس               ورنه رنجوری با رنج فراوان کشدم

سرانجام وی در رجب ۱۳۳۹ قمری پس از نیم قرن مبارزه با استبداد داخلی و خارجی و تلاش برای وحدت اسلام در ۷۴ سالگی در تهران دیده از جهان فروبست و  در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) و در ایوان مقبره ناصرالدین شاه قاجار به خاک سپرده شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =